.
يكشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۷.
امروز:
Jul 15 2018.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

سه شنبه, 05 تیر 1397 ساعت 00:30

امیر پیام: در باره مباحث «دولت و کارگران در ایران»

یادداشت های جنبش کارگری:
اگر تاریخ تاکنونی جوامع بشری تاریخ مبارزه بین طبقات استثمار کننده و استثمار شونده، بین ستمگر و ستمکش و بین این طبقات متخاصم است، آنگاه اساس این مبارزه و مرکز ثقل آن چیزی جز نبرد بر سر قدرت سیاسی و بر سر دولت نیست. این همان درس عمیقی است که مارکس و انگلس از تاریخ مبارزه طبقاتی استنتاج نمودند و برای آموزش نبرد طبقاتی پرولتاریا در «مانیفست کمونیست» ثبت نمودند و سپس لنین نیز وفادارانه آنرا در «دولت و انقلاب» بسط داد و با «تزهای آوریل» برای گشایش عصر نوین انقلابات پرولتری کنکرت نمود. بنابراین نهاد دولت، به معنای وسیع آن یعنی قدرت سیاسی و ابزار بی بدیل اعمال سلطه و هژمونی طبقه ای بر طبقه ای دیگر، هدف و نتیجه مبارزه طبقاتی در جوامع طبقاتی است. طبقات برای قدرت سیاسی و دولت می جنگند تا با کسب آن بتوانند منافع طبقاتی خود را تامین و تضمین کنند. از اینرو حقیقت تفاوت رویکرد طبقاتی به دولت در نظام موجود، به این معنا که طبقه سرمایه دار قدرت سیاسی و دولت را برای حفظ و تحکیم و گسترش و تداوم سلطه استثمارگرانه و ستمگرانه اش علیه اکثریت جامعه یعنی عیله طبقه کارگر می خواهد و برای ابدی نموده موقعیت بردگی مزدی آنان بکار می گیرد، و برعکس طبقه کارگر قدرت سیاسی و دولت را می خواهد برای برچیدن همین نظام استثمارگرانه و ستمگرانه و برای نفی طبقات و تقسیم طبقاتی جامعه و بالاخره برای نفی خود نهاد دولت تا دیگر هیچ طبقه و قشر و گروه و دسته ای نتواند از آن برای بهره کشی از دیگران و اعمال سلطه ستمگرانه اش استفاده کند، تغییری در این واقعیت نمی دهد که تا نظام سرمایه داری پابرجاست، نبرد اصلی و تعیین کننده بین طبقات سرمایه دار و کارگر و بین بورژوازی و پرولتاریا نبرد بر سر دولت و نبرد برسر قدرت سیاسی است.
از اینرو مبارزه بر سر قدرت سیاسی و دولت خصلت نمای عمومی مبارزه طبقاتی در نظام سرمایه داری است. اما این مبارزه در دوره های بحرانی سرمایه داری بسیار مهمتر و حیاتی تر و تعیین کننده تر می شود. همان مبارزه ای که در شرایط رونق نظام سرمایه داری و دوره های با ثبات و آرام آن به نادرستی از نظر دور می شود و چنین می نماید که گویا همه چیز صرفا بر سر مزد بهتر تر و شغل امن تر است، در دوران بحرانها و طوفانهای سیاسی و اجتماعی تمام قد بصورت مبارزه برسر قدرت سیاسی و دولت به صدر مبارزه طبقاتی پرولتاریا رانده می شود و بنابر منافع آنی و آتی طبقه کارگر باید چنین شود و باید آگاهانه و نقشه مند مبارزه علیه دولت را در مرکز آن قرار داد.
اگر نشان دادن ضرورت مبارزه بر سر دولت و قدرت سیاسی و تاکید برآن از وظایف تعطیل ناپذیر فعالین سوسیالیست و کمونیست جنبش های کارگری است، در همانحال بحران عظیم و طولانی و همه جانبه نظام سرمایه داری که همه کشور های جهان را درنوردیده است آن زمینه مادی و عینی است که بطرز اجتناب ناپذیر و فزاینده ای این مبارزه را در برابر جنبش های کارگری قرار می دهد. چهار دهه تعرض بی امان و بی پایان به سطح معاش و امنیت کار و زندگی چند میلیارد کارگر مزدی  در سراسر جهان راهی جز مبارزه بر سر دولت و کسب قدرت سیاسی توسط پرولتاریا و برچیدن نظام سرمایه داری و برپایی نظام سوسیالیستی کارگران که تنها نظام انسانی و برای سعادت و خوشبختی انسان است را در مقابل طبقه کارگر قرار نداده است.
در  ایران تحت حکومت های استبدادی طبقه سرمایه دار، از سلطنتی و ملی و اسلامی، و بویژه زیر سیطره خونبار جمهوری اسلامی، مبارزه بر سر دولت و قدرت سیاسی همیشه مهمترین وجه مبارزه طبقاتی کارگران بوده است. وجه مهمی که تنها بواسطه سرکوب بی امان جنبش مستقل کارگری و فعالین سوسیالیست و کمونیست آن، و نیز تضعیف جنبش کمونیستی بدنبال فروپاشی دیوار برلین کم رنگ شد و در حاشیه قرار گرفت. طوری که اکنون گویا همه مبارزه طبقاتی کارگران همین مبارزات جاری برای مسایل مزدی و شغلی است. این در حالیست که امروز چنین نگاه محدودی به مبارزه طبقاتی عملا ناکارآمدی و مخاطرات خود را نشان می دهد. چرا که با رشد و گسترش بحرانهای گسترده نظام سرمایه داری ایران و بن بست های جمهوری اسلامی، مبارزه برای هر مطالبه کارگری به مبارزه علیه حکومت و همبسته  با مبارزات برحق دیگر بخش های تحت ستم جامعه علیه حکومت گره خوده است.
برای این نگارنده مساله دولت که اساسا در امتداد گفتمان سوسیالیسم رادیکال انقلاب 57 ایران است حدود سال 2011 به دلایلی چند مجددا طرح شد که به نگارش هفت بخش  مباحث «دولت و کارگران در ایران» انجامید. این دلایل عبارت بودند از: اول، بحران مالی امریکا در سال 2008 که به بحران اقتصادی جهان انجامید و بر خلاف ادعاهای برخی سیاست مداران بورژوایی همچنان ادامه دارد و تهدیدهای جنگ تجاری کنونی تازه ترین شاهد آنست. دوم، وقوع انقلابات بهار عربی با تاثیر بر بسیاری از کشورهای منطقه بودند که، علی رغم شکست بعدی شان توسط نیروهای ارتجاعی  و به دلیل عدم آمادگی طبقه کارگر برای اعمال رهبری سیاسی اش و کسب قدرت سیاسی در این انقلابات، بی تردید بن بست اقتصادی و سیاسی نظام سرمایه داری در این کشورها را نشان می دادند. اعتراضات مردمی و گسترده اخیر علیه سیاست ریاضت کشی اقتصادی در اردن، آنهم در مجاورت سوریه ویران شده که تجربه اش قاعدتا می باید بازدارنده و یا کند کننده چنین اعتراضاتی باشد، گویای تداوم بن بست نظام سرمایه داری در این منطقه و نارضایتی عمیق توده های کارگر و زحمتکش است. سوم، بحرانهای همه جانبه اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و ایدئولوژیک نظام سرمایه داری ایران است که بطور فزاینده ای عمق و گسترش می یابد. چهارم، و بالاخره با وقوع این بحرانهای بهم پیوسته جهانی و منطقه ای و ایرانی نظام سرمایه داری که بازگشت و ارجاع دوباره طبقه کارگر به نگاه عمیقا پرولتاریایی مارکس و انگلس و لنین در باره دولت و انقلاب و ضرورت سرنگونی ارتجاع و  همه دیگر مولفه های نظری مربوط به اینها را بیش از پیش ضروری و عاجل می ساختند، شاهد پیدایش دیدگاهای بورژوایی جدیدی در باره مسایل دولت و انقلاب در چپ ایران بودیم. دیدگاهای بورژوایی که اینبار نه مانند خط ویرانگر جریانات اکثریت و حزب توده برخاسته از تز «راه رشد غیر سرمایه داری»، و یا مانند عشاق «بورژوازی ملی» و مائوئیسم ایرانی مدافع «رئیس جمهمور منتخب بنی صدر» و برخواسته از تز ارتجاعی «تئوری سه جهان»، که تماما از درون همان گفتمان سوسیالیسم رادیکال انقلاب 57 سر بلند نمود که روزگاری بخوبی و بدرستی همه این جریانات بورژوایی را یک به یک نقد کرد و تا حدودی مسیر پیشروی طبقه کارگر را از این نظر هموار نمود.
بنابر این دلایل بود که پرداختن به مسایل دولت و انقلاب و مفروضات تئوریک مربوطه و ماهیت طبقاتی جمهوری اسلامی و رابطه آن با دیگر اقشار طبقه سرمایه دار ایران، معنای انقلاب همگانی و ضرورت سرنگونی جمهوری اسلامی، محتوی طبقاتی این سرنگونی، متحدین طبقه کارگر در این مسیر، معنی هژمونی پرولتاریا و ضرورت رهبری طبقه کارگر، همه ضروری و عاجل می نمود. بخش های اول تا چهارم مباحث «دولت و کارگران در ایران» به این مسایل می پردازد. بخش های پنجم تا هفتم نیز به نقد همان دیدگاههای بورژوایی برخاسته از درون سوسیالیسم رادیکال زیر عنوان «منشویسم ایرانی» اختصاص دارد. در باره این سه قسمت آخر لازم به توضیح است که هیچگاه منظور افراد و جریانات ارایه دهنده و حاملین این دیدگاههای بورژوایی نبوده است. چرا که هدف نه حاملین بلکه شناخت دقیق و نقد و نفی خود این دیدگاه های بورژوایی و محتوی آنها بود که بیش از همه ضروری می نمود تا بتوان با نقد محتوی شان به نفی امکان باز تولیدشان در اشکال دیگر یاری رساند.
اکنون پس از خیزش انقلابی دی ماه 96، مبارزه طبقاتی و کل سیاست در ایران وارد دوران کاملا جدیدی شده است. دورانی که در آن گسترش بی سابقه بحرانهای نظام سرمایه داری ایران و برملا شدن بن بست های جمهوری اسلامی و فساد همه جانبه آن، بهمراه اعتراضات و مبارزات روزانه و گسترده توده های تحت ستم همه بخش های جامعه برای انواع مطالبات برحق که جمهوری اسلامی نه می خواهد و نه می تواند هیچیک از آنها را برآورده سازد، از مشخصات آن است. در این دوران اما آنچه که بطور اجتباب ناپذیر و فزاینده ای در حال وقوع است اینکه اعتراضات موجود بسمت تمرکز بر علیه قدرت سیاسی حاکم و علیه اساس نظام جمهوری اسلامی در حرکت است و مساله تعیین تکلیف با دولت و قدرت سیاسی به مرکز ثقل اعتراضات و مبارزات اجتماعی بدل می شود. در این دوره است که پرداختن به مساله دولت و قدرت سیاسی از مهمترین عرصه مبارزه طبقاتی کارگران در ایران است. اگر در این دوران پرتلاطم همه احزاب و جریانات رنگارنگ طبقه سرمایه دار برای ارایه آلترنایتوهای خود به جامعه و از جمله به خود طبقه کارگر به تکاپو افتاده اند تا استثمار طبقه کارگر و موقعیت بردگی مزدی آنرا تحکیم و ابدی نمایند، آنگاه این خود طبقه کارگر است که باید و می تواند تبیین خود از دوران کنونی و مصاف های پیشرو و آلترناتیو خود را برای رهایی همه ستمکشان را در برابر جامعه قرار دهد.
برای این منظور بسیار ضروری است که همه ما فعالین مستقل و سوسیالیست و کمونیست طبقه کارگر در کنار حفظ تداوم و پیشروی مبارزات جاری وارد حوزه نظری لازم برای ارایه تبیین خود از مسایل و روندهای مبارزه طبقاتی جاری و تهیه آلترناتیو طبقاتی خود برای کل جامعه شویم. انتشار مجدد مباحث «دولت و کارگران در ایران» ارایه سهمی کوچک در این حوزه است که در لینک های زیر در دسترس علاقمندان قرار می گیرد: 
1- دولت و کارگران در ایران: قسمت اول:

http://tiny.cc/4lituy

2-  دولت و کارگران در ایران: قسمت دوم:
http://tiny.cc/czituy

3- دولت و کارگران در ایران: قسمت سوم:
http://tiny.cc/v8ituy

4- دولت و کارگران در ایران: قسمت چهار:
http://tiny.cc/vijtuy
        
5- دولت و کارگران در ایران: قسمت پنجم:
http://tiny.cc/mxjtuy

6- دولت و کارگران در ایران: قسمت ششم:
http://tiny.cc/c0jtuy

7- دولت و کارگران در ایران: قسمت هفتم:
http://tiny.cc/gcktuy


امیر پیام
4 تیر 1397
25 جون 2018


یادداشت های جنبش کارگری:
در باره مباحث «دولت و کارگران در ایران»
اگر تاریخ تاکنونی جوامع بشری تاریخ مبارزه بین طبقات استثمار کننده و استثمار شونده، بین ستمگر و ستمکش و بین این طبقات متخاصم است، آنگاه اساس این مبارزه و مرکز ثقل آن چیزی جز نبرد بر سر قدرت سیاسی و بر سر دولت نیست. این همان درس عمیقی است که مارکس و انگلس از تاریخ مبارزه طبقاتی استنتاج نمودند و برای آموزش نبرد طبقاتی پرولتاریا در «مانیفست کمونیست» ثبت نمودند و سپس لنین نیز وفادارانه آنرا در «دولت و انقلاب» بسط داد و با «تزهای آوریل» برای گشایش عصر نوین انقلابات پرولتری کنکرت نمود. بنابراین نهاد دولت، به معنای وسیع آن یعنی قدرت سیاسی و ابزار بی بدیل اعمال سلطه و هژمونی طبقه ای بر طبقه ای دیگر، هدف و نتیجه مبارزه طبقاتی در جوامع طبقاتی است. طبقات برای قدرت سیاسی و دولت می جنگند تا با کسب آن بتوانند منافع طبقاتی خود را تامین و تضمین کنند. از اینرو حقیقت تفاوت رویکرد طبقاتی به دولت در نظام موجود، به این معنا که طبقه سرمایه دار قدرت سیاسی و دولت را برای حفظ و تحکیم و گسترش و تداوم سلطه استثمارگرانه و ستمگرانه اش علیه اکثریت جامعه یعنی عیله طبقه کارگر می خواهد و برای ابدی نموده موقعیت بردگی مزدی آنان بکار می گیرد، و برعکس طبقه کارگر قدرت سیاسی و دولت را می خواهد برای برچیدن همین نظام استثمارگرانه و ستمگرانه و برای نفی طبقات و تقسیم طبقاتی جامعه و بالاخره برای نفی خود نهاد دولت تا دیگر هیچ طبقه و قشر و گروه و دسته ای نتواند از آن برای بهره کشی از دیگران و اعمال سلطه ستمگرانه اش استفاده کند، تغییری در این واقعیت نمی دهد که تا نظام سرمایه داری پابرجاست، نبرد اصلی و تعیین کننده بین طبقات سرمایه دار و کارگر و بین بورژوازی و پرولتاریا نبرد بر سر دولت و نبرد برسر قدرت سیاسی است.
از اینرو مبارزه بر سر قدرت سیاسی و دولت خصلت نمای عمومی مبارزه طبقاتی در نظام سرمایه داری است. اما این مبارزه در دوره های بحرانی سرمایه داری بسیار مهمتر و حیاتی تر و تعیین کننده تر می شود. همان مبارزه ای که در شرایط رونق نظام سرمایه داری و دوره های با ثبات و آرام آن به نادرستی از نظر دور می شود و چنین می نماید که گویا همه چیز صرفا بر سر مزد بهتر تر و شغل امن تر است، در دوران بحرانها و طوفانهای سیاسی و اجتماعی تمام قد بصورت مبارزه برسر قدرت سیاسی و دولت به صدر مبارزه طبقاتی پرولتاریا رانده می شود و بنابر منافع آنی و آتی طبقه کارگر باید چنین شود و باید آگاهانه و نقشه مند مبارزه علیه دولت را در مرکز آن قرار داد.
اگر نشان دادن ضرورت مبارزه بر سر دولت و قدرت سیاسی و تاکید برآن از وظایف تعطیل ناپذیر فعالین سوسیالیست و کمونیست جنبش های کارگری است، در همانحال بحران عظیم و طولانی و همه جانبه نظام سرمایه داری که همه کشور های جهان را درنوردیده است آن زمینه مادی و عینی است که بطرز اجتناب ناپذیر و فزاینده ای این مبارزه را در برابر جنبش های کارگری قرار می دهد. چهار دهه تعرض بی امان و بی پایان به سطح معاش و امنیت کار و زندگی چند میلیارد کارگر مزدی  در سراسر جهان راهی جز مبارزه بر سر دولت و کسب قدرت سیاسی توسط پرولتاریا و برچیدن نظام سرمایه داری و برپایی نظام سوسیالیستی کارگران که تنها نظام انسانی و برای سعادت و خوشبختی انسان است را در مقابل طبقه کارگر قرار نداده است.
