روزنامه شرق در گزارشی مینويسد: «مهدی» بیماری قلبی را از خانوادهاش به ارث برده و از سن خیلی کم، یعنی وقتی هنوز ۳۰سالش تمام نشده بود، مصرف داروهای قلبی را شروع کرد. حالا او ۵۴ساله است و به قول خودش، تنها همراه همیشگی زندگیاش در این سالها، قرص «وارفارین» است؛
دارویی که در سالهای اخیر پیداکردنش بیدردسر نبود و حالا یعنی پس از جنگ، سختتر شده است.
جستوجوی داروخانهها، سپردن به دوستان یا درخواست از مسافران خارج، کار هر روزه اوست: «یک گروه با دوستانم دارم که کارشان شده پیداکردن داروهای من. هشت نفری میشوند و هرکدام از آنها به چندین نفر دیگر میسپرند تا بالاخره از یک راهی دارو پیدا شود. یک مرتبه مسافری از خارج برایم دارو میآورد، یک بار دیگر کسی ته انبار داروخانهاش یک بسته وارفارین پیدا میکند و…. همه دوستان و خانوادهام بسیج شدهاند».
این در حالی است که قطع مصرف خودسرانه این دارو عوارض جدی دارد: «اوایل اردیبهشت که پزشک دارو را برایم آورد، برای کار دانشگاهی به اروپا رفته بود و یکسری دارو هم همراه خودش آورد؛ چون قطع مصرف خودسرانه یا بینظمی در مصرف آنها برای بیمارانی که برای سالهای متمادی از آن استفاده میکنند، تبعات بدی دارد. یک بار که مصرف دارویم عقب افتاده بود، آریتمی قلبی را بهطور جدی حس میکردم. چنین اتفاقی در اشکال حادتر میتواند منجر به افزایش خطر تشکیل لخته خون یا حتی حمله و سکته قلبی شود».
متیمازولی که پیدا نمیشود
داروی دیگری که گروه قابل توجهی از افراد باید برای مدت طولانی از آن استفاده کنند، «متیمازول» است؛ دارویی ضدتیروئید که تولید هورمونهای تیروئیدی را کاهش میدهد. افرادی که به بیماری پرکاری تیروئید مبتلا هستند، آنهایی که در آستانه آمادگی برای جراحی این غده قرار دارند، آنهایی که در حال آمادهسازی با روش درمان رادیواکتیو هستند و برای برخی از زنان باردار، این دارو تجویز میشود.
«مریم» یکی از همین زنان باردار است که به پرکاری تیروئید در طول بارداری مبتلا شده است و به همین دلیل از دو ماه پیش، پزشک برایش متیمازول تجویز کرده است؛ دارویی که از میانه فروردین تا امروز به دشواری پیدا شده است: «من با علائم کاهش وزن، ضربان قلب بالا، تعریق زیاد و اضطراب فراوان به دکتر مراجعه کردم. اوایل تصورم این بود که به خاطر بارداری است و نباید موضوع خاصی باشد، اما با چند آزمایش مشخص شد مبتلا به تیروئید پرکار دوران بارداری شدهام. دکتر برای ماههای دوم و سوم داروی «پروپیل تیوراسیل» را نوشت، اما از آغاز ماه چهارم قرار شد متیمازول بخورم. یکماهونیم اول مشکل چندانی نداشتیم، اما به مرور اوضاع سخت شد تا فروردین امسال که دیگر نایاب شد.
من و همسرم به شدت نگران بودیم، چون مصرف این دارو برای خودم و جنین بسیار مهم و حیاتی است». «صادق» هم که به یک دلیل نوع بیماری خودایمنی با پرکاری تیروئید روبهرو شده، پنج سال میشود که این دارو را مصرف میکند و او هم فرایند یافتن دارو برایش به امری دشوار بدل شده است: «احتمالا جز بیپولی، بیشترین آسیب برای یک بیمار، این است که نتواند دارویش را پیدا کند؛ یک مسیر فرسایشی که رنج بیماری را بیشتر میکند. هربار که به آخرین دانههای قرص نزدیک میشوم، اضطرابم بالا میرود و شاید باورتان نشود که برای همین اضطراب، داروی جداگانهای استفاده میکنم.
انسولین ۳۰۰ هزار تومانی، متفورمین نیممیلیونی
شرایط این روزهای دارو در کشور البته فقط محدود به «کمبود» نیست و افزایش قیمت هم بار سنگینی به بیماران تحمیل میکند. «فاطمه پوررضاقلی»، دبیر انجمن پیوند کلیه ایران، بهتازگی دراینباره توضیح داده: «در حوزه دارو، به دلیل تغییر سیاستهای ارزی، داروهای برند با افزایش قیمت مواجه شدهاند، اما در زمینه داروهای تولید داخل، فعلا مشکل خاصی از نظر دسترسی وجود ندارد و تا این لحظه با بحران جدی دارویی مواجه نشدهایم. بخشی از ذخایر دارویی و بیمارستانی طی ماههای گذشته مصرف شده و اگر گشایشی در روند تأمین دارو ایجاد نشود، احتمال بروز مشکلات جدی در آینده وجود دارد. در حال حاضر نیز کمبود برخی داروهای عمومی و در دسترس، بهتدریج محسوس شده است».
به گفته او، کمبود دارو حتی به حوزه آنتیبیوتیکها نیز گسترش پیدا کرده است: «متأسفانه در مورد آنتیبیوتیکها نیز با مشکلاتی مواجه هستیم، برخی از این داروها نایاب شدهاند. بیماران دیالیزی و پیوندی به دلیل شرایط جسمی خود ممکن است دچار عفونت شوند و نیاز به بستری و دریافت آنتیبیوتیک داشته باشند، بنابراین تداوم این وضعیت میتواند مشکلات بیشتری ایجاد کند»؛ شرایط مشابهی که بیماران دیابتی نیز باید با آن دستوپنجه نرم کنند.
به طور مشخص، «انسولین» که با قیمت دولتی زیر ۲۰ هزار تومان فروخته میشد، در روزهای اخیر به بالاتر از ۳۰۰ هزار تومان رسیده است. برخی از این انسولینها مانند رایزودگ هم هیچ مشابه داخلی ندارند. «متفورمین» نیز که جزء رایجترین قرصهای بیماران دیابتی محسوب میشود، از ۱۷۰ هزار تومان به مرز ۵۰۰ هزار تومان رسیده است.
دارو که نباشد، مستأصل و ناکارآمدم
نیافتن دارو، چارهای برای بیماران باقی نمیگذارد تا سراغ گزینههای جایگزین بروند؛ از داروهای مشابه داخلی تا تغییر در دوزهای مصرف. «شیما» ۵۳ سال دارد و این روزها زندگی با بیماری دائمی فشار خون، از گذشته برایش دشوارتر شده است: «قرص فشار خون متوپرولول ۴۷.۵ میلیگرم را دکتر قلبم بعد اینکه ماهها درگیر فشار خون نامنظم بودم، تجویز کرد. دو دکتر قبلی چند مدل قرص را هرکدام به مدت یکی، دو ماه امتحان کردند. آنها فکر میکردند درمان میشوم، من هم همینطور؛ اما هیچچیز آنطورکه ما تصور میکردیم پیش نرفت. من «لوزارتان»، «والسارتان» و یک داروی ترکیبی دیگر با والسارتان، هرکدام را با دوزهای مختلف مصرف میکردم، اما فشار خونم بین ۱۵ تا ۱۸ در نوسان بود. فشار خون بالا برای بیمارانی شبیه من به معنای نزدیکشدن به سکته است. اما من جدی نگرفتم تا اینکه در آخرین اکو مشخص شد سمت راست قلبم گشاد شده است».
او درباره مسیر یافتن این داروها توضیح میدهد: «وقتی دیدم فقط یک ورق از دارو مانده است، به سراغ داروخانه رفتم تا بهسرعت یکی، دو بسته تهیه کنم که تیرم به سنگ خورد؛ بنابراین گروه جستوجو تشکیل دادم. خواهر پزشکم از دوستان داروسازش در غرب تهران پرسید و جواب منفی گرفت. دوست وکیلم، اما خوششانستر بود و آشناها در حوالی تهرانپارس توانستند یک ورق پیدا کنند. سمت شمال تهران هم یک نفر وعده داد با قیمت زیاد شاید بتواند یک ورق برایم تهیه کند. همین مقدار هنوز به دستم نرسیده است، اما میتواند کمک کند از دکتر وقت بگیرم و درخواست کنم دارویی را که حالا در دسترس قرار دارد برایم تجویز کند. داروی فشار خون داروی، روزمره من و خیلیهای دیگر است؛ یعنی اگر روزی دیرتر مصرف کنم یا اگر نداشته باشم آن روز دیگر یک آدم عادی نیستم مستأصل و ناکارآمد هستم».
سراغ داروخانهداران و داروسازها هم که بروید، وضعیت مشابهی را توصیف میکنند. «سارا» که صاحب داروخانهای در غرب تهران است و خودش هم پزشک همین رشته محسوب میشود، از پاسخهای منفیای میگوید که روزانه به بیماران زیادی میدهد: «باید اعتراف کرد مشکل جدی شده است. موضوع کمبود دارو و مواد اولیه آن مربوط به دیروز و امروز نیست. شما اگر درباره کمبود انسولین، آنتیبیوتیک و خیلی داروهای دیگر جستوجو کنید، میبینید در تمام سالهای اخیر، مدام این بحران جدیتر شده است. متأسفانه ارز دولتی هم نتوانست آنچنان این بحران را برطرف کند. بعد از تجربه جنگ که اوضاع تشدید هم شده است.
نتیجه میشود اینکه من و همکارانم مجبوریم از صبح تا شب به خیلی از مراجعهکنندگانمان پاسخ منفی بدهیم و بگوییم دارویی را که دنبالش هستند نمیتوانند در بازار پیدا کنند».