.
يكشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷.
امروز:
Oct 21 2018.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

چهارشنبه, 11 مهر 1397 ساعت 02:04

شهلا دانشفر: کارگران در هفته ای که گذشت

سال تحصیلی جدید و خارج ماندن کودکان بیشتر از چرخه تحصیل

یک هفته مانده به شروع سال تحصیلی، اسفندیار چهاربند رئیس مرکز برنامه‌ریزی و منابع انسانی آموزش و پرورش از خارج ماندن ٣٠٠ هزار دانش آموز از چرخه تحصیل خبر داد. بنا بر همین گزارشات بخش بیشتر کودکان بازمانده از تحصیل را دختران تشکیل میدهند. یک خبر دیگر نیز از اینکه بیش از ١٥١ هزار دختر ١٥ تا ١٦ ساله امسال نتوانستند در هیچ مدرسه ای ثبت نام کنند، گزارش میدهد. همچنین در گزارشی معاون اجتماعی اداره کل بهزیستی خوزستان از اینکه در سال گذشته ٨ هزار کودک بازمانده از تحصیل در خوزستان از سوی وزارت کار معرفی شدند، خبر میدهد. مجید یزدان پناه مدیر کل آموزش و پرورش کرمانشاه نیز در گفتگو با مهر از وجود ١٧ هزار و ١٧٥ دانش آموز بازمانده از تحصیل در سطح استان که ٦ هزار و ٣٣٣ نفر پسر و بقیه آن دختر هستند خبر میدهد.

از سوی دیگر خبر ها حاکی از اینست که در حال حاضر حدود ١٣ میلیون دانش‌آموز در کشور وجود دارد و این درحالیست افزون بر ١٥ میلیون نفر در کشور در سن رفتن به مدرسه به سر می‌برند. بنابراین رقم دو تا دو میلون و نیم همان رقم مفقود شده، تعداد کودکانی است که به تحصیل راه پیدا نکرده اند.

در هرحال هر ساله آمارهایی از نوع آمارهایی که جلو تر اشاره کردم بیرون داده میشود. اما نکته اینجاست که امسال در شرایطی که اقتصاد جمهوری اسلامی به بن بست تمام عیار رسیده است، در شرایطی که قیمت ها هر روز افزایش بیشتری می یابد و دستمزدهای چند بار زیر خط فقر کارگران و بسیاری از حقوق بگیران جامعه قدرت خریدش هر روز بیشتر کاهش می یابد رقم آنها بطور واقعی بالاتر رفته است. بعلاوه اینکه با رشد روند پولی سازی مدارس و چپاول مردم و اخاذی از خانواده ها بطور مختلف و حتی گرفتن شهریه در مدارس "غیر انتفاعی شرایط برای فرستادن کودکان به مدرسه به مراتب وخیم تر شده است. حتی در گزارشات دیده میشود که فاکتور رشد حاشیه نشینی بخاطر فقر بی حد مردم مشکل دسترسی کودکان این نوع مناطق به مدرسه نیز به عاملی دیگر بر افزایش تعداد کودکان بازمانده از تحصیل تبدیل شده است. نکته قابل تامل اینجاست که شمار واقعی کودکان بازمانده از تحصیل را در هیچ یک از آمارهای مهندسی شده دولت نمیتواند پیدا کرد. چرا که به قول خودشان اینگونه آمار ها به "جنگ روانی" علیه حکومت دامن میزند و اینهم هراسشان را از برپا شدن خشم بیشتر جامعه نشان میدهد. برای مثال در گزارشات از ٣٠٠ هزار کودک خارج مانده از تحصیل خبر میدهند، در حالیکه در آغاز امسال در گزارش وزارت آموزش و پرورش به مجلس این رقم ٣٫٥ میلیون کودک را در بر میگرفت. بگذریم که تنها حدود یک میلیون نفر کودک فاقد هرگونه هویت هستند و طبعا نمیتوانند در مدارس ثبت نام کنند که اصلا جایی در این آمارها ندارند.

از سوی دیگر آمار تکاندهنده مربوط بر تعداد کودکان کار و افزایش هر روزه آن، دلیل دیگری بر کاذب بودن آمارهای دولتی از شمار کودکان بازمانده از تحصیل است. از جمله آمارهای رسمی رقم "کودکان کار و خیابان" را در کشور دو‌میلیون نشان می‌دهند، اما آمارهای غیررسمی از وجود هفت‌میلیون کودک کار خبر می‌دهند که گفته میشود ٥٠ درصد آنها را کودکان مهاجر از کشورهای افغانستان، پاکستان و... تشکیل می‌دهند.

همین آمارهایی که آنهم زیر فشار اعتراض جامعه به بیرون درز پیدا میکند، خود به اندازه کافی تکان دهنده و هشدار دهنده است. به عبارت روشنتر اینها فقط آمار و رقم نیستند بلکه بیانگر گوشه ای دیگر از فاجعه ای عمیق تر و اجتماعی تر به اسم فقر در جامعه هستند که نشان میدهد در چه ابعاد وحشتناکی کودکان به "جرم" فقر خانواده، دارند قربانی سرمایه داری وحشی حاکم میشوند. قربانی سیستمی میشوند که در آن حتی "آموزش و پرورش" هم کالا شده است و کسی که توان خریدن این کالا را ندارد، فرزندش از آن محروم می ماند و گام بعدی راهی شدن این کودکان به بازار وحشی کار است. تحصیل باید در تمام سطوح آموزشی رایگان باشد. کارکودکان باید ممنوع اعلام شود و خانواده هایی که به دلیل فقر معیشتی کودکانشان راهی کار خیابان میشوند، باید تحت پوشش تامین اجتماعی قرار گیرند و زندگیشان تامین شود و در گام اول سطح معاششان به بالای خط فقر ٥ تا ٦ میلیونی اعلام شده خود حکومتیان باشد. این ها حداقل هاست. این ها موضوعات مهم کارزارهای مبارزاتی در جامعه است. از جمله یک چالش اعتراضی مهم معلمان اعتراض به محرومیت دانش آموزان از آموزش رایگان و با کیفیت و با استانداردهای قابل قبول آموزشی است. در همین رابطه یک خواست مهم آنان که در فراخوان اعتراضی خود به تجمع در سیزدهم مهرماه اعلام کرده اند، تحصیل رایگان در تمام سطح تحصیلی، لغو مدارس خصوصی و پایان دادن به کالایی شدن آموزش است. بدین ترتیب معلمان با بدست گرفتن یک خواست مهم اجتماعی، صدای اعتراض کل مردم هستند. از مبارزات معلمان و خواستهایشان باید وسیعا حمایت کرد.

معلمان در تدارک تجمع سیزده مهر روز جهانی معلم

معلمان با چالش های اعتراضی شان و با خواستهایشان به استقبال سیزده مهر روز جهانی معلم میروند. بیانیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و کانون صنفی معلمان به مناسبت شروع سال تحصیلی بیانگر این چالش هاست. از جمله در مقدمه بیانیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان به مناسبت شروع سال تحصیلی چنین آمده است: "امسال در حالی به استقبال مهر و سال جدید آموزشی می رویم و در آستانه بازگشایی مدارس قرار داریم كه بحران های اقتصادی و اجتماعی، عرصه را بر مردم، معلمان و بسیاری از خانواده های دانش آموزان تنگ كرده است. شرایط موجود محصول بی تدبیری و سوء مدیریت در طی چهل سال گذشته است و تمام دولت های بعد از انقلاب در آن نقش دارند و حدود دو دهه است که معلمان و فعالان صنفی به عنوان وجدان بیدار جامعه نسبت به عواقب فساد رو به گسترش و برنامه های ناکارآمد بخصوص در حوزه آموزش و پرورش به تمام مسئولان از بالا تا پایین هشدار داده اند. در سایه این بی توجهی ها بود که دی ماه ١٣٩٦ شاهد اعتراضات سراسری در اعتراض به فقر در کشور بودیم اما مسئولان به جای پاسخگویی راه سرکوب را پیش گرفتند و با بستن چشم خود بر روی حقایق و با ساختاری شدن فساد اینک شاهد هستیم که افزایش قیمت ها در سایه رشد تورم و بیکاری، دستمزدهای به شدت ناچیز را به اکثریت جامعه و معلمان تحمیل نموده است به طوری که هزینه آموزش از سبد خانوار برخی حذف شده و که این مساله به افزایش كودكان كار و خیابان منجر خواهد شد". شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان در این بیانیه با بر شمردن پنج چالش مهم از جمله، چالش تراکم کلاسهای درسی و رسیدن تعداد دانش آموزان یک کلاس در برخی مناطق به بالای چهل نفر، چالش اعتراض به کمبود معلم بدلیل اجرای بیکارسازیها و عدم پذیرش دانشجو در دانشگاه فرهنگیان، چالش حقوق و دستمزد فرهنگیان و عدم افزایش حقوق آنان با توجه به نرخ تورم و وضعیت جدید اقتصادی و قرار گرفتن فرهنگیان در وضعیت اسفناک اقتصادی، چالش کالایی شدن آموزش و خصوصی سازی ها، نظیر بازگشایی مدارس خصوصی که تحت عنوان غیر انتفاعی در دهه ٦٠ آغاز شده و اکنون به اوج خود رسیده و موجب اخاذی از والدین شده است و بالاخره چالش افت چشمگیر کیفیت آموزشی، مطالبات فوری معلمان را اعلام کرده است. افزایش بودجه آموزش و پرورش، افزایش حقوق و دستمزد معلمان، رفاه برای بازنشستگان و برخورداری آنان از بیمه درمانی مناسب، حق تشکل یابی مستقل، پایان دادن به کالایی کردن و پولی کردن آموزش، آموزش رایگان و بالا بردن کیفیت آموزش و بطور مشخص بر چیده شدن مدارس کپری و کانکسی، استاندارد سازی و تجهیز مدارس، سرمایه گذاری برای ورزش و شادی کودکان، اهمیت دادن به آموزش زبان مادری و پایان دادن به امنیتی کردن مبارزات و آزادی معلمان دربند چون محمود بهشتی لنگرودی، اسماعیل عبدی و محمد حبیبی است رئوس مهم خواستهای برشمرده شده در بیانیه شورای عالی تشکلهای صنفی معلمان است. معلمان با این چالش ها و با این خواستها به تدارک تجمع سیزدهم مهرماه میروند.

حداقل دستمزد ٦ میلیون

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان در اعتراض به زندگی زیر خط فقر معلمان در بیانه خود خواستار افزایش دستمزدها به ٦ میلیون تومان شده است. در این رابطه در این بیانیه چنین آمده است: "با توجه به اینکه خط فقر در ایران برای سال ٩٧، بیش از افزایش نرخ دلار و تورم چند ماه اخیر، توسط اقتصاددانان مستقل بیش از ٦ میلیون تومان پیش بینی شده بود، خواستار افزایش دستمزد به ٦ میلیون تومان در ماه شده است. با این احتساب حداقل دریافتی معلمان باید به ٦ میلیون تومان در ماه برسد که بتوانند یک زندگی عادی داشته باشند". در ادامه طرح این خواست، بیانیه با اعلام اینکه اگر دولت بخواهد با چند فقره بن کالا سر و ته قضیه را به هم آورد و از مسئولیت خود در قبال تامین حقوق مکفی شانه خالی کند، به روبرو شدن با واکنش جدی معلمان اولتیماتوم میدهد. این بیانیه همچنین با اعلام اینکه این مطالبات را نمی توان با ارعاب، اخراج، تبعید، بازداشت و حبس بلندمدت به محاق برد و با ضرب و شتم و کشیدن تن زخمی معلمان بر سنگفرش خیابان معلمان از مطالبات خود عقب نشینی نمی کنند، به روشنی پاسخ سرکوبگری های حکومتیان را داده است. بدین ترتیب این بیانیه پاسخ بسته های اقتصادی حکومت که حقیقتا بسته هایی در هراس از به میدان آمدن مردم معترض است را به روشنی میدهد و این بطور واقعی پاسخ کل جامعه به کل این بساط فقر و بردگی است.

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت