در باره یک شعار متحد کننده! انقلابها همیشه سرشار از ابتکارند. سرشار از خلاقیتهای شگفت انگیز هستند. دلیلش این است که انقلاب، توده های وسیعی را به میدان می آورد که همه عمرشان زیر سرنیزه و سرکوب و ستم و خفقان بوده اند و انقلاب یکباره فضای تنفس عظیمی در اختیارشان میگذارد. فضایی که در آن جمعیت عظیمی از انسانهای همیشه محروم میدان پیدا میکنند تا نیروی پایان ناپذیر خلاقیت خود را به نمایش بگذارند. شعارهای جذاب و دلنشینی که یکباره به فریاد متحد مردم آماده برای آنقلاب یا در حال انقلاب تبدیل میشوند، یکی از جلوه های این خلاقیت است.

قلب تپنده چپ ملی در حزب کمونیست ایران
قسمت اول
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران در ماه سپتامبر پلنوم یازدهم خود را برگزار کرد، گزارش سیاسی ارائه شده در این پلنوم بیست روز بعد در شبکه های اجتماعی انتشار یافت.گزارش سیاسی به ڀلنوم به موضوعات متنوعی ڀرداخته است، از اوضاع جهانی و تشدید كشمكش های آمریكا با چین، از تبدیل خاور دور به مركز این جدال تا جاده ابریشم چین، از شكست و عقب نشینی آمریكا از خاورمیانه تا قدرت گیری طالبان در افغانستان، وضع عراق و كشمكش دول مرتجع منطقه و....

 

در بخش قبلی بحث گفتم، در یک تصویر کلی صحنه سیاسی و کشمکشهای موجود آن به این شکل است. جمهوری اسلامی که راه پس و پیش ندارد. نه تنها بحرانهایش حل نشده، بلکه معضلاتش سنگین تراز قبل تلنبار شده است. این حکومت در مرحله پایانی عمرش است. انداختن جمهوری اسلامی کار جنبش و نیروی آلترناتیوی است که بخواهد آن را به سرانجام برساند. در مقابلش جنبش ها و اپوزیسیون راست و چپ قد علم کرده اند. اپوزیسیون بورژوایی با مشخصاتی که در بخش قبلی اشاره شد،

هفته گذشته به گفته یکی از سران طالبان که در فتوایی اعلام کرده بود: زنان همچون "مالکیت" نیستند و ازدواج اجباری آنان ممنوع است، به خبر "جنجالی" و سرتیتر بسیاری از رسانه ها تبدیل شد. گفته میشود چنین فتوایی بی سابقه است و بیانگر "تغییر" در روش و عبور طالبان از خط قرمزهایی است که هیچکس انتظار اجرای آن را نداشت! سه ماه است که طالبان قدرت در افغانستان را بدست گرفته است. در این سه ماه، صدها هزار نفر آواره شده اند،

در این رابطه، باید توجه به این واقعیت داشته باشیم که اساسأ همه سیاست خارجی جمهوری اسلامی و روابط آن با کشورهای منطقه در 43 سال گذشته، نه بر اساس منافع ملی مردم ایران بلکه تابعی بوده از سیاست ها و منافع قدرت های جهانی. بنابراین وقتی از “توان جمهوری اسلامی” صحبت می کنیم، باید یادمان باشد که توان سیاسی-نظامی جمهوری اسلامی را برای دخالت هایش در منطقه و در واقع “اجازه داشتن برای این دخالت ها” را، امپریالیست ها به سرکردگی آمریکا، برای جمهوری اسلامی تامین کرده اند.

مصاحبۀ پیام فدائی با رفیق “مُشرِف”، از کمونیستهای افغانستان در ارتباط با تحولات اخیر: توضیح پیام فدائی: با توجه به قدرت گیری مجدد طالبان در افغانستان که به دنبال مذاکرات و توافق این جریان ارتجاعی با امپریالیسم آمریکا تحقق یافت شاهد اشاعۀ تحلیل ها و نظرات گوناگونی در بارۀ رویدادهای جاری و ماهیت تحولات اخیر در کشور همسایه افغانستان در صفوف جنبش بوده ایم. به منظور آشنائی هر چه بیشتر خوانندگان “پیام فدائی” با نظرات موجود، بر آن شدیم که در این رابطه پرسشهائی را با یکی از فعالان چپ افغانستان(رفیق مشرف) در میان بگذاریم

«ما همیشه گفته‌ایم و اکنون نیز صریحا می‌گوییم: ما به‌طور جدی به ایران و تمامیت ارضی آن علاقمند‌ایم. اگر از طرفی خدشه‌ای به آن وارد شود شاید جدّی‌تر و فداکارانه‌تر از ساکنان ایالت‌های دیگر ایران - برای جلوگیری از آن‌(خدشه) اقدام خواهیم کرد. با این حال هرگز حاضر نیستیم از دفاع از ملت، زبان و آداب و رسوم و خصوصیت‌مان ـ‌به شرط آن‌که کشورمان یعنی ایران را خدشه‌دار نکند صرف‌نظر کنیم. این‌جا چیزی که مغایر با قانون و حق حاکمیت خلق‌های ایران باشد وجود ندارد. برعکس اگر ما خود را با دست خودمان اداره کنیم، چه بسا این امر بتواند به تکامل و تعالی ایران رشد بیش‌تری دهد.

حقوق و نیازهای تاریخی اش: از دیدگاه ِ مارکسیستی و ماتریالیسم ِ تاریخی، شهروند به کسی گفته می شود که در سلسله مراتب ِ اجتماعی و طبقاتی در جایگاهی قرار دارد که در تولید و مناسبات ِ تولیدی ِ نظام ِ واقعن موجود ِ سرمایه داری نقش ِ ایجابی و اثباتی ِ کم و بیش تعیین کننده دارد. به بیان ِ مشخص تر، همه ی ساکنان ِ این سیاره امروزه و تا زمانی که نظام و دوران ِ عالی تر ِ سوسیالیسم و کمونیسم در جهان استقرار نیافته شهروندان ِ نظام ِ سرمایه داری و تحت ِ قوانین ِ عام ِ این نظام اند.

بنا بە اخبار و گزارشات منتشر شدە، روز گذشتە جمعە ١٩ آذر ١٤٠٠ خورشیدی "گوهر عشقی" ، مادرِ وبلاگ نویس کارگری جانباخته "ستار بهشتی" در مسیر رفتن بر سر مزار فرزندش، توسط چند تن از مزدوران جانی حکومت اسلامی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و از ناحیە چشم و صورت مجروح گردید. گوهر عشقی مادر ستار بهشتی کارگر وبلاگ نویس است کە در تاریخ نهم آبان ١٣٩١ توسط پلیس "فتا" بە اتهام "اقدام علیە امنیت ملی " دستگیر و بە مکان نا معلومی منتقل شد . ستار بهشتی در مدت دستگیری و ربودە شدن بە شدت مورد شکنجە و آزار و اذیت قرار قاتلین قرار گرفت.

جنبش دانشجویی که در دهه‌ی هشتاد یکی از قدرتمندترین گروه‌های اجتماعی-سیاسی در ایران بود، در سال‌های اخیر به شدت سرکوب و محدود شده و توانی برای به راه انداختن موج اعتراضات ندارد. اما آنچه از این جنبش باقی‌مانده با گام گذاشتن در مسیر خواسته‌های صنفی و معیشتی، بیشتر از قبل به مردم عادی و مطالبات آنها نزدیک شده است. در این مقاله با مروری بر تاریخچه‌ی جنبش دانشجویی، فراز و نشیب‌ها و تغییرات آن را در دوره‌های مختلف بررسی خواهیم کرد.

فاطمه مسجدی و بابک مینا در گفتگو با عاطف سعید: وضعیت طبقه‌ی کارگر و بی‌عدالتی‌های نظم سرمایه‌داری در آغاز مهم‌ترین دلمشغولی جنبش سیاسی چپ در سراسر جهان بود. اما به تدریج در قرن بیستم موضوعات جدیدی در چپ غربی مطرح شد: مسئله‌ی زنان، حقوق اقلیت‌های جنسی، مسئله‌ی نژاد و ستم نژادی و همچنین سلطه‌ی فرهنگی تمدن غربی بر مابقی جهان. چرخشی «فرهنگی» در جنبش چپ از حدود دهه‌ی شصت میلادی آغاز شد و خصوصاً در جهان انگلیسی‌زبان و در دانشگاه‌های آمریکای شمالی بسیار پرورده شد.

اخیرا باز شاهد بحران آب در ایران و به دنبال آن اعتراضات وسیع مردم به این شرایط و عملکرد قهریه حاکمیت در سرکوب مردم هستیم. جامعه ایران با بحران بی آبی و خشکسالی روبرو است که هم در بخش کشاورزی و هم در بخش تامین آب قابل شرب تقریبا تمامی نقاط ایران را در برگرفته است و هر روزه اعتراضات و مطالبات اقشار مختلف مردم را شاهدیم که با جواب سربالا از طرف حاکمیت روبرو هستند. حاکمیتی که خشکسالی را به دامان خدایان و ماوراء -الطبيعه انداخته و راه حل آن را با باران گلوله و شلیک ساچمه به سمت مردم جواب میدهد.

سەشنبە ١۶آذر ١٤٠٠ خورشیدی برابر با ٧ دسامبر ٢٠٢١ میلادی در ایران روز دانشجو است . ۶٨ سال قبل در چنین روزی و در متن رویدادهای سیاسی و اجتماعی سال های اولیە دهە ٣٠ خورشیدی که موجب فرار شاه از ایران بە عراق و سپس کودتای ٢٨مرداد سال ١٣٣٢ و بازگشت مجدد وی بر مسند قدرت شد ، جامعه ایران در تب و تاب سیاسی و اجتماعی به سر می برد و هنوز تکلیف قدرت سیاسی یکسرە نشدە بود . "شاه" با ترس و وحشت و در حمایت کودتاچیان و همچنین پشتیبانی بی دریغ آمریکا ، اما در نگرانی از آیندە نامعلوم خود،خانوادە و نزدیکانش به ایران بازگشت .

در مقالات مربوط به جمع بندی خیزش آبان ۹۸، از جدائی و فاصله بین دو شاخه اصلی اعتراضات یعنی خیابان و محل کار یا جنبش های خیابانی و مطالباتی-صنفی به عنوان مهم ترین چالش پیشاروی جنبش سخن به میان آمده بود. چالشی که فراررفتن از آن نه از طریق حذف یا تضعیف یکی به سوددیگری، بلکه با فراتررفتن از محدودیت های هرکدام و حرکت دوسویه به سمت یکدیگر، هم در حوزه پیوندخواست ها و هم مبارزات میدانی ممکن بود به قسمی که به عنوان یک مجموعه مکمل و مقوم و هم افزا عمل کنند.

حکومتی که کسب و کار دایمی‌اش آدم‌کشی و خصومت و دشمنی با هرگونه آزادی‌های فردی و جمعی و حتی شادی خشک و خالی مردم است رهبرش از فرار مغزها می‌نالد و اشک تمساح می‌ریزد.اشک تمساح اصطلاحی است برای بیان کنایه‌آمیز تاسف‌ها و اشک‌های ریاکارانه.این عبارت برگرفته از یک باور قدیمی است که تمساح‌ها هنگام خوردن طعمه خود اشک می‌ریزند و به همین دلیل در بسیاری از زبان‌های مدرن وجود دارد. عبارت اشک تمساح در یکی از نمایش‌نامه‌های شکسپیر نیز ذکر شده ‌است.