مقدمه:  خیزش شکوهمند ژینا در آستانه‌ی واردشدن به چهارمین ماه خود است. بااین‌حال ضرب‌آهنگ این خیزشْ در مکان‌ها و فضاهای مختلف و در مقیاس‌های    محلی، منطقه‌ای و سراسری، در سپهرهای اجتماعی و اقتصادی و نیز در میان طبقات، اقشار و گروه‌های اجتماعی، همواره نایکنواخت و ناهم‌سنگ جریان داشته است. پیشتازیِ درخشان کردستان در نسبت با سایر مناطق، این روند نامتوازن را بیش‌ازپیش در کانون توجه برنشاند، به‌طوری‌که بعضاً دلسردی و نومیدی را در میان بخش‌هایی از کنش‌گران اجتماعی و سیاسی به همراه داشته و گاه به جدل و تنش‌های نرم در فضای مجازی منجر شده، که این نیز می‌تواند به‌نوبه‌ی خود احساس هم‌دلی و هم‌سرنوشتی میان ستم‌دیدگان را تضعیف کند.

یادداشت های جنبش کارگری: سوال اساسی که در برابر قیام حاضر قرار دارد مربوط به نقش کلان طبقه کارگر در سیاست است: چرا طبقه کارگر با اعتصابات گسترده و سراسری خود در قیام جاری حضور ندارد؟

در پیش نهادن این سوال و تلاش برای پاسخ به آن ابتدا طرح چند نکته ضروری است: اول، منظور از کارگر اینجا به معنای گسترده آن و شامل کلیه مزد بگیران و حقوق بگیران و استثمار شوندگان که تولید کننده همه کالاهای صنعتی و خدماتی و کشاورزی و درمانی و بهداشتی و آموزشی و علمی و ادبی و هنری و تفریحی و از اینرو تنها تولیدکنندگان کل ثروت موجود می باشند است.

 قسمت ششم یلدای خونین
ما کیستیم ؟ – وارثان خون و شهادت: عده ای از مبارزان قبل انقلاب که در قیام سال ۱۳۵۷ مشارکت فعال داشتند و تقاص ان را با بیش از ۵ سال زندان در اسارت گاه های خمینی جلاد پس دادند و سپس با درس گیری از تجارب و اشتباهات در تمام کنش های اجتماعی از سال ۱۳۷۸ فعال شرکت نموده و تلاش کرده اند تا این کنش ها را جهت دار نمایند وآن ها را از الودگی های سیاست های اصلاح طلبان دروغین و مدعیان داخل نشین و خارج نشین پالوده نمایند.

نیابتی مانند ِ هر فرقه سالار ِ اراده گرای دیگری، واقعییت ِ مادی و تاریخی ِ معینی چون جامعه با خصوصییت های خودویژه ی آن رادر ذهن ِ خویش سلب ِهوییت وماهییت کرده و ایده های غیر ِ واقعی و غیر ِ تاریخی ِ ذهنگرایانه ی خود و فرقه اش را به آن نسبت می دهد تا آن را مطابق ِ درک و اراده ی معطوف به قدرت ِ خود وفرقه جلوه گر سازد و به دیگر افراد ِجامعه نیز بقبولاند که این خصوصیت ها متعلق به جامعه ای است که باید « به نیروی آلترناتیو»ی که او درذهن دارد تغییرکند.

برای جمهوری اسلامی تنها یک سرنوشت را میتوان پیش بینی کرد و آنهم سقوط است. چند روز زودتر یا دیرتر! بخش بزرگی از نیروهایی که مستقیما در سرکوب اعتراضات شرکت داشته اند خود با محدودیتهای بسیار مواجه شده اند. هراس از شناسایی شدن آنها را بوحشت انداخته است. تردد شان بسیار محتاطانه شده است. قاتل مهران سماک انزلی چی از ترس انتقام و خشم مردم با خانواده اش به اداره آگاهی پناه برده است.هجوم شبانه جوانان به محل سکونت شناسایی شدگان بسیار بوده است. امنیت از آنان گرفته شده است همانطور که آنرا در طول چهل و چند سال حکومت شان از مردم کشورمان گرفتند. از نیروهای رسمی و غیر رسمی سرکوب رژیم تنها یک انتظار میرود و آنهم ریزش بدنه آن بطور گسترده است.

به‌دنبال تهدید تحریم اعضا و سازمان‌هایی «دعوت از روزبه پارسی برای شرکت در کنفرانس ملی سالانه «مردم و دفاع» لغو شد.» پیش‌تر نیز جمعی از ایرانیان آزادی‌خواه، برگزارکنندگان جلسه او در استکهلم را متوجه ماهیت او کرده بودند در نتیجه جلسه‌ای که شروع شده بود مجبور به تعطیلی آن شدند.  در ماه ژانویه 2023، کنفرانس ملی سالانه «مردم و دفاع» در سوئد برگزار می‌شود. قرار بود روزبه پارسی، این عنصر مدافع جمهوری اسلامی و رییس بخش برنامه‌ریزی انستیتوی خارجی نیز یکی از سخنرانان آن باشد. اما اینک هیات مدیره سازمان «مردم و دفاع» به دنبال تهدید برخی دیگر از شرکت‌کنندگان مبنی بر تحرم کنفرانس در صورت شرکت روزبه پارسی، تصمصم به لغو دعوت از وی گرفته است.

از هم گسستگی قدرت درایران *: رژیم در مواجهه با تظاهر کنندگانی که همچنان بر عزم خود پایدارند، برای باز گرداندن آرامش راهکار اعمال خشونت را برگزیده است. اما بخش کوچکی از مراجع مذهبی از فقدان سازوکار های مسالمت جویانه بین قدرت و معترضین ابراز تآسف می کنند. چنین به نظر می رسید که رهبر به دنبال شورش های متوالی که در تمام ایران پس از کشته شدن مهسا امینی بدست پلیس گشت ارشاد در ۱۶ سپتامبر به وقوع پیوسته، دچار وحشت و نگرانی شده است (۲).

خطاب به: فعالان سياسي کمونيست و محافل کارگران سوسياليست! تلاش برای توزیع ادبیات سوسیالیستی، یک رکن و پایه اصلی حزبی کارگری کمونیستی است. بدون متکی شدن محافل سوسیالیستی کارگران به ادبیات مارکسیسم انقلابی، سیر خودبخودی مبارزه طبقاتی حتی به تامین و تضمین مطالبات صنفی منجر نخواهد شد. درست است که انقلاب اکتبر با گسست یک "حلقه ضعیف" در شکاف و جنگ بین جناحهای بورژوازی بین المللی و طرح شعار قطع جنگ روی داد. بازهم باید اشاره کرد که بورژوازی بین المللی در مقایسه با اوضاع جهان پس از انقلاب اکتبر، در "صنعت ضد کمونیسم"، چندان کارکشته نبود و تصور بر این بود که روشنفکران روسیه دارند برای پیشرفت صنعتی و "مشروطه" خویش مبارزه میکنند.

سفر رئیس جمهور چین و دیدار با سران عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج، که علاوه بر تحکیم روابط چین با این کشورها و افزایش حجم قراردادهای تجاری میان چین و کشورهای خلیج، به بیانیه مشترک چین و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس منجر شد، با عکس العمل اعتراضی سران جمهوری اسلامی روبرو شد. اعتراضات با لحن "آرام" و دیپلماتیک مانند "سوال از دولت چین" گرفته تا "خیانت به توافقات پیشین" و "خنجر از پشت زدن"، "غیر قابل اعتماد بودن چین" و ....، در میدیای ایران موج میزد. کار به جایی رسید که سفیر چین در ایران برای اعلام اعتراض خود و پاسخگویی در مورد این سفر و تفاهم نامه تنظیم شده پایانی آن،‌ فرا خوانده شد.

ما دشمن خود را می شناسیم. جمهوری اسلامی هیچ وقت نظام مبتنی بر مدنیت، قانون و حقوق انسان نبوده و نیست. اساسا هم برای این سرکار نیامده است. جمهوری اسلامی رژیمی پلیسی – نظامی است. قوانین در این نظام بی معنی است. قانون اساسی، قانون کار، قانون استقلال قوا و قوانین مدنی در این نظام جایی ندارند. از سیر تا پیاز رفتار جامعه ازخوردن و نوشیدن و پوشش و سفر و نفس کشیدن از فیلتر خامنه ای و بیت رهبری اش می گذرد.

