.
چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۸.
امروز:
Dec 11 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

پنج شنبه, 16 آبان 1398 ساعت 03:00

اکونومیست: اعتراضات توده ای

ترجمه: سیف خدایاری *
هر کس بخواهد جنبش های اعتراضی فعلی در چهارگوشه دنیا را تعقیب کند، با کار دشواری مواجه است. در هفته های اخیر راهپیمایی های عظیم ضدحکومتی که برخی مسالمت جویانه و برخی غیر مسالمت جویانه اند، در کشورهای مختلف پنج قاره جریان دارد: الجزایر، بولیوی، بریتانیا، شیلی، اکوادور، فرانسه، گینه، هائیتی، هندوراس، هنگ کنگ، عراق، قزاقستان، لبنان و غیره. اول نوامبر پاکستان شاهد صف فزاینده دهها هزار نفری معترضان بود که در اسلام آباد گرد هم آمده بودند و خواستار آن شدند ظرف ۴۸ ساعت نخست وزیر، عمران خان، کناره گیری کند.
 
شاید از زمان جنبشهای" قدرت مردم" که در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود آسیا و کشورهای اروپای شرقی را در هم نوردید، دنیا شاهد سرازیر شدن خشم مردم به خیابان‌ها نبوده است. قبل از دهه هشتاد، تنها شورش جهانی در اواخر دهه شصت، به لحاظ کشوری و شمار مردم معترض در برابر وضعیت فعلی کم می آورد.
 
البته حتی در آن دوران، این دو موج شورش بیشتر از جنبش های خودبخودی و به ظاهر گسسته از هم کنونی، منسجم به نظر می آمدند. معترضان کشورهای مختلف اهداف و خشمی مشابه داشتند. این بار این موضوعات به ناچار کشورها را یکی پس از دیگری در هم می کوبد. در واقع پاکستان شاخص سه موضوع مشترک بین معترضان است: فروپاشی اقتصادی( افزایش تو م و سیاستهای ریاضت اقتصادی که از سوی صندوق جهانی پول تحمیل شده است)؛ فساد اداری و تقلب انتخاباتی( بطور معین انتخاب عمران خان در انتخابات پارسال).
 
اما این [ اعتراضات] بیشتر از آنکه منسجم باشند، همزمان هستند. علت اولیه اعتراضات می تواند بسیار متنوع و متفاوت باشد: در لبنان افزایش نرخ مکالمات تلفنی از طریق خدماتی مانند واتساپ؛ در هنگ کنگ طرح پیشنهادی[ پارلمان] برای استرداد متهمان جنایی به چین؛ در بریتانیا درخواست برگزاری دومین رفراندم برگزیت؛ در کاتالونیا حکم طویل المدت برای مدافعان استقلال و ....فراتر از نمایندگی یک جنبش جهانی که حول مطالبات مشترک در حال شکل گیری است، می توان شعار مشترک معترضان را از شخصیت مارلون براندو در فیلم ممنوعه " آن یکی وحشی" - ۱۹۵۳ وام گرفت: از او می پرسند، علیه چی عصیان کرده ای؟ می گوید: علیه کل وجودت!
 
البته دشواری تمایز یک الگو، صاحبنظران را از تلاش متوقف نکرده است. اگر به شکل کلی صحبت کنیم این اعتراضات را در سه مقوله می توان بررسی کرد: اقتصاد ؛ جمعیت شناسانه و توطئه ای
توضیح اقتصادی شرایطی که به ظاهر ضربه ناچیزی به استانداردهای زندگی است( برای نمونه افزایش چهار درصدی بلیط مترو در شیلی) ثابت می کند که این مقدار ناچیز [ افزایش هزینه ها] در جوامعی که نابرابری روزافزون دارند، حکم آخرین نی بر کوهان شتر دارد. بزعم چپ ها این تازه ترین نشانه ناکار آمدی و سرنوشت [ محتوم] سرمایه داری است. پرچم سرخ نشریه سوسیالیستی استرالیا می نویسد: به مدت چهار دهه کشورها یکی پس از دیگری با سیاستهای نئولیبرالیستی از پای آمده اند تا توده های کارگر و مردم فقیر هزینه بحران روزافزونی سرمایه داری را بپردازند.
 
حتی طرفداران بازار آزاد افزایش شکاف نابرابری در شماری از کشورها را عامل این اعتراض ارکستریزه می دانند. آنها اشاره می کنند شیلی- که بهشت ثبات در آمریکای لاتین بود- چنان دچار تلاطم شده است که می رود دو گردهمایی جهانی را که قرار بود در سانتیاگو برگزار شود، منحل کند. کشوری که اکنون با چند شاخص نابرابرترین کشور در میان کشورهای در حال توسعه ، و باشگاه کشورهای عمدتاً ثروتمند است.
 
توضیح جمعیت شناسانه اعتراضات به ما می گوید که اعتراضات کم و بیش حاصل فعالیت جوانان است که میانگین سنی آنان سی سال است و انسانیت در آنان نسبتاً شکوفنده است. سن یک سوم افراد معترض نیز کمتر از بیست سال است. این نسل را می توان نوک قله اعتراضی افرادی خواند که در دوران بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ کودک بودند و اکنون قدم در دوران جوانی گذاشته اند. به لحاظ جمعیت شناسی می توان این اعتراضات را حاصل دوران رکود منتج از بحران دانست. نیل فورگسن در روزنامه تایمز لندن این بحث را به سطح بالاتری برده و آن را با دهه شصت مقایسه می کند که در هر دو دوران به موجب شکوفایی در حوزه آموزش " انباشت مردم تحصیل‌کرده " صورت گرفته است و نیروی تحصیل‌کرده بیشتری از نیاز بازار تولید کرده است.
 
در مورد تبیین توطئه نگرانه، البته که دولت ها تمایل دارند اعتراضات را حاصل دست اندازی و تحریک نیروهای خبیث خارجی بخوانند. ژوئیه امسال وزیر خارجه چین درباره هنگ کنگ اظهار داشت که اعتراضات " به نوعی کار آمریکاست". در آمریکای لاتین نیز نظریاتی در هوا می چرخد که رژیم های سوسیالیستی کوبا و ونزوئلا موجب آشوب در منطقه هستند تا توجه افکار عمومی را از امور داخلی خویش پرت کنند.
 
عوامل اقتصادی و جمعیت شناسانه و حتی دخالت خارجی می تواند در برخی اعتراضات نقش داشته باشد. اما به عنوان یک نظریه منسجم هیچیک به اندازه کافی تبیین کننده نیست. اقتصاد جهانی با دشواری‌های زیادی روبروست، اما هیچیک از این مشکلات به سطح مشکلات یک دهه قبل نمی رسد که دنیا در آستانه سقوط قرار داشت و بیکاری سر به فلک کشیده بود. با این وجود افراد کمتری به خیابان‌ها ریختند. جوانان در اعتراضات همواره نقشی تعیین کننده دارند. اما یک ویژگی مهم اعتراضات - از رژه Bremain در لندن گرفته تا اعتراضات ضد چینی هنگ کنگ- این است که چه کسری از میانسالان به اعتراضات پیوسته اند. در مورد دخالت خارجی شاید به استثنای افرادیکه در برهوت ترین اکناف انترنت نشسته اند، هیچکس معتقد نیست که نخ هایی نامرئی سرنوشت دنیا را در دست دارد.
 
بنابراین شاید جستجوی یک نظریه منسجم بی فایده باشد. بهرحال اگر نگاه دقیق تری به موج های قبلی اعتراضات بیندازیم، ایده انسجام مبهم به نظر می رسد. آنان نیز بیشتر از آنچه که گمان می رفت چند وجهی بودند. شورش های اواخر دهه شصت ترکیبی از گاردهای سرخ در چین بود که دنبال ایجاد فرقه ای هزاره ای از اراجیف مائو بود تا در مبارزات درون حزبی به پیروزی او یاری رساند؛ از جوانان مرفه غربی که نشئه مواد مخدر، آزادی جنسی و موهای بلند بودند. 
در میان این اعتراضات نیز اعتراض علیه جنگ ویتنام؛ سلطه شوروی بر اروپای شرقی و سخنرانیهای غرّای استادان و دانشجویان دیده می شد. حتی انقلابات قدرت مردمی بیست سال بعد نیز دارای وجه شباهت و تفاوت هایی بود. قدرتمندان دست راستی مانند فردیناند مارکس در فیلیپین و چون دو هوان کره جنوبی بسیار متفاوت تر از همقطاران خویش در اروپای شرقی مانند چائوشسکو و یاروژلسکی بودند.
 
شاید برای جواب لازم است به اصول اولیه برگردیم و بپرسیم: چه چیز خشم مردم را به خیابان‌ها می کشاند؟ بندرت به دو علت اشاره شده است: اینکه برغم خطرات جسمی و قانونی، اعتراضات می تواند بسیار هیجان انگیز و حتی جالب‌تر از ملال زندگی روزمره باشد. و اینکه وقتی همه مشغول اعتراض باشند، همبستگی به مد روز تبدیل می شود. هر موج اعتراضی در برگیرنده عنصری تقلیدی نیز هست. گسترش تلفن های هوشمند البته اعتراضات کنونی را سازمان یافته تر، عام تر و قانع کننده تر کرده است. اپلیکیشن هایی مانند تلگرام به معترضان امکان می دهد از دست مقامات امنیتی قصر در بروند. نمادها و تکنیک های جدید می تواند مانند آتش زبانه بکشد . تقریباً به محض اینکه سرود مخصوصی برای اعتراضات هنگ هنگ روی نت قرار گرفت، در یک حرکت خودبخودی مردم دست از خرید کشیده و مراکز خرید فریز شدند.
 
سومین دلیل واضح برای این اعتراضات این است که معابر قراردادهای سیاسی بی ثمر بنظر می رسند. در اعتراضات اواخر دهه هشتاد، هدف معمولاً رژیم های مستبد بودند که به بدترین وجه ممکن انتخابات را لوث می کردند. در غیاب صندوق انتخاباتی، خیابان تنها راهی بود که " قدرت مردم" را نشان دهد. برخی از اعتراضات امسال نیز- از اعتراض علیه بوتفلیقه در الجزایر یا عمر البشیر در سودان- از این دست بودند. اما دموکراسی‌های به ظاهر مستقر نیز تحت این موج هستند.
 
این روزها به دلایل متعددی ممکن است مردم احساس ناتوانی کنند و بر این باور باشند که صدایشان شنیده نمی شود. یکی از همین موارد مسأله زیست- بوم است و در تعدادی از اعتراضات( و لو اینکه برخی تحت تأثیر عواملی مانند افزایش مالیات بر محیط زیست به منظور کاهش مصرف سوخت های فسیلی بود) برجسته است. سوخت های فسیلی به راه حل های جهانی نیاز دارد که فراتر از توان یک حکومت است، و لو صدای مردم نیز شنیده شود. دومین مورد، باز هم تأثیر شبکه های اجتماعی است که این صداهای موافق را چند برابر و صداهای مخالفان را خفه می کند و در نتیجه این احساس که قدرتمندان " هرگز گوش نمی دهند" را واقعی تر کرده است. سومین مسأله به افزایش عدم تسامح بر می گردد. حتی در قلب دموکراسی‌های غربی این اصل کمرنگ شده است که بازندگان و لو رأی بخش عمده ای از مردم را پشت سر خود داشته باشند باید دستکم تا انتخابات بعدی به حاکمیت برندگان رضایت دهند.
 
البته این استنتاجی چندان مفید و امید بخش نیست. نشانه های کمی دیده می شود که این امواج دفع شوند. در هر صورت موج سوم اعتراضات جهانی ممکن است در سواحل انقلابی جهانی لنگر نیفکند، اما به سادگی می توان گفت که وضع موجود نوینی است.
 
۴ نوامبر ۲۰۱۹
* ترجمه این مقاله به معنی توافق جز به جز با نویسنده نیست. روشن است که اکونومیست از زاویه منافع استراتژیک سرمایه داری جهانی به این موضوع پرداخته است.

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت