.
جمعه ۸ ارديبهشت ۱۳۹۶.
امروز:
Apr 28 2017.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

دوشنبه, 28 فروردين 1396 ساعت 22:29

حزب حکمتیست(خط رسمی): انتخابی در کار نیست, در مراسم تحقیر و اعلام بی حقوقی خود شرکت نکنید!

بار دیگر در ایران زمان برگزاری نمایش تکراری "انتخابات" رئیس جمهوری،  زیر حاکمیت خفقان و استبداد مطلق و ممنوعیت فعالیت احزاب سیاسی، زمان تبدیل "کشتی گیری" چهار سال یکبار جناح های حکومتی، و زمان  نمایش "انتخابات" رسیده است.
انتخابات امسال اما در دوره و فضایی متفاوت، در فضایی مملو از بی اعتمادی مطلق اکثریت مردم محروم جامعه ایران نسبت به همه جناح های جمهوری اسلامی، برگزار میشود. دوره برگزاری انتخابات در شرایط: سوختن ورق "اصلاح رژیم"، سوختن ورق "اعتدال در اسلامیت رژیم"، تمام شدن ارزش مصرف فوائد چرخش در سیاست خارجی، سوختن ورق گشایش سیاسی-اقتصادی تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، و دوره تمام شدن بازی با همه ورق های قدیمی، است. انتخابات امسال، از این زاویه، و در شرایط کیسه خالی هر دو جناح، برای جمهوری اسلامی معضلی جدید است.
تبدیل روز ثبت نام کاندیداتوری رئیس جمهوری به روز اعتراض به فقر، به بیکاری، به بیحقوقی زن، به فساد مالی دولت و سران حکومتی، به قوانین ارتجاعی اسلامی حاکم در جامعه، نه فقط اعلام آشکار بی اعتمادی مطلق پائین به بالا که اعلام علنی مسخره و پوچ بودن نمایشی است که قرار است به نام "انتخابات" برگزار شود.
بیهوده نیست از ولی فقیه و بیت امام تا روحانی و اصلاح طلب، از احمدی نژاد تا نیروها، جریانات دست راستی اپوزیسیون، سوت و کور بودن بساط انتخابات را هشدار میدهند و همگی چمپاته زنده اند که بالاخره با کدام ترفند و فریب، با ترساندن مردم از کدام "خطر" یا "هیولا" تنور انتخاباتشان را گرم کنند، مردم را فریب دهند و آنها را پای صندوق رای ببرند.
اگر دوره ای صف رنگارنگی از سران و مهره های رژیم تا جریانات راست پرو حکومتی، در حمایت میدیای دست راستی غرب، میتوانستند شرکت در انتخابات را بعنوان فرصتی برای تشدید شکافها و بعنوان امکانی برای عقب راندن جمهوری اسلامی به خورد مردم بدهند، امروز این حربه را تماما از دست داده اند. سوختن ورق "اصلاح طلبی" و "اعتدال"، در شرایط پسابرجام و پایان یافتن "جنگ مرگ و زندگی"  بین جناح ها،  اپوزیسیون دورن و برون حکومتی طرفدار نظام را،  تماما خلع سلاح کرده است.
اگر دوره ای روی استیصال و بی افقی مردم سرمایه گذاری کردند و آنها را پای صندوقهای مارگیری "انتخابات" بردند، امروز بی افقی و سکوت جای خود را به اعتراض و "رای نمیدهم" داده است. اگر دوره ای انتخاب رفسنجانی، خاتمی، یا کشیدن مردم به خیابانها به بهانه "رای من کو" و بالاخره انتخاب روحانی را انتخابی علیه "نظام" و ولی فقیه، امید به اصلاح و دمکراتیزه شدن رژیم، افق گشایش اقتصادی و فرصتی برای نفس کشیدن به جامعه قالب کردند، امروز پس از سوختن آس "اعتدال"، تمام قد و بی آلترناتیو در مقابل مردم قرار گرفته اند. جمهوری اسلامی امروز نه راه بازگشت به عقب و حاکمیت "دوران طلایی امام" و بازار پان اسلامیستی و حفظ اسلامیت نظام را دارد و نه راه فراری به جلو برای در انتظار نگاه داشتن مردم!
نه رئیسی "هیولاتر" و "خط امامی تر" از روحانی است و نه احمدی نژاد "سرکش" ضد نظام و ولی فقیه! جنگ داخلی اینها هرچه باشد، جمهوری اسلامی با رئیس جمهور معمم یا مکلای خود، از اصولگرای خط امامی تا اصلاح طلب و معتدل آن، حکومت اقلیتی سرمایه دار مفتخور، است. این حکومت ضد زن، ضد شادی، حکومت تداوم تحمیل بیحقوقی کامل به اکثریت جامعه، حکومت فقر، حکومت خفقان است که صرفا با اتکا به دستگاه سرکوب خود از سپاه پاسداران و ارتش، وزارت اطلاعات تا گله انصار الله و دستگاه مذهب، سر پا ایستاده است.
مردم آزادیخواه!
نباید اجازه داد جمهوری اسلامی و شارلاتانهای سیاسی طرفدار آن، بن بست و استیصال خود را به بن بست و استیصال ما تبدیل کنند. نباید اجازه داد نوکران و نان به نرخ روز خورهای شان به نام اپوزیسیون و میدیا، با علم کردن "خطر تندروها"، "خطر ترامپ" و جهنