78 منتخب سایت

پژاک به دنبال چیست؟

جدال دیدگاه‌ها

در حاشیه پرونده سازی این جریان علیه کمونیسم در کردستان | اخیرا فایلهای سلسله برنامه آموزش درونی پژاک تحت عنوان "تاریخ کردستان" در میدیاهای این جریان دوباره منتشر شده است.

پژاك در چند برنامه "آموزشی" تلاش میكند با افسانه بافی های سطحی و خود ساخته و تاریخ نگاری جعلی "هویت" متفاوت و مستقل "كردها"، تاریخ و فرهنگ متفاوت آنها، اخلاق و سنتهای متفاوت آنها از دیگران را بیان و ثابت كند. ادبیات بکار رفته در این مجموعه فایل های صوتی، شنونده را به دنیای قهوه خانه های قدیم و نقالان داستان‌های حماسی قومی، ملی، دینی و دنیای شاهنامه و اسکندر نامه می برد. در این تاریخ سازی جعلی آنچه عمیقا قابل مشاهده است،‌ علاوه بر گذشته پرستی عمیق و عقب مانده دوران فئودالیسم و تقدیس آن به نام ״فرهنگ متمایز كردها״، تقدیس فرهنگ عقب مانده ماقبل سرمایه داری و تحقیر فرهنگ شهری و مدرن، كه مرزهای قومی، ملی و كشوری را پشت سر نهاده، بعنوان پدیده های ״غیراصیل״ و نشانه نفوذ فرهنگی اجانب در ״فرهنگ اصیل״ کردی، تلاشی همه جانبه برای تراشیدن یك هویت متمایز و برتر برای مردم كرد زبان به نام هویت آنها است. در جمله به جمله مدرس پژاك تحریكات نژاد پرستانه، سطحی و عقب مانده ای علیه مردم غیر كرد زبان مشهود است. دو قطبی ״نژاد کرد״ بعنوان ״نژاد برتر״ و ״اصیل״ در مقابل غیر کرد بعنوان ״نژاد پست״ در سرتاسر این تاریخ نگاری جعلی برجسته است. اگر بخواهم این فرهنگ و در حقیقت شستشوی مغزی در برنامه آموزشی پژاك را مقایسه كنم تنها با مدارس صهیونیستهای اسرائیل و دشمن تراشی و غیر اسرائیلی هراسی عمیق آنها قابل قیاس است. اگر فاشیستهای اسرائیل برای توجیه تئوری و سیاستهای فاشیستی خود پشت هالوکاست و قربانیان‌آن مخفی میشوند مدرس پژاک دست به تاریخ نگاری جعلی از قهرمانی ها و همزمان قربانی شدن کردها در تاریخ و شهدای آن، سنگر میگیرد. باز این شیوه و بینش و سیاست به مدارس اس اس ها در آلمان هیتلری شبیه است كه كودكان از ״نژاد ژرمن״ را در مدارس خود آموزش میدادند و برتری نژادی و تخم نفرت عمیق از غیر سفید پوستان اروپایی را از همان كودكی در آنان می كاشتند و شستشوی مغزی میدادند. منطق، روش، بینش و نگاه مدرس برنامه آموزشی پژاک به ״نژاد برتر کُرد״ و استدلالهای او در دفاع و اثبات این برتری، کپی منطق، روش، دید و بینش هیتلر در رابطه با ״نژادبرتر آریایی״ و استدلالهای او در کتاب نبرد بزرگ من است. تفاوت این است كه مروج پژاك به جای ״نژاد ژرمن״ از ״نژاد برتر كُرد״ سخن میگوید و بعلاوه فضای فكری، سیاسی و فرهنگی او عمیقا عقب مانده، غیر شهری و به دوران ملك الطوایفی شبیه است. 

فارغ از داستانسرایی های مروج پژاك در مورد قوم ماد و جنگ با رومیان باستان، راوی داستان در فایل شمارهٔ ۷ این مجموعه، دست در توبره وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی میبرد و ادعاها و پرونده سازی های آنها را نجویده، بر متن تحریک احساسات عقب مانده و قومی، همراه با توهین و افترا به احزاب سیاسی موجود در ساحه سیاسی کردستان ایران و به نام ״فاكت״ و ״تاریخ״ به شاگردانش تحویل میدهد. با بحثهای بی سروته، با پرونده سازی های خود ساخته، با دروغ بافی های عجیب و غیر باوركردنی تاریخی را هم برای حزب دمكرات از دوره قاضی محمد تا امروز و هم علیه كومه له و پروسه شكل گیری و تشكیل این جریان، میسازد و تحویل میدهد. پرداختن به تمام ادعاها و تاریخ نگاری جعلی و سرشار از دروغ و پاپوش دوزی کار این نوشته نیست. من اساسا به پرونده سازی این جریان علیه یک جریان چپ و کمونیست در تاریخ جدال سیاسی در کردستان میپردازم. رهبر ״فهیم״، پژاك در بخش آخر صحبتهایش (از دقیقهٔ ۵۰ به بعد) دست به تحریف و جعل تاریخ کومه له، پرونده سازی علیه رهبران وقت این جریان، دست به تخریب کمونیسم، شخص منصور حکمت و اساساً جنبش کمونیستی در کردستان ایران میزند. 

امیر کریمی در مورد کومله می گوید: 

"حزبی دیگر کومله است. کومله تاریخ تاسیس و این چیزها ندارد. چون چندین گروه بودند. اتحادیه دهقانان و چند گروه دیگر بودند که بعدا طی اتحاد این گروهها شدند کومله. کومله سال ۱۳۵۶ درست شد. یعنی یک سال قبل از انقلاب. در کومله آن زمان مجموعه ای خط وجودداشت. مجموعه ای دانشجوی چپ بودند که در تهران و شهرهای دیگر درس می خواندند. این دانشجویان از چریکها الهام می گرفتند. آدمهای درستی بودند ولی اتوپی و خیال پرداز بودند. فواد مصطفی سلطانی و بقیه از این دسته بودند. گروه دیگر درون کومله گروه خانوادگی مهتدی و ایلخانی زاده بودند که از طرف ساواک به آنها ماموریت داده شد که خارج کشور یک حزب کارگری و چپ درست کنند. خط فواد مصطفی سلطانی توسط خط مهتدی و ایلخانی زاده از بین رفت. این خط می بایست از بین برود تا خط مهتدی و ایلخانی زاده دست بالا پیدا میکرد و از این رو کشته شدن فواد مصطفی سلطانی مشکوک است. خود کومله ای ها به این کشته شدن مشکوک هستند. به احتمال قوی عبدالله مهتدی و صلاح مهتدی در ماجرای کشته شدن فواد مصطفی سلطانی دست داشته اند. این خط برای تثبیت خود به خط دیگری نیاز پیدا کرد تا اراده ملی کومله را درهم بشکند. اینبار آمدند و منصور حکمت را برای این منظور وارد کومله کردند. منصور حکمت هم یک خط در درون کومله بود. منصور حکمت یک ایرانی بود. چکاره بود جاسوس بود ما نمی دانیم. منصور حکمت وظیفه اش این بود که خط ملی گرایی درون کومله را پاکسازی کند. منصور حکمت گفت کردایتی فاشیسم است. لباس کردی را مسخره می کرد. فرهنگ کردی را مسخره می کرد. خط عشق آزاد را در درون کومله پیش بردند. کومله به یک حرکت غیراخلاقی تبدیل شد. حزب دمکرات هم علیه این غیراخلاقی شدن کومله در تبلیغات خودشان استفاده میکردند. به جای اینکه گفته شود که چطور باید مبارزه کرد، از این صحبت میکردند که آیا رابطه جنسی آزاد باشد یا نباشد. یک زن می تواند با چند مرد باشد یا نباشد."

در مورد تاریخ کومه له و تاریخ کمونیسم در جامعه کردستان، مردم کردستان که خود بخشی از آن تاریخ زنده هستند می توانند ادعاهای روسای پژاک را در مورد شخصیتهای کمونیست آن جامعه، حرمت زن و مبارزه برای آزادی وبرابری کامل ازسوی کمونیست ها قضاوت کنند. سرهم کردن اینکه کومله از اتحاد چند گروه منجمله ״اتحادیه دهقانان״ که در سال ۱۳۵۷ توسط کومله ایجاد شد، کافی است تا درجه اطلاع، تعهد به حقیقت و همزمان درجه بالای شارلاتانیسم رهبر پژاک، که قاعدتا بدون این خصوصیات افتخار رهبر این باند شدن را پیدا نمیکرد، را نشان دهد.
 
پژاك تلاش میکند کار ناتمام جمهوری اسلامی را علیه کمونیسم و احزاب سیاسی کردستان را به سرانجام برساند. رهبر و مدرس پژاک عملاً آب به آسیاب جمهوری اسلامی میریزد، کریمی در پرونده سازی دست وزارت اطلاعات و آكام نیوز را از پشت بسته است. ادبیات پژاک همان ادبیات نشریه "سوره" (نشریه ای که جمهوری اسلامی در دهه شصت در مدارس کردستان پخش می کرد. در این نشریه"سوره" با داستانسرایی و دروغپردازی سعی در مغزشویی کودکان علیه کومه له و کمونیسم می کرد) است. کافی است آقای کریمی به دنبال نام خود در سایتهای جمهوری اسلامی بگردد تا متوجه شود همین اتهامات، منجمله اتهامات اخلاقی علیه او در این سایتها موج میزند. دست بردن به توبره جمهوری اسلامی علیه مخالفین سیاسی خود، هرچند هم جنبشی را نمیتوان با صد هزار من تحریک احساسات توجیه کرد.
 
پژاک در كمال وقاحت مدعی است فواد را كومه له، یکی از خطوط آن، كشته است. مدرس پژاک با دست گذاشتن روی شخصیت خوشنامی همچون "فواد" و کاشتن بذر توهم و توطئه، می خواهد اذهان عموم را در خدمت یك فرقه تبهكار همچون خودش بکار گیرد. ادعاهای بی اساسی که هیچ وقت حتی جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعات آن جرات نداشتند علیه کومله وقت بکار بگیرند، از زبان پژاک بیان می شود و در كمال وقاحت اینها را به عنوان حقیقت تحویل شنونده خود میدهد. 

سخنگوی پژاک می خواهد با حمله به حلقه ضعیف یعنی عبدالله مهتدی،  بخصوص و با توجه به بدنامی "کنونی" او، و نام بردن تعدادی از فئودالهای آن دوره، با دست بردن به پایگاه اجتماعی طیفی از رهبران وقت کومله و خانواده آنان، فعالیتهای آنها را به عنوان فعالیتهایی در راستای منافع فئودالهای مرتجع به پای كومه له بنویسد و علیه کومه له و شخصیتهای آن پرونده سازی کند و آنان را بدنام کند. رهبر ״فهیم״ پژاک، مدرس کلاس پرورش فالانژهای کُرد، قادر به درک این حقیقت ساده نیست که تاریخ زنده، انقلابی و فعالیتهای یک جریان چپ و رادیکال را که با تاریخ جدالهای سیاسی و طبقاتی یک جامعه گره خورده است را نمیتوان با چنین تئوری های سطحی، عقب مانده و توطئه گرانه مخدوش کرد. قبل از آقای "کریمی" جمهوری اسلامی با پرونده سازی های این چنینی تلاش کرد و موفق نشد. سرنوشت پژاک از دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی بهتر نخواهد بود. 
باید از رهبری پژاك بپرسید آیا جرات میکنند این چرندیات شنیع را رودر روی مردم در کردستان بگویند؟ آیا مردم کردستان به جرم این اتهامات شنیع و مشكوك و به جرم تکرار تبلیغات جمهوری اسلامی با زدن تخم مرغ و گوجه فرنگی گندیده به سروصورتتان از شهر بیرونتان نمیكنند؟ 

پژاک پس از تقابل به جا و سریع نیروها و شخصیتهای سیاسی، از چپ تا راست، به این پرونده سازی دست به توجیه و آسمان ریسمان بافتن زد.  پژاک در اطلاعیه ای در جواب به این تقابل می گوید که این مباحث مربوط به چند سال قبل است. مستقل از اینکه چقدر این بحثها قدیمی باشند یا جدید، مستقل از توجیهات کودکانه و خردمندی بازی پژاک که "ما زیر حمله بودیم و شهید دادیم" و ..... توجه به سه نکته در این رابطه مهم است. 

نخست: این فایل ها ثابت کرد که پژاک افراد خود را با توسل به دروغپردازی، تقدس فرهنگ عقب مانده و تحقیر فرهنگ شهر و مدرن، هویت سازی، تحریكات نژادی علیه غیر كرد زبانان و دامن زدن به نفرت از آنان و در نهایت علیه مخالفان و دیگر جریانات سیاسی آموزش می دهد.  مدرس پژاک همچون آخوندهای جمهوری اسلامی امر به معروف و نهی از منکر می کند، در امور خصوصی انسانها دخالت می کند، از مشروب خواری در بین افراد می گوید و فتوا صادر می کند که هر کس مشروب بخورد، فاسد است و باید سنگسار شود، صاحبان دروغین و مدعیان شعار "زن، زندگی، آزادی" از آن فراتر می رود، با فرهنگی مذهبی به ناموس پرستی دامن میزند و عشق و دوست داشتن را مشمئز می کند و با اتهام روابط جنسی همچون اسلام و جمهوری اسلامی حکم سنگسارشان را صادر می کند. همانگونه که در طی این سالها حکم اعدام را در قبال اعضای خود که "گناه کبیره" کرده و عاشق شده اند را صادر کرده است. مدرس پژاک تلاش میکند همچون حسن صباح با مخدری به نام ״کردایتی״، بعنوان مجموعه ای متشکل از عقب ماندگی فرهنگی، اخلاقیات و ارزشهای مذهبی و ضد زن، افرادش را مسخ کند و فدایی بسازد تا بدون هر نوع تفکری به جنگ و ترور و ایجاد فضای ترس و خفقان بفرستد. همانطور که در بالا اشاره شد این فرهنگ و این شستشوی مغزی در برنامه آموزشی یک هدف را تعقییب میکند: آماده کردن ذهن تفنگ چی های خود، همچون مدارس صهیونیستهای اسرائیل و نازی های آلمان، و دشمن تراشی برای جنگ با هر جریان سیاسی مخالف خود است.

اتفاقا و بر همین مبنا، به دنبال موضع گیری جریانات سیاسی و شخصیتهای مختلف در محکومیت این برنامه های آموزشی، ما شاهد تهاجمات شدید، غیر سیاسی و ترور شخصیتها از سوی فالانژهای سرتراشیده نئونازی پژاک و اعضای این گروه در این رابطه بودیم. هواداران پژاک به جای تفکر در این رابطه و تجدید نظر در رابطه خود با این جریان، همچنان که آموزش دیده اند با توهین و تخریب و بعضا با تهدیدات فیزیکی به افراد و جریانات منتقد حمله ور شدند. 

بیانیه‌ رسمی پژاک در جواب به نقد و افشاگری نیروها و شخصیتهای سیاسی فقط بیانیه ای برای توجیه این پرونده سازی و جعل دیگری است. این ادعا که اولا پژاک نیرویی جدی در کردستان است و دوما اینکه پژاک منشا اتحاد نیروهای سیاسی است. پژاک بدون آنکه از مردم کردستان، از جریانات و شخصیتها عذر خواهی کند، با توجیه سیاست خود سعی دارد توپ را به زمین دیگری بیاندازد و از سر خود باز کند. در بیانیه این جریان آمده: "این اقدام با نیت تخریبی و ایجاد آشوب صورت گرفته است. این فایل‌ها به دورانی بازمی‌گردند که حزب تحت شدیدترین حملات ناعادلانه قرار داشت و درگیر مبارزه‌ای چندجانبه بود که در آن بسیاری از اعضای حزب شهید شدند." ظاهرا وقاحت پژاک تمامی ندارد!

بی شک از باندی چون پژاک نباید بیش از این هم انتظار داشت، از حزبی که بر همین مبنا شکل گرفته، تفنگ چی (گریلا) می سازد تا بدون تفکر فرمان ببرد و بکشد. لذا توجیهات و طلبکاری بیشرمانه اش از نیروهای سیاسی برای اثبات ماهیت فرقه ای و ضداجتماعی این باند است. 

سوال اینست منظور پژاک از این ״حملات ناعادلانه״ چیست؟ 

آیا در این دوره پژاک با جمهوری اسلامی در آتش بس بود یا در راستای سیاستهای پ ک ک مشغول موش دوانی؟ طرف از شهید و ... در حالیکه بنا بر اعتراف سران این جریان طی تمامی این سالها با جمهوری اسلامی در آتش بس بوده. این مظلوم نمایی و برانگیختن احساسات دیگران زیر نام اینکه شهید داده ایم را به مردم کردستان می فروشد. از کدام شهید سخن می گویید در حالیکه جنگی با جمهوری اسلامی نداشته اید. مگر منظور پژاک سربازگیری و فرستادن جوانان کردستان ایران به صف پ ک ک و گوشت دم توپ کردن آنها در جنگ با دولت ترکیه باشد.

اگرهم منظور اطلاعیه نقدهای سیاسی و افشاگری از جنایات پژاک و پ ک ک است که اصلا و ابدا از سوی کومه له و دمکرات در تمامی این سالها نقدی صورت نگرفته که هیچ، بلکه همان زمانی که پژاک از کولبران باج گیری می کرد و در صورت عدم پرداخت پول آنها را می کشت (سوران اختر) و اعضای فراری خود را ترور می کرد (سامان دانشور) و یا برای مرگ قاسم سلیمانی پیام تسلیت می فرستاد، و یا کسانی را که در صفوفش عاشق می شدند را سربه نیست می کرد و ...، دقیقا در همان دوره کومه له (سازمان کردستان حکا) دوره ای که هنوز جناح صلاح مازوجی هم انشعاب نکرده بود، با سیامند معینی از رهبری پژاک پیمان نامه امضا می کرد و برای حضور در ״کنگره ملی کرد״ سر و دست می شکست و تلاش می کرد که پژاک را به عنوان حزبی ״متعارف״ به جامعه کردستان تحمیل کند. سازمان عبدالله مهتدی هم که به شدت مشغول (خودکشی کردن) اعضای مخالف رهبریش بود. آیا مگر از سوی سازمانهای سیاسی حمله ای علیه پژاک صورت گرفته بود که مردم کردستان از آن خبر ندارند؟ 

علیرغم ادعای پژاک در این زمینه، باید گفت که حداقل طی پانزده سال گذشته، روابط پژاک با هم جنبشی های خود و از جمله کومه له - سازمان کردستان حکا و جریاناتی که به اسم کومه له و دمکرات فعالیت می کنند در بهترین و دوستانه ترین حالت خود بوده است. تمامی این جریانات در تمامی این سالها در برابر جنایات و وحشیگری های پژاک سکوت کرده اند و به اسم همبستگی احزاب کُرد و در دفاع از هم جنبشی های خود چشم خود را بر تمامی آن جنایات بستند. اکنون که پژاک مستقیما تاریخ و اعتبار آنها را زیر سوال برده، صرفا گله مند شده اند. البته نه در دفاع از خود و تاریخشان بلکه نگران از هم پاشیده شدن اتحاد نیروهای ناسیونالیست کرد! ابراهیم علیزاده منتقدین را به ״هوشیاری״ از توطئه دشمنان ارجاع میدهد و آنها را به ״برخورد سنجیده״، یعنی دست از سر هم جنبشی من بردارید و فشار را روی آن کم کنید، دعوت میکند و قول میدهد که در اتاق ״دیالوگ احزاب کردی״ مسئله را حل و فصل میکنند.

در همان دوره ابراهیم علیزاده طی مصاحبه ای با فرات نیوز (سالگرد ۲۸مرداد ۵۸ در کردستان۲۰۱۸)  که این مصاحبه در نشریه جهان امروز ۳۹۵ (نشریه حزب کمونیست ایران) در اوت ۲۰۱۸ منتشر شد. در جواب به سوالی مبنی بر اینکه نظر شما در مورد پروژه پژاک و ״کودار״ چیست؟ می گوید:  "درست است که این پروژه حزبیست  اما در آن بسیاری از مسائلی که خواست و آرزوی مردم مطرح شده است که بسیار به جا می باشد اما آنچه که مورد انتقاد ماست اینست که فشار را برای سرنگونی جمهوری اسلامی را از روی حکومت ایران بر می دارد. اما این بر روابط ما با کودارو پژاک تاثیر نمی گذارد. ما بر روابط خود با کودار و پژاک مصر هستیم."! علیزاده بدلیل هم جنبشی بودن خود با این جریانات و برای حفظ "اتحاد مقدس کردها" از دوستی و یا به قول خودش چشم پوشی پژاک از سرنگونی رژیم  می گذرد و بر ادامه روابط خود با دو جریان مصر است! تفاهم و همزیستی مسالمت‌آمیز بعنوان هم جنبشی خود از این بیشتر؟

اما در مورد بیانیه پژاک، این جریان نمی خواهد مسئولیت پرونده سازی امنیتی، دروغپردازی ها و تخریب شخصیتها را از طرف عضو رهبری خود، بپذیرد و بدون اینکه کلامی در این رابطه بگوید با این بیانیه جدید خود هشدار می دهد که "هرکه با ما نیست، برماست!" و در آینده هم همین خواهد بود و اگر هر کسی علیه ما موضع بگیرد هر زمان هم لازم باشد با اسلحه جوابش را خواهد داد. همانطور که پ ک ک (حزب مادر) با اکثریت جریانات سیاسی چه در سوریه، چه در ترکیه وعراق وایران جنگیده است.حتی یک جریان سیاسی را نمی توان یافت که اگر مخالف پ ک ک بوده باشد، از سوی این حزب مورد حمله قرار نگرفته باشد، چه برسد به شخصیتهای مختلفی که در ترکیه با این جریان مخالف بوده و به اتهام همکاری با دولت ترکیه سرش را زیر آب نکرده باشند.

تنها جریانی که جنایت پژاک و خوش خدمتی هایش را برای جمهوری اسلامی فاش می کرد، ما کمونیست ها و در راس آن حزب حکمتیست (خط رسمی) بود. ما کمونیست ها و بسیار پیشتر ماهیت این جریان و ظرفیت ارتجاعی، ضد اجتماعی، ضد تمدن، ضد فضای باز سیاسی را شناخته و برای مردم کردستان افشا کردیم. از سر به نیست کردن مخالفان درونی و بیرونی خود و باج گیری از کولبران تا مرزداری برای جمهوری اسلامی و ممنوع کردن رفت و آمد مردم کردستان به کوه های زاگرس، و یا همکاری و همدردی های متعدد با جمهوری اسلامی از مرگ قاسم سلیمانی تا مرگ رئیسی و... و صدها مورد دیگر که برای هر کدام از این موارد دنیایی از نوشته و اطلاعیه در سایتها و نشریات حزب ما آمده است. 

دوم: پژاک کیست و ضرورت باز نشر این مباحث به شکلی آگاهانه از کانالهای تلگرامی خود از کجا نشات می گیرد؟ 
پژاک به عنوان شعبه ایرانی ״پ ک ک״  در دو دهه اول جنبش انقلابی توده ای و مسلحانه کردستان وجود خارجی نداشت بلکه در سالهای ۸۳- ۸۴ شمسی  از طرف پ ک ک در کردستان ایران و به منظور سرباز گیری از جوانان کُرد زبان و فرستادنشان به جنگ با ترکیه سازمان داده شد. در چهار دهه ی اخیر "پ ک ک" به عنوان هم پیمان جمهوری اسلامی آشکارا در کنار جمهوری اسلامی و نیروهای نظامی و سپاه پاسداران قرار داشته است. در تمامی تاریخ ״پ ک ک״ تقریبا کمترین جریان و حزب سیاسی می توان یافت که مورد حمله نظامی این حزب قرار نگرفته باشد. از سوی دیگر ایران همواره به عنوان پشت جبهه ״پ ک ک״ عمل کرده است. بدون کمکهای تسلیحاتی، لجستیکی و تدارکاتی جمهوری اسلامی در تمامی این سالها، پ ک ک توانایی ماندگاری در کوه های قندیل را نداشت. در نتیجه طبیعی است این جریان هیچ گاه از سوی مردم کردستان مورد استقبال قرار نگرفت. پژاک نیز به عنوان شاخه ایرانی پ ک ک و به دلیل اینکه کل سیاستهایش از سوی رهبری پ ک ک تعیین می شود، به عنوان یک حزب متعارف ناسیونالیست در جامعه کردستان جای پایی باز نکرد. از همه مهمتر اینکه "کودار" و به اصطلاح شعبه ی مدنی پژاک در کردستان ایران تلاش برای کمک به جمهوری اسلامی و رفع بحران ها و حافظت از این نظام را رسما در پلاتفرم خود تدوین کرده است. 

زمانی كه عبدالله اوجلان را ربودند،‌ مردم در كردستان ایران و مشخصا در چند شهر از سقز تا سنندج و مهاباد اعتراضاتی كردند و ضمن محکوم کردن این آدم ربایی، علیه جمهوری اسلامی هم شعار دادند. مردم کردستان فراموش نمیکنند که در اعتراضات (سوم اسفند ٧٧) در سنندج و کشته شدن ده ها نفر از جوانان توسط رژیم، رهبری پ ك ك در دفاع از جمهوری اسلامی و علیه این مردم  بیانیه صادر کرد و حركت آنها را به عنوان ״تحریكات صهیونیستها״ محكوم كرد. پژاک ادامه این سیاست پ ک ک در ایران است و در خدمت اهداف استراتژیک تر پ ک ک در ایران شکل گرفته است.

در جواب به ضرورت انتشار این فایلها را باید در بطن معادلات و تحولات داخلی ایران، منطقه ای و جهانی جستجو کرد و اینکه احزاب و جریانات سیاسی در هر دوره ای چه سیاستی در برابر خواست و مطالبات مردم، در برابر قدرتهای منطقه ای و جهانی خواهند گرفت و نهایتا پژاک تاکتیک خود در رسیدن به استراتژی مورد نظر را چگونه پایه ریزی خواهد کرد. 

الف - خیزش انقلابی شهریور ۱۴۰۱

انتشار اولیه سخنان رئیس کنونی پژاک دقیقا همزمان است با زمانی که سرتاسر ایران شاهد آتش خشم توده های به پاخواسته ایران علیه جمهوری اسلامی است. اعتراضاتی كه بعد از دستگیری مهسا امینی توسط گشت ارشاد به جرم عدم رعایت حجاب اسلامی كه نهایتا به مرگ او منجر شد، شروع شد. با اعلام مرگ مهسا، دختر جوانی كه از سقز به تهران رفته بود،‌ اولین تجمع در مقابل بیمارستان كسری در تهران شروع و چون جرقه ای بر انبار باروت اعتراض و نفرت از جمهوری اسلامی، سراسر ایران را فراگرفت و جمهوری اسلامی را با همه شاخه و جناح بندی هایش به مصاف طلبید و تا لبه پرتگاه کشاند. اگر چه این خیزش انقلابی نهایتا نتوانست جمهوری اسلامی را به زیر بکشد، اما توانست سنگرهای زیادی را فتح و عقب نشینی های تاریخی و عظیمی را به حاکمیت تحمیل کند.

جنبش انقلابی۱۴۰۱ یك جنبش سراسری و همگانی بود و به این اعتبار جنبشهای سیاسی و احزاب مختلف تلاش كردند بر آن تاثیر بگذارند و اما نکته مهمی که در این جنبش نهفته بود که نه تنها جمهوری اسلامی بلکه تمامی اپوزیسیون بورژوایی و ناسیونالیست های کُرد و غیر کرد را نگران کرده بود، ماهیت این جنبش، شعارها، مطالبات و پرچم آن بود.، ترس از ماهیت آشكار چپ آن، ترس از ماهیت آزادیخواهانه و برابری طلبانه این جنبش، كل ارتجاع را در حاكمیت و در اپوزیسیون ترساند. 

مضاف بر آن در چند دهه اخیر در کردستان نه فقط کارگر، بلکه حق زن و بسیاری از جنبشهای رادیکال موجود همچون مبارزه علیه اعدام، دفاع از محیط زیست و برابری طلبی با کمونیسم تداعی شده است. به یمن کمونیسم خوشنامی که در کردستان فعالیت کرده و ریشه دوانده است، به یمن شخصیتهای برجسته کمونیسم در این منطقه، کمونیسم و برابری طلبی و آزادیخواهی به یک خواست عمومی در جامعه کردستان بدل شده است. با وجود این کمونیسم در خیزش انقلابی شهریور ۱۴۰۱ جایی برای جریانات قومی و باندهای مخربی همچون پژاک نبود و این موضوع این جریان را به شدت نگران کرده بود. این تحولات نشان دادن در مقابل نیروهای اجتماعی ناسیونالیست در کردستان، بخصوص حزب دمکرات، باندی چون پژاک شانس زیادی برای ایفای نقش ندارد. 

در جریان این خیزش پژاک که خود را صاحب شعار "زن زندگی آزادی" می دانست ولی عملا آچمز و پا در هوا مانده بود، به دنبال جا پایی در کردستان می گشت. بنابرین تلاش کرد با مسلح کردن جمعی از جوانان در مهاباد، بوکان و سقز و ایجاد گروهی به نام "ایشتار" كه خود را شاخه نظامی "سازمانده کردستان" معرفی می کرد، جنگ زود رسی را به مردم کردستان تحمیل کند. "ایشتار" که سمبل خود را نیز از سمبل "کودار" به عاریه گرفته بود مدعی شد که در مهاباد سه نفر از نیروهای جمهوری اسلامی را به هلاکت رسانده است. در حقیقت این اقدام در ادامه پروژه شكست خورده جمهوری اسلامی و توطئه برای تغییر مبارزه سیاسی  و توده ای مردم به فاز نظامی و باز کردن دست حاکمیت را در جنایت و قتل و عام مردم کردستان بود كه همان زمان دفتر کردستان حزب حکمتیست (خط رسمی) طی اطلاعیه ای به تاریخ ۱۹ نوامبر ۲۰۲۲ خطرات و اهداف پشت پرده سیاستهای این گروه را به مردم کردستان متذکر شد. مردم کردستان انگشت اتهام را در درست کردن این گروه به درست به سوی پژاک گرفتند.

خیزش ۱۴۰۱ و وضعیتی بود که عملا بالانس پژاک در رابطه مردم با بقیه جریانات و من جمله جریانات ناسیونالیست از حزب دمکرات تا کومله کم وزن تر بود و آنرا به ضرر پژاک تغییر داد و دیگر پژاک حتی به اتکا به کوباتی وزن جدی در مقابل بقیه نداشت. پژاک از این نگران بود با سرنگونی جمهوری اسلامی و با توجه به سوابقش در جامعه کردستان جایی برای ایفای نقش و سهم خواهی او باقی نماند. بنابرین باید ظرفیت خود در ضدیت با هر نوع حرکت آزادیخواهانه و متمدنی را دوباره به جمهوری اسلامی یادآوری کند تا اگر در صورت ادامه این خیزش، کنترل این مناطق از دست رژیم خارج شد، در هماهنگی با حاکمیت جایی به پژاک ساخته شود و این جریان کار ناتمام رژیم را به سرانجام برساند.

ب - بن بست سیاسی نظامی حزب مادر (پ ک ک) در پرتو تحولات در خاورمیانه

تحولات در منطقه خاورمیانه طی چند دهه گذشته، از لشکرکشی آمریکا به عراق تا جنگ داخلی سوریه و ظهور داعش تا نزدیکی اخیر میان پ ک ک و دولت ترکیه تحت عنوان ״طرح صلح״، بازتابی از تغییرات ژئوپلیتیکی‌ است که ساختارهای سیاسی منطقه را دستخوش دگرگونی کرده است. یکی  از مهم‌ترین این تحولات، انحلال پ ک ک در قالب سازمانی و اعلام پایان فعالیت مسلحانه است. پ.ک.ک در دهه ۱۹۷۰ با شعار ״تشکیل یک دولت مستقل کردستان״ بنیان‌گذاری شد. به دنبال اخراج از دره "بقاع" بین لبنان و سوریه، از سال ۲۰۰۰،  پ.ک.ک تحت تأثیر شکست نظامی، فشارهای بین‌المللی، دستگیری اوجالان با همکاری (میت ترکیه، موساد اسرائیل و سیا آمریکا) شروع به بازبینی در سیاستهای خود کرد و شعار ״کردستان بزرگ״ جای خود را به ایده "کنفدرالیسم دموکراتیک" داد.  به دنبال انحلال پ ک ک در کنگره دوازدهم خود و سوزاندن سلاح هایشان، و اذعان به بن‌بست استراتژیک این جریان، شاخه ایرانی آن یعنی پژاک را نیز به تكاپو  انداخت تا از طریق سخنگوی خود امیر کریمی، بر ضرورت حل ״مسالمت‌آمیز مسئله کرد״ در ایران تأکید کند.

کریمی در مصاحبه با ژیار گل خبرنگار بی‌بی‌سی گفت: "از چهارده سال پیش در یک آتش بس نانوشته با نیروهای جمهوری اسلامی ایران هستند و تا زمانی که به آنها حمله نشود، درگیر نمی شوند." در ادامه با اشاره به طرح خلع سلاح پ ک ک در ترکیه گفت: "تا زمانی که جمهوری اسلامی به این مسیر پایبند نباشد، پژاک نه اقدام به خلع سلاح خواهد کرد و نه عملیات نظامی را در دستور کار قرار خواهد داد." 

״آمد شاهو״ از دیگر سران پژاک در فوریه ۲۰۲۵ طی سخنانی که از میدیای این جریان انتشار داده شد، اعلام کرد که «حل مسئله کرد در ترکیه همان حل مسئله کرد در کردستان ایران است. مخصوصا در همین چهار چوب امیدوارم که رژیم ایران قدمهایی اگر چه کوچک هم که شده، بردارد. دولت پزشکیان به ظاهر قدمهایی برداشته و بردارد که ایران را به سوی دمکراتیزه شدن ببرد و کشور را از جنگ و "آشوب" به دور نگه دارد. باید از نظرات رهبر آپو در ایران استقبال شود اگر بخواهیم همان پروژه ترکیه در ایران نیز تکرار شود.» 

سخنان سران پژاک شفاف و روشن به این معناست که سیاست پژاک در همان چهارچوب سیاست پ ک ک است و هر لحظه جمهوری اسلامی چراغ سبزی نشان دهد، پژاک با کمال میل حاظر به نه تنها گفتگو و شریک شدن در قدرت و بلكه و بعلاوه آماده است به عنوان شاخه سپاه پاسداران و البته كردهای غیور و مرزدار وفادار، آمادگی آن را دارد که نقش پاسدار کرد را زیر سایه جمهوری اسلامی و  برای کنترل فضای کردستان و مرزهای غربی ایفا کند. حقیقتا درجه بالایی از بیشرمی و همزمان کم حافظه ای لازم است تا باندی که رسما اعلام میکند سیاستهایش تابعی از سیاستهای یک جریان سیاسی دیگر است، نیرویی که رسما اعلام میکند جنگی با حاکمیت ارتجاعی در ایران ندارد و تاریخی از چاپلوسی برای ارتجاع اسلامی دارد، دست به چنین پرونده سازی کثیفی علیه نیروهای سیاسی بزند. 

رهبران ״فهیم״ و ״متمدن״ پژاک باید بدانند که كسی كه در خانه شیشه ای نشسته است، علیه دیگران سنگ پراكنی نمیكند. پژاك و و حزب مادر "پ ك ك" در این زمینه و حداقل در دفاع از جمهوری اسلامی و تلاش برای مشاوره دادن به آن برای نجات از خیزش مردم ایران،‌ دفاع از جمهوری اسلامی و بخصوص تبلیغ اسلام شیعه، پرونده سیاهی دارد. 

ج - جنگ دوازده روزه و حمله اسرائیل به ایران 

طرح ״خاورمیانه جدید״ از سوی آمریکا و اسرائیل نیز یکی دیگر فاکتورهای عینی در این رابطه است. حمله اسرائیل به ایران و جنگ ۱۲ روزه متعاقب آن، صف بندی ها، دوستی و دشمنی ها را میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی و خصوصا با حاکمیت را بسیار روشن و عریان كرد. طیفی از احزاب و جریانات در اپوزیسیون رسما به نام ״مقابله با جمهوری اسلامی״ و ״سرنگونی طلبی״، به قیمت کشتار مردم و ویرانی این کشور خواهان جنگ و ادامه حملات نظامی بودند و در دل بمبارانها مردم را به اعتراضات خیابانی برای ״پایان كار حكومت״ فراخوان میدادند و عده ای نیز زیر نام ״حمله به وطن״ و تعرض و جنگ طلبی دولت خارجی خواهان ״دفاع از وطن״ و خاموش كردن شعله جنگ مردم با جمهوری اسلامی شدند. 

امروز به دنبال نسل کشی مردم فلسطین و جنگ دوازده روزه، اسرائیل در بدترین موقعیت تاریخ خود به سر میبرد. تصور خاورمیانه ای با محوریت اسرائیل و اشغال چند كشور و الحاق آن به این كشور همواره یکی از رویاهای دولت و حاكمان نژاد پرست و فاشیست این کشور بوده است. به دنبال جنگ دوازده روزه، اسرائیل با به دست گرفتن کارت کُرد و (حقوق ملت کُرد و دیگر ملیتها)، در تلاش است که نیروهای ناسیونالیست کرد، از احزاب اجتماعی تا باندهای تبهكاری چون پژاک و زحمتکشان را بعنوان مهره های سناریوی خود به کار گیرد و رویای خود را برآورده سازد.  

در نقشه اسرائیل و ״خاورمیانه جدید״، یك فاكتور اصلی تضعیف دولتهای دیگر، خورد كردن دولتهای بزرگ به واحدها و دولتهای كوچكتر برای هژمون كردن قدرت خود است.  ایران یكی از بزرگترین کشورهای منطقه است و تقسیم ایران و راه انداختن جنگهای داخلی برای تضعیف آن و از جمله جدا كردن بخشهایی از این كشور به نام ملیت و مذهب و تلاش برای راه انداختن جنگهای صلیبی،‌ مذهبی و قومی،‌ سیاستی است که مدتها است در دستور اسرائیل و متحدان آن قرار گرفته است. اگر عراق پس از حمله نظامی آمریکا به میدان تاخت و تاز انواع نیروهای قومی و مذهبی تبدیل شد، سناریوی امروز تبدیل کشورهایی در خاورمیانه، منجمله ایران، به میدان تاخت و تاز این نیروها بعنوان پیش درآمد حمله نظامی و بعنوان عامل تضعیف کننده داخلی این کشورها در دستور است. 
به همین منظور اسرائیل به کمک آمریکا تلاش میکنند با سازمان دادن جریاناتی، اساسا قومی و مذهبی، با تسلیح و آماده كردن آنها نیروها و جنگهای نیابتی خود را در هرجا که لازم باشد سازمان دهد. در کیس ایران تلاش میکند با جذب این نیروها به خود و با دامن زدن به کشمکشهای قومی و مذهبی در ایران، چه با حاکمیت چه با بخش دیگری از مردم، و ضعیف کردن جمهوری اسلامی راه را برای اهداف بلند پروازانه خود و طرح خاورمیانه جدید هموار کند. نمونه این سیاست را در عراق و افغانستان، در سوریه و لیبی از سوی آمریکا و كشورهای غربی متحد اسرائیل مشاهده کرده ایم. 

بر این اساس اسرائیل با توجه به ماهیت احزاب ناسیونالیست و باندهای قومی سناریوسیاهی نظیر باند زحمتکشان سرمایه گذاری کرده است. نکته قابل توجه اینست که با رجوع به گذشته پ ک ک و زمانیکه در دره "بقاع" حضور داشت به دستور حافظ اسد با  اسرائیل جنگید و ۱۵ گریلای این حزب به دست اسرائیل کشته شدند و همچنین کمک مستقیم موساد اسرائیل در دستگیری عبدالهل اوجالان رهبر این جریان و تحویل دادن او به دولت ترکیه و از همه مهمتر وجود پ ک ک در هلال شیعی،  پژاک در چارچوب طرح اسرائیل نمی گنجد. 

پژاک دو گزینه در جلوی خود دارد. در صورت تضعیف حاکمیت جمهوری اسلامی می تواند همان سناریوی کردستان سوریه را در کردستان ایران تکرار کند. (با شروع اعتراضات در سوریه و ظهور داعش توسط آمریکا و به دنبال سفر "صالح مسلم" رهبر حزب اتحاد دمکراتیک سوریه به تهران و دیدار با شخص خامنه ای، دولت بشار اسد که کنترل خود را بر بخش های از سوریه از دست داده بود در هماهنگی با حاکمیت جمهوری اسلامی کنترل این مناطق را طی توافقی به نیروهای اتحاد دمکراتیک سوریه واگذار کرد.)

بنابراین گزینه اول - پژاک در این زمینه تکرار همان سناریوی کردستان سوریه در ایران است یعنی اگر در پی جنگی وسیعتر از جنگ دوازده روزه و تضعیف رژیم در کنترل مناطقی از ایران، تلاش می کند این مناطق را از حاکمیت جمهوری اسلامی تحویل بگیرد. این ریشه رقابت این جریان با سایر نیروهای ناسیونالیست کرد، از کومله تا حزب دمکرات و ...، است. رویای مهار کردن پژاک در״ اتاق دیالوگ״ فقط خامی و ساده انگاری رهبران این نیروها را نشان میدهد. 

״فواد بریتان״، عضو شورای مدیریتی پژاک، در آخرین سخنان خود که از میدیای این جریان پخش شده با اشاره به اینکه یک خلاء قدرت احتمالی در ایران می‌تواند زمینه‌ای برای تولد نظمی دموکراتیک باشد، اعلام کرد که به عنوان نیرویی متعهد به اراده مردم، برای تمامی سناریوهای احتمالی آماده‌اند  و می گوید: ״خلأ مدیریت غافلگیرمان نخواهد کرد چرا که سازمانش را داریم״.

پژاک بارها به طور رسمی نیز چه بنا بر پلاتفرم "کودار" چه از طریق بیان نامه ها و یا از طریق سخنگویان خود اعلام کرده که "براندازی رژیم موجود و تاسیس یک رژیم تازه را راه حل مسائل و بحرانهای داخلی ایران نمی بیند" این را به وضوح و با همین سرتیتر در اطلاعیه این جریان به تاریخ ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۳ در وب سایت هایشان می توان مشاهد کرد. 

پژاک و پ ک ک در خاک ایران پایگاه نظامی دارند. ژیار گل خبرنگار بی بی سی در مصاحبه ای با امیر کریمی می گوید: « که ما اکنون در جایی قرار داریم که مشخص نیست خاک ایران است یا عراق و اگر کمی بلندتر صحبت کنیم پایگاه جمهوری اسلامی صدای ما را می شوند». مستقل از اینکه به شهادت صدها نفر از مردم کردستان، حضور و رفت و آمد نیروهای پژاک در کردستان و خصوصا کوه های چهل چشمه آزاد است، نیروهای مسلح پژاک در کمال امنیت از جلوی پایگاه های رژیم عبور می کنند و به داخل روستا ها می روند. آیا می توان باور کرد که از طرفی با جمهوری اسلامی دوست باشد و از کولبران و مردم زحمتکش مرزها باجگیری کند، به بهانه کرونا اطلاعیه صادر کند و رفت و آمد مردم را کنترل و یا حضور مردم را در کوه های زاگروس ممنوع کند و از طرف دیگر از خواستهای حق طلبانه مردم این منطقه دفاع کند و با جمهوری اسلامی بجنگد؟ جواب حتما نه است!. هیچ عقل سلیمی این را باور نمی کند. (تمامی اطلاعیه های این جریان را در این رابطه می توان در نشریاتشان دید) تفاهم علیزاده (که در بالا به آن اشاره شد) با چنین نیرویی و با علم به استراتژی و سیاستهای رسمی و اعلام شده این باند نه یک خطای سیاسی که خودکشی سیاسی محض است!  

پژاک – کودار هم در پلاتفرم چند سال قبل رسما همکاری و توافق با جمهوری اسلامی را اعلام کرده است. در این پلاتفرم  آمده است: "پژاک بعنوان پیشاهنگ تحقق عملی سیاست دموکراتیک در سیستم کودار، در راستای آزادی ملت‌های ایران و شرق کوردستان آمادگی کامل جهت هرگونه چاره‌یابی دموکراتیک را دارد. کودار و پژاک خواستار گشایش سیاسی از سوی دولت ایران و آماده برای حل مسالمت‌آمیز مسئله کورد و ملت‌های ایران در چارچوب پروژه ملت دموکراتیک و خودمدیریتی دموکراتیک خود هستند."

با رجوع به فاکتور هایی که به آن اشاره شد و با رجوع به استراتژی و سیاست همیشگی پژاک، جعل تاریخ و توهین و تخریب کمونیسم و شخصیتهای کمونیست محبوب آن جامعه و نشان دادن ظریف واقعی خود در ضدیت این جریان با مردم، در ضدیت با تمدن و در ضدیت با  کمونیسم ریشه دار در آن جامعه، پژاک می تواند کماکان بهترین گزینه برای جمهوری اسلامی علیه جنبش آزادیخواهانه مردم باشد. پژاک با توجه به بسته شدن راه نزدیکی با اسرائیل، با توجه به استراتژی پ ک ک و انزوای کامل خود، و به منظور تدارک و آماده سازی هر نوع سناریویی و به قول خود ״دمکراتیزه کردن کردستان״ باید از تمامی امکانات خود، برای اثبات دوستی با جمهوری اسلامی و قابل اتکا بودن خود، استفاده کند و انتشار این فایلها در همین رابطه است. با توجه به سوابق هم پیمانی و همکاری های طولانی جمهوری اسلامی با پ ک ک، پژاک خود را آماده کرده است که در هماهنگی با حاکمیت کنترل مناطق کردنشین ایران را به دست بگیرد و برای جمهوری اسلامی چه کسی لایقتر و سزاوارتر از پژاک.

گزینه دوم پژاک - قبل از جنگ دوازده روزه و بعد از هفتم اکتبر، اسرائیل به کمک آمریکا توانست محور مقاومت و پروکسی های جمهوری اسلامی را در منطقه ضعیف و یا از بین ببرد. در نتیجه پژاک نمی تواند حیات خود را تمام و کمال به حیات جمهوری اسلامی ببند.

با توجه به ماهیت پژاک به عنوان شاخه ایرانی پ ک ک و سابقه این جریان همچون هر جریان ناسیونالیست دیگری در پشتک وارو زدن های سیاسی و ادامه حیات در شکاف بین دولتها، کارت ضدیت با تمدن و ضدیت با کمونیسم تنها در جمهوری اسلامی قابل مصرف نیست. این کارت می تواند در معامله با قدرتهای بزرگ همچون آمریکا و همپیمانان غربی مورد استفاده قرار بگیرد. پژاک یا هر باند ارتجاعی دیگری تنها کافیست ظرفیت ضد انسانی و ضد آزادیخواهی و برابری طلبی را به آمریکا نشان داد تا همچون محمد الجولانی (احمد شرع) از سوی حاکمان جهان آزاد و بورژوازی جهانی مورد استقبال قرار بگیرد و فرش قرمز برایشان پهن کنند. همانگونه که در گوادالوپ تصمیم به به قدرت رساندن خمینی گرفته شد، همانگونه که طالبان را در افغانستان بر علیه بلوک شرق ساختند، همانگونه که احزاب ناسیونالیست کرد را در کردستان عراق به قدرت نشاندند! البته باید اذعان كرد پژاك برای رسیدن به چنین موقعیتی به عنوان نیروی قابل توجه كه رویش حساب كنند، راهی طولانی دارد.

با آغاز جنگ داخلی سوریه، پ.ک.ک از طریق شاخه‌های خود در سوریه "ی پ گ״ و ״ی پ ژ" وارد اتحاد عملی با ایالات متحده شد. آموزش نظامی، سلاح، اطلاعات و حمایت هوایی از سوی پنتاگون، در قبال نگهبانی و حراست از چاه های نفتی ״دیر الزور״ که کنترل آن از دست اسد خارج شده بود و اکنون در دست نیروهای آمریکایی بود، در حقیقت پ.ک.ک را به متحدی غیررسمی ناتو در منطقه تبدیل کرد. شعار "امپریالیسم دشمن خلق‌هاست" جای خود را به "همکاری با امپریالیسم و آمریکا برای دموکراسی" داد. 

پ ک ک به عنوان حزب مادر از این پشتک وارو زدنها زیاد داشته است، زمانی که از بلوک شرق کمک مالی و تسلیحاتی دریافت می کرد، داعیه چپ داشت، زمانی در تقابل رژیم حافظ اسد با دولت ترکیه بر سر آب دجله و فرات در قبال ماندن در دره بقاع و کمک های مالی و نظامی رژیم بعث سوریه، سدها را در ترکیه منفجر می کرد، به دنبال توافق دو دولت سوریه و ترکیه، از دره بقاع اخراج شد و به کمپ جمهوری اسلامی و هلال شیعی پیوست و به قندیل نقل مکان کرد، اکنون نیز اگر لازم باشد چرا پژاک در صورت عدم توافق با جمهوری اسلامی نتواند به کمپ آمریکا یپیوندد. پژاک در تمامی این سالها ثابت کرده که می تواند به عنوان یک باند سناریو سیاهی در خدمت هر دولتی باشد.

״اهون چیاکو״ از سران این باند در سخنانی که به تازگی از میدیای خودشان پخش شده می گوید: "جمهوری اسلامی چه از لحاظ داخلی و چه از لحاظ بین المللی زیر فشار است و هر لحظه امکان جنگی بزرگتر از جنگ دوازده روزه وجود دارد. جمهوری اسلامی نمی تواند ادامه دهد و ما باید به دنبال یک راه چاره باشیم و این راه چاره نباید به شکلی باشد که  به قول فارس ها از چاله به چاه بیافتیم و باید فکر کنیم و ببینیم که چه می خواهیم. در ادامه به این نتیجه می رسد و می گوید: "باید آمادگی آن را داشته باشیم که خود را برای یک هم پیمانی بزرگ آماده کنیم، پژاک این پتانسیل را دارد که هم پیمانی های جهانی و منطقه ای را درست کند."

بنابراین پژاک باید ظرفیتهای خود را به آمریکا و کشورهای غربی نشان دهد تا همچون احمد الشرع سازمانش را از لیست ترور آمریکا بیرون بکشد و رویش حساب باز کنند. نشر مجدد این فایلها می تواند در این زمینه کمکی هر چند کوچک برای این منظور باشد.    

سوم - در نهایت به موضع گیری هرکدام از جریاناتی كه امروز به اسم کومه له فعالیت می کنند و به ادعاهای پژاك پرداخته اند، اشاره کوتاهی خواهم کرد. 

فارغ از سکوت همیشگی جریاناتی که به اسم کومه له فعالیت می کنند در برابر سیاست، جنایت و خوش خدمتی های پژاک و پ ک ک، اکنون که پژاک علنا دست به تعرض زده و به تاریخ کومه له و شخصیت های کمونیست توهین و بی احترامی کرده است. برای این جریانات آنچه که اهمیت ندارد دفاع از تاریخ جدال سیاسی-طبقاتی در کردستان و تاریخ کمونیسم و شخصیت های خوشنام آنست.

کومه له ابراهیم علیزاده همانطور که انتظار می رفت عمل کرد، عادل الیاسی از اعضای رهبری این جریان در کمال بی شرمی طی نوشته ای نه در محکوم کردن پژاک، بلکه کاملا برعکس برخورد احزاب و شخصیتها را با پژاک محکوم کرد. الیاسی می نویسد: «این اتفاق نشان داد احزاب شرق کردستان فاقد فرهنگ گفتگوی متمدنانه و روحیه انتقاد پذیری هستند و... در حالیکه نباید با انتشار فایلی صوتی از این قبیل این چنین بحرانی درست شود. در واقع جریانات با عکس العمل غیر رسمی و عجله عدم بلوغ و اعتماد به نفس ضعیف خود را نشان دادند» و در ادامه می نویسد «انتشار فایلی درون تشکیلاتی که مربوط به سالهای گذشته است می تواند زیر سر دشمنان جنبش کردستان باشد». در نهایت تمامی جریانات ناسیونالیست را نصیحت می کند و آنها را به اتحاد و همبستگی روحیه گذشت فرا می خواند.! عادل الیاسی با فرهنگی طلبکارانه تر و سخیف تر از پژاک به دفاع از این پرونده سازی میپردازد. ریشه این دفاع نه از احساس مسئولیت عضو رهبری کومله در مقابل نیروی هم جنبشی خود که از فاصله عمیق این جریان از تاریخ رادیکال، انقلابی و کمونیستی کومله کمونیست و حزب کمونیست ایران و درد مشترک آن با "کریمی" در زخم خوردن از این تاریخ و بنیادهای کمونیستی و شخصیتهای آن است. امر و درد مشترک نقطه اتصال این بیشرمی است.

علیزاده نیز استدلال پژاک و همین سخنان عادل را در مصاحبه ای تلویزیونی با زبانی پوپولیستی بیان می کند و (همانگونه که پس از انتشار نامه عبدالله اوجالان در رابطه با خلع سلاح پ ک ک در گفتگویی تلویزیونی اعلام کرد که این نامه اوجالان نیست و بلکه "میت" ترکیه آنرا نوشته است. اما بر خلاف ادعای علیزاده نه تنها پ ک ک خود را منحل کرد بلکه حتی اسلحه های خود را آتش زد). اینبار نیز علیزاده انتشار این فایلهای صوتی را کار جمهوری اسلامی و دشمنان "ملت" کرد می داند. ابراهیم علیزاده، برای حفظ ״دیالوگ״ با باند پژاک از هرگونه موضع‌گیری جدی علیه آن‌ها سر باز زد. برای گمراه کردن مخاطب ناآگاه و پنهان کردن هم‌سویی، هم‌موضعی و هم‌سرنوشتی پژاک با رژیم، طوری وانمود می‌کنند که پژاک گویا حزبی مخالف رژیم است و رژیم توانسته درون این "سازمان" نفوذ کرده و فایل‌ها را از آنجا منتشر کند. علیزاده مانند پژاک از پرداختن به اصل مسئله یعنی پرونده سازی امنیتی پژاک علیه سازمانی که خود را صاحب تاریخ و دستاوردهای آن میداند، شانه خالی میکند. در حالیکه این فایلها از سوی پژاک ضبط و از میدیاهای این حزب منتشر شده و از همه مهمتر اینکه امیر کریمی همان سیاست و سخنان را در قبال دیگر احزاب اما با ادبیاتی دیگر طی گفتگویی با "هنر احمد" خبرنگاری مستقل تکرار کرده است (این مصاحبه را می توان در صفحه یوتیوب "هنر احمد" مشاهده کرد). 
 
علیزاده در جواب سوال اینکه چرا بیانیه ای رسمی صادر نکرده اید می گوید ما ״اتاق گفتگوی احزاب کردستانی״ را داریم و منتظریم تا این موضوع از سوی این اتاق بررسی شود.

در واقع علیزاده خاک در چشم مردم کردستان می پاشد و همانطور که گفته شد او پژاک را هم جنبشی خود می داند و عضو خانواده احزاب کردستانی می خواند و بدیهی است که برای حفظ اتحاد مقدس این خانواده تلاش کند. دفاع علیزاده و حزبش از سر اشتباه نیست بلکه انتخابی کاملا آگاهانه است. 

حزب علیزاده با نام کومه له و به نام مردم کردستان مشغول معامله است و سعی می کند با نصیحت کردن احزاب در این معامله به نان و نوایی برسد و این جریان را همچون باند زحمتکشان مهتدی و کعبی جزئی از خانواده و جنبش خود می بینند. علیزاده، که کماکان خود را نماینده مردم زحمتکش کردستان و صاحب تاریخ رادیکال و کمونیستی کومله معرفی می کند، مشغول تلاش برای "کسب رهبری در جنبش ملی کردستان" است و به حمایت پژاک نیاز دارد. این سکوت و مماشات در مقابل پرونده سازی ها و جعل تاریخ مبارزات کمونیستی کومه له با بایکوت مردم کردستان و بی اعتباری جریانش جواب خواهد گرفت.

کومه له صلاح مازوجی که سالها است در سیاستهای راست روانه علیزاده و مماشات و همکاری با پژاک شریک است، بعد از سالها سکوت در برابر این جریان بدون انتقاد از خود، عجله دارد که خود را مدافع آن تاریخ کمونیستی نشان دهد. در ادبیاتی  به ظاهر رادیکال  اما در حقیقت هنوز تلاش می کند گذشته پژاک را تطهیر کند و بدون اشاره ای به جنایات پژاک، اعلام می کند که پژاک در جستجوی روزنه دیالوگ با جمهوری اسلامیست. از کرامات شیخ ما این است، شیره را خورد و گفت شیرین است!

حرف آخر - همچون همیشه باید یکبار دیگر ماهیت پژاک را برای جامعه کردستان افشا کرد. پژاک یک جریان مستقل و مربوط به جنبش ازادیخواهانه و برابری طلبانه کردستان نیست و با تاریخ مبارزات آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم، با خصوصیات شهری و سنتهای برابری طلبانه در کردستان بیگانه است. پژاک یک باند سناریو سیاهی است که با هر سازی می رقصد تا به نان و نوایی برسد و هیچ ربطی به منفعت مردم کردستان ندارد.  شعار فریبنده و پرچم کردستان چهار پارچه در خدمت اجرای وظایف تبهکارانه ی دیگر است. امروز این جریان در بن بست کامل قرار گرفته و چوب دو سر طلا است و به همین دلیل هم جمهوری اسلامی میتواند حضور پژاک را چه برای نا امن کردم منطقه و چه در رقابت با احزاب دیگر اپوزیسیون به خدمت گرفته و بگیرد و هم امریکا میتواند از آنها در خدمت به اهداف ارتجاعی خود استفاده کند. 

یک نکته بسیار روشن است و آن اینکه فضای سیاسی ایران با سوابق چند انقلاب، با سابقه حضور کمونیسم و طبقه کارگر پیشرو در ایران و کردستان و با سابقه شناخت احزاب و چپ و راست، پذیرای سنت ها، فرهنگ و سیاست های پ ک ک و پژاک نیست. تاریخ جوامع تاریخ مبارزات طبقاتی است و کشمکش بین گرایش کمونیستی و سوسیالیستی با ناسیونالیسم در کردستان به درازای پیدایش تاریخ معاصر این منطقه و خصوصا بعد از انقلاب ۵۷ همواره در جریان بوده. در کردستان جنبش کمونیستی و خط کمونیسم کارگری، خطی قوی است و تاریخی دارد، خوشنام و در میدان است و این کمونیسم ریشه دار را با جعل تاریخ و توهین و تخریب آن نمی توان به آسانی حذف کرد.

مردم کردستان همانگونه در برابر باج خواهی پژاک از کولبران مقاومت کرد، همانگونه که در مقابل ترور سامان دانشور و سوران اختر توسط پژاک ایستاد و آنرا محکوم کرد و طرح پژاک و باندهای قومی را سازماندهی گروه های ترور همچون "ایشتار" و یا در هویت سازی و انشقاق بین مردم کردستان با همسرنوشتهای شان در سراسر ایران (در جریان خیزش ۱۴۰۱) نقش بر آب کرد، در مقابل افسانه بافی های سخنگوی پژاک و توهین و تخریب به شخصیتهای خوشنام آن جامعه نیز خواهد ایستاد و این باند ارتجاعی را رسوا خواهد کرد.