78 منتخب سایت

شکست سوسیالیسم هراسی؛ ترامپ عقب نشست!

جدال دیدگاه‌ها

در حاشیه ملاقات ترامپ و ممدانی | در سیاست آمریکا گاهی لحظاتی رخ می‌دهند که بیش از آنکه "دیدار" باشند، "افشاگری"اند. لحظاتی که ساختار قدرت حاکمه ناگهان نقابش از چهره می افتد و لرزش‌های درونی‌اش را بی ‌پرده به نمایش میگذارد.

دیدار دونالد ترامپ و زوران ممدانی در اتاق بیضی کاخ سفید یکی از همین لحظات است: نه جلسه‌ای برای تفاهم، نه مصالحه، نه آشتی‌ جویی، بلکه صحنه‌ای که در آن تهدیدهای یک رئیس ‌جمهور خنثی شد، ماشین تبلیغاتی‌اش در یک جدال مهم  شکست خورد، و سوسیالیست - رفرمیستی که قرار بود در رسانه‌های راست به هیولا تبدیل شود، بی‌هراس در مرکز قدرت ایستاد.

تهدیدی که دود شد

ماه‌ها بود که ترامپ و دستگاه تبلیغاتی‌اش سعی داشتند از ممدانی چهره‌ای بسازند که باید از او ترسید: "کمونیست افراطی"، "خطر امنیت ملی"، "ویرانگر اقتصاد آمریکا". اما این هیولا‌سازی، وقتی واقعیت قدرت اجتماعی نیویورک در انتخابات پیروز شد، ناگهان پوچ شد. ترامپ تهدید کرده بود نیویورک را "تنبیه" می‌کند اگر ممدانی شهردار شود. اما در اتاق بیضی، همان مردی که تهدید می‌کرد، اکنون با لبخند نشسته بود و تهدیدهایش را عملا پس گرفته بود. ممدانی برخلاف تصورات ژورنالیست خام نه برای چانه ‌زنی، بلکه برای پایان دادن به تهدید آمده بود. او آمده بود تا نشان دهد که قدرت واقعی نه در دهان رئیس ‌جمهور، بلکه در خیابان‌های نیویورک و جنبش‌هایی است که او را انتخاب کردند.

ترامپ نگران وارد جلسه شد. نه نگران ممدانی، بلکه نگران خودش. در آستانه انتخابات میان ‌دوره‌ای، با شکاف‌های روشن در حزب جمهوری‌خواه و نارضایتی گسترده از سیاست‌های اقتصادی، او فهمیده است که ادامه تهدید علیه نیویورک می‌تواند همان تهدید علیه خودش باشد. این ‌بار او آمده بود نه از موضع قدرت، بلکه از موضع احتیاط. و این احتیاط، در زبان سیاست، همان نام را دارد که در زبان مردم: عقب ‌نشینی.

شکست سوسیالیسم ‌هراسی

بخش مهم این شکست، شکست کمپین "سوسیالیسم‌ هراسی" است. ترامپ می‌خواست ممدانی را لکه ‌دار کند، او را به "تهدیدی علیه تمدن"، "خطر کمونیسم"، و "نشانه سقوط آمریکا" تبدیل کند. اما هر حمله، ممدانی و مهم‌تر از او، این جنبش را قوی‌تر و مصمم تر کرد. محبوبیت این جنبش بالا رفت. پایگاه اجتماعی‌اش گسترده‌تر شد. و امروز، همان مردی که قرار بود نماد "خطر" باشد، در کنار رئیس‌ جمهور در اتاق بیضی ایستاده است. شکست سیاست سوسیالیسم‌ هراسی در آمریکا، شکست کوچکی نیست. این شکست یک سنت ۷۰ ساله است، سنتی که از جنگ سرد باقی مانده بود و راست افراطی با آن نفس می‌کشید.

ترامپ قصد داشت "چپ" را دوباره بترساند، اما این بار خودش ترسید. او آمده بود تا زهر ترس را تزریق کند، اما این جنبش همان زهر را به خود او بازگرداند. امروز دیگر روشن است: هیولایی که رسانه‌های راست ساختند، نه ‌تنها ترسناک نشد، بلکه به یک چهره مطرح تبدیل شد. این شکست، برای پروژه سیاسی ترامپ، یک ذبح نمادین است. و تصویرش در اتاق بیضی سندی است که رسانه‌ها هرگز نخواهند توانست آن را پاک کنند.

لبخندِ عقب ‌نشینی

ترامپ همیشه با شعار "هرگز عقب نمی‌نشینم" سیاست کرده بود. اما در حضور ممدانی، عقب نشست. تهدید قطع بودجه را کنار گذاشت، از ادبیات سابقش فاصله گرفت، و حتی وقتی خبرنگار پرسید آیا او را "فاشیست" می‌دانید، خود ترامپ سریع‌تر از ممدانی گفت: "بگو بله، راحت ‌تره". این صحنه، فراتر از یک شوخی، اعترافی پنهان بود به اینکه قدرت تهدید کننده دیروز امروز چیزی برای تهدید ندارد. وقتی رئیس‌جمهور پیش ‌دستی می‌کند و برچسب‌های دشمنش را خودش تأیید می‌کند، یعنی محاسبه‌اش تغییر کرده است. یعنی تهدیدهای سابق خنثی شده‌اند. یعنی او آمده تا از انفجاری بزرگ‌تر جلوگیری کند. ترامپ یک چیز را خوب می‌فهمد: بقا. و بقای او امروز نه در تکرار تهدید، بلکه در دفن تهدید است.

نتانیاهو در کابوس معامله

در این میان، هراس نتانیاهو از همه منطقی‌تر است. او می‌بیند که ترامپ در برابر فشار داخلی آمریکا نرم می‌شود، حتی در برابر چهره‌ای که اسرائیل را به نسل ‌کشی متهم کرده است. ترامپ مرد معامله است، نه مرد وفاداری. اگر توازن نیروها حکم کند که نتانیاهو و شاید اسرائیل قربانی شود، او بدون درنگ دست خواهد برد. اما هنوز زمانش نرسیده. هنوز جنبش ضد جنگ و ضد نسل ‌کشی در آمریکا باید قدرتمندتر شود. هنوز فشار اجتماعی، به ‌ویژه میان جوانان و طبقه کارگر و صفوف آزادیخواهی، باید بیشتر بالا بیاید و پرچم ضدیت با کشتار و نابودی مردم فلسطین را بالاتر ببرد. امروز تنها چیزی که نتانیاهو می‌داند این است که دیگر نمی‌تواند روی وفاداری مطلق ترامپ حساب کند. و همین برای او کافی است تا هر شب با تشویش از خواب بپرد.

سلطنت ‌طلبان: سقوط مترسک با سقوط ارباب

اما تراژیک‌ترین بخش صحنه در حاشیه آن است: سلطنت‌طلب‌ها. کسانی که همه آینده سیاسی خود را به "قدرت اسرائیل" و "وعده‌های نتانیاهو" گره زده‌اند. حالا که خود نتانیاهو در هراس است و ترامپ حتی یک کلمه در دفاع از او نگفت، سلطنت ‌طلب‌ها در سخت‌ترین وضعیت ممکن‌اند. آن‌ها امید بسته بودند که نتانیاهو مسیر قدرت را برایشان باز کند، اما حالا اربابشان در لبه هراس و تغییر ایستاده است. اگر نتانیاهو با کابوس می‌خوابد، سلطنت ‌طلب‌ها باید با وحشت بخوابند. آن‌ها نه قدرت اجتماعی دارند، نه پایگاه مردمی قابل اتکا، و نه توان تحمل زلزله قدرت. پروژه‌ای که بر ارتجاع و دستگاه نسل ‌کشی اسرائیل بنا شده باشد، به محض لرزش ارباب، مثل خیمه‌ای کاغذی فرو می‌ریزد.

این بار: شکست ترامپ

آنچه در اتاق بیضی اتفاق افتاد یک حقیقت ساده را روشن کرد: ترامپ تهدید کرد، ممدانی بی‌اثر کرد. ترامپ حمله کرد، ممدانی قوی‌تر شد. ترامپ سوسیالیسم ‌هراسی راه انداخت، نتیجه‌اش گسترش همان سیاستی شد که ممدانی را در پایتخت سرمایه جهانی به قدرت رساند. ترامپ می‌خواست نیویورک را بترساند، اکنون خودش مجبور شده با احتیاط قدم بردارد. هیچ چیز به اندازه همین یک تصویر حقیقت را نمی‌گوید: رئیس ‌جمهوری که آمده بود هیولایی را به مردم معرفی کند، امروز در برابر همان چهره لبخند می‌زند و سکوت می‌کند.

این دیدار پایان تهدید نبود؛ پایان اعتبار تهدید بود. شاید پایان سوسیالیسم‌ هراسی بود. پایان خیال ترامپ درباره "قدرت مطلق" بود. و آغاز شکافی بزرگ‌تر - هم در راست افراطی و هم در ساختار قدرت آمریکا.

اگر آینده سیاسی این کشور را فشار از پایین و جنبشهای اجتماعی می‌سازد، باید گفت: این فشار امروز یک پیروزی بدست آورد. نه در قالب امتیاز، بلکه در قالب اعتراف. اعتراف به اینکه قدرت، هر چقدر هم عربده بکشد، وقتی پشتش خالی باشد، در اتاق بیضی فرو می‌ریزد.

تأثیر بر جنبش‌ها: لرزش در بالا، اعتماد به‌ نفس در پایین

این ملاقات بر جنبش آنتی ‌ترامپیسم اثر فوری خواهد گذاشت. این جنبش اکنون می‌بیند که تهدیدهای ترامپ پوک بوده‌اند، که می‌توان او را به عقب نشاند، و که حضور یک جریان سوسیالیستی ریشه‌دار قادر است یک رئیس ‌جمهور شبه فاشیست را از موضع "حمله" به موضع "احتیاط" بکشاند. این لحظه اعتماد به ‌نفس سیاسی تازه‌ای به چپ آمریکا خواهد داد: سوسیالیسم نه ‌تنها ترسناک نیست، بلکه در قلب قدرت، دشمنش را وادار به عقب ‌نشینی کرده است.

در مقابل، این دیدار برای جنبش مگا و راست افراطی چیزی جز ضربه حیثیتی نیست. پایگاهی که ترامپ را نماد سخت ‌گیری، عدم سازش و تحقیر چپ می‌دانست، اکنون شاهد است که او در برابر چهره‌ای که خود "خطرناک" می‌خواند، عقب نشسته و لبخند زده است. این شکاف در اردوگاه راست، شکافی بی ‌صدا اما حساس است - شکافی که فردا در صفوف آن‌ها مثل زخم سرباز خواهد کرد.

جنبش‌های عدالت ‌خواهانه و آنتی ترامپیسم از این پس قوی‌تر پا خواهند گذاشت و راست افراطی، زخمی‌تر و بی ‌آینده‌تر به صحنه بازمی‌گردد. زیرا در این دیدار تنها یک چیز فرو ریخت: افسانه شکست ‌ناپذیری ترامپ. و این تازه آغاز کار است!