آذر ماجدی در مقاله ی« وقتی جایزه ی نوبل به عکس ِ خود تبدیل می شود» به کمیته ی صلح ِ نوبل توپیده است که چرا جایزه ی صلح را به نرگس محمدی داده است. یکی از دلایل اش هم این است که نرگس به کشتار ِ غزه ای ها و حماسی ها توسط ِ اسراییل اعتراض نکرده است. من در رشته مقالاتی که در باره ی جنگ ِ تحمیلی ِ تروریست های اسلامی علیه منطقه نوشته ام، به ماجدی وهمفکران ِ مدافع ِ تروریسم ِ اسلامی او پاسخ داده و بعد از این نیز پاسخ خواهم داد.

صفی از کولبران در منطقه‌ای کوهستانی با انبوهی برف.  تشدید برخورد متوحشانه با کولبران را می‌توان بعد نظامی-امنیتی طرح جدید ساماندهی معابر مرزی کشور (مصوب شهریور ۱۴۰۲) و استقرار منطقه‌ای آزاد تجاری بانه‌ـ‌مریوان (آبان ۱۴۰۲) قلمداد کرد. کشتار کولبران موضوع جدیدی نیست. از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۳ نزدیک به ۲۵۰۰ کولبر توسط نیروهای هنگ مرزی کشته یا زخمی شده‌اند. با استناد به مرکز آمار و اسناد سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، تنها در ماه نوامبر ۲۰۲۳ دست‌کم ۱۱۸ تن از کولبران و کاسب‌کاران در مرزهای کوردستان مورد هدف گلوله قرار گرفته‌اند که از میان آن‌ها هشت نفر جان باخته‌اند. همچنین، در میان زخمی شده‌ها ۱۴ کودک‌کولبر وجود دارد.

روز پنجشنبه ۹ آذر در یك درگیری در خیابان "خرمشهر" در شهر میبد، جوانی به نام امیررضا آقایی با چاقو كشته و یك نفر دیگر زخمی شده است. بدنبال این ماجرا و دستگیری فردی كه متهم به كشتن امیر رضا آقایی بود، بعضی از رسانه های رسمی اعلام كردند كه نامبرده اهل افغانستان است. پخش این خبر و تحریكات نژاد پرستانه حول آن، خون عده ای ناآگاه و تحریك شده را به جوش آورد و حمله به پناهجویان، مهاجرین و شهروندان با پیشینه افغانستانی در میبد را به همراه داشت. بطوریکه روز پس از این اتفاق در نماز جمعه در میبد عده ای خواهان اعدام فرد دستگیر شده میشوند.

اهدای جایزه صلح نوبل به نرگس محمدی بحثهائی را در رسانه ها و در مدیای اجتماعی برانگیخته است. بخشی از چپها اهدای این جایزه را با توجه به سابقه اصلاح طلبی نرگس محمدی و بویژه مواضع پرو موسوی امروز همسرش تقی رحمانی، نوعی چهره سازی از اصلاح طلبان و دوخردادیها میدانند. از سوی دیگر برخی از سلطنت طلبان علنا به او حمله میکنند، با هشتگ شیاد و لقب ایران فروش از او نام میبرند، حتی به مراسم جایزه صلح نوبل و مدعوین آن بعنوان ایران ستیز و خائن و غیره می تازند! چرا؟

یادداشت روز!  حتما بخاطر دارید، باند مهتدی در یکی از بندهای منشور شش نفره مهسا، منشوری که مرده به دنیا آمد، بر وجود و ابقا ارکان سرکوبگر اعم از وزرات اطلاعات  سپاه و ارتش که بقول شازده اینها نگین ایران آتی و بخشی از سرمایه موروثی خاندان سلطنتی میباشند، توافق شش نفر حاصل کرده بودند، تماما صحه گذاشته بود. اکنون در هئیت اصلاح طلبان رژیم در مراسم اعطای جایزه "صلح نوبل" بخوایند جایزه سیاسی به پادوها و مزدوران سرمایه

در قسمت اول جنگهای کهنه گرایی ایدئولوژیکی با علم گرایی ریشه یابی شدند. در قسمت دوم با همدیگر به همین جنگها در اسرائیل و غزه می پردازیم. تحت فشار ارتجاع جهانی در زندان باز غزه در طی چند دهه نوجوانان و جوانان فلسطینی با مذهب افراطی اسلام، با فقر، انزوا، توهم ذهنی و روحی، با قربانی مالی و جانی مدام دست و پنجه نرم می کنند. آنها خیلی کم نوگرا و علم گرا بار آمده اند.

ئەوەی لەشەڕی نێوان رووسیا و ئۆکرانیادا دەگوزەرێ، واشنتۆنی خستۆتەبەردەم ستراتیژێکی نارۆشن بەرامبەر بە ئۆکرانیادا. هەموو پێوەرەکانیش ئەوە دەردەخەن کە ئۆکرانیا توانای پێشکەوتنی لە شەڕەکەدا لەدەستداوە، بەو پێیەی تواناکانی نزیکە لە نەبوون، ئومێدی سەرکەوتن تەواو لە تاریکیدایە بۆ ئۆکرانیا. هەربۆیە هاوپەیمانەکانی لە ڕۆژئاوا، ئیتر  ئەو جۆش و خرۆشەیان بۆ سەرکەوتنی ئۆکرانیا شەڕەکە نەماوە. واشنتۆنیش تا ئەو ڕادەیەی کە قەناعەتی بەوەیە ڕووسیا لەم شەڕەدا سەرکەوتووە، پێیانوایە دەبێت سەرۆکی ئۆکرانیا ئەو ڕاستیە قەبوڵ بکات.

توضیح: کمونیست ِ الاهیاتی-آخرالزمانی کسی است که ادعا می کند کمونیست و مارکسیست است اما به دلایلی که خواهم گفت، نه مارکسیست است و نه کمونیست:  دلیل ِ نخست این که: فرقه گراست، یعنی اراده ی فرقه را بر ساز و کارهای قانون مند ِ خود ِ جامعه و طبقات ِ اجتماعی ِ آن ارجحییت می دهد و از این رو، منفعت و مصلحت ِشخصی و فرقه ای را نیز بر مصلحت ِ تاریخی ِ جامعه برتر می داند، یعنی در تمام ِ زمینه های مادی تولیدی و سیاسی- مناسباتی انحصار طلب و تمامییت خواه است.

خیزش اجتماعی و انقلابی ۱۴۰۱ در مدت کوتاهی تا کنون جامعه را بیشتر از پیش سیاسی کرده است. این تحول، انقلابی در تفکر و عمل انسان ها بوجود آورده است که شاید یک دهه کار و فعالیت سیاسی و تبلیغی و عملی نمی توانست این تغییر و  تحول را ایجاد کند. تحول انقلابی نه تنها مرزها را شکست و به جامعه جهانی رسوخ کرد بلکه در ایران مرزهای ملی و قومی و نژادی و جنسی و حتی سن و سال را هم در نوردید.

 اسرائیل راهِ رفته‌ی افریقای جنوبی را رفته و به نقطه‌ای بازگشت‌ناپذیر رسیده است! پایه‌های تاریخی که صهیونیسم بر آن‌ها بنا نهاده شده، لرزان‌تر می‌شوند! آیا درس‌های آن تجربه، آموخته می‌شوند؟ در قرن بیستم اپارتاید نمی‌توانست در افریقای جنوبی ماندنی باشد!  ادامه‌پذیر نبودن تبعیض و جداسازی نژادی، در اواخر قرن بیستم در افریقای جنوبی، با آزمونِ زمان، به اثباتی بدون تردید رسید، و سرانجام رژیم آپارتاید مجبور شد اولین انتخابات با امکان مشارکت چندنژادی را در سال ۱۹۹۴ برگزار کند. دولت نژادپرست آفریقای جنوبی، رفتنی بود و رفت!

گویا سریال پرویزثابتی ادامه داراست و این بار شاهین نجفی با کسی که او را «شاعرو نویسنده و فلفسه دان» خوانده نه فقط مدعی هستند که ادعای شکنجه ساواک توسط جریان‌های چپ روایت سازی دروغ و غیرواقعی است و مطلقا چنین چیزی حداقل اثبات نشده است (البته همراه با تناقضاتی که درهمین رابطه ناخواسته ابراز می دارند) و درهمین ارتباط با وقاحتی بی‌مانند و به نمایش گذاشتن چندتا باصطلاح سندنخ‌نماشده پیرامون چپ ها و هنرمندان، دقیقا به همان شیوه ساواک و ساواما والبته بسی رقت انگیزتر و حتی منحط تر از‌ آ‌ن‌ها گوی سبقت را از شیوه‌های آشنای ساواک و جمهوری اسلامی می ربایند.

بیش از دو ماه از کشتار غیرنظامیان در فلسطین می گذرد. با کشته شدن نزدیک به ۲۰ هزار انسان بی گناه که نزدیک به نیمی از آنها کودک و نوجوان هستند، تلفات این جنگ دو ماهه بیش از تلفات جنگ اوکراین در دو سال گذشته می باشد! برغم اعتراض گسترده و میلیونی وجدان های بیدار در سراسر جهان، دولت‌های امپریالیستی مدافع دولت صهیونیستی از یکطرف و دولت های ارتجاعی منطقه از طرف دیگر، تمایلی به آتش بس پایدار نشان نمی دهند!

درست  دو ماه از هجوم وحشیانه مغولهای عصر جدید به نوار غزه می گذرد. رژیم آپارتاید نژادی علیرغم اُلدورم بُولدرمهای شِداد و غِلاظ  تا این لحظه جز خانه های ویران و اجساد سوخته زنان و پیران و کودکان فلسطینی هیچ دستاورد نظامی محسوسی نداشته است. شکستن کمر حماس بجای خود، ارتش قدر قدرت ! کودک کش هنوز بعد این همه جنایت و سبعیت  حتی توان محدود کردن آتش رزمندگان فلسطینی را نیز نداشته است. تنها هنراین جرثومه نفرت انگیز با خاک یکسان کردن خانه های مردم غیرنظامی بوده است.

این مرحله از جنگ طبقه حاکمه اسرائیل علیه مردم تحت ستم فلسطین که  از فردای 7 اکتبر سال جاری در غالب «جنگ اسرائیل و حماس» جریان دارد در امتداد و متن و بستر همان جنگی رخ داده  که بیش از 75 سال توسط طبقه حاکمه اسرائیل علیه مردم تحت ستم فلسطین جاری است. دلایل سیاسی و طبقاتی این جدال تاریخی و راههای  مطرح برون رفت از آن با فرمول های «دو دولت» و «یک دولت سکولار  و دمکرات» شناخته شده اند و از این نظر تحول تازه ای رخ نداده است هر چند که باید بیشتر بدانها پرداخت.

نسل کشی مردم فلسطین و تبدیل نوار غزه به قتلگاه کودکان، عربده های فاشیستهای حاکم در تل آویو که تا نابودی کامل نوار غزه دست از کشتار بر نمیدارند و بازی دیپلماتیک همه قدرتها، از قدرتهای جهانی تا منطقه ای، تبدیل "قدرت" و "خاصیت" سازمانهای جهانی به گلایه و اعتراض بی خاصیت، جانبداری آشکار دستگاه تبلیغات رسمی در غرب، هنوز جامعه بشری را در شوک و ناباوری عمیق غرق کرده است.