گروه زنان  از نظر مقام‌های جمهوری اسلامی که سال‌ها با تصاحب دارایی‌ها و سرمایه‌های ملی ایران، ثروت‌اندوزی کرده‌اند، کارهایی مانند شستن اموات و تمیز کردن معابر عمومی در ردیف مشاغل «پست» و «عذاب‌آور» محسوب می‌شوند از همین روی برای زنان مخالف حجاب اجباری احکامی از این دست صادر می‌کنند. شاید بتوان دندان‌شکن‌ترین پاسخ جامعه مدنی ایران به صدور احکامی از این دست را اقدام یلدا معیری، خبرنگار و عکاس دانست که در پی صدور حکمش، لباس رفتگران را بر تن کرد و با انتشار پیامی ویدیویی گفت که مشکلی با جارو کردن معابر عمومی و انجام کارهای یک پاکبان ندارد.

به دنبال صدور حکم برای آزاده صمدی و لیلا بلوکات، بازیگران سینما، به دلیل مخالفت با حجاب اجباری، روز سه‌شنبه، ۲۷ تیر، اعلام شد افسانه بایگان، دیگر بازیگر سینما، نیز به حبس تعزیری و مراجعه اجباری به مراکز روانشناسی برای درمان «بیماری روحیِ شخصیت ضد خانواده» محکوم شده است. روز ۲۴ تیر رسانه‌ها نوشتند که یکی از مجازات‌های تعیین‌شده برای آزاده صمدی در حکم صادره در شعبه ۱۰۸۸ دادگاه کیفری دو تهران، آن است که او باید «دو هفته یک بار» به مراکز روانشناسی «برای مداوای بیماری ضد اجتماعی خود» مراجعه کند و در نهایت «گواهی سلامت» خود را به مقامات ارائه دهد.

حساب کاربری خانم علیدوستی در اینستاگرام در حدود هشت میلیون دنبال کننده دارد. او دراین عکس بی حجاب خود، دست نوشته ای به زبان کردی در دست دارد که شعار معترضان ایرانی «زن، زندگی، آزادی» بر روی آن نوشته شده است. در این پست اینستاگرامی که تاکنون در حدود یک و نیم میلیون بار لایک خورده است، ترانه علیدوستی این شعر را در زیر عکس‌اش نوشته است: «غیبت آخرتو، کوچ مرغان صدا، ختم این غائله نیست». این اقدام ترانه علیدوستی، در انتشار عکس بدون روسری واکش های زیادی به همراه داشته است.

منابع خبری از قتل یک دختر ۱۸ ساله در پیرانشهر واقع در آذربایجان غربی توسط پدرش و قتل یک مادر توسط پسرش در ورامین، هردو با انگیزه «ناموسی»، خبر می‌دهند. سایت حقوق بشری هانا نام این دختر پیرانشهری را «زیلان ایواز» اعلام کرده و در خبری آورده است که پدر زیلان پس از اطلاع از رابطە دخترش با یک پسر، روز جمعه ۱۶ تیر او را با اسلحه کُلت کمری کشته شده است.درباره وضعیت پدر این دختر و بازداشت او تاکنون اطلاعاتی منتشر نشده است. در همین حال «همشهری‌آنلاین» روز یک‌شنبه ۱۸ تیر گزارشی از دادگاه قتل «فجیع» یک مادر توسط پسرش در ورامین منتشر کرده است.

این نوشته نگاهی گذرا به انقلاب زن، زندگی، آزادی و انقلاب ۵۷ دارد. با تعمقی بر نسل جوان امروزی که بی باکانه بر دل دشمن می تازد تا نسل بعدی ایران، بتواند از یک زندگی انسانی برخوردار شود. آن هایی که انقلاب ۵۷ را به انتخاب خمینی توسط مردم تقلیل می دهند، تاریخ ایران و نقش آمریکا را در تغییر ده ها دولت نمی دانند. فکر می کنند مردم برای خمینی بلند شدند و نه برضد فقر، سانسور و بی عدالتی. خبر از نقش نظام شاهنشاهی در تبلیغ و رشد مذهب در ایران را هم ندارند. عکس هایی از بوسه های شاه و فرح بر فلزات امام رضا در اینترنت هست، نگاهی به آن ها بی اندازید.

هانا نویمان در واکنش به نامه رسمی جمهوری اسلامی برای توقف انتقاداتش: «ادامه خواهم داد»: هانا نویمان، نماینده آلمان در پارلمان اروپا با انتشار توئیتی، متن نامه جمهوری اسلامی به سفارت سوئد در تهران را منتشر کرده که خواستار پایان دادن انتقادات او نسبت به نقض حقوق بشر در ایران شده است.سوئد هم‌اکنون ریاست دوره‌ای پارلمان اروپا را بر عهده دارد و خانم نویمان نیز نایب‌ رئیس کمیته حقوق بشر این نهاد اروپایی است.

طرحی در باب رابطه‌ی ستم و استثمار: در این مقاله با مروری کوتاه از روند جنبش زنان در ایران به اهمیت جنبش "زن، زندگی، آزادی" اشاره می‌کنیم و سپس به برخی از مهمترین مسائلی می‌پردازیم که خود جنبش به آنها دامن زده است. مقدمه: اهمیتِ پراتیک تئوریک  جنبش ژینا، زمین سیاست در ایران را به شکل حیرت انگیزی به لرزه درآورده است. لرزش‌ها و پس‌لرزه‌های این جنبش، به ایران محدود نبود. این جنبش با تکان‌هایی که در وضعیت عینی رقم زد، تصورات ذهنی بسیاری را متحول، مفاهیمی را احیا، و پرسش‌هایی را پیش پا گذاشت.

پویان مکاری: در پاییز ۱۳۶۱ حدود یکصد زن و مرد بهائی در شیراز بازداشت شدند؛ بازداشت گسترده و کم‌سابقه‌ای که سرانجام به اعدام تعدادی از این شهروندان ازجمله اعدام دسته‌جمعی ۱۰ زن در ۲۸ خرداد سال بعد در میدان چوگان شهر شیراز انجامید. به دار آویخته‌شدن این زنان تنها مورد اعدام دسته‌جمعی زنان بهائی و در عین حال آخرین مورد از اعدام زنان بهائی در دوران حکومت جمهوری اسلامی محسوب می‌شود. جوان‌ترین این زنان مونا محمودنژاد بود که ۱۷ سال داشت و مسن‌ترین آن‌ها عزت جانمی ۵۷ ساله بود که همراه با دخترش در آن روز اعدام شد.

امروز یکی از ما از میان‌مان رفت. دیروز نیز. پریروز هم. روز قبل و ماه قبل نیز… حالا دارد هی از عدد ما کم می‌شود. خبر اعدام. خبر خودکشی در زندان. خبر مرگ ناگهانی و خودکشی زندانیان پس از آزادی. مرگ قربانیان کودک‌همسری و اسیدپاشی. مرگ کارگران در اثر عدم ایمنی محیط کار یا خودکشی در اثر فشارهای مالی. خودسوزی زنان در ایلام. خودکشی رفقایمان در تبعید. مرگ.. مرگ.. مرگ. آن‌ها که با گلوله‌‌‌ی مستقیم و طناب دار و زیر شکنجه جلادان جمهوری اسلامی به قتل رسیدند به کنار، مرگ‌های ناگهانی و خودکشی عزیزان‌مان نیز کشتار مستقیم این نظام مرگ‌خوار است.

فرزاد صیفی‌کاران ــ عاتکه رجبی در گفت‌وگو با زمانه روایتی از بازداشت همراه با خشونت خود، بازجویی‌های همراه با توهین و تحقیر، و پرونده‌سازی نیروهای امنیتی علیه او ارائه می‌دهد. چند نفر من را بازجویی کردند، سعی داشتند من را تهدید کنند، یکی گفت رفتی که گُم بشوی، دیگر پیدایت نمی‌شود. یکی دیگر گفت تو را آتش می‌زنم، کاش بازجویت من بودم… خیلی سعی کردند تیپ و ظاهرم را مسخره کنند... سه‌شنبه ۱۹ اردیبهشت، معلمان مانند سال گذشته با فرخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان بار دیگر تجمع اعتراضی برگزار کردند. مطالبه تجمع سراسری معلمان اعتراض به سرکوب شدید معلمان، خواست آزادی معلمان زندانی، محکومیت حملات شیمیایی به مدارس و نیز پیگیری مطالبات صنفی آنها بود که در فضایی شدیدا امنیتی در شهرهای سراسر ایران برپا شد.

همزمان با اصرار وکلای زهرا و هدی توحیدی، دو فعال سیاسی زندانی در ایران، مبنی بر آن که آنها «مشمول عفو» اعلام شده از سوی رهبر ایران هستند و نباید زندانی می‌شدند، خبرگزاری قوه قضاییه با ارایه استدلال‌هایی، این موضوع را رد کرده است. میزان، خبرگزاری قوه قضاییه، در گزارشی درباره این دو خواهر که هم‌اکنون در زندان اوین به سر می‌برند، نوشته: «مندرجات در پرونده و استعلام دادسرا از ضابط نشان می‌دهد زهرا و هدی توحیدی با گروهک‌های معاند و برانداز در ارتباط بوده‌اند و براساس بند (ج) بخش اول عفو مقام معظم رهبری به مناسبت دهه فجر سال ۱۴۰۱، عدم عضویت و وابستگی در گروهک‌های معاند و برانداز یکی از شروط بهرمندی از عفو بوده است در نتیجه این افراد مشمول عفو نمی‌شدند.»

 یک روز پس از اعدام سه معترض جوانِ متهم در پرونده موسوم به خانه اصفهان، گروهی از زندانیان سیاسی زن در حیاط زندان اوین در اعتراض به موج اعدام‌های اخیر در کشور تجمع کردند. در این تجمع که روز شنبه، ۳۰ اردیبهشت، اتفاق افتاد و شرح آن در حساب چند تن از این زندانیان در شبکه‌های اجتماعی آمده است، عده‌ای از سرشناس‌ترین زندانیان سیاسی زن از جمله سپیده قلیان، بهاره هدایت، فائزه هاشمی، نرگس محمدی، ویدا ربانی، نسرین خضری جوادی، شکیلا منفرد، زهره سرو و مهوش شهریاری شرکت داشتند و هر یک سخنانی در محکومیت موج اعدام‌ها ایراد کردند.

از زمستان ۱۴۰۰ تا آخر پاييز ۱۴۰۱ دست‌كم ۲۷ هزار و ۴۴۸ دختر زير ۱۵ سال در ايران ازدواج کرده‌اند: روزنامه اعتماد در شماره یکشنبه، ۳۱ اردیبهشت‌، به بررسی آمار ازدواج دختران زیر ۱۵ سال در ایران و نیز دختران ۱۵ تا ۱۸ ساله که آن‌ها نیز بر اساس اصول مندرج در پیمان‌نامه جهانی حقوق کودکان، در رده سنی کودک محسوب می‌شوند، پرداخت و نوشت تعداد این ازدواج‌ها که به «کودک-همسری» معروف است، از سال ۱۳۹۹ به بعد مجددا روند افزایشی به خود گرفته است.

سپیده رشنو: «بعدِ یک ماه، توانسته بود با دستورِ قاضی، قاطیِ یک ننه من‌ غریبم‌ بازیِ خاصی، یک ملاقات حضوری بگیرد. بلکم بتواند در گرمای مرداد، خواهر کوچکش را با آن دمپایی‌های آبیِ بند ۲۰۹ در یک ربع یا کمتر توی حیاطِ بازداشتگاه ببیند.پشت درِ همان بازداشتگاهی که این یک ماه نمی‌ذاشتند بیاید این‌طرفش. پشت همان دری که هر چند روز یک بار با مادرم از خرم‌آباد می‌آمدند، این‌طرف‌ترش یک موکت پهن می‌کردند، می‌نشستند و منتظر می‌ماندند تا خوش‌روترین سرباز را پیدا کنند، بلکم دلش بسوزد، بگذارد بیایند تو.

مقاومت امری روزمره است؛ شکل‌های مختلف آن تمرین شده است. اما در سایه‌ی رژیمی غیرعادی، هر چیزی ممکن است غیرعادی شود. "نیوشا" سرشار است از ترس، دلهره، تنفر و حسرت. این روایتِ او است در بهار ۱۴۰۲ در بازار بزرگ تهران. روایتی که محصولِ برخورد روسری نداشتن او، ایدئولوژی اسلام سیاسی و اوباشِ حکومتی در یک فضای عمومی است. مدتهاست که در فضای بیرون از خانه هم روسری به سر ندارد. تا پیش از قیام ژینا، آن را دور گردنش می‌پیچید. روسری در ترکیب لباس و پوشش وجود داشت، ولی در عمل هیچ کارکردی نداشت.