اتحاد اپوزیسیون و خطر تقلب در انتخابات: در ۱۴ ماه مه، نزدیک به ۶۰ میلیون رأی دهنده برای انتخاب نمایندگان مجلس و رییس جمهوری به پای صندوق های رأی فراخوانده شده اند. ۳ ماه پس از دو زلزله ویرانگر و در شرایط وجود حاکمیتی بیش از پیش اقتدارگرا، آقای رجب طیب اردوغان باید با نامزد یک ائتلاف چندگانه و ناهمگون رودررو شود. آیا این رودررویی تا حد دستکاری در آراء پیش می رود ؟ از ۲۰ سال پیش، اپوزیسیون آقای رجب طیب اردوغان هرگز در یک انتخابات مجلس و ریاست جمهوری تا این حد به شکست دادن او نزدیک نشده است.

اعلام خروج سومین عضو شورای همبستگی، سوت پایان اخیر ترین نقشه عمل و پروژه ای که طبق آن قرار بود آقای پهلوی عنصر رهبری اتحاد در اپوزیسیون باشد، را کشید! پروژه ای که یکبار دیگر پروژه اتحاد یا ائتلاف نیروهای راست، امکان شکلگیری یک صف متحد، رنگارنگ و ملون از نیروهای راست و ناسیونالیستهای ایرانی، از جمهورخواه و قومی تا افراطی های آریایی، را بشکل آزمون خطایی در معرض پراتیک قرار داد و شکست امکان شکل گیری یک صف متحد، با سیاست و استراتژی با رهبری سیاسی "با درایت" و "باز" را در کمپ راست، رابطه رضا پهلوی و "طرفداران افراطی" او را به معضل و مسئله محافل راست تبدیل کرد.

تصاحب قدرت در یک جامعه ی از هم پاشیده که حکومتی خشن بر آن حاکم است یک کار سهل و ممتنع (آسان و نشدنی) جلوه می کند. سهل است چون پایین کشیدن نظامی تا این حد متزلزل و آشفته، آسان و ممکن جلوه می کند و ممتنع است چرا که هیچ منطق پایداری بر تحولات و روابط ساختاری جامعه حاکم نیست که بتوان آن را مبنای محاسبه ی یک فرایند هدفمند برای تصاحب قدرت قرار داد. هر دو ویژگی بالا، تزلزل نظام حاکم و عدم ثبات روابط کلان، از پیامدهای «جامعه ی کوتاه مدت» هستند که در آن هیچ چیز پایدار نیست جز ناپایداری.

صدرالله فاضلی زارع و یوسف مهرداد را با ادعای خرافی "سب النبی" در قاموس جاهلان اسلامی یعنی "اهانت به پیامبر و مقدسات اسلامی" روز دوشنبه هیجدهم اردیبهشت ١٤٠٢ اعدام کردند. در این پرونده علاوه بر مصیبت دردناک قتل عمد دولتی اعدام، توهین به "مقدسات" هم زخم عمیق دیگری بر پیکر جامعه به اسارت گرفته شده توسط جانوران اسلامی است. این پدیده فاجعه بار مختص جامعه ایران نیست. در دنیای امروز "مقدسات" و"احترام به مقدسات" ابزاری علیه ابراز وجود آزادانه انسانها در ظرفیت فردی و جمعی است.

14 مارس سالگرد درگذشت کارل مارکس اندیشمند کبیر کارگران می باشد. انقلابی بزرگی که به قول فردریک انگلس مرگش" چنان ضايعه‌اى براى پرولتارياى رزمنده" و همچنین "تاريخ علوم است"که " ابعادش غیر قابل اندازه گیری" می باشد. یکی از خدمات فراموش نشدنی کارل مارکس کشف "قانون ويژه حرکت ناظر بر شيوه توليد سرمايه‌دارى عصر حاضر و آن جامعه بورژوايى که زاده اين شيوه توليد است" می باشد. به قول انگلس :" کشف ارزش اضافه، ناگهان مسئله‌اى را روشن کرد که هم اقتصاددانان بورژوا و هم منتقدين سوسياليستى که در صدد حلش بودند در تمام بررسى‌هاى قبلى، در تاريکى کورمالى‌اش می‌کردند". مارکس این کشف را در کتاب جاودانه اش"سرمایه" هر چه بیشتر تشریح نمود.

خبر "قتل فرزند امام جمعه خاش" در برخی از رسانه های "زرد" انعکاس وسیعی داشت. ظاهرا این خبر به نقل از "تلویزیون ایران اینترنشنال" و گزارش تصویری آن که امروز صبح پخش شد و خبر آن نیز در توییتر و اینستاگرام و بقیه صفحات این تلویزیون ء "یک کلاغ چهل کلاغ" منتشر شده است. بنده بارها نوشته و گفته ام که تخصص این تلویزیون پختن نان کلفت با آرد بسیار ناچیز است. این خبر توسط برخی از رسانه های دیگر از جمله رادیو فردا نیز بازنشر شده است. اگرچه تا به اکنون (صبح شنبه) بقیه رسانه های معتبر فارسی زبان که به استانداردهای حرفه ای محکم و بالاتری در راستی آزمایی پایبند هستند آن را منتشر نکرده اند.

 با نزدیک شدن زمان گشایش حوزه‌های رای‌گیری و رقابت فشرده رقبا، درجه التهاب فضای سیاسی در حال افزایش است. همه با لحن خشن و پرخاشگر اردوغان در برخورد با مخالفان آشنا هستند، در برخی مناطق نیروهای طرفدار وی با عبور از مرحله پرخاش و تهدید لفظی مخالفان وارد فاز برخورد فیزیکی شده‌اند. اردوغان که 69 سال دارد، پس از سه دوره نخست وزیری و به‌دنبال سومین دوره متوالی به‌عنوان رییس جمهور می‌خواهد حکومت خود را برای دهه سوم تمدید کند.

 در پی انتشارمقاله ای پیرامون ارزیابی از مسافرت رضاپهلوی به اسرائیل، تحت عنوان « هم پیاز را خورد و هم چوپ‌ را»*، آقای ایرج مصداقی به خشم و فغان آمده* و بجای نقدمحتوای نوشته که در هفت محور به آن پرداخته بودم، ترجیح داده است که با حاشیه پردازی و نقل دست و پا شکسته ماجرای محاصره شدن من و احمدرضائی و کشته شدن ایشان ودستگیری و بازجوئی و زنده من را دستمایه بهره‌برداری برای کمرنگ کردن و روسفیدنمودن ساواک و شکنجه‌های نظام پیشین کند!.

 من همیشه در نقدهای ام بر فرقه سالاری و استبداد ِ خدایگان بنده گی بر این نکته ی کلیدی تاکید کرده ام که درچنین تشکیلات ها و رژیم هایی ایدئولوژی ِ پیشاسرمایه داری یا ایدئولوژی ِ فئودالی- پدرشاهی است که تعیین کننده ی سیاست است، و سیاست تابعی است ازآن ایدئولوژی. «مجاهدین ِ خلق»، هم به لحاظ ِ نام وعنوان وهم به لحاظ ِ اعتقادات و ساز وکارهای درون تشکیلاتی وحتا برون تشکیلاتی اش نمونه ی کاملن عیانی است از تسلط ِ ایدئولوژی بر سیاست.

 هەرچەندە لەتەواوی ژیانی سیاسی دەسەڵاتداریەتی حکومەتی بەعسدا، بێزاری و ناڕەزایەتیەکی فراوان و سەراسەری بەتایبەت بەرامبەر بە دەورانی دەسەڵاتداری سەدام دەبیسرا و دەبینرا، بەڵام ئامادەیی بۆ کۆتاییهێنانی ئەو حکومەتە درندەیە، لە هاوسەنگی و توانای هەڵسورانی جەماوەری خەڵکی عێراقدا گەشەی نەکردبوو. دواتر پاش هەشت ساڵ لە جەنگی ئێران و عێراق و جەنگی کەنداوی ١٩٩١، تا ئاستێکی زۆر حکومەتی عێراقی لاوازو پەریشان کردبوو،

 دیشب بسیار اتفاقی نگاهم به برنامه ای با عنوانی پر طمطراق از تلویزیون برابری افتاد و آنرا گوش دادم. تلویزیون برابری با مجری گریی دوست عزیز آرش کمانگر با تیتر «آنالیز: نگاهی به انتقادی به منشور "آزادی رفاه برابری" و چهار واکنش در برابر آن»، با بهروز فراهانی از حامیان پر و پا قرص منشور حداقلی رفرمیستی بیست تشکل و همایش پوشالی کلن، بحث و گفتگوی مفصلی داشتند. هدف این یادداشت اصلا وارد شدن به بحث آنها پیرامون نگاهی که به منشور "آزادی رفاه برابری" داشتند نیست.

 دیروز صبح (دوشنبه ١٨ اردیبهشت) ایمیلی فرستادم مبنی بر اینکه امروز باز هم یک بلوچ به دار آویخته شد. قبل از آنکه ایمیل خوانده شود, خبر آمد که یک بلوچ دیگر نیز اعدام شده است. لذا ناچار شدم ایمیل قبلی خود را تصحیح کنم و بنویسم که دو بلوچ اعدام شدند. یک ساعت بعد از ایمیل تصحیحی دوم خبر آمد که سه بلوچ اعدام شده اند. ناچارا ایمیل تصحیحی سوم را فرستادم. اما دیری نگذشت که خبر آمد یک بلوچ دیگر (یعنی نفر چهارم در یک روز) اعدام شده است. بعد از دریافت این خبر ایمیل تصحیحی دیگری نفرستادم. با خود فکر کردم ما چقدر از زمانه خونریز عقب هستیم.

 سحرگاه امروز 18 اردبیهشت دو زندانی دیگر محکوم به اعدام به اسامی یوسف مهرداد و صدرالله فاضلی زارع در زندان اراک به اتهام توهین به مقدسات اسلام بدست جلادان رژیم ایران حلقه آویز شدند. هئیت مرگ رژیم با اعدام های فله ای فکر میکند می تواند از جامعه بخاطر خیزش انقلابی شهریور 1401 انتقام بگیرد! موج بگیر و ببندها و آدم ربایی که تا کنون بالغ بر بیست هزار نفر گروگان در پی داشته و بعد از هشت ماه هنوز ادامه دارد از یکسو. و از دیگر سو رژیم متوحش ایران در استانهای کشور با فتوای قضات مرگ هر روزه سر تعدادی از هزاران گروگان را با اتهامات واهی بر دار میکنند.

 روز اول ماه مه و روز معلم در ایران، روز همبستگی و اعتراض طبقه کارگر جهانی به استثمار و سیستم سرمایه‌داری است. معلمان در ایران و جهان بخشی از طبقه کارگر و کارگران فرهنگی محسوب می‌شوند.  12 اردیبهشت سال‌روز جان باختن ابوالحسن خانعلی به دست نیروهای سرکوبگر حکومت محمدرضا پهلوی در سال 1340 است. از آن زمان این تاریخ به‌صورت غیررسمی روز «معلم» نام گرفت. در دهه هشتاد کانون‌ها و انجمن‌های صنفی با احیای نام ابوالحسن خانعلی، روز معلم را به این مناسبت ثبت نمودند.

اعلامِ بحثی در مجلس ملی فرانسه در روز ۴ مه ۲۰۲۳، درباره ی قطع نامه ای برای محکوم کردن «نهادینه شدن رژیم آپارتاید به دست دولت اسرائیل در ادامه ی سیاست استعماریِ آن»، با اعتراض های توهین آمیز، عربده های انزجار و اتهامِ قابلِ پیش بینیِ یهودستیزی روبرو شد. اغلب، انکارِ واقعیتِ استعماری صهیونیسم، این واکنش ها را توجیه می کند. گفتید آپارتاید ؟ چگونه جرئت می کنید ؟ تا شخصِ رئیس جمهوری فرانسه، امانوئل ماکرون، غُر می زنند که چرا «به صورتی نا مناسب از واژه های تاریخیِ سنگین و ننگینِ برای توصیفِ دولت اسرائیل» استفاده می کنند».