74 منتخب سایت

محرومیت از شرکت در انتخابات پارلمانی باید به کمونیست‌ها تحمیل شود!

جدال دیدگاه‌ها

نقدی بر دیدگاه رفیق رحمان حسین‌زاده در برخورد به شرکت کمونیست‌ها در انتخابات پارلمانی عراق | در نشریه کمونیست هفتگی شماره ۸۲۷، نشریه حزب حکمتیست، رفیق رحمان حسین‌زاده در نقد سیاست شرکت دو حزب کمونیست کارگری عراق و کردستان عراق در انتخابات پارلمانی عراق که...

در روز ۱۱ نوامبر برگزار می‌شود، استدلال‌هایی ارائه کرده است که از نظر من بنیاداً نادرست و مبتنی بر درکی غلط از شرایط سیاسی و اجتماعی عراق و تاکتیک کمونیستیِ شرکت در انتخابات پارلمانی بطور کلی است.. در این نوشته، به محور اصلی استدلال‌های وی پرداخته‌ام.

 احزاب کمونیست کارگری در شرایط فعالیت قانونی و علنی در عراق

پیش از پرداختن به استدلالات رفیق رحمان، برای خوانندگانی که از وضعیت عراق و درجه فعالیت‌های قانونی و امکانات احزاب چپ و کمونیست در عراق برای شرکت در انتخابات شهرداری‌ها و پارلمانی اطلاع ندارند، چند کلمه‌ای می‌نویسم.

پس از سقوط رژیم صدام حسین در عراق، علیرغم شکل‌گیری دولت عراق بر اساس فرقه‌های قومی و مذهبی (شیعه، سنی و کرد)و حضور دسته های گانگستر مسلح مذهبی و قومی ، احزاب سیاسی در کردستان عراق و سراسر کشور فعالیتی نسبتاً آزادانه داشته و دارند. حزب شیو‌عی عراق و دو حزب کمونیست کارگری عراق و کردستان عراق در آن‌جا دفتر دارند و یا می‌توانند داشته باشند. رهبران‌شان، علیرغم سرکوب‌ها، می‌توانند آزادانه رفت‌وآمد کنند، با مردم تماس بگیرند، سخنرانی یا میتینگ برگزار کنند، نشریه و تلویزیون داشته باشند، کنگره علنی برگزار کنند و...

آخرین کنگره علنی حزب کمونیست کارگری عراق در بغداد در ۱۰ مه ۲۰۲۴ مانند همه کنگره‌های دیگر حزب به‌صورت علنی برگزار شد. برای تصویری از وضعیت در عراق تصور کنید که یک حزب کمونیستی کارگری که برنامه اش سرنگونی جمهوری اسلامی و نظام سرمایه داری است و برایش تبلیغ میکند در تهران دفتر و فعالیت آزادانه داشته باشد و در انتخابات هم بتواند به نام خود ثبت نام و در مبارزه انتخاباتی شرکت کند. حزب کمونیست کارگری عراق حتی در دوره‌ای نیروی مسلح در کردستان عراق داشته است. اتحادیه میهنی در سال ۲۰۰۰ با حمله نظامی به دفتر و مقر حزب و با جان‌باختن ۵ نفر از رفقای کمونیست و دستگیری‌ها، به فعالیت نظامی حزب خاتمه داد؛ اما فعالیت سیاسی حزب کمونیست کارگری عراق در کردستان عراق همچنان نسبتاً آزاد مانده است.

به‌عبارت دیگر، شرایط در عراق نسبت به کشورهای دیگر منطقه، از نظر فعالیت کمونیست‌ها و احزاب مخالف دولت متفاوت است. این فضا البته گذرا و ناپایدار است، چرا که حاصل توازن قوای موقت میان جناح‌های مختلف بورژوازی، دسته‌های قومی و مذهبی و عدم قطعیت در چشم‌انداز نیروهای حاکم است. این وضعیت، به‌گونه‌ای پارادوکسیکال، زمینه فعالیت نسبی برای نیروهای کمونیستی را فراهم کرده است. اگر بارزانی مجبور است طالبانی را تحمل کند، احزاب دیگر هم اجازه پیدا می‌کنند آزادی نسبی داشته باشند. اگر احزاب شیعی مجبور به تحمل احزاب سنی و کرد هستند، حزب کمونیست کارگری عراق نیز می‌تواند در آن‌جا فعالیت قانونی و علنی داشته باشد.

در هر صورت، حزب کمونیست کارگری عراق و کردستان عراق احزابی قانونی و علنی در عراق هستند. عدم استفاده از اهرم‌های قانونی و علنی، از جمله انتخابات، برای حزبی که اجازه دارد از این اهرم‌ها استفاده کند، مساوی نابودی آن حزب و تبدیل آن به فرقه است. عدم استفاده از این وسائل قانونی تاکنون تاثیر منفی زیادی بر این احزاب گذاشته است. کمونیست‌ها برای فعالیت، آرزوی چنین موقعیتی را دارند که با وجود همه محدودیت‌ها، اجازه فعالیت قانونی، علنی و شرکت در انتخابات را داشته باشند. تا زمانی که چنین شرایطی وجود دارد، اصل بر شرکت در فعالیت‌های علنی و قانونی و شرکت در انتخابات است؛ مگر در زمان و لحظه تحولات انقلابی و دگرگون‌کننده.

متاسفانه حزب کمونیست کارگری عراق بدلیل دیر جنبیدن شرائط ثبت نام برای شرکت در پارلمان عراق را که چندان هم دشوار نبوده است را تامین نکرده و برای همین از شرکت در پارلمان محروم شده است. این دو شرط یکی پرداخت 35 هزار دلار پول و دیگری جمع آوری 10 هزار امضاء از شهروندان بوده است. بعدا به این میپردازم که اجرای این دو شرط خود بخشی از شرکت فعال کمونیستی در مبارزه انتخاباتی میباشد.

 تجربه‌های تاریخی شرکت در انتخابات فوق‌ ارتجاعی

شرکت کمونیستها در انتخابات پارلمانی، تنها به کشورهایی برنمیگردد که در آنها پارلمان و سنت پارلمانتیسم موجود است و انتخابات آزاد و دموکراتیک برگزار میشود، بلکه شاخص شرکت در پارلمانها، فعالیت نسبی آزاد کمونیستها و اجازه شرکت آنها در انتخابات پارلمانی و یا خود پارلمان میباشد. از این نقطه نظر تمامی نقد رفیق رحمان در باره غیردموکراتیک بودن انتخابات در عراق بی پایه است. این آن سوژه تبلیغاتی است که احزاب شرکت کننده در انتخابات باید روی آن تبلیغ کنند و نه استدلالی برای تحریم انتخابات. 

یک اشکال دیگر که در نوشته رفیق رحمان به چشم میخورد، این است که او فکر میکند، شرکت یک حزب در مبارزه انتخاباتی به معنای دعوت مردم به شرکت در انتخابات است. در حالی که کمونیستها تنها برای برنامه خود و دعوت مردم به برنامه های خود در چنین نهادهای ارتجاعی شرکت میکنند و اساسا هیچ فراخوان عمومی به مردم برای شرکت در پارلمان نمیدهند. برعکس قرار است با شرکت در انتخابات پارلمانی از جمله بر علیه خود پارلمان حتی در دموکراتیک ترین شکل آن هم تبلیغ و ترویج کنند. در اینجا چند نمونه از شرکت کمونیستها در انتخاباتهای غیردموکراتیک و فوق ارتجاعی پارلمانی و شهرداریها را ذکر میکنم. 

در سال ۲۰۰۰ میلادی حزب کمونیست کارگری عراق در منطقه کردستان عراق در انتخابات شهرداری‌ها شرکت کرد. پس این اولین بار نیست که حزب کمونیست کارگری عراق در انتخابات عراق شرکت می‌کند. متأسفانه به علت جدی نگرفتن اهرم انتخابات در فعالیت خود، آن شرکت با موفقیت توأم نبود و پس از آن شکست، حزب کمونیست کارگری عراق همه انتخابات پارلمانی و شهرداریها را تحریم کرده است. اما تا آن‌جا که به خاطر دارم، حتی یک نفر از رهبری، کادر یا اعضای احزاب کمونیسم کارگری در عراق و ایران در آن مورد سؤالی نگذاشتند و درباره درستی یا نادرستی شرکت در انتخابات حرفی زده نشد و بحثی نبود، به‌ویژه با این استدلال که «این‌ها باندهای مسلح هستند و نباید در انتخاباتی که برگزار می‌شود شرکت کرد»!

شرکت در انتخابات نهادهایی مانند پارلمان و شهرداریها در صورت ازادی شرکت کمونیستها در آنها برای کمونیست‌ها فرض است. نمی‌دانم چرا رفیق رحمان در سال 2000 این استدلالات را در نفی شرکت در انتخابات به همه گوشزد نکرد و ننوشت. جدا از انتخابات، ما حتی می‌گفتیم فشار را بر طالبانی و بارزانی — یعنی همین دسته‌های مسلح — بگذاریم تا استقلال کردستان را اعلام کنند، و کردستان نمی‌تواند روی زمین و هوا بماند. میگفتیم حزب با بلند کردن پرچم رفراندوم، رفراندومی که در هر صورت برگزارکنندگان آن طالبانی و بارزانی می‌بایست باشند، به وضعیت نامشخص کردستان خاتمه دهد. امروز هم اگر استراتژی استقلال کردستان و رفراندوم درست باشد باید چنین کرد.

در آن زمان هیچ‌کس پیدا نشد تا بگوید رفراندوم به‌دست دسته‌های مسلح قومی از نظر طبقاتی و سیاسی درست نیست و باید رفت در انزوا و مرتب اطلاعیه صادر کرد و خود آن را خواند! در آن‌جا نه ‌تنها شرکت در انتخابات و رفراندوم مورد سؤال نبود، بلکه برگزاری رفراندوم به دست احزاب و دسته‌های مسلح حاکم نیز محل پرسش قرار نگرفت. به این رفقای منتقد شرکت در انتخابات باید گفت، رفراند.م هم انتخابات هست.

مورد دیگر شرکت در پارلمان‌های فوق‌ارتجاعی، مربوط به بلشویک‌ها در روسیه تزاری است. بلشویک‌ها از سال ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۴، یعنی در اختناقی‌ترین دوره‌ی تزاری، یا در انتخابات پارلمانیِ فوق‌ارتجاعی شرکت کردند یا در صورت تحریم، اقدام خود را بعداً مورد نقد قرار دادند.

با یک جست‌وجوی ساده در ChatGPT، رفیق رحمان و هر رفیق دیگری می‌تواند ببیند که دومای تزاری بسیار ارتجاعی‌تر و از نظر درجه‌ی آزادی سیاسی بسیار محدودتر از انتخابات پارلمانی در عراق و کردستان عراق بوده است. در روسیه، حق رأی عمومی وجود نداشت؛ یعنی به‌طور قانونی و با نصابهای تعیین شده برای طبقات، غالب نمایندگان از طبقه‌ی اشراف و زمیندار بودند.  در حالی که در عراق حق رأی عمومی وجود دارد. زنان در روسیه حق رای نداشتند، تزار می‌توانست هر زمان که اراده می‌کرد، دوما را منحل اعلام کند و قوانین مصوب آن میبایست به تأیید شورای سلطنتی و خودِ تزار می‌رسید. دوما، اساساً یک مجلس مشورتی برای تزار تعریف می‌شد و تحت کنترل و نظارت او بود. پارلمان عراق اما مجلس مشورتی هیچ سلطانی نیست. در مقایسه با دومای روسیه، پارلمان عراق شرایط بسیار مطلوب‌تر و مناسب‌تری برای شرکت کمونیست‌ها دارد.

در تاریخ ایران نیز نمونه‌های موفقی از شرکت در انتخابات پارلمانی ارتجاعی و استفاده از این اهرم وجود دارد. شرکت حزب توده، به‌عنوان یک حزب چپ، در انتخابات پارلمانی دهه‌های ۲۰ تا ۳۰ شمسی — جدا از سیاست‌هایش — از منظر استفاده از اهرم انتخاباتی، سیاستی کاملاً درست بود. اساساً یکی از علت‌های توده‌ای شدن حزب توده، استفاده‌ی گسترده انها از همین اهرم‌های قانونی بود.