در  ایران تحت حکومت های استبدادی طبقه سرمایه دار، از سلطنتی و ملی و اسلامی، و بویژه زیر سیطره خونبار جمهوری اسلامی، مبارزه بر سر دولت و قدرت سیاسی همیشه مهمترین وجه مبارزه طبقاتی کارگران بوده است. وجه مهمی که تنها بواسطه سرکوب بی امان جنبش مستقل کارگری و فعالین سوسیالیست و کمونیست آن، و نیز تضعیف جنبش کمونیستی بدنبال فروپاشی دیوار برلین کم رنگ شد و در حاشیه قرار گرفت. طوری که اکنون گویا همه مبارزه طبقاتی کارگران همین مبارزات جاری برای مسایل مزدی و شغلی است. این در حالیست که امروز چنین نگاه محدودی به مبارزه طبقاتی عملا ناکارآمدی و مخاطرات خود را نشان می دهد. چرا که با رشد و گسترش بحرانهای گسترده نظام سرمایه داری ایران و بن بست های جمهوری اسلامی، مبارزه برای هر مطالبه کارگری به مبارزه علیه حکومت و همبسته  با مبارزات برحق دیگر بخش های تحت ستم جامعه علیه حکومت گره خوده است.
برای این نگارنده مساله دولت که اساسا در امتداد گفتمان سوسیالیسم رادیکال انقلاب 57 ایران است حدود سال 2011 به دلایلی چند مجددا طرح شد که به نگارش هفت بخش  مباحث «دولت و کارگران در ایران» انجامید. این دلایل عبارت بودند از: اول، بحران مالی امریکا در سال 2008 که به بحران اقتصادی جهان انجامید و بر خلاف ادعاهای برخی سیاست مداران بورژوایی همچنان ادامه دارد و تهدیدهای جنگ تجاری کنونی تازه ترین شاهد آنست. دوم، وقوع انقلابات بهار عربی با تاثیر بر بسیاری از کشورهای منطقه بودند که، علی رغم شکست بعدی شان توسط نیروهای ارتجاعی  و به دلیل عدم آمادگی طبقه کارگر برای اعمال رهبری سیاسی اش و کسب قدرت سیاسی در این انقلابات، بی تردید بن بست اقتصادی و سیاسی نظام سرمایه داری در این کشورها را نشان می دادند. اعتراضات مردمی و گسترده اخیر علیه سیاست ریاضت کشی اقتصادی در اردن، آنهم در مجاورت سوریه ویران شده که تجربه اش قاعدتا می باید بازدارنده و یا کند کننده چنین اعتراضاتی باشد، گویای تداوم بن بست نظام سرمایه داری در این منطقه و نارضایتی عمیق توده های کارگر و زحمتکش است. سوم، بحرانهای همه جانبه اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و ایدئولوژیک نظام سرمایه داری ایران است که بطور فزاینده ای عمق و گسترش می یابد. چهارم، و بالاخره با وقوع این بحرانهای بهم پیوسته جهانی و منطقه ای و ایرانی نظام سرمایه داری که بازگشت و ارجاع دوباره طبقه کارگر به نگاه عمیقا پرولتاریایی مارکس و انگلس و لنین در باره دولت و انقلاب و ضرورت سرنگونی ارتجاع و  همه دیگر مولفه های نظری مربوط به اینها را بیش از پیش ضروری و عاجل می ساختند، شاهد پیدایش دیدگاهای بورژوایی جدیدی در باره مسایل دولت و انقلاب در چپ ایران بودیم. دیدگاهای بورژوایی که اینبار نه مانند خط ویرانگر جریانات اکثریت و حزب توده برخاسته از تز «راه رشد غیر سرمایه داری»، و یا مانند عشاق «بورژوازی ملی» و مائوئیسم ایرانی مدافع «رئیس جمهمور منتخب بنی صدر» و برخواسته از تز ارتجاعی «تئوری سه جهان»، که تماما از درون همان گفتمان سوسیالیسم رادیکال انقلاب 57 سر بلند نمود که روزگاری بخوبی و بدرستی همه این جریانات بورژوایی را یک به یک نقد کرد و تا حدودی مسیر پیشروی طبقه کارگر را از این نظر هموار نمود.
بنابر این دلایل بود که پرداختن به مسایل دولت و انقلاب و مفروضات تئوریک مربوطه و ماهیت طبقاتی جمهوری اسلامی و رابطه آن با دیگر اقشار طبقه سرمایه دار ایران، معنای انقلاب همگانی و ضرورت سرنگونی جمهوری اسلامی، محتوی طبقاتی این سرنگونی، متحدین طبقه کارگر در این مسیر، معنی هژمونی پرولتاریا و ضرورت رهبری طبقه کارگر، همه ضروری و عاجل می نمود. بخش های اول تا چهارم مباحث «دولت و کارگران در ایران» به این مسایل می پردازد. بخش های پنجم تا هفتم نیز به نقد همان دیدگاههای بورژوایی برخاسته از درون سوسیالیسم رادیکال زیر عنوان «منشویسم ایرانی» اختصاص دارد. در باره این سه قسمت آخر لازم به توضیح است که هیچگاه منظور افراد و جریانات ارایه دهنده و حاملین این دیدگاههای بورژوایی نبوده است. چرا که هدف نه حاملین بلکه شناخت دقیق و نقد و نفی خود این دیدگاه های بورژوایی و محتوی آنها بود که بیش از همه ضروری می نمود تا بتوان با نقد محتوی شان به نفی امکان باز تولیدشان در اشکال دیگر یاری رساند.
اکنون پس از خیزش انقلابی دی ماه 96، مبارزه طبقاتی و کل سیاست در ایران وارد دوران کاملا جدیدی شده است. دورانی که در آن گسترش بی سابقه بحرانهای نظام سرمایه داری ایران و برملا شدن بن بست های جمهوری اسلامی و فساد همه جانبه آن، بهمراه اعتراضات و مبارزات روزانه و گسترده توده های تحت ستم همه بخش های جامعه برای انواع مطالبات برحق که جمهوری اسلامی نه می خواهد و نه می تواند هیچیک از آنها را برآورده سازد، از مشخصات آن است. در این دوران اما آنچه که بطور اجتباب ناپذیر و فزاینده ای در حال وقوع است اینکه اعتراضات موجود بسمت تمرکز بر علیه قدرت سیاسی حاکم و علیه اساس نظام جمهوری اسلامی در حرکت است و مساله تعیین تکلیف با دولت و قدرت سیاسی به مرکز ثقل اعتراضات و مبارزات اجتماعی بدل می شود. در این دوره است که پرداختن به مساله دولت و قدرت سیاسی از مهمترین عرصه مبارزه طبقاتی کارگران در ایران است. اگر در این دوران پرتلاطم همه احزاب و جریانات رنگارنگ طبقه سرمایه دار برای ارایه آلترنایتوهای خود به جامعه و از جمله به خود طبقه کارگر به تکاپو افتاده اند تا استثمار طبقه کارگر و موقعیت بردگی مزدی آنرا تحکیم و ابدی نمایند، آنگاه این خود طبقه کارگر است که باید و می تواند تبیین خود از دوران کنونی و مصاف های پیشرو و آلترناتیو خود را برای رهایی همه ستمکشان را در برابر جامعه قرار دهد.
برای این منظور بسیار ضروری است که همه ما فعالین مستقل و سوسیالیست و کمونیست طبقه کارگر در کنار حفظ تداوم و پیشروی مبارزات جاری وارد حوزه نظری لازم برای ارایه تبیین خود از مسایل و روندهای مبارزه طبقاتی جاری و تهیه آلترناتیو طبقاتی خود برای کل جامعه شویم. انتشار مجدد مباحث «دولت و کارگران در ایران» ارایه سهمی کوچک در این حوزه است که در لینک های زیر در دسترس علاقمندان قرار می گیرد: 
1- دولت و کارگران در ایران: قسمت اول:
http://tiny.cc/4lituy
2-  دولت و کارگران در ایران: قسمت دوم:
http://tiny.cc/czituy
3- دولت و کارگران در ایران: قسمت سوم:
http://tiny.cc/v8ituy
4- دولت و کارگران در ایران: قسمت چهار:
http://tiny.cc/vijtuy         
5- دولت و کارگران در ایران: قسمت پنجم:
http://tiny.cc/mxjtuy
6- دولت و کارگران در ایران: قسمت ششم:
http://tiny.cc/c0jtuy
7- دولت و کارگران در ایران: قسمت هفتم:
http://tiny.cc/gcktuy

امیر پیام
4 تیر 1397
25 جون 2018

 

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت