موج نفرت و بیزاری از حاکمیت اسلامی 44 ساله، هم اکنون متاسفانه گریبانگیر تیم فوتبال ایران در بازیهای المپیک شده است. شکست و حذف این تیم رقص و شادی و پایکوبی مردم در اکثر شهرها را بدنبال خود آورد. به چند نکته در اینمورد میپردازم. نفرت از حاکمیت بانی سیاهی و تباهی 
موج خیزش انقلابی ای که در تقریبا تمامی نقاط ایران از حدود سه ماه پیش براه افتاده، توجه تمامی جهان، از دوست و دشمن، را بسوی خود جلب کرده است.

 این روزها گروه ها و نمایندگان و سخنگویان اپوزیسیون بورژوایی کفش و کلاه کرده و از رهبری جنبش انقلابی ایران حر ف میزنند. رهبرتراشی برای امروز جنبش و جانشین نظام اداره جامعه پس از جمهوری اسلامی. سرو ته حرفای جناح راست و طرفداران نظام سرمایه داری یکی است. میگویند انقلاب ایران برای دمکراسی است. می گویند مردم ایران دمکراسی میخواهند. با چنان آب و تابی از دمکراسی حرف میزنند که انگار بهشت موعود است. می گویند دمکراسی یعنی آزادی. یعنی ازادی رای بدهی. حزب و سندیکا درست کنی و حرف بزنی و انتقاد و اعتراض کنی.

روزچهار شنبە ١۶آذر ١٤٠١ خورشیدی در ایران روز دانشجو است . روز دانشجوی امسال در متن تحولات مهم سیاسی و اجتماعی ، در دل انقلاب نوین مردم ایران برای بە گور سپردن فاشیسم اسلامی و با شعار ساختار شکن "زن ، زندگی ، آزادی " برگزار می شود . روز دانشجوی امثال با فراخوان دانشجویان و کمیتەهای محلی سازماندە انقلاب جاری، جوانان محلات ۳۰ شهر ایران، جبهه متحد محلات ایران و گروه پزشکان و پرستاران آزادیخواه طی فراخوان‌هایی مردم را بە اعتصابات و اعتراضات سراسری دعوت کرده اند. از امروز ١٤ آذر تا چهار شنبە ١٦ آذر روز گرامیداشت دانشجو آدامە خواهد یافت.

 آسو سهامی: از شروع خیزش انقلابی مردم ایران بر علیه جمهوری اسلامی تا اکنون در سراسر کشور صدها تن به دست نیروز های امنیتی و انتظامی کشته شده اند. هزاران نفر زخمی و چند برابرش توسط نیروهای سرکوبگر رژیم دستگر وزندانی شده اند. بنا به گزارش هرانا در این مدت ۴۴۰ نفر از مردم که ۶۱ نفر از آنها کودک هستند در سراسر کشور جان عزیزشان توسط رژیم گرفته شده است. اما طی یک هفته گذشته جمهوری اسلامی در کردستان دست به جنایاتی دیگری زد و در مهاباد، سنندج، پیرانشهر و جوانرود مردم معترض را به رگبار بست.

(گفتگوی نشریه اکتبر با ریبوار احمد، عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری کردستان).  ترجمه: آسو سهامی از متن کردی.  اکتبر: نزدیک به دو ماه است خیزش توده ای زنان و و جوانان و مردم ستمدیده ایران که به دنبال قتل ژینا امینی جرقه آن زده شد، روز به روز گسترده تر میشود و رژیم جمهوری اسلامی با تمام قوا سعی در سرکوب آن دارد اما ادامه این اعتراضات در این مدت طولانی نشان می دهد که رژیم توانایی سرکوب این خیزش توده ای را ندارد! بە نظر شما چرا این بار برعکس دفعات قبل، این جنبش اعتراضی مردم به این شیوه ادامه دارد؟

 توضیح پیام فدائی: با تداوم خیزش انقلابی توده ها در ایران علیه رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی، و مواضع و پراتیک نیروهای اجتماعی و سیاسی مختلف در مورد مسایل مربوط به این خیزش، پیام فدایی برخی از سوالات موجود را با رفیق فریبرز سنجری از مسئولین چریکهای فدایی خلق در میان گذارده است که به این ترتیب در اختیار علاقه مندان و فعالین سیاسی قرار می گیرد.

با این پیش داوری آغاز میکنم که بکار بردن “حلقه ضعیف” برای اوضاع کنونی ایران، ممکن است یک “دگم” و کلیشه از دورانهای نوستالژیک تلقی شود. “کلید گم شده”، بازهم اگر درست حدس زده باشید به یک "دگم" دیگر، یعنی وجود یک حزب سوسیالیستی و خلاف جریان، اشاره دارد.  هر دو “دگم” را توضیح میدهم:

 

 فوتبال یکی از اجتماعی‌ترین و جذاب‌ترین ورزش‌های جهان است. علاقه زیاد مردم به این ورزش باعث شده تا از یک توجه و سوء‌استفاده سیاسی دولت‌ها به‌ویژه گرایشات ناسیونالیستی و فاشیستی و از سوی دیگر، حجم بزرگی از منابع مالی به آن جلب گردد. از این‌رو، ورزش از مسیر سالم و واقعی خود خارج کشته و به همین دلیل بسیاری فوتبال را نوعی ابزار سیاست و صنعت می‌دانند. در نتیجه فوتبال توانسته توجه دولت‌ها و هم‌چنین سرمایه‌گذاران را به‌خود جلب کند.

انقلاب "زن، زندگی، آزادی" در همین دو ماه و نیم گذشته همه راههای فرار جمهوری اسلامی از سرنگونی قطعی را با بن بست مواجه کرده است. مردم با جسارت همراه با هشیاری سیاسی شگفت انگیزی همه تاکتیکهای حکومت اسلامی برای مقابله با انقلابشان را شکست داده اند و همه راهها را در مقابل جمهوری اسلامی بسته اند. این خود نشانه درجه بالایی از بلوغ سیاسی و پیشروی انقلاب از یکطرف و درماندگی و آشفتگی و بی آیندگی حکومت از طرف دیگر است.

فراخوانها برای برگزاری اعتصابات و اجتماعات گسترده در شانزدهم آذر و مناسبت روز دانشجوی امسال وسیع است. بربطن خروش انقلابی همه گیرو سراسری و تناسب قوای مساعد ایجاد شده به نفع خیزش انقلابی و مبارزه آزادیخواهانه و برابری طلبانه، طبیعی است توقع از دانشگاه و دانشجویان و نسل جوان پرچمدار مبارزه انقلابی و چپ گرایانه بالا است. فراخوان ما هم اینست با همه ابتکارات لازم مناسبت شانزدهم آذر و روز دانشجو را لازمست به صحنه گسترده ترین اعتصاابات و اجتماعات گسترده سراسری و به صحنه جهشی بزرگ در تداوم انقلاب همه جانبه جاری تبدیل کنیم.

جنبش انقلابی ایران در موقعیت خطیر و دشواری قرار گرفته است. ایران در بحرانی عمیق و همه جانبه فرورفته است که چون زنی آبستن چنانجه در وقت موعود زایمان نکند ناچار به عمل سزارین خواهدشد با این تفاوت که بنطر می رسد شاکله این بحران« بود و نبود و هستی و نیستی» انقلاب آتی را به همراه خواهدداشت .اگر مبارزان انقلابی و پرتوان داخلی قادر نگردندبر این بحران فائق شوند به جرئت می توان گفت جنبش انقلابی همچون دهه شصت به خاموشی خواهدگرائید و جنبش حداقل برای مدتی طولانی از پا خواهد افتاد.

اصلاح‌طلبی ِ اصلاح‌طلبان، اصلا از همان ابتدا، برای زندانی کردن خود و دیگران و ملت، در زندان‌های بد و بدتر شروع شد.  مبحث امروز ایران، اصلاح‌طلبی، و اصلاح‌طلبان است که رژیم دست به دامان آن‌ها شده است! ولی اصلاح‌طلبان، هیچوقت نگفته‌اند این اصلاحاتی که آن‌ها طلب می‌کنند چیست! نمی‌توانستند، و هنوز هم نمی‌توانند هم بگویند، چون وقتی روی به قدرت داشته باشی، غیرممکن است بتوانی شفاف باشی! نه فقط برای مردم، بلکه خودت هم نمیدانی چه اصلاحاتی را می‌خواهی و یا اصلا می‌توانی انجام بدهی!

مردم شرافتمند و انقلابی سنندج!
رییس قصابان جمهوری اسلامی فردا 5 شنبه دهم آذر ماه به سنندج می اید. این که رییسی این قاتل زنجیره ای جرات می کند به کردستان و سنندج بیاید نشان وقاحت بیحد و حصر و در عین حال نمک پاشیدن به زخم مردم و دهن کجی به خیزش انقلابی ما است. این بیشرمی وقیحانه را شما مردم بی جواب نمی گذارید.

خبرگزاریهای رژیم رسما اذعان داشته اند، فردا رئیسی قاتل، عضو هئیت مرگ خمینی سر دسته جلادان و شریک جرم خلخالی سردسته تیرباران کردنهای دهه پنچاه و شصت در معیت لشکری از اراذل و اوباش حکومتی به بهانه افتتاح طرح آبرسانی در سنندج به این شهر سفر خواهد کرد! آنهم در اثنایی که نزدیک به سه ماه است شهر سنندج نظیر سایر شهرهای ایران از سوی دولت حکومت نظامی اعلام شده و رژیم جنگی تمام عیار را در خیابان، کوچه و محلات سراسر شهر به مردم معترض به وضع موجود، مردمی که این رژیم را نمی خواهند، تحمیل کرده و به کل جامعه خون پاشیده است.

 نقد ِ دیدگاه های عباس منصوران:
یکم:
آقای منصوران مانند ِ دیگر همفکران اش خود را مارکسیست- لنینیست می نامند، که لنینیست اش درست و مارکسیست اش به دلایلی که در ادامه خواهم گفت نادرست است. ایشان اگر نمی دانند بدانند: مارکس هم مانند ِ من و منصوران در دوران ِ سرمایه داری ونظام ِ بورژوایی زنده گی می کرد و همچون آقای منصوران- البته اگر واقعییت ِ برهمه مسلم راحاشا نکنند!- ازامکانات ِاجتماعی، اقتصادی ، فرهنگی،سیاسی - مناسباتی ِاین نظام درحد ِ نیاز، وخصوصن از دموکراسی ِآن درانگلیس که پیشرفته ترین کشور ِ سرمایه داری بود به مساعدترین وجهی استفاده کرد.