یکی از مقالات مفصل ویژه‌نامه را ژان پیر پرن، روزنامه‌نگار پرسابقۀ فرانسوی به ابراهیم رئیسی و سپاه پاسداران اختصاص داده است. ژان پیر پرن که از آغاز انقلاب اسلامی رویدادهای ایران را برای روزنامۀ لیبراسیون پوشش می‌داد، رئیسی را عامل مهمی در دستگاه اختناق و سرکوب جمهوری اسلامی می‌داند. او می‌نویسد: زندگی ابراهیم رئیسی را باید با شمار کشته‌شدگانی روایت کرد که مسیر صعودی وی را پوشانده است. بر خلاف اکثر شخصیت‌های مهم رژیم، رئیسی نه در انقلاب اسلامی نقش داشته و نه در جنگ ایران و عراق. او فاقد هرگونه "کاریزما" و شمّ سیاسی است.

روزنامۀ لوموند در چند مطلب مختلف، آخرین تحولات جنبش سراسری مردم ایران را گزارش می‌کند و همچنین در تحلیل وضعیت رژیم از اختلافات فزاینده میان روحانیون و محافل قدرت سخن می‌گوید. لوموند به نقل از پژوهشگران فرانسوی می‌نویسد که ساختار "سیاسی- مذهبی" رژیم اسلامی به پایان کار خود نزدیک شده است. تیتر بزرگ صفحۀ اول روزنامۀ لوموند (مورخ یکشنبه ۲٠ نوامبر) چنین است: "ایران: شدت گرفتن اعتراضات؛ نگرانی رژیم"... عکسی از تظاهرات و آتش‌های خیابانی شهر شیراز در زیر تیتر بزرگ و در کنار سرمقاله دیده می‌شود که تحت عنوان "شتاب به سوی ویرانی (یا پرتگاه)"، بررسی وضعیت کنونی رژیم جمهوری اسلامی را با یک پرسش آغاز می‌کند: "رژیمی که جوانانش را می‌کشد چه آینده‌ای دارد؟"

معمولاً در مورد برخی از انقلاباتی که در سطح جهان صورت گرفته ولی باعث پیروزی مردم و دست یابی آنها به خواست های انقلابی و برحق خود نشده، گفته می شود که مردم در آن انقلابات به خوبی می دانستند که چه نمی خواهند ولی نمی دانستند که چه می خواهند. البته این سخن گرچه از جنبه ای واقعیتی را بیان می کند اما چندان دقیق نیست، چرا که به طور طبیعی مردم در هر انقلاب به طور کلی می دانند که برای چه دست به انقلاب زده اند و چه انتظاری از انقلاب خود دارند ولی عدم تدوین شعارها و بیانیه‌هائی که حاکی از خواست اصلی مردم انقلابی در صحنه باشد، باعث عدم شفافیت اهداف و چشم انداز های انقلاب می گردد.

این روزها ما شاهد دو سیاست همزمان از جانب جمهوری اسلامی در بر خورد به اعتراضات این دوره هستیم. یكی به قول خودشان اعلام رفرم هایی كه قولش را میدهند، و دیگری تهدید و ارعاب و احكام اعدام است كه امروز پرچم آنرا، قوه قضائیه، مقامات حكومتی و رسانه های رسمی آنها، به نام "حفظ امنیت مردم"، بلند كرده اند. این سیاست بطور عملی در مدت كوتاهی جان محسن شکاری و مجید رهنورد، دو جوانی كه "جرم شان" دفاع از آزادی و توقع یك زندگی انسانی بود، را گرفت. حاكمیت مجبور شده است كه عقب بشیند و میخواهد این عقب نشینی به شكل خونین پیش برود كه هم جامعه احساس ترس و شكست كند و هم صفوف به هم ریخته خودی ها، ترس و لرزشان شكسته شود.

دیروز 26 آذر زندان مرکزی شهر کرج، در اعتراض به قرنطینه چند نفر از زندانیان که جلادان رژیم ایران میخواستند حکم اعدامشان را اجرا کنند، آنرا قتل عمد دولتی دانسته و دست به شورش زدند. در نتیجه این اقدام بجا و مسئولانه زندانیان گاردهای امنیتی، با گاز اشک آور به زندانیان بیدفاع حمله ور شده و آنها را به رگبار گلوله بسته اند. و تا کنون خبرگزاریها از مرگ یک زندانی و زخمی شدن ده ها نفر از گروگانها در این زندان خبر میدهند.
لااقل طی این چند ماهه از خیزش انقلابی این چندمین بارست، زندانیان در زندانهای نقاط مختلف ایران، در برابر تعرض آشکارا به حق و حقوق گروگانها دست به اعتراض، اعتصاب و شورش که ابتدائی ترین حق آنهاست می زنند.