.
يكشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶.
امروز:
Oct 22 2017.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

پنج شنبه, 20 مهر 1396 ساعت 04:29

نسان نودینیان, داوود رفاهی: اخبار کارگری

بخش ایران:  نسان نودینیان
بخش بین المللی: داوود رفاهی

ادامه تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته صنایع فولاد اصفهان مقابل استانداری، ١٦ مهر با شعار تا حق خود نگیریم از پا نمی نشینیم.
روز ١٦ مهر کارگران بازنشسته صنایع فولاد در اعتراض به عدم دریافت دستمزد شهریور ماه و باخواست پرداخت بموقع حقوقها در مقابل استانداری تجمع کردند و خیابان را بستند. این کارگران در همین رابطه در دهم مهر ماه در همین محل تجمع داشت.
این کارگران به سطح نازل حقوق ها اعتراض دارند. در تجمعات گذشته این بازنشستگان طی بیانیه ای برخواستهای افزایش حقوقها به بالای خط فقر، درمان رایگان، تحصیل رایگان برای فرزندان و تلاش برای برپایی منظم مجمع عمومی خود در محل کانون به عنوان محلی برای متشکل بودن و متحد ماندن تاکید کردند.

اعتصاب کارگران معدن زغال سنگ سوادکوه
روز ١٦ مهر کارگران معدن زغال سنگ سوادکوه در اعتراض به نگرفتن حقوق دست به تجمع زدند و جاده اصلی تهران شمال را بستند. و بستن جاده اصلی تهران شمال

تجمع کارگران کارخانه روغن نباتی نرکش شیراز
روز ١٦ مهر ٢٧ کارگر کارخانه روغن‌نباتی نرگس شیراز در اعتراض به سه تا ٦ ماه دستمزد پرداخت نشده، تجمع کردند.

تجمع کارگران کارخانه فولاد ارومیه در اعتراض به عدم پرداخت حقوق مقابل اداره کار
روز١١مهر، کارگران کارخانه فولاد ارومیه در اعتراض به عدم پرداخت حقوق دست به تجمع مقابل اداره کاراین شهرستان زدند.بدنبال تجمع اعتراضی کارگران وبرگزاری جلسه ای درهمین رابطه در استانداری آذربایجان غربی،وعده پرداخت بخشی از مطالبات این کارگران از طرف جعفر صادق اسکندری، رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت آذربایجان غربی،داده شد.

تجمع اعتراضی کارگران کارخانه نازنخ نسبت به عدم پرداخت مطالباتشان مقابل استانداری قزوین
روز١١مهرماه، ٦٠ نفر از کارگران کارخانه نازنخ برای چندین وجندمین بار دراعتراض به عدم پرداخت مطالبلتشان از سال ٨٨ تا کنون مقابل استانداری قزوین تجمع کردند. از سال ٩١ تا به امروز وعده های بسیاری برای پرداخت طلبهایشان داده شده است که به هیجکدام عمل نشده است. از جمله طبق وعده استاندار قرار بود طلب کارگران تا ١٥اسفند پارسال تسویه شود ، اما این وعده هنوز محقق نشده است. مجموع بدهی مسئولان شرکت به کارگران سه میلیارد و ٦٠٠میلیون تومان است که طلب هر کدام از کارگران بین سه میلیون تا ١٠میلیون تومان است. شرکت های فرنخ و مه نخ هم با هزار و ٢٠٠کارگر شرایطی مشابهی دارند .

دومین تجمع اعتراضی کارگران جایگاه‌‌های سوخت اهوازنسبت به نداشتن امنیت شغلی پس از خصوصی سازی مقابل ساختمان شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران
صبح ١١مهر، بیش از ٤٠ نفر از کارگران جایگاه‌‌های سوخت اهوازنسبت دراعتراض به نداشتن امنیت شغلی وکاهش حقوق پس از خصوصی سازی برای دومین بار مقابل ساختمان شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران،تجمع کردند. به گفته کارگران چهار شرکت پخش که پیش از این زیر پوشش شرکت پخش فرآورده های نفتی بودند به بخش خصوصی واگذار شده و افرادی که این جایگاه ها را خریداری کرده اند اعلام کردند که تعدادی از افراد شاغل در این جایگاه ها اخراج می شوند و حقوقی پرداختی ماهیانه ٩ میلیون ریال است. این درحالیست که پیش از این کارگران این جایگاه های سوخت، ماهیانه ١٩میلیون ریال حقوق دریافت می کردند و این کارگران بسیار نگران وضعیت شغلی و درآمدی خود هستند. بسیاری از این کارگران بین ١٠تا ١٨سال سابقه کار دارند.

تجمع بازنشستگان فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان مقابل استانداری
صبح روز دهم مهر ماه ، شماری از بازنشستگان فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان در اعتراض به تعویق پرداخت حقوق شهریور ماه و با خواست پرداخت به موقع مستمری هایشان در مقابل ساختمان استانداری تجمع کردند. یکی مشکل این بازنشستگان بیمه درمانی آنها است.
افزایش حقوق ها به بالای خط فقر، درمان رایگان برای همه و تحصیل رایگان برای کودکانشان از جمله خواستهاییست که این کارگران در تجمعات گذشته خود اعلام کرده اند.