نمونه‌ی دیگر، شرکت موفقیت‌آمیز جریانات چپ از کومه‌له تا سازمان چریک‌های فدایی، پیکار و حتی گروه‌های کوچک‌تر کمونیستی در انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفند ۱۳۵۸ است. با وجود همه‌ی محدودیت‌ها و حذف‌ها، شرکت در آن انتخابات به معرفی این گروه‌ها و برنامه‌هایشان به مردم کمک کرد. به خاطر ندارم جریان چپ جدی‌ای آن انتخابات را، به دلیل قانون اساسی جمهوری اسلامی یا قوانین ارتجاعی حاکم بر انتخابات و یا به دلیل «چنین و چنان بودن» جمهوری اسلامی، تحریم کرده باشد. کومه له در آن شرائط که رهبری یک جنبش عظیم توده ای را در دست داشت و مقاومت نظامی توده های مردم در مقابل رژیم را سازمان داده بود، از شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی چشم نپوشید و از آن هم بهره برد.

جمهوری اسلامی با محدودیت‌های تبلیغاتی، تقلب در شمارش آرا و در نهایت حذف مستقیم کاندیداهای احزاب چپ و مخالف — از جمله کومه‌له در کردستان — به این شرکت در انتخابات پاسخ داد. این محدودیت‌ها و حذف‌ها تنها دستمایه‌ای برای تبلیغ علیه جمهوری اسلامی بودند؛ اما هیچ‌کس نفس شرکت در انتخابات را به دلیل ماهیت جمهوری اسلامی و سرکوبگریهایش و دسته های مسلح از سپاه و بسیج و ... زیر سؤال نبرد.

در جهان، از این نمونه‌ها فراوان است و این تاکتیک هر روز از کشورهای آمریکای لاتین تا آفریقا و آسیا و اروپا تکرار می‌شود. من از ذکر آن‌ها در اینجا خودداری می‌کنم.

 محرومیت از انتخابات پارلمانی و... باید به کمونیست‌ها تحمیل شود

رفیق رحمان می‌نویسد:

«حضور در پروسه‌های به‌اصطلاح "انتخابات پارلمانی" برای احزاب کمونیستی و کارگری یک روند روتین و قاعده نیست، بلکه در موارد استثنایی به‌طور موردی و مشخص باید بررسی و شرکت کرد. با تحلیل مشخص از مختصات اوضاع سیاسی و معادلات و تناسب قوای مابین جریانات دخیل و حاضر در صحنه اعم از حکومت و اپوزیسیون در هر کشور، با توجه به قدرت و امکانات کمونیست‌ها و از زاویه طرح منافع کارگران و مردم و دفاع از آن در تریبون‌های "پارلمانی"، در موارد مشخص در مورد شرکت یا عدم شرکت در پروسه "انتخابات پارلمان بورژوایی" تصمیم گرفته می‌شود. تصمیم در مورد این روند در کشورهای استبدادی و اختناق‌زده و در کشوری مثل عراق که کل سیستم و "پارلمان" توسط مافیاهای مسلح مذهبی و ملی و قومی کنترل می‌شود، دقت و حساسیت بالا می‌طلبد.»

برخلاف نظر رفیق رحمان، شرکت در انتخابات پارلمانی یا هر انتخابات دیگری، در صورت وجود آزادی نسبی برای احزاب کمونیستی و امکان شرکت آن‌ها در انتخابات، یک اصل تاکتیکی است و تحریم انتخابات در چنین شرایطی یک استثنا محسوب می‌شود.

تحریم پارلمان باید به کمونیست‌ها تحمیل شود، نه آن‌که به اراده‌ی خودشان صورت گیرد. بالاخره باید رفیق رحمان به این سؤال پاسخ دهد که آیا با وجود همه‌ی این باندهای مسلح و مافیایی، کمونیست‌ها اجازه دارند به نام خود یا نهادهای نزدیک به خود در انتخابات شرکت کنند یا نه؟ اگر آری و می‌توانند، دلیل این‌که باید تحریم کنند چیست؟ چرا نباید در مبارزه‌ی انتخاباتی و یا خودِ پارلمان حرف خود را بزنندف تبلیغات کنند و خواهان تغییرات اساسی در نظام دولتی و اصلاحات اقتصادی و اجتماعی شوند و به تبلیغ سوسیالیسم بپردازند؟

اهمیت شرکت در پارلمان‌های ارتجاعی برای فعالیت کمونیستی تا بدان حد بود که لنین نوشت: 

" ... اگر بلشویک‌ها در پیکاری بسیار دشوار، وجوب درآمیختن اشکال علنی مبارزه با اشکال غیرعلنی و وجوب شرکت در ارتجاعی‌ترین پارلمان و در یک سلسله سازمان‌های دیگر (صندوق‌های بیمه و غیره) که قوانین ارتجاعی بر آن‌ها حاکم بود، پافشاری نمی‌کردند، نمی‌توانستند هسته‌ی پایدار حزب انقلابی پرولتاریا را در طول سال‌های ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۴ محفوظ نگه دارند (و به طریق اولی آن را تحکیم، گسترش و تقویت کنند)."

احزاب کمونیست کارگری عراق به دلیل تأخیر در اقدام، نتوانستند شرایط تعیین‌شده‌ی مالی و غیرمالی برای ثبت‌نام در انتخابات را فراهم کنند و مورد تأیید کمیسیون انتخاباتی عراق قرار نگرفتند. معلوم است که در عراق برای شرکت در انتخابات سد و مانع بیشتری نسبت به کشورهایی با انتخابات کاملاً آزاد وجود دارد. اما این موانع قابل رفع هستند.این موانع تنها برای احزاب کمونیست کارگری عراق و کمونیست‌ها نیستند، بلکه شامل همه‌ی احزاب شرکت‌کننده می‌شوند. یعنی این موانع به خودی خود اقدامی علیه کمونیست‌ها محسوب نمی‌شوند. اتفاقاً رفع این موانع مالی و غیرمالی نیازمند فعالیت‌های اجتماعی است که می‌تواند به تقویت بیشتر حزب کمونیستی و کمونیستها منجر شود. نباید ضعف خود را تنها به عملکرد دشمن نسبت داد و آسوده خاطر شد. قرار نیست بورژوازی و ارتجاع ، آن هم در خاورمیانه، شرائط انتخاباتی طلایی را تقدیم کمونیستها کند و بگویند بفرمایید میل کنید. و بعد برخیها هم بگویند نه این توهم ایجاد میکند ما میل نمیفرماییم. جمع آوری ده هزار امضاء و 35 هزار دلار پول خود فعالیتی است که رابطه کمونیستها را با مردم تقویت میکند. برای ده هزار امضاء و جمع آوری 35 هزار دلار پول یک حزب مجبور است با مردم تماس بگیرد، هدف خود را توضیح دهد و از اهمیت شرکت خود بگوید. همین مرحله پیشا انتخاباتی برای ثبت نام از منظر فعالیت کمونیستی اهمیت به سزائی دارد، چه برسد به مراحل بعدی. عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد! دولت و بورژوازی عراق با این مطالبات در مقابل حزب کمونیستی، حزب کمونیستی را مجبور میسازد که با ده هزار نفر تماس بگیرد و حمایت آنها را جلب کند. حزب کمونیستی با خود میگوید مطالبه من برداشتن این مانع است. اما این موانع حجمی از فعالیتهای پیشا انتخاباتی رو دست من میگذارد که به اندازه فعالیت انتخاباتی برای من ارزش دارد و با تمام نیرو به سراغش میروم. با هزاران نفر از توده مردم برای امضاء و جمع آوری پول تماس میگیریم. الان مسئله گذشت ولی واقعا این فعالیت پیشا انتخاباتی هم برای فعالیت کمونیستی به اندازه خود مبارزه انتخاباتی ارزش دارد.

عدم تامین شرائط مزبور برای ثبت نام موجب شد تا رفیق رحمان تاکتیک حزب برای حمایت از کاندیدای دیگری که پلاتفرم آن‌ها را پذیرفته و یکی از فعالان مبارزه با لغو قوانین شریعه در مورد ازدواج کودکان است را زیر سؤال ببرد. چون در منطق رفیق رحمان شرکت در  انتخابات پارلمانی یک هدف دارد، انتخاب شدن در پارلمان. اگر این اتفاق نیفتد میگویند در تاکتیکت موفق نبودی.! این البته تعریف جدیدی از هدف کمونیستها از شرکت در انتخابات میباشد. همچنین رفیق رحمان فکر می‌کند اگر آن نماینده انتخاب شود و تصمیم نادرستی اتخاذ کند، مردم آن را به پای حزب کمونیست کارگری عراق می‌گذارند. در واقع اما، مردم به‌راحتی تفاوت حمایت یک حزب در یک مبارزه‌ی انتخاباتی از یک کاندید به دلیل مطالبه‌ای خاص آزادیخواهانه و بدلیل سکولار و چپگرا بودن طرف را از برنامه‌ها و اهداف همه جانبه یک حزب تشخیص می‌دهند. اتفاقاً شرکت در پارلمان برای همین است که احزاب برنامه‌ها و اهداف خود را به مردم معرفی کنند و از این جهت تفاوت آن‌ها با کاندیداهای مورد حمایت‌شان برای مردم قابل درک میشود.

هر چه هست، کمونیست‌ها نباید در شرایطی که از نظر قانونی اجازه‌ی شرکت در پارلمان‌های ارتجاعی را دارند، آن را تحریم کنند، حتی اگر با محدودیت‌های زیادی در مبارزه انتخاباتی روبه‌رو باشند. عدم تأمین شرایط انتخاباتی برای ثبت‌نام، یک ضعف جدی حزب کمونیست کارگری عراق بوده است. رفقای عراقی سیاست تاکنونی «بی‌خیالی» نسبت به انتخابات در عراق را کنار گذاشته و سیاست اصولی اتخاذ کرده‌اند.اما در این راه با آمادگی کامل پیش نرفتند. حتما سنگینی دیدگاه گذشته و احتمالا بحثهای درونی مانع اقدام سریع برای آمادگی شد. امیدوارم در فرآیند تبلیغات انتخابات پارلمانی عراق، رفقا در عرصه‌ی تبلیغات، حزب و اهداف آن را در سطح وسیع به مردم معرفی کنند و زمینه‌های وسیع‌تری برای فعالیت حزب فراهم شود.

بدفهمی از هدف شرکت کمونیستها در انتخابات

رفیق رحمان می‌نویسد:

"....در عالم واقع هر حرکتی یک هدف محوری دارد. کمپین انتخاباتی برای هر جریانی هدف محوری‌اش انتخاب کاندید مورد نظر آن جریان است. به هر دلیل این هدف تأمین نشود، در عالم سیاست می‌گویند آن جریان و حزب به هدفش نرسید. در همان قدم اول با شرط و شروط 'کمیسیون انتخابات'، دو حزب به هدف فرستادن کاندیداهای مستقیم خود به 'داخل پارلمان' دست نیافتند. انتظار این بود رهبری دو حزب این واقعیت را به رسمیت می‌شناختند، به جای سیاست خوددلخوش‌کنِ 'برای ما رأی آوردن و داشتن نماینده در پارلمان اولویت نیست و حضور در کمپین تبلیغاتی یک‌ماهه مهم است'، صورت مسئله را دلبخواهی عوض نکنند."

رفیق رحمان با درک نادرست از مفهوم شرکت در انتخابات و هدف آن، به نقد شرکت احزاب کمونیستی عراق نشسته است. هر چقدر او «قوانین و موازین ارتجاعی حاکم بر مضحکه انتخابات» را غلیظ‌تر بیان کند، بیشتر بدفهمی خود را از شرکت حزب کمونیستی در انتخابات بیان میکند. او نمی‌تواند این را پنهان کند که کمونیست‌های عراق می‌توانند در مضحکه انتخابات پارلمانی عراق شرکت کنند. قوانین حاکم بر پارلمان‌هایی که کمونیست‌ها در آن‌ها شرکت کرده‌اند — مانند دومای روسیه، مجلس شورای ملی دهه‌های ۲۰ تا ۳۰ شمسی، یا اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی — بسیار ارتجاعی‌تر از قوانین حاکم بر انتخابات پارلمانی عراق بوده‌اند.

رفیق رحمان با گفتن اینکه «.....در عالم واقع هر حرکتی یک هدف محوری دارد. کمپین انتخاباتی برای هر جریانی هدف محوری‌اش انتخاب کاندید مورد نظر آن جریان است. به هر دلیل این هدف تأمین نشود، در عالم سیاست می‌گویند آن جریان و حزب به هدفش نرسید.»، نشان می‌دهد که اساساً به علت شرکت احزاب کمونیست در پارلمان‌های ارتجاعی نیندیشیده است. این سخن رفیق برای احزاب بورژوایی درست است — هدف آن‌ها کسب کرسی پارلمانی است — اما برای کمونیست‌ها، این هدف فرعی است. 

شرکت در کمپین انتخاباتی برای کمونیست‌ها وسیله‌ای است برای معرفی خود، برنامه و شخصیت‌هایشان به توده‌ی کارگر و مردم؛ برای نزدیک شدن به آنان با استفاده از موقعیتی که انتخابات فراهم کرده است؛ برای نقد احزاب، دسته‌ها و دولت؛ و برای نقد کل سیستم سیاسی دولت بورژوازی و کل سرمایه داری است . از این نظر، خودِ پروسه‌ی کمپین انتخاباتی جایگاه مهمی در هدف دارد. اگر حزبی بتواند تنها در مرحله‌ی مبارزه انتخاباتی شرکت کند و از پیش مطمئن باشد که امکان فرستادن کاندیدایی به پارلمان یا شورای شهر را ندارد، باز هم باید در دوره‌ی مبارزه انتخاباتی شرکت کند، خود و برنامه‌اش را معرفی کند و به نقد دولت و احزاب بورژوایی، مذهبی و قومی در عراق بپردازد. در عالم سیاست کمونیستی نمیگویند " آن جریان و حزب به اهدافش نرسید". میگویند شرکت کرد و به اهدافش رسید. اهدافش را با این میسنجند که تا چه اندازه توانسته است خود و برنامه های خود را به توده کارگر و مردم معرفی کند و به آنها نزدیک شود.

هدف از شرکت در انتخابات اساساً معرفی حزب و برنامه‌های آن به کارگران و مردم، نزدیک شدن به آنان و متحد و متشکل کردن‌شان است. من قبلاً در مطلبی درباره این هدف نوشتم:

«فرصت تبلیغات و مبارزه انتخاباتی یکی از فرصت‌های بسیار مهم برای ابراز وجود و نمایندگی مردم در همه این زمینه‌هاست. روشن است که ما کمونیست‌ها به‌دنبال کرسی پارلمانی نیستیم. مهم این است که بتوانیم در زمان انتخابات — که دولت و جناح‌های مختلف بورژوازی در رقابت‌های خود مردم را برای پذیرش این یا آن سیاست فعال کرده و به میدان آورده‌اند — وارد شویم و به‌عنوان نماینده آزادی‌خواهی و اتحاد کارگران و مردم، نماینده دولت غیرقومی و غیرمذهبی، نماینده پایان دادن به شکل سیاسی دولت عراق و پایه‌گذاری آن بر اساس شهروندان برابر در مقابل تقسیمات قومی و مذهبی، نماینده آزادی و برابری زن، نماینده کارگر و قانون کار پیشرو ظاهر شویم؛ از موقعیت انتخاباتی استفاده کنیم تا وارد هر کوی و برزن و کارخانه شویم و مردم را حول سیاست‌های خود گرد آوریم و گامی در جهت تغییر شرایط برداریم، سرمنشأ اصلاحاتی مهم در جامعه شویم و حزب‌مان را از این طریق تقویت کنیم. اگر هم کاندیداهایی از ما وارد پارلمان شدند، چه بهتر؛ همین سیاست‌ها را در پارلمان ادامه می‌دهیم. اما در مبارزه انتخاباتی به‌دنبال کسب کرسی نیستیم، بلکه هدف اساسی شناسایی خود و سیاست‌هایمان به توده‌ی کارگر و مردم و گردآوری نیروست.»

اما رفیق رحمان تصور دیگری دارد. او مینویسد:

«آیا در چنین "پارلمانی" امکان به کرسی نشاندن حداقل اصلاح و بهبود و تصویب قانون مترقی به نفع مردم عراق وجود دارد؟ پاسخ ما منفی است." با این درک از شرکت کمونیستها در پارلمان، باید همه پارلمانهای دنیا تحریم شوند. چون کمتر پارلمانی در جهان پیدا میشود که کمونیستها بتوانند قوانین مترقی را به تصویب برسانند.»

«تحریم فعال و تعرضی»، الگوی ایران برای عراق

رفیق رحمان حسین‌زاده در بخشی از مصاحبه‌اش سراغ شرایط ایران و به قول خودش سیاست «تحریم فعال و تعرضی» می‌رود و آن را برای احزاب کمونیست کارگری عراق و کردستان عراق نیز تجویز می‌کند. رفیق رحمان حتی کمی تأمل نمی‌کند که شرایط عراق کنونی از زمین تا آسمان با شرایط ایران متفاوت است.

در ایران، احزاب کمونیستی — که جای خود دارند — حتی فردی که فقط بوی چپ‌گرایی می‌دهد را شبانه دستگیر می‌کنند و در بسیاری موارد سر به نیست می‌کنند. نویسندگانی که صرفاً با رژیم نیستند را در اتوبوس می‌ریزند و روانه دره می‌کنند و قتل‌های زنجیره‌ای راه می‌اندازند. با این همه، رفیق رحمان ایران را با عراق مقایسه کرده و کلی درباره «تحریم فعال در ایران» به عنوان الگو نوشته است. از اغراق در باره تاثیرگذاری احزاب مورد نظر رحمان در جامعه ایران هم در اینجا میگذرم.

در ایران، اصلاً صحبتی از شرکت یا تحریم نمی‌تواند مطرح باشد؛ در ایران، حتی وجود یک کمونیست با خطر مرگ و حذف روبروست، حتی احزاب طرفدار اصلاحات در رژیم حق حیات ندارند و جناح‌های اصلاح‌طلب رژیم در حصر و زندان هستند. این وضعیت قابل مقایسه با عراق نیست، که احزاب کمونیست می‌توانند فعالیت علنی و قانونی داشته باشند و به نام خود در انتخابات شرکت کنند و تبلیغ نمایند. رفیق رحمان با ارجاع به وضعیت ایران و تحریم تحمیلی بر کمونیست‌ها، مسئله را خلط می‌کند و از «دقت و حساسیت بالا» که چه عرض کنم، اصلاً از هیچ "دقت و حساسیتی" از مسئله برخوردار  نیست.

در مجموع، نقدهای رفیق رحمان حسین‌زاده به سیاست شرکت احزاب کمونیست کارگری عراق در انتخابات پارلمانی عراق بر بنیان نادرستی استوار است و با تجربه تاریخی جنبش کمونیستی در جهان و حتی در خود عراق ناسازگار است. مشارکت در انتخابات برای احزاب کمونیست نه انحراف از اصول، بلکه استفاده‌ی آگاهانه از فرصتی قانونی برای بسط آگاهی طبقاتی، تقویت سازمانی و حضور اجتماعی در جامعه است.

حزب کمونیست کارگری عراق با شرکت در مبارزه انتخاباتی پارلمانی، حتی به این شکل ناقص و نیم بند، گامی برای بیرون آمدن از انزوای خودساخته برداشته است. امیدوارم با در پیش گرفتن سیاست درست به یک حزب واقعی و قدرتمند در عراق تبدیل شود.