این کتاب در 459 صفحه، به اضافه فهرست نام‌ها، تصاویری از محوطه دادگاه و هم‌چنین 14 صفحه به زبان انگلیسی در فرمت وزیری به قطع آ4، منتشر شده است. گزارشات روزانه از دادگاه حمید نوری، به قلم «بهرام رحمانی» تهیه و تنظیم شده است. فهرست مندرجات کیس حمید نوری – پروفسور اریک دیوید يك دادگاه تاريخی و يك آرزوی بزرگ - کنت لوئیس حقوقدان برجسته و وکیل شاکیان مجاهدین یادداشت بابک عماد، عضو دیده‌بان ایران مقدمه 13 گزارش شماره یک 18 دهم آگوست ۲۰۲۱ دادگاه حمید نوری 18 گزارش دوم 23 ادامه قرائت کیفرخواست 23

به شما دوستان و حضار در کنگره سوم حکمت خوشامد میگویم.  مبحث ناسیونالیسم و ملی گرایی از نگاه حکمت را برای ارائه به این کنگره انتخاب کردم. یکی از کارهای تحول بخش و در خشان منصور حکمت مباحث و پراتیک تاثیر گذار او در رابطه با ناسیونالیسم و ملی گرایی است. فعالیت فکری و سیاسی او در این عرصه وسیع و فراوان است. حتی یک بازخوانی فشرده آن به ساعتها وقت احتیاج است. نه قصد اینکار را در این کنگره دارم و نه چنین وقتی در این کنگره میسر است.

در میزگرد تلویزیون "ایران انترنشنال" حول مضحکه "وکالت میدهم به رضا پهلوی" فرد مشروطه طلب حاضر در میزگرد با "خودخواهی" بیمایه به کمک سیما ثابت گرداننده برنامه، بی ملاحظه و صریح موقعیت "ویژه و شروط شاهزاده" از جمله شرط ناسیونال شوونیستی "تمامیت ارضی" را مداومأ به میان میکشیدند. ابراهیم علیزاده را تحت فشار قبول و بیعت با آن شروط قرار داده بودند. در این مجادله ابراهیم علیزاده زبان بسته و سپرانداخته و سردرگم حرف جدی برای گفتن نداشت و به توجیهات بیربط به اصل موضوع پرداخت.

اگر کسی به این برنامه*۱ نگاه کند، بروشنی در می‌یابد که ایران اینترنشنال و البته رسانه های مشابه، چیزی بیش از یک رسانه نرمال، یعنی اطلاع رسانی و تبادل نظر و حتی پیشبرداهداف ضمنی است. متوجه می شود که خانم سیماثابت در این برنامه نقش و مأموریتی فراتر از یک گفتگوی معمولی را دنبال می‌کند. او برآن است تا آن‌جا که ممکن باشد تنور باصطلاح اتحادی از گرایشات مختلف زیرچترپلاتفرم و البته رهبری رضاپهلوی را داغ کند و یک بله از شرکت کنندگان بگیرد و اگر نشد رویکردباصطلاح سکتاریستی آن‌ها را افشاکند.

 بی‌توجهی و یاخودداری جمهوری اسلامی ایران از تامین حداقل امکانات برای زلزله‌زدگان خوی در سرمای زیر صفر درجه، سبب شده است که درد و رنج و مشکلات و هم‌چنین خشم مردم از حکومت، هر روز حادتر و افزون‌تر شود. در نبود کمک‌های دولتی و یا کمک‌های قطره‌چکانی آن، نیاز زلزل‌زدگان و آسیب‌دیدگان به کمک‌‌های مردمی، صد چندان می‌شود. البته اگر نهادها و ماموران سرکوبگر حکومتی بگذارند این کمک‌های مردمی به‌دست زلزله‌زدگان برسد. به این ترتیب، همگان در جریان این وضعیت دردناک زلزله‌زدگان خوی قرار گرفته‌اند.

آمد شاهو عضو رهبری پژاک اخیرا در مصاحبه ای تلویزیونی برگ دیگری از نقشه پیش روی این جریان ، آنهم در دل تحولات انقلابی اخیر درایران را افشا کرده است . اشتباه است اگر تبلیغ ارتجاع اسلامی و اسلام ناب محمدی ازجانب این جریان را به اعتقادات مذهبی این جریان و افراد آن مربوط دانست . تعریف و تمجید از “ پیماننامه مدینه “ و تطهیر اسلام ناب محمدی نقشه راه و سیاست این جریان در مقابل جنبش رادیکال سرنگونی جمهوری اسلامی است .

ازانقلاب 57 و سرنگونی حکومت وابسته شاه واعوان و انصارش که در 22 بهمن 57 انجام گرفت و بساط سلطنت پهلوی دوم را بر چید و در نشست گوادلوپ رژیم مذهبی خمینی را جانشین کرد 44 سال میگذرد.
ماجرا با نقشه امپریالیستها شروع و بوسیله تظاهراتهای میلیونی و اعتصابات عمومی شاه را از ایران اخراج کردند ،سرمایه داری جهانی که دیگر احتیاج به نوکر خود نداشت ، او را سرگردان و اجازه ورود به هیچ کشوری را به او نداد.

شامگاه شنبه 8 بهمن ماه شهر خوی و مناطقی دیگر از آذربایجان غربی بر اثر وقوع زمین لرزه، خانه ها بر سرشان فرو ریخت و زیر آوار ماندند. بنا به گزارشهایی که از محل واقعه انتشار داده شده، تا کنون ده ها نفر جانشان را از دست داده اند و صدها نفر زخمی شده اند و صدها هزار نفر در سرمای زیر صفر درجه بدون حداقل امکانات و تسهیلات چشم به یاری کمیته های مستقل مردمی دوخته اند و رژیم به روال همیشگی خود را در قبال این وقایع تماما بی وظیفه کرده است.

با گذشت چهار ماه می بینیم که خوشبختانه اندک بورژوازی عقب افتاده ایران، قادر به اعمال شعار «همه با هم» حتی در میان خود نیست! می بینیم، هنوز حاکمیت مذهبی ایران ساقط نشده، این بخش از نیروهای در کمین قدرت، در جستجوی «موکل» (بخوانیم رعیت) برای خود هستند و یکی «موکلان» را به یمین و دیگری، رعایای عصر جدید را، به یسار می کشاند!  هژمونی طلبی جناح های مختلف بورژوازی ایران بویژه شاهزاده؛ چه در داخل و چه در خارج از کشور؛ و افشای چهره واقعی جناح های مختلف بورژوازی مغلوب خارج از کشور، روز به روز از خوشبینی توده های عظیم تولیدکنندگان نسبت به این بورژوازی ناتوان در سازماندهی خود، می کاهد! 

بریتانیا در تسخیر اعتصابات پی در پی علیه تورم و‌گرانی و برای افزایش دستمزدها، توسط طبقه کارگر و مزدبگیران! اعتصابات تاریخی که کمر دولت را خم  کرده است! تاجایی که جرات کرده است تا به تدوین مقرراتی برای عملا ممنوع کردن حق اعتصاب، بیانجامد بیاندیشد. طرح و فکری که به سد اعتراضات و اعتصابات بیشتر خورده است. جدال طبقاتی در بریتانیا تعمیق می شود. فریاد دیکر بس است، توسط طبقه کارگر، مزدبگیران و محرومان، طبقه حاکم و نمایندگانش در قدرت را زیر فشار قرار داده است. زنده باد مقاومت پایین و به امید پیروزی اعتصابات متحدانه و متشکل

یاشار در نوشته های اش که کم هم نیستند بیش از هر واژه ای « کمونیسم» و « کمونیست» به کار برده است بی آنکه حتا یک بار تعریفی از این دو « واژه» ی همخانواده کرده باشد. یعنی به عبارت ِ دیگر کمونیسم و کمونیست برای ایشان صرفن یک وسیله یاواسطه ی تبلیغی برای تشکیلات شان است و نه مفاهیمی تاریخی و مهم ترومقدم برآن واقعییت هایی که باید توضیح داده شوند تا خواننده و مخاطب هم جایگاه و نقش ِ این واقعییت های مادی را درتاریخ بداند وهم جایگاه ونقش ِفردیا تشکیلات را درتحقق ِ عینی بخشیدن به این مفاهیم ِ نظری اما بالقوه درچشم اندازی که هنوزدر پراتیک ِ اجتماعی تاریخی ِ انسان ها به تجربه در نیامده اند.

۴۴ سال پیش در این روزها هیچِ بزرگ از پله‌های یک هواپیما دست در دست مهماندار فرانسوی پایین آمد تا سلسله‌ی ضحاکیان را پایه بگذارد. او سلانه سلانه از پله‌ها بی‌هیجان پایین می‌آمد و می‌دانست در سایه‌ی خود داس بزرگی را پنهان کرده است که نماد بی‌واسطه‌‌ی مرگ و نیستی‌ست. او می‌آمد تا دشنه زیر گردن ایران بگذارد. ایران برای او جز مشتی خاک نبود که باید به پای شریعت زانو بزند‌. ایران برای او بیش از چند کوه و دریاچه و کویر نبود که به فضل الهی و با نفسِ حقِ نایب امام زمان سر به راه خواهد شد و قدم در راه اسلام خواهد گذاشت.

یادداشت های جنبش کارگری: اخیرا جلسه ای در تلگرام با عنوان «خیزش اخیر، فراز و فرودها و موانع خارجی در برابر برخی از تشکلات صنفی» با حضور رفیق آنیشا اسدالهی برگزار شد. همانطور که از عنوان و مباحث و پرسش و پاسخ ها پیداست، مستقل از ملاحظات و تفاوتهایی که با نظرات مطرح شده می توان داشت، در این جلسه به برخی از مسائل پیش روی جنبش کارگری پرداخته می شود که بسیار قابل تامل و با ارزش اند. در میان مباحث مطرح شده همچنین با دو ایده تشکیل «شورای رهبری انقلاب» و «منشور مطالبات کارگران»* برمی‌خوریم که با توجه به خیزش انقلابی جاری از اهمیت برجسته ای برخوردارند.

«خوی لرزید»؛ این خبری بود که شامگاه شنبه 8 بهمن، بر صفحات خبری رسانه‌ها قرار گرفت. زلزله‌ای به بزرگی 9/5 ریشتری در ساعت 21 و 44 دقیقه این شهرستان در استان آذربایجان غربی را تکان داد.  فیلم‌ها و تصاویری که امروز دوشنبه از آسیب‌دیده‌گان زلزله شنبه شب خوی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده‌اند، نشان می‌دهند که نه تنها آن‌ها بدون داشتن هرگونه سرپناهی در خیابان در زمستان برفی رها شده‌اند، بلکه مورد حملات وحشیانه نیروهای آدم‌کش جمهوری اسلامی نیز قرار گرفته‌اند.

اریک هابسبام [۱۹۱۷-۲۰۱۲] یک مورخ برجسته و متخصص در تاریخ اقتصادی و اجتماعی و همچنین یک منتقد خوب موسیقی جاز بود. اما همانطور که مجموعه مقالات منتشر شده پس از مرگش درباره آمریکای لاتین نشان می دهد، او همچنین یک روزنامه نگار برجسته بود، که بیشتر آثارش در مجلاتی منتشر می شد که افسوس امروز دیگر مانند خود او ناپدید شده اند: New Society, The Listener و Labour Monthly ، از انتشارات حزب کمونیست انگلستان. اریک درک منحصر به فردی از کشورهای آمریکای لاتین داشت که هم ناشی از علاقه او به تاریخ آنها و هم مهمتر از آن، به دلیل روابط دوستانه ای بود که وی با کمونیست ها در آن کشورها داشت.