تجمع و راهپیمایی جمعی از کشاورزان
١٥ مهر. تجمع و راهپیمایی جمعی از کشاورزان استان در اعتراض به انتصاب سید رحمان دانیالی به مدیرکلی حفاظت از محیط زیست اصفهان در مقابل ساختمان این اداره تجمع کردند. یکی از کشاورزان در گفتگو با رسانه های میگوید:
بسیاری از اراضی ملی چهارمحال و بختیاری توسط برخی نهادها به کشاورزان و باغداران فروخته شده است و مستندات آن توسط کشاورزان همان منطقه قابل ارائه است، به‌راحتی آب خوردن حق آبه محیط زیست و کشاورزان استان اصفهان را خوردند، مافیای آب چهارمحال و بختیاری و خوزستان به‌ راحتی جولان می‌دهند و به مردم اصفهان نیز توهین می‌کنند. موضوع اعتراض به خشک شدن آب زاینده رود و مشکلات بی آبی است. رسانه های تحت عنوان انتصاب رئیس غیر بومی خبر میدهند. و خلاصه نزاعهای رانت خواران نیز هست. اما درد کشاورزان بی آبی است. فیلم را اینجا میگذارم

کارگران

در مورد عضویت محمد جراحی در حزب کمونیست کارگری
بدنبال انتشار اطلاعیه حزب کمونیست کارگری در مورد در گذشت محمد جراحی چهره سرشناس جنبش کارگری و کادر حزب عده ای با انتشار یک نامه سراسر توهین و افترا آمیز، عضویت او در حزب را زیر سئوال برده اند. اما مشکل این افراد سند و مدرک عضویت نیست، نفس عضویت یک فعال سرشناس کارگری در یک حزب کمونیستی است. اینان در سطر اول ادعانامه شان خواستار مدرک شده اند اما سطر دوم به بعد را به سخیف ترین حملات و تهمت و افترازنی ها علیه حزب اختصاص داده اند. این یک ادعای حقوقی نیست یک حمله هیستریک به حزب و حزبیت کمونیستی است. اینان که از عضو هیچ حزبی نبودن و”مستقل از احزاب” بودن فضیلتی برای خود ساخته اند با حزب کمونیست کارگری و کلا حزب و حزبیت کارگران مشکل دارند.

اما دوران این نوع حزب گریزی و حزب ستیزی ها به سر آمده است. محمد جراحی ها خود گواه روی آوری طبقه کارگر و فعالین جنبش کارگری به حزب و حزبیت کمونیستی هستند. بزودی روشن خواهد شد که محمد جراحی در مورد حزبیت و مشخصا حزب کمونیست کارگری چه نظری داشته و چگونه فکر میکرده است اما نه ما و نه جامعه در اثبات حقانیت حزب به ارائه هیچ سند و مدرکی نیاز نداریم. سابقه و اعتبار حزب در جنبش کارگری و در جامعه بهترین جواب به این مدعیان است.
حزب کمونیست کارگری ایران
١٥ مهر ١٣٩٦
 ٧ اکتبر ٢٠١٧

 جعفر عظیم زاده : ننگ ابدی بر ستمگران و سرکوبگران
محمد جراحی پس از ماهها ایستادگی در برابر  بیماری سرطان، صبح امروز در بیمارستان تجریش چشم از جهان فروبست. مرگ محمد داغ ننگی است بر پیشانی سرکوبگرانی که تاب تحمل فریاد عدالتخواهی این کارگر مبارز را نیاورند، او را به مدت ٥ سال تحت ضد انسانی ترین شرایط به زندان انداختند، در زندان مراقبتهای پزشکی را از او دریغ کردند، تا آخرین دقایق پایان محکومیتش علیرغم جسم بیمار و رنجورش، او را در زندان نگه داشتند و محمد به فاصله کمتر از یکسال از رهائیش از زندان، بر بستر بیماری افتاد و امروز به یار دیرینش شاهرخ زمانی پیوست.
 مرگ محمد هر چند که برای همه ما دردناک و تحمل ناپذیر و  برای جنبش کارگری ایران ضایعه ای بزرگ است اما، ما در غم از دست دادن محمد زانوی غم در بغل نخواهیم گرفت و محکم و استوار خواهیم ایستاد و لحظه ای در مبارزه برای تحقق آرمانهای بزرگش درنگ نخواهیم کرد.
ننگ ابدی بر ستمگران و سرکوبگران
 بدرود رفیقم، بدرود محمد عزیز، بدرود سرو قامت جنبش کارگری ایران، بدرود، بدرود، بدرود.......

رضا رشیدی فعال کارگری: گرامی باد یاد و خاطر محمد جراحی کارگر کمونیست
 محمد جراحی درگذشت خبر  بسیار زود در وب سایتها منتشر شد
عضو کمیته پیگیری إیجاد تشکلهای کارگری بود به دلیل تلاش برای متشکل کردن کارگران و متحد کردن  صفوف مبارزه بر علیه سرمایه داری حاکم بر ایران جانش را داد.
شایسته است برای  فقدان محمد جراحی  جنبش کارگری و فعالین آن مراسمهایی متحد و دسته جمعی  برگزار کنند.
محمد جراحی  جایگاه ویژه ای در جنبش کارگری دارد و به  اعتبار استقامت و پایداری و تلاش برای متحد کردن کارگران و آگاهی بخشی کمونیستی به کارگران، شایسته بیشترین تجلیل هاست.
متاسفانه محمد جراحی زنده نماند تا در همً شکستن حکومت سرمایه داران در ایران را ببیند  اما اهمیت فعالیتها و تلاش و فعالیت کمونیستی محمد جراحی در تاریخ جنبش کارگری و سیاسی ایران ماندگار خواهد ماند.
درود بر محمد جراحی
زنده باد اتحاد کارگری
زنده باد سوسیالیسم
رضا رشیدی فعال کارگری

محمد جراحی، با سرود انترناسیونال به خاک سپرده شد
یادش گرامی باد
روز ١٤ مهر محمد جراحی چهره محبوب کارگری، کارگر رزمنده و کمونیست در گورستان "وادی رحمت تبریز" با حضور اعضای خانواده، همکاران و جمع وسیعی از مردم تبریز، و رهنوردان راه آزادی و برابری که از شهرهای دیگر به تبریز رفته بودند، به خاک سپرده شد. محمد جراحی در صبح روز ١٣ مهر در بیمارستان تجریش تهران جان سپرد، جان باختن او را به خانواده اش، و به همگان تسلیت میگویم.

مراسم گرامیداشت محمد جراحی، در ١٤ مهر با شکوه بود. سخن این مراسم ادامه جنگ علیه توحش سرمایه داری بود. سخن این مراسم سوسیالیسم به عنوان راه رهایی و اتحاد و همبستگی کارگری بود و در آخر نیز با سرود انترناسیونال، سرود همبستگی جهانی کارگران پایان یافت. در این مراسم به ادامه راه محمد جراحی و شاهرخ زمانی، دو چهره محبوب کمونیست و رزمنده جنبش کارگری که جان باختند و بطور واقعی جمهوری اسلامی آنها را به قتل رساند، تاکید شد و شرکت کنندگان عزم جزم خود را برای پایان دادن به این بربریت اعلام کردند.

جعفر عظیم زاده، ، محمود صالحی، آیت نیافر و علی فائز پور از چهره های شناخته شده کارگری از جمله سخنرانان این مراسم بودند. محمود صالحی، در این مراسم اعلام کرد و گفت: «کسانی مانند محمد جراحی و شاهرخ زمانی هیچ‌گاه نمی‌میرند چراکه در زندگی‌شان به انسانیت خدمت کرده‌اند. به بشریت و طبقه کارگر خدمت کرده اند. ما این غمها را به نیرو تبدیل کنیم علیه کسانی که ما را به این روز انداخته اند»
جعفر عظیم زاده در سخنرانی اش با اشاره به بیمار شدن محمد جراحی در زندان و محرومیتش از حق درمان گفت: «مسئول مرگ محمد جراحی و شاهرخ زمانی کسانی هستند که حق‌خواهی کارگر را در این مملکت برنمی‌تابند.» او طی این سخنرانی افزود: «ما کارگران با مرگ شاهرخ زمانی و محمد جراحی بسیار مصمم‌تر از پیش حق‌خواهی خواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد وضعیت موجود دوام پیدا بکند.»

آیت نیافر از کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلهای کارگری در سخنرانی خود میگوید تا آزادی و برابری انسانها و محو جامعه سرمایه داری این جنگ و مبارزه و اعتراض ادامه خواهد داشت. تا زمانیکه حقوقها یک پنجم زیر خط فقر باشد، این وضع ادامه خواهد داشت. و یاد محمد جراحی و شاهرخ زمانی را گرامی داشت.

در گذشت محمد جراحی براستی ضایعه ای در جنبش کارگری و برای جنبش کمونیستی است.
محمد جراحی همراه با زنده یاد شاهرخ زمانی که در شهریور ٩٤ در زندانهای رژیم اسلامی جان باخت، از بنیانگزاران سندیکای نقاشان بود. محمد جراحی همچنین عضو کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های کارگری بود. او اول بار در سال ٨٦ به دلیل مبارزاتش در دفاع از حقوق کارگران بازداشت و به ١٤ ماه حبس محکوم شد و بعدتر با قرار وثیقه از زندان آزاد شد. جراحی در سال ٨٧  نیز یک ماه در زندان بود. و بالاخره در خرداد سال ٩٠ همراه با شاهرخ زمانی و تعدادی از فعالین دانشجویی تبریز دستگیر شد و در بیدادگاههای رژیم اسلامی به ٥ سال حبس محکوم گردید. محمد جراحی طی نامه ای از زندان حکم خود را نا عادلانه خواند، و فعالیتهایش را در دفاع از حقوق کارگران برحق دانست. او مدت ٥ سال را بدون یک روز مرخصی و در شرایط بسیار سختی در زندان مرکزی تبریز گذراند. اما محمد جراحی در زندان نیز همچنان ایستاد و صدای آزادیخواهی و انسانیت بود. از جمله با گذاشتن امضای خود در زیر بیانیه هایی که در دفاع از زندانیان سیاسی و علیه اعدام میگذاشت، همچنان در صف مقدم اعتراض بود.

محمد جراحی در زندان به بیماری سرطان تیروئید مبتلا شد. در همانموقع تحت عمل جراحی قرار گرفت، اما بعد از عمل جانیان اسلامی او را دوباره به زندان بازگرداندند و اجازه ندادند که تحت کنترل قرار گیرد و حتی به او داروی اشتباه دادند. این خبر در آن هنگام با موجی از اعتراض روبرو شد.
جراحی در مرداد ٩٥ پس از گذراندن دوره محکومیت ٥ ساله اش آزاد شد. او پس از آزادی به دلیل بازگشت بیماری سرطانش در بیمارستانهای تبریز بستری و پس از مدتی به بیمارستان شهدای تجریش در تهران منتقل شد و در ١٣ مهر پس از مدتها مبارزه با سرطان در بیمارستان تجریش جان باخت. بطور واقعی جمهوری اسلامی محمد جراحی را به قتل رساند.

محمد جراحی یک کارگر مبارز، کمونیست و آزادیخواه و کادر حزب کمونیست کارگری ایران بود. زندگیش سراسر مبارزه در راه آرمانهای انسانی اش و برای آزادی و سوسیالیسم بود. یاد او همیشه گرامی است.
شهلا دانشفر

تلاش تبهکارانی که شرایط مرگ محمد جراحی را فراهم کردند به عکس خود بدل خواهد شد
مبارز وفادار جنبش کارگری ایران محمد جراحی از میان ما رفت. تحمل ٥ سال شرایط زجرآور زندان به رغم بیماری سرطان، نتوانست او را از مقاومت و پیگیری مبارزه به ضد ستم و استثمار سرمایه داران حاکم، و همراهی با توده های رنج و کار باز دارد. او به «جرم» دفاع از تشکل یابی و خواسته های برحق کارگران، به زندان محکوم شد. حتی از درمان او جلوگیری کردند. او ٥ سال بدون برخورداری از حق ملاقات، در برابر نظام سرمایه داری حاکم ایستادگی کرد. پس از آزادی، صدمات تعمدی جسمی زندان، مجالی برایش باقی نگذاشت. پس از آزادی، تخت بیمارستان جای زندان را گرفت. این روال ضد انسانی که کارگران و فعالان را با همدستی نهادهای قضائی – امنیتی به زندان های طولانی بدون برخورداری از هرگونه حقوقی محکوم می کنند، کماکان در مورد سایر کارگران فعال ادامه دارد: قتل زنده یاد شاهرخ زمانی در زندان گوهردشت و اعتصاب غذای طولانی زندانیان معترض به شرایط زندان رضا شهابی، سهیل عربی، نظری، اسماعیل عبدی، آتنا دائمی و ... که جانشان را به خطر انداخته اند، از این جمله است. مسئولیت مرگ دردناک طراحی شدۀ محمد جراحی بیش از هر چیز برعهدۀ مسئولان ضد کارگری این نظام است که او را محروم از امکانات درمانی در زندان نگاه داشتند تا از پای درآید.
جنبش کارگران ایران اگر چه در از دست دادن یاران رزمندۀ خود بارها به سوگ نشسته است اما اهداف، درس های مبارزه و تجربیات ارزندۀ آنان را حفظ و به نسل نوین پیشرو انتفال می دهد.     
کارگران پروژه های پارس جنوبی
کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندرامام
فعالان کارگری جنوب
فعالان کارگری شوش و اندیمشک
جمعی از کارگران محور تهران – کرج
١٣مهر١٣٩٦ این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

جاوید حکمی: درباره عضویت محمد جراحی در حزب کمونیست کارگری
چنانکه همه می دانند حزب کمونیست کارگری در اطلاعیه ای ضمن تسلیت به مناسبت درگذشت محمد جراحی، وی را یکی از کادرهای خود معرفی کرده است. احساس اولیه من نسبت به این خبر صرف نظر از صحت و سقم ادعای فوق، شعف و شادی وصف ناپذیر است. هیچ چیز برای من و به نظرم برای هر کمونیست مدافع رهایی و آزادی کارگر نمی تواند شورانگیزتر و امیدبخش تر از این باشد که رهبران محبوب و معتمد طبقه کارگر، وابستگی تشکیلاتی و سازمانی به احزاب کمونیست فی الحال موجود داشته باشند. بدیهی است ایده ال من همانا عضو شدن تمام طبقه کارگر در حزب متبوع من است. با این همه از ایده ال تا واقعیت دره ای عمیق وجود دارد که باید با پراتیک کمونیستی پر شود.

در این میانه اما واکنش بسیاری از کمونیست ها اعم از فعالین مستقل و تشکیلاتی، به غایت عجیب و برایم درک ناشدنی است. حتی رفیقی نوشته بود محمد جراحی آنقدر سطحی نبوده است که عضو چنین حزبی شود. این دیگر چگونه برخوردی است.‌حالا اگر ثابت شد محمد جراحی واقعا کادر حزب فوق بوده است دوست پرخاشگر ما فکر نمی کند ح.ک.ک. به کنار، حرمت این شخصیت شریف و شجاع طبقه کارگر را خدشه دار کرده است. اصلا گیریم ح.ک.ک. ادعای کذب کرده است. این شعف و شادی نسبت به تشکیلاتی نبودن محمد جراحی ناشی از چیست. تمام آنانکه که احزاب کمونیست کارگری را متهم به غیر کارگری بودن می کنند انگار به اثبات فرضیه های خود دلبستگی بیشتری نشان می دهند تا کارگری شدن این احزاب.

من به سهم خود اعلام می کنم از شنیدن خبر کادری بودن محمد جراحی بی نهایت مشعوف شدم. ارتباط تشکیلاتی طبقه کارگر با احزاب کمونیستی به ویژه شاخه های مختلف جنبش کمونیزم کارگری می تواند نوید بخش روزهای خوشی برای تمام جامعه باشد. من هیچ دلیلی نمی بینم تشکیلاتی در قد و قامت ح.ک.ک با چنین قدمتی ادعای کذبی را در این سطح مطرح کند. بی شک چنین کاری به غایت احمقانه و لاجرم بعید و حتی می خواهم بگویم تقریبا محال است. فرض من این است اطلاعیه فوق دایر بر تعلق تشکیلاتی محمد جراحی حاوی حقیقت است و هیچ نیازی به ارائه سند جهت اثبات این ادعا نیست. هر چند به نظر می رسد مخالفان با واکنش هیستریکی که از خود نشان داده اند در صورت اثبات خبر فوق احتمالا شروع به دشنام دادن به محمد جراحی می کنند تا عذرخواهی از طبقه کارگر و تمام جامعه.

بهنام ابراهیم زاده: بدرود با محمد جراحی
نمی دانم به چه کسی باید تسلیت گفت؟
در غروبی غمگین این ستاره جنبش کارگری از میان دوستان ورفقایش رفت.
به خاندان گرامی، به فرزندان ومادر وبرادران شایسته اش، به دوستان پاک باز، به یاران یک دل وهمه همدلان ویاران ورفقای مشفقش٬ به فعالین کارگری ویا اعضای کمیته پیگیری ویابه……..
باور نمی کنیم که ما باشیم واو نباشد ٬ مشعلی که او و دیگر یارانش از جمله شاهرخ زمانی وکوروش بخشنده ودیگر عزیزان جانباخته بر افروختند، همواره روشن خواهد ماند. مشعلی که کارش روشنایی و جلوداری بوده وهست .
رفیق عزیز محمدجان!
نام تو و دیگر یاران عزیزمان از شاهرخ عزیز گرفته تا کوروش بخشنده بر دل و بر صحفه تاریخ جنبش کارگری همیشه ماندگارخواهد ماند.
رفیق خوبم !
امروز که خورشید طلوع کرد چندمین صبح بی تو آمد، در فقدان کسی که خوبی هایش بر کسی پوشیده نبوده ونیست وانکارش غیر ممکن ؛

محمد در طول سالها فعالیت بدون کمترین حاشیه ، غیر از حوزه اش هرگز ننوشت. دغدغه اش جز هدفش نبود.
محمد جراحی از لفاظی وپیچیده کردن کلمات در عرصه رسانه رو گردان بود. ساده می نوشت اما محکم ومتین ونافذ وموثرترین حرفها را به ساده ترین شیوه می نوشت وبیان می کرد . او ترس از عقب افتادن از قافله را نداشت.او آهسته وپیوسته حرکت می کرد. سختکوش وپر تلاش وخستگی ناپذیربود. رفیقمان اینگونه بود وباخوبی های بسیارِ دیگر که حالا نبودش درجنبش کارگری احساس می شود.
او هرگز پیش کسی چیزی نگفت وگلایه ای نکرد اما واقعیت تلخ اینکه دیگر در میان ما نیست .اما یادش درقلب ما همیشه ماندگار خواهد ماند وراهش را با تمام قدرت ادامه خواهیم داد.
وفقدان نبودنش ما را بیشتر از قبل برای مطالبه گری مان مصمم خواهد کرد.
رفیق عزیزامیدوارم مرگ شما در شرایط حساس کنونی انگیزه ومحرکی باشد جهت تحکیم روابط فعالین کارگری واتحاد وانسجام جنبش کارگری وتلنگری محکم وواقعی برای همه کسانی که آینده ای را نمی بینند تنها به حال وآینده خودشان می اندیشند .
محمد عزیز! ما فعالین کارگری به آرمان هایت وفادار خواهیم ماند ولحظه ای در دفاع از خواست ومطالبات بر حق مان کوتاه نخواهیم امد وسکوت نخواهیم کرد .
ما به احترام تو ایستاده ایم. بدرود !. . . بدرود !
بهنام ابراهیم زاده وبلاگ نویس وفعال کارگری وکودک و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای ازاد کارگری
مهرماه ٩٦تهران

اتحادیه آزاد کارگران ایران: زندگی و مرگ محمد جراحی، کیفرخواستی تمام و کمال از سوی ما کارگران علیه سرکوب و فقر و فلاکت است
محمد جراحی پس از ماهها ایستادگی در برابر بیماری سرطان، صبح روز پنج شنبه در بیمارستان تجریش درگذشت و دیروز طی مراسم با شکوهی در میان بدرقه خانواده و یاران و دوستدارانش از شهرهای تبریز، تهران، کرج، سقز، سنندج، ساوه و… به خاک سپرده شد.
محمد جراحی تنها به فاصله ٧ ماه پس از آزادی از زندان، در فروردین ماه سالجاری دچار مشکلات جسمانی حاد شد و پس از پیگیری های لازم پزشکی در خرداد ماه امسال بدلیل تشخیص بیماری سرطان کبد بستری گردید.
محمد در زندان دچار بیماری سرطان تیروئید شد و بارها بدلیل عدم رسیدگی پزشکی به وضعیتش دست به اعتراض زد، با این حال نه تنها رسیدگی های پزشکی لازم صورت نگرفت بلکه او را با تنی رنجور و مریض تا آخرین دقایق پایان دوران محکومیتش در زندان نگه داشتند.
تحمیل ٥ سال زندان با شرایط سخت و غیرانسانی به محمد جراحی و محروم کردن کردن او از مراقبتها پزشکی لازم و درمان در طول دوران حبس و نهایتا ابتلای او به سرطان کبد و مرگ، نتیجه بلاواسطه سیاستهای ضد کارگری سرمایه داری حاکم بر ایران در طول نزدیک به چهل سال گذشته و مبین بکار گیری ضد انسانی ترین شکلی از سرکوب بر علیه حق خواهی طبقه کارگر ایران است که بویژه در طول نزدیک به یک دهه گذشته خود را از طریق سرکوب میدانی کارگران ایران از شهر بابک تا شرکت واحد تهران و لاستیک البرز و هفت تپه و هپکو و آذر آب، تا صدور حکم شلاق بر علیه اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران در شهر سنندج و اجرای این حکم شنیع و ضد انسانی در مورد کارگران معدن آق دره و دیگر کارگران به منصه ظهور رسانیده و امروز درمانده از حفظ ژست مستضعف پناهی خود، تمام قد و با چهره ای عریان در برابر طبقه کارگر ایران ظاهر شده است.
از جان گذشتگی کارگرانی همچون محمد جراحی و شاهرخ زمانی و اعتراضات جسورانه کارگران هپکو و آذر آب تا تسلیم ناپذیری معلمان و کارگرانی چون اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی، علی اکبر باغانی، محسن عمرانی، مختار اسدی، محمود صالحی، رضا شهابی، جعفر عظیم زاده و دهها فعال صنفی دیگر، نمادی از ایستادگی طبقه کارگر ایران در برابر ستم و سرکوب و بی حقوقی و نوک کوه یخ جنبشی عظیم و تاریخی در ایران برای پایان دادن به وضعیت مصیبت بار موجود است که میرود در مصافی تعیین کننده با ستمگران و سرکوب گران، پیام آور آزادی و رفاه و برابری برای طبقه کارگر ایران باشد.
زندگی پر مشقت محمد جراحی و فقر و فلاکتی که در طول دوران حیاتش به او و خانواده اش تحمیل شد و شرایطی که به این انسان عزیز و بزرگ از محکومیت به زندان تا دوران حبس و آزادی و مرگ گذشت خود یک کیفرخواست تمام و کمال علیه همه ی آن ستم و فقر و فلاکت و سرکوبی است که بر میلیونها کارگر در ایران تحمیل شده است.
ما با این کیفرخواست و با ابراز همدری عمیق با خانواده محمد جراحی و یاران و دوستدارانش اعلام می داریم نه تنها در برابر از دست دادن این فعال برجسته جنبش کارگری ایران سر در گریبان نخواهیم کرد بلکه پرشور و مصصم همچون محمد جراحی و شاهرخ زمانی برای خلاصی از وضعیت مصیبت بار موجود مبارزات حق طلبانه خود را با عمق و دامنه بیشتری ادامه خواهیم داد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران – ١٥ مهر ماه ١٣٩٦

