پس بگذارید سخن آخر را اول بگویم! تا دنیای واژگونه سرمایه داری از سوی صاحبان اصلی همه نعمات زندگی، همانا پرولتاریای مدرن جهان و فرودستان، بر قاعده برگردانده نشود، بجز اقلیتی انگل و مفتخور که بر همه جهان چنگ انداخته اند، و در سایه حاصل نیروی کار اکثریت عظیم جامعه بشری لم داده اند و می آسایند، طبقات استثمار شونده و فرودست عموما و زنان در این میان بطور مضاعف در هیچ نقطه ای از جهان بمعنای واقعی کلمه از خشونت و تبعیض رها نخواهند شد، و آزادی و برابری را هم آزمون نخواهند کرد!

یک مشکل ِ جامعه های تحت ِ حاکمییت ِ استبداد که ناشی ازعملکرد ِسیاسی- مناسباتی ِخود ِاستبداد است فرقه گرایی است. چراکه این استبداداست که با بستن ِ فضای جامعه بر بحث و تبلیغ و ترویج ِ نظرهای مختلف و متفاوت و نقد ِ به موقع ِ این نظرها، و نیز محروم نمودن ِ جامعه از آزادی های سیاسی و گفتمانی میان ِگرایش های گونه گون ِسیاسی عقیدتی، شرایط را برای پیدایش ِ فرقه های مخفی کار و ازجمله فرقه های متنوع ِ لنینیست فراهم نموده است. درواقع فرقه سالاری ِ اقتدارگرا یک عامل ِ تداوم ِ چرخه ی استبداد و باز تولید ِآن در جامعه ی محروم از آزادی های سیاسی است.

گفتگوی رادیو نینا با آذر مدرسی

آسو سهامی: طی سه ماهی که از خیزش انقلابی مردم ایران بر علیه رژیم جمهوری اسلامی و شروع یک انقلاب زنانه در ایران می گذرد و در حالی که در سرتاسر ایران شعار "آزادی برابری، حکومت شورائی" سر داده میشود و مردم فریاد می زنند "نه شاه می خواهیم نه ملا، قدرت به شورا"، آنطرف قضیه ما شاهد تلاش گسترده نیروهای راست و لابیستهای آن برای به اصطلاح جلب حمایت دول غربی از انقلاب مردم در ایران بودیم.

اکنون بیش از 70 روز از مبارزه باشکوه مردم ایران و در پیشاپیش همه دختران و زنان جسور و انقلابی می‌گذرد. در واقع زنان ایران 43 سال است که علیه خشونت دولتی و آپارتاید جنسی مبارزه می‌کنند؛ اما اکنون خود رهبری جنبشی را به‌عهده گرفته‌اند که در طول 70 روز از یک‌سو حکومت را زمین‌گیر کرده و از سوی دیگر، آن‌چنان صدای جنبش خود را با شعار «زن، زندگی، آزادی»، به گوش جهانیان رسانده‌اند به‌طوری که بسیاری از دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی مجبور شده‌اند از این جنبش حمایت کنند. هم‌زمان حمایت افکار عمومی آگاه جهان از این جنبش، بسیار آموزنده و تحسین برانگیز است.

پیام خالد حاج محمدی، دبیر كمیته رهبری حزب حكمتیست( خط رسمی) : مردم آزادیخواه كردستان! جوانان آزادیخواه!

همه میدانیم جامعه ایران وارد دورانی سرنوشت ساز شده است. شهرهای ایران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، شهرهای كردستان از مهاباد و پیرانشهر تا بوكان، سقز، سنندج، مریوان، كامیان و بقیه شهرها همراه یك جنبش سراسری به میدان آمده اند و خواست سرنگونی جمهوری اسلامی، خواست آزادی و برابری و دفاع از انسانیت، در همه این اعتراضات و با نقش دختران و پسران جوان در صف اول آن، با صدای رسا بیان شده است.

خیزش عمومی و عمیقا ضد اسلامی و عقبماندگی و رژیم مدافع آن وارد سه ماهگی خود شد. این جنبش، که زنان و جوانان نیروی فعاله و در صحنهُ ان را تشکیل میدهند، دارد همراه تلاش برای سرنگونی رژیم طلایه هایی از جاروکردن آثار و علایم و نمودهای حضور اسلام را نیز از خود بروز میدهد. "سوزاندن دسته جمعی حجاب در اماکی عمومی"، "آغوش برای قلبهای غمگین" و "پرت کردن عمامه" از سر آخوندهایی که جرات بخود خرج داده و در انظار عمومی ظاهر میشوند از جمله چنین اقدامات بسیار ارزشمندند.

خبر رسيد که «شوراي حقوق بشر سازمان ملل» در نشستي اضطراري رويدادهاي ايران را مورد برسي قرار داده و قطعنامه‌اي درباره نقض حقوق بشر در ايران تصويب کرده است و در اين خصوص يک «کميته مستقل حقيقت‌ياب»!!! تشکيل داده است. پشت‌بند اين نشست هم ند پرايس، سخنگوي وزارت امور خارجه ايالات متحده، اظهار کرد که آمريکا به‌شتاب در تلاش است تا حکومت ايران را به ‌سبب «اعمال خشونت بي‌رحمانه عليه شهروندانش، به ويژه در مورد زنان و دختران» ناگزير به پاسخ‌گويي کند.

لەچەند ڕۆژی ڕابردودا، دادگای کەرکوک بڕیاری سزای چوار ساڵ زیندانی بەسەر دوو مێردمنداڵی دانیشتوی کەلاردا سەپاند، لەسەر بنەمای یاسای ساڵی ١٩٦٩ی حکومەتی عێراق بەپێی مادەی ٣٤٢/٢/ یاسای سزادانی عێراقی تایبەت بە سوتاندی موڵک و ماڵی گشتی. لەهەمانکاتدا ناڕەزایەتیەکی بەرچاو لەبەرامبەر ئەو بڕیارەدا نیشاندرا. ئەم سزادانە بەپاساوی بەشداری ئەو دوو مێردمنداڵە لە ناڕەزایەتیە جەماوەریەکانی دانیشتوانی کەلاردا و هەروەها بەوەی هەڵساون بە سوتاندنی شوێن و ئۆتۆمبیل و موڵکی گشتی.

در طول زمامداری چندین ساله جمهوری اسلامی ، خیزش‌ها و اعتراضاتی در اقصی نقاط ایران به وقوع پیوسته اند و مردم ایران در پی این اعتراضات با حضور در خیابان‌ها نفرت و انزجار خود را به رژیم ضد انسانی و ضد آزادی جمهوری اسلامی نشان داده اند. در این راستای مردم کُردستان ابتدا به ساکن در کنار هموطنان خود ، همصدا و همسو با عزمی راسخ حضور انقلابی و رادیکال خود را در اتحاد و همبستگی با مردم ایران نشان داده و اثبات کرده اند که جدا از ایران و هموطنان خود نیستند.

مهسا‌(ژینا) امینی، دختر جوان 22 ساله اهل سقز که به تهران سفر کرده بود روز سه‌شنبه 22 شهریور 1401، در ایستگاه متروی حقانی تهران، به بهانه «بدحجابی» توسط ماموران پلیس امنیت اخلاقی بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد موسوم به «وزرا» منتقل شد. کوتاه مدتی پس از بازداشت، پیکر نیمه‌جان وی در حالی که با سطح هوشیاری درجه 3 به کما رفته بود به بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان کسری منتقل شد. اما متاسفانه مهسا جان خود را از دست داد و گفته شد ماموران گشت ارشاد، او را شدیدا مورد ضرب و شتم قرار داده بودند.

(در همبستگی با توده‌های رزمنده کردستان)توده‌های انقلابی و جوانان جان بر کف ایران! امروز با حمله بسیار وحشیانه نیروهای مسلح به مردم دلیر و شدیدا تحت ظلم و ستم کردستان، وضعیتی به وجود آمده‌ است که حضور رزمنده شما در خیابان‌های سراسر کشور و مقابله قهر آمیز با نیروهای مزدور جمهوری اسلامی نه تنها یک وظیفه انقلابی جهت همبستگی با مردم کردستان می‌باشد بلکه امری ضروری است که نقشی تعیین کننده در سرنگونی این رژیم جنایتکار و فاسد و تداوم انقلاب دارد.

انقلاب در سطح سراسری ادامه دارد. نماد این انقلاب با فریاد پرطنین زن زندگی آزادی مردم تشنه رهایی از حکومت اسلامی را متحد کرده است. بیش از یک هفته است خیزش مردمی در کردستان آماج شدید ترین حملات خونین نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی قرار گرفته. به فرمان خامنه ای جنایتکار درنده ترین نیروهای سرکوب به کردستان اعزام شده اند. در چند روز گذشته در شهرهای مهاباد، بوکان، سنندج، جوانرود و پیرانشهر ده ها نفر از مردم مبارز را در خیابانها با سلاح تیربار به رگبار بسته و کشته اند. صدها نفر را زخمی و در اثر شلیک گازهای سمی کور کرده اند. جنایتی آشکار با هدف غلبه بر خیزش مردمی و سرکوب انقلاب را در کردستان به پیش میبرند.

حزب‌ها و سازمان‌های سیاسی کردستانی فراخوان اعتصاب داده‌اند. پیام این فراخوان چیست و چگونه به همبستگی مبارزاتی در ایران کمک می‌کند. «جوانان انقلابی محلات مریوان»، افسانه بهشتی‌زاده، سروه ناصری و فاطمه کریمی به این پرسش پاسخ داده‌اند. کردستان روزهای خونباری را تجربه می‌کند. نیروی سرکوب مستقیم شهروندان معترض را هدف گلوله قرار می‌دهد. پیکر مصدومان و کشته شدگان را از بیمارستان می‌رباید و محله به محله در شهرهای مختلف به خانه‌ها یورش می‌برد.

این تصویر را ببینید و عمق درماندگی رژیم حاکم را دریابید. اسلحه روی گردن دختر جوان زخمی که روی زمین بیهوش افتاده و تنها سلاحش گیسوان از پشت بهم بافته اش بوده است. آنهم از سوی پاسدار یا پلیسی که سردوشی اش قپه نشان است. تصویر از سوی یکی از یاران گزارشگران در داخل کشور دریافت شده و میتوان آنرا در کنار هزاران تصویر دلخراش دیگر که نشان از عمق فجایع ایجاد شده از طرف جنایتکاران حاکم دیده ایم, گذاشت. جای تردید نبود که حکومتیان توانایی های سرکوب خود را یکی پس از دیگری به خدمت می گیرند و خود را بعنوان یکی از خونخوارترین و وحشی ترین ها در تاریخ بشریت ثبت می کنند.

توده های مردم مبارز و انقلابی، رزمندگان و مبارزین جنبش انقلابی ایران، بیش از دو ماه رویارویی جنبش توده ای ما و رژیم جمهوری اسلامی، تجارب گرانبهایی را برای مبارزین و رزمندگان این جنبش در پی داشته است. اگر تجارب و آموزهای دور اخیر مبارزات توده ای علیه رژیم را در کنار تجربه انقلاب سال 57 علیه رژیم سلطنتی و تجارب انقلابات و مبارزات توده ای علیه رژیمهای دیکتاتوری در کشورهای منطقه موسوم به بهار عربی و نتایج آن انقلابات را در کنار هم مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم چند نکته مهم بیش از سایر مسائل خودنمایی می کند که به اختصار آنها را باید مرور کرد.