دیروز جمعه و امروز شنبه ۴۲ نفر فعال سیاسی در یک "تمرین سخنرانی" یا به عبارتی همایش مجازی در زمین بازی جمهوری اسلامی (یعنی همان کلاب هاوس ـ که بنده در مورد آن بارها مقاله نوشته ام) گرد هم آمده اند تا برای نجات ایران گفتگو و یا بگو مگو داشته باشند. ظاهرا برای خالی نماندن عریضه از یک کرد و یک مشروطه خواه سابق دعوت نیز شده است. اگرچه اکثر مدعوین از طیف اصلاح طلب, ملی مذهبی, نواندیش دینی, چپ و جمهوریخواه هستند.

  « بخشِ نخست »  در تاریخ بیست و پنجم بهمن ماه سال 1401 خورشیدی یعنی بعد از یکصد و پنجاه و دو روز از خیزش انقلابی توده های تحت ستم ایران، بیست " تشکل صنفی و مدنی " در داخل کشور منشور مشترکی را منتشر نمودند. خبر انتشار این منشور برای کسانی که دل در گرو پیشروی جنبش طبقاتی جامعه علیه شیوه و مناسبات تولیدی حاکم دارند، بسی شادمان کننده بود و مایه ی دلگرمی خیلی ها گردید.

جاروجنجال، گفتمانِ راست‌ها و منشور شش «نخبه» سیاسی به‌منظور «برون‌رفت» از نظام امپریالیستی حاکم در ایران [تا حدودی] در فضای خارج از مرزها سایه انداخته است. گفتمان و منشورِ «رهایی»ای که مطابق با خواسته‌های بخشی از راست‌های وابسته به سرمایه [آن‌هم باکم سویی بیش‌ازپیش] در حال انجام است و متعاقباً تدوین‌کنندگان منشور بر آن‌اند تا از مجرا راست‌ها [یعنی از سوی قدرت‌مداران بزرگ] جامعهٔ ایران را از شر سردمداران نظام جمهوری اسلامی نجات دهند!

توضیح پیام فدایی: چهل سال از یکی از رسواترین جنایات رژیم وابسته به امپریالیسم شاه در تپه های اوین می گذرد. چهل سال پیش ساواک ، طی برنامه از پیش تعیین شده ای ، نُه زندانی سیاسی که اکثرا از زندانیان سرشناس زندان های شاه بودند و سال ها از محکومیت آن ها می گذشت را در جریان یک اعدام دستجمعی به رگبار گلوله بست و سپس عوامفریبانه اعلام کرد که آن ها در حین فرار کشته شده اند. در این جنایت هولناک رفقا عباس سورکی، بیژن جزنی، حسن ضیاء ظریفی، سعید کلانتری، محمد چوپان زاده، احمد جلیل افشار و دو مجاهد خلق کاظم ذوالانوار و مصطفی جوان خوشدل به شهادت رسیدند.

 استراتژی روزآمد شده‌ی حکومت برای کنترل رسانه‌‌های اجتماعی.  شاید به‌نظر برسد بعد از جنبش‌ ژینا در کیفیت برخورد جمهوری اسلامی با رسانه‌های جدید تفاوتی مهم پدید نیامده است و همان رفتار همیشگی در سانسور و فیلتر و توقیف و تعطیلی برقرار است. اما در چند ماه گذشته نوعی کنش جدید در رفتار حکومت قابل مشاهده است. نشانه‌هایی دیده می‌شود که حکومت ولایی ایران در کنار استراتژی سخت خود شامل مسدود کردن و بستن، نوعی رفتار جدید را در مقابل رسانه‌های اجتماعی دنبال می‌کند.

عطاءالله مهاجرانی در یک رشته توییت که در رسانه های متعدد جمهوری اسلامی انعکاس گسترده ای یافته است, شوربختانه به دور از ادب و نزاکت به شاهزاده رضا پهلوی حمله کرده است که چرا برای همدردی با میلیونها قربانی یهودی هولوکاست به اسرائیل می رود. آدولف هیتلر خونخوار با آنچه که بی شرمانه و بی رحمانه "راه‌حل نهایی" می نامید وحشتناک ترین جنایت تاریخ بشریت را رقم زد. پس از هیتلر فقط رژیم جمهوری اسلامی و سران بی مهابا پستان به تنور هیتلر چسباندند و هولوکاست را انکار کرده اند.

پس از گذشت حدود پنج ماه از آغاز حملات شیمیایی سازمان‌دهی شده و سیستماتیک به مدارس دخترانه در همه استان‌های کشور، باور عمومی این است که این اقدام تروریستی و جنایت‌کارانه، برنامه‌ریزی پنهانی بالاترین مقامات سیاسی و نظامی و نهادهای امینتی جمهوری اسلامی، با هدف زمین‌گیر کردن خود دانش‌آموزان و خانواده‌های آن‌ها و معلمان است تا پس از این، جرات نکنند در انقلاب «زن، زندگی، آزادی» شرکت کنند. اما غافل از این که چنین اقدام جنایت‌کارانه حکومت، مردم را هرچه بیش‌تر خشمگین‌تر می‌کند و آن‌ها را در جهت سرنگونی این‌ حکومت این حکومت تبه‌کار و بچه‌کش، مصمم‌تر می‎سازد.

دو زن بدون حجاب روبروی خودرو پلیس بر زمین نشسته‌اند، تصویری نمادین از به سخره گرفتن تهدید مقام‌های حکومتی.  حکومت چگونه می‌خواهد با مقاومت زنان در برابر حجاب اجباری برخورد کند؟ فضای عمومی بیانگر این است که مردم به پیش از قیام ژینا باز نمی‌گردند. حکومت هم بر خلاف آنچه با تهدیدهای زبانی‌اش می‌نماید، سردرگم است.  هر روز زنان بیشتری بدون روسری در فضای عمومی حاضر می‌شوند تا تهدید مقام‌های حکومتی را به سخره بگیرند.

اول مه روز جهانی کارگر تنها یک آکسیون دریک روزمعین نیست.البته تردیدی نیست آکسیون و متینگ علنی کارگران در این روز یک خصلت اساسی و ضروری روز جهانی کارگر و باید تلاش کرد به هر میزان که تناسب قوا اجازه میدهد، جشن و اجتماعات بزرگ و مستقل و علنی اول مه را برگزار کرد. در مطلب بعدی برجایگاه مهم متینگهای پرجمعیت در گرامیداشت اول مه فوکوس میکنیم. اما در این مطلب نکته من اینست هر درجه تلاش و فعالیت برای اجتماعات بزرگ نباید یک درس پایه ای و غیر آکسیونی اول مه را به حاشیه براند. بر این درس پایه ای باید مجددا تاکید کرد.

در ماه‌هاي اخير، شروع خيزش عظيم و اجتماعي با رنگ راديکال زنانه و چپ که شعله‌هاي آن سراسر ايران را در برگرفت، تغييرات زيادي در فضاي سياسي ايران ايجاد کرده است. دوست و دشمن اذعان دارند که ايران امروز با ايران پس از تحولات شهريور ۱۴۰۱ کاملا از هم متمايز است. کمتر شهري سراغ داريم که فضاي سياسي و اجتماعي آن، که کارخانه‌ها، دانشگاه‌ها، محلات و مراکز اصلي آن در تسخير کارگران، معلمان، دانشجويان، زنان و مردان آزادي‌خواه و برابري‌طلب نباشد.

هراس: ۱۷ مارس ۲۰۲۳، یک روز پس از تظاهرات خودجوش مردمی برعلیه استفاده دولت از ماده ۴۹.۳ قانون اساسی برای تصویب خودکامانه تغییر قانون بازنشستگی، روزنامه فیگارودر نوشته ای کوتاه که شایسته اعطای جایزه ادبی پولیتزر است، نوشت: « تیتر : تمیز کردن خیابانها و مغازه داران در شوک در خیابان پوتی شان (منطقه دوم پاریس)، متن : در محله ای نزدیک به باغ تویلری، پس از هرج و مرج های روز قبل، هرچند خیابانها تمیز شد، اما مغازه داران و کسبه هنوز در شوک هستند. یکی از فروشندگان سیگار و دخانیات به روزنامه‌ نگارما، الوا پاسوت، چنین گفت : «آن‌ها همه سطل‌های زباله را واژگون کرده بودند، این کار وحشتناکشان خیلی به چشم آمد، چند خیابان آن طرف تر، شیشه فروشگاه مونوپری شکسته شد. »

ئەگەر مانگی ١١/٢٠٢٣ یان دیاری کردبێت بۆ هەڵبژاردنی پەرلەمانی کوردستان، پاش ئەم دیاریکردنە ئەوەی پێویستە قسەی لەسەر بکەین و جێگای پرسیارمان بێت، ئایا هەلومەرجی سیاسی نالەباری ئێستای کوردستان و ئاڵوگۆر لە ئاستی هاوسەنگی هێزەکان، رێگە بەوە ئەدات ئەو هەڵبژاردنە ئەنجام بدرێت و ئەم ئاڵۆزیە تێپەرێنرێت؟ ئەو هۆکارەی هەر لە سەرەتاوە ئەم هەڵبژاردنەی بۆ کاتێکی نادیار دواخست، کاریگەری ئەو پێشهات و ئاڵوگۆرانە بوو لەسەر پێگە و ئایندەی هێزە سیاسیەکان. ئێستاش تەواوی ئەو لایەنە سیاسیانەی کە بانگەشەی ئەنجامدانی کاریکاتۆری هەڵبژاردنی دەکەن، لە هەمووکات زیاتر گیرۆدەی هەلومەرجێکی قەیرانگرتووی سیاسی و ئابوری وەهابوون ئەوسەرەکەی دیارنیە. لەلایەکی تریشەوە هاوسەنگی و پێگەی لایەنە سیاسیەکان گۆرانێکی وەهای بەسەر هاتووە کەسەختە بتوانن برۆنە ناو گەمەی قوماری هەڵبژاردنێکەوە، تا شەری دۆران و بردنەوە بکەن، چونکە کاریگەری ئەو هەڵبژاردنە لەسەر ئایندەی رۆڵی هێزو لایەنەکان دەیانخاتە بەردەم سەرگەردانیەکی زیاترو حەتمیەوە.

 چه کسی مسکن کارگران را دزدید و کارگران چگونه می‌توانند در برابر زیاده‌خواهی مالکان بایستند؟ چند روایت از وضعیت مستاجران و نگرانی‌شان از افزایش اجاره. بر شیشه یک مشاور املاک نوشته شده است از رهن و اجاره دادن ملک با قیمت نامتعارف خارج از توان مردم معذوریم.  در روزهای گذشته یک «کارشناس» غیردولتی و یک نماینده مجلس شورای اسلامی از افزایش جمعیت اجاره‌نشین در ایران پرده برداشتند. مجید یوسفی، عضو کمیسیون عمران مجلس گفت نرخ اجاره‌نشینی در تهران به ۵۳ درصد و در کل کشور به ۵۱ درصد رسیده است.

در بیش از یک قرن اخیر، حکومت‌های پهلوی و جمهوری اسلامی، هرگز اجازه نداده‌اند آب خوش از گلوی اکثریت شهروندان ایرانی پایین برود و همواره سرکوب و سانسور، فقر و نداری، تهدید و زندان، شکنجه و اعدام و ترور حکومتی به‌طور سیستماتیک در جریان بوده است. مردم ایران تنها دوره‌های بسیار کوتاهی در انقلاب مشروطیت، پس از تبعید رضا شاه توسط متفقین از ایران در پایان جنگ جهانی دوم به‌دلیل همکاری او با حکومت هیتلر، هم‌چنین دوره بسیار کوتاهی هم پس از انقلاب 1357، کمی آزادی نیم‌بندی را تجربه کرده‌اند.

دالایی لاما این رهبر معنوی برنده جایزه صلح نوبل بابت اظهارنظرهای جنجال‌برانگیز با انتقادهایی روبرو است. دالایی لاما در پی فراگیر شدن ویدیویی از او در حال بوسیدن لب‌های یک بچه‌ در مراسمی بودایی، آماج انتقادهای گسترده قرار گرفت و مجبور به عذرخواهی شد.در این ویدیو، وقتی پسربچه برای ادای احترام به این رهبر معنوی بودایی‌های تبت جلو می‌آید، او لبش را می‌بوسد.در این ویدیو می‌توانیم صدای دالایی لاما را بشنویم که می‌گوید: «زبانم را مک می‌زنی؟» و زبانش را در می‌آورد.