محمد جراحی را از جنبش کارگری ایران گرفتند
محمد جراحی عضو کمیته پیگیری، مدافع جسور، خستگی ناپذیر و مبارز راه آرمانهای طبقه کارگر بعد از تحمل ٥ سال بدترین و غیر انسانی ترین شرایط زندان همراه با شکنجه های جسمی و روحی که منتج به سرطان شد، در حالیکه حدود یک سال بود که از زندان و از توهین و تحقیر زندانبان و شکنجه گر رهائی یافته بود، امروز درگذشت.  
مرگ محمد جراحی یک باره رقم نخورده بود. روند مرگ او سالها پیش، در دوران بازداشت، شکنجه و زندان شکل گرفت و با محروم شدنش از معالجه و حتی داروهائی که خانواده اش با هزینه شخصی تهیه می کردند، بیماری او به مرحله بحران و لاعلاجی رسید که امروز بعد از سالها تحمل درد، زندگی را بدرود گفت.
بدون شک مرگ محمد جراحی برای جنبش کارگری واقعه ای دردناک و خسارت جبران ناپذیری است. اما راه و آرمان او همچنانکه هم اکنون هر روزه در اعتصابات و اعتراضات طوفنده کارگران و معلمان شاهد هستیم، پر ره رو است و یاد و خاطره او مانند مبارزانی همچون شاهرخ زمانی و کوروش بخشنده همراه لحظه به لحظه مبارزات جنبش کارگری ایران خواهد بود.
 ما با از دست دادن هر هم رزمی، باری گران بر دوش احساس می کنیم. اما مطمئنا بارغم از دست دادن آنان را با همبستگی و اتحاد قدرتمندتر خود برای رسیدن به آرزوهایشان، بر خود هموار خواهیم کرد.
جوانمیر مرادی ١٣/٧/١٣٩٦

محمد جراحی درگذشت
او را کشتند. محمد جراحی فعال کارگری که اسیر حکومت اسلامی بود و زندانبانان و حاکمین خونخوار اسلامی ، در حالیکه او مبتلا به سرطان تیروئید بود، از آزار و اذیت اش دست بر نداشته و با شکنجه روحی و جسمی او نه فقط به خانواده اش نشان دادند که چه ظرفیتی در بیرحمی و سنگدلی دارند، بلکه با این سیاست خواستند به کارگران و معلمین و معترضین و منزجرین از حکومت اعلام کنند که نتیجه اعتراض، میتواند به اینجا کشیده شود. غافل از اینکه قهرمانی ها و شجاعت امثال محمد جراحی ها و شاهرخ زمانی ها، نه گفتن این قهرمانان در بدترین شرایط به حاکمین انسان کش اسلامی، تو دهنی محکمی به سران این رژیم از محافظه کار تا اصلاح طلب اشان بوده ، و اعتراضات در ایران را گسترده تر و روحیه اعتراضی و تهاجمی را بیشتر و بیشتر کرده است. روزی نیست که در مقابل مجلس حاکمین اسلامی و قاتلین کارگران، تعدادی از مردم معترض تجمع نکنند. این را همه مردم ایران و سران وقیح اسلامی شاهدند. مردم ایران پایه های حکومت اسلامی را نشانه رفته اند و دیر نیست روزی که با سرنگونی این حکومت ، همه به احترام شاهرخ زمانی ها و محمد جراحی ها بپا خاسته و با نصب مجسمه های این عزیزان در ایران و در دنیا بعنوان یادبود دوران سخت مقابله با جنبش اسلامی در ایران، نام و یاد آنها جاودانه کنند.
مینا احدی

جنبش کارگری ایران محمدجراحی را نیز از دست داد.
جراحی نیز به اراده‌ی حاکمان ضدکارگر کشته شد چرا که بارها و بارها در راه اعزام او از زندان به بیمارستان مانع ایجاد کردند تا سرطان بر عمق جانش بنشیند. توموری که سلول‌‌های او را درنوردید و خورد، در سلول‌های مجازات حق‌طلبی برای تهیدستان کاشته شد. اما سرطان اعظم و بدخیم، حاکمیت منفورِ سرمایه‌دارانه است که به جان کارگران افتاده ، در کارخانه سرکوب‌شان می‌کند، به حبس روانه‌شان می‌کند، نادیده‌شان می‌گیرد و قطعا از مرگ و کم‌شدن‌شان شادمان می‌شود. جراحی نیز همچون افشین اسانلو و شاهرخ زمانی تا ساعاتی دیگر به خاک سپرده خواهد شد ولی نباید اجازه داد خواست و اراده‌ی او و آنها مدفون شود. همان‌گونه که هنوز حتا خاک خاوران خار چشم دشمنان مردم است، خاک گور و کفنِ کارگران نیز باید موجب وحشت کاخ‌نشینان باشد. کار ما نباید شماره زدن رفقای رزمنده‌ای باشد که به خاک می‌افتند بلکه باید به آن خاکریزی فکر کنیم که شهابی‌ها و شیرزادها با دو پاره پوست و استخوان‌شان از پس سلول و ستون و سیم‌خاردار از آن پاسداری می‌کنند و جراحی‌ها تا آخرین لحظه‌ی حیات بر اهمیت حفظ و خالی نکردن آن تاکید کرده و می‌کنند. سنگری مملو از مردگانی که عاشق‌ترین زندگان بودند و مرده یا زنده‌شان باعث هراس کارفرمایان غارتگر و حامیان و کارگزاران دولتی است. محمد جراحی را تکثیر کنیم تا حتا در همین لحظه‌ای که خبر مرگ او به گوش امثال ربیعی می‌رسد یک لیوان آب خوش از گلوی‌شان پایین نرود و بدانند که مرگ تن کوشندگانِ راه عدالت پایان راه روحِ تغییر و برابری‌خواهی نیست. زبان ساده، تن شریف و آرمان بزرگ جراحی، کابوس اذهانِ بی‌مقدار و بی‌شرافت سرکوب‌گران باد.
" محمد غزنویان "


حزب و حزبیت و مرگ محمد جراحی
مصطفی صابر
حزب ما با مرگ رفیق عزیزمان محمد جراحی اعلام کرد که یک رهبر کارگری کمونیست و یک کادر حزب متاسفانه ما را ترک کرده است.... این اطلاع رسانی و بزرگداشت از محمد جراحی با نگرانی برخی دوستان روبرو شده و البته همینطور کسانی که دنیای شان فراتر از رقابت های فرقه ای نمی رود را برانگیخته تا بر حقیقت و بر حزب خاک بپاشند. دسته اول میگویند که کار حزب ما از لحاظ امنیتی درست نبود و حالا همه کسانی که همرزم و همگام محمد جراحی بوده اند میتوانند از لحاظ امنیتی مورد خطر واقع شوند. چون جمهوری اسلامی میتواند به اتهام عضویت یا رابطه با حزب کمونیست کارگری به آنها گیر بدهد. دسته دوم هم صاف و ساده ما را متهم میکنند خبر ساخته ایم. و... این یادداشت من صرفا یک اقدام شخصی است و مایلم چند کلمه در پاسخ به دوستان نگران و یا همینطور مغرضان همزاد پندار بنویسم. چرا که فکر میکنم این موضوع اهمیت سیاسی فراتری از خود موضوع دارد. در جواب به دسته اول باید بگویم اگر کسی عضو و کادر یک حزب کمونیستی خلاف جریان و ممنوعه در جمهوری اسلامی بود، برای من قابل فهم است که به دلائل امنیتی عضویت اش را در موارد زیادی مخفی نگهدارد. اما وقتی او از میان ما رفت باید هنوز هم مخفی کاری کنیم و هویت حزبی او را از مردم مخفی کنیم؟ اگر جواب این سوال مثبت باشد باید بگویم دیگر اینرا نمی توان به حساب اختناق و سرکوب و امنیت گذاشت. اینرا دیگر باید به حساب این گذاشت که ما را آنقدر تحت فشار و تعقیب قرار داده اند که حتی بعد از مرگمان هم مردم نباید بدانند که عضو کدام حزب و سازمان بودیم! این واقعا دل مرا شکست. دلم برای خودمان و همه کمونیستها سوخت. و خوشحالم که حزب ما در اطلاعیه مرگ محمد جراحی عزیزمان اعلام کرد که او کادر حزب بوده است. بنظرم این مهم است که رهبران علنی کارگری بتوانند همه جا و با افتخار از تعلق شان به حزب و جریان سیاسی مورد علاقه اشان صحبت کنند و آنرا اعلام دارند. البته من میفهمم که شرایط امنیتی فعلی همیشه اجازه اینرا نمی دهد. اما فکر میکنم کتمان کردن تعلق حزبی و سازمانی حتی بعد از مرگ دیگر فاجعه ای است که خودمان برای خودمان آفریده ایم. این عادات تحمیل شده از اختناق است. بنظرم باید این فضا را تغییر داد. حزب و حزبیت برای طبقه کارگر و برای رهایی بشر بسیار مهم است و نباید اجازه داد که ما را به جایی برانند که حتی بعد از مرگمان هم تعلق حزبی و سازمانی مان مخفی بماند. البته من میدانم که رژیم به احتمال زباد سراغ رفقا و همرزمان محمد خواهد آمد. اما ما که در مورد تعلق سازمانی کس دیگری حرف نزده ایم. هرکسی خودش میداند چطور جواب مزاحمت ها و آزار جمهوری اسلامی را بدهد. همچنان که تا بحال داده است. اما این بار اگر آمدند باید به آنها بیش از پیش تعرض کرد که این حق محمد جراحی بود که کادر هر حزبی که خودش دلش میخواست باشد. باید از این حق دفاع کرد و رژیم را عقب راند. بنظرم زمان پیشروی های ما فرار رسیده است... اما در مورد دسته دوم که بواسطه اعلامیه حزب در مورد مرگ محمد جراحی کمپینی علیه حزب ما راه انداخته اند فقط میتوانم بگویم متاسفم رفقا. خواهش میکنم از دنیای محدود تنگ نظرانه بیرون بیایید. در هر حال لااقل متوجه باشید که از زور رقابت حقیر و فرقه ای شما جزو کمپین جمهوری اسلامی که حزب و حزبیت را برای کارگر جرم میداند نشوید.

چند كلمه پیرامون تحركات آنتی كمونیستی پس از مرگ محمد جراحی
علی جوادی
١-مرگ زودرس محمد جراحی چهره شناخته شده و محبوب جنبش سوسیالیسم كارگری در ایران قلب همه ما را به درد آورد. محمد جراحی زندگی اش با فقر و استثمار و نابرابری و در عین حال مبارزه برای نابودی فقر و استثمار و نابرابری در هم تنیده شده بود و از این منظر یك چهره شاخص و رادیكال جنبش سوسیالیسم كارگری بود. محمد جراحی تجسم فردی این واقعیت مبارزه طبقه كارگر است كه گاه آشكار و گاه پنهان اما در هر حال بر علیه وضعیت موجود در جریان است.
٢-علی القاعده در یك جامعه آزاد، در جامعه ای كه ابزار بیان و عقیده جرم نیست، انسانی بخاطر دیدگاه سیاسی اش به قل و زنجیر كشیده نمیشود. در جامعه ای كه تحزب آزاد است، عضویت در احزاب رادیكال سوسیالیست و كمونیستی كارگری مترادف با زندان و شكنجه و اعدام نیست، هر انسانی میتواند تعلق سیاسی و تشكیلاتی خود را آگاهانه و بدون هیچ پی آمدی به اطلاع عموم و جامعه برساند. اما در ایران اسلام زده و استبداد زده چنین نیست. بسیاری از فعالین سیاسی جنبش های اجتماعی ناچارند كه بخشی از عقاید و باورهای خود و یا تعلق تشكیلاتی خود را از چشم رژیم و بعضا حتی جامعه و یا بخشی از نزدیكان و عزیزان خود به درجاتی پنهان كنند. این واقعیت بخشی از مشخصه مبارزه سیاسی در ایران است.
٣-همه ما میدانیم در هر جامعه طبقاتی یك مبارزه دائمی علیه استثمار و نابرابری در جریان است. و در هر جامعه ای كه مبارزه میان دو قطب اصلی جامعه در جریان است، كمونیسم یك گرایش زنده و داده شده در صفوف مبارزه كارگر علیه سرمایه است. هر كجا كارگر برای حقوق خود و جامعه مبارزه میكند، سر و كله ماركس و مانیفست و كمونیسم هم پیدا است. لازم نیست ذره بین گرفت و با چراغ به دنبال كمونیسم و كمونیستها در صفوف اعتراضی كارگران گشت. این واقعیتی است كه حتی هر مامور تازه استخدام شده در نهادهای سركوبگر به هر فرد كنجكاوی خاطر نشان خواهد كرد. كافی است حتی نیم نگاهی به فیلمهای موجود كه اعتراضات كارگری را بیان میكنند، بیندازیم تا ببینیم چگونه ماموران دستگاه سركوب در پس هر اعتراضی به دنبال سازماندهندگان كمونیست میگردند.
٤-جامعه ایران نیز از این قاعده مستنثی نیست. كمونیسم كارگری یك گرایش قوی و مهم در سوخت و ساز و فعال و انفعلات همیشگی طبقه كارگر است. كمونیستها و فعالین كمونیست در جنبش كارگری بخشی مهم و غیر قابل انكار تحركات صفوف طبقه كارگراند. اینكه فعالینی مانند محمد جراحی دارای تعلق حزبی باشند و یا در دوره از فعالیت سیاسی خود به حزب معینی و در اینجا به حزب كمونیست كارگری بپیوندند، نه امر عجیب و نه امر ناشناخته ای است. خلاف این واقعیت عجیب است. اگر چنین نباشد، عجیب است.
٥-حزب كمونیست كارگری و كلا كمونیسم كارگری یك ركن مهم و تعیین كننده گرایش رادیكال سوسیالیسم كارگری است. روی آوری به حزب كمونیست كارگری یك امر طبیعی و منطقی برای فعالین كارگری است. حزب كمونیست كارگری، حزب كارگران پیشرو و رادیكال سوسیالیستی است كه منافع عمومی كل طبقه كارگر را در هر جدالی نمایندگی میكند. پرچمدار تغییرات جزبی روزمره و تغییرات بنیادی در جامعه است. پرچمدار اصلاحات هر روزه در زندگی توده های وسیع مردم و انقلاب كارگری است. از این رو پیوستن امثال محمد جراحی به حزب كمونیست كارگری یك امر طبیعی و منطقی است.
٦-اعلام علنی تعلق محمد جراحی به حزب كمونیست كارگری بخشی از پایبندی ما كمونیستهای كارگری به حقیقت است. جنبش ما جنبش بیان حقایق است. بیان حقیقت تعلق تشكیلاتی محمد جراحی به حزب كمونیست كارگری از این ویژگی حزب ما سرچشمه میگیرد. این واقعیت كه محمد جراحی در دوره پایانی عمر كوتاه خود به حزب كمونیست كارگری پیوست، واقعیتی است كه هیچ درجه از تحرك آنتی كمونیستی محافل حاشیه ای و مغرض نمیتواند، آن را مخدوش كند. ما بیان این حقیقت را به محمد جراحی ها مدیونیم.
٧-آیا اعلام تعلق تشكیلاتی محمد جراحی به حزب كمونیست كارگری تاثیری در امنیت فعالین كارگری نمی اندازد؟ واقعیت این است كه تعلق تشكیلاتی و حزبی بسیاری از فعالین كارگری و اجتماعی كم و بیش شناخته شده است. اما آنچه به رژیم آدمكشان اسلامی اجازه نمیدهد به این فعالین به این "جرم" تعرض كنند، توازن قوای سیاسی است و رابطه ای كه این فعالین میان كار علنی و كار مخفی خود ایجاد كرده اند. این رابطه به هر درجه كه توازن قوا در جامعه به نفع كارگر و آزادیخواهی و برابری طلبی تغییر میكند، بیشتر و بیشتر آشكار میشود. برعكس آنهم صادق است. به هر درجه كه جامعه خفقان زده تر میشود این رابطه به جهت عكس خود تغییر میكند.
٨-ما از كنار فغان و اتهامات سخیف و آنتی كمونیستی محافل و جریانات حاشیه ای میگذریم. در عوض بر این واقعیت تاكید میكنیم كه طبقه كارگر با حزبش آزاد میشود. باز تاكید میكنیم كه برای اجتناب از آینده ای كه بار دیگر سلطه گرایشات وجنبش های مختلف سرمایه چه در شكل سلطنتی و اسلامی بر جامعه تحمیل كنند، تمامی كارگران رادیكال سوسیالیست، تمامی رهبران عملی كارگری و جنبشهای آزادی و برابری زن و مردم باد به حزب كمونیست كارگری بپیوندند. درهای حزب كمونیست كارگری برای همه این عزیزان باز است. این حزب شماست. این راهی بود كه محمد جراحی برگزید!
علی جوادی
٧ اکتبر ٢٠١٧

به مناسبت مرگ محمد جراحی
از صفحه فیسبوک آقای «مهدی حمیدی»
«یاشاماق بیر آغاج کیمی تک و حر
و بیر اورمان کیمی قارداشجاسینا
بو حسرت بیزیم...
(ناظیم حیکمت)
 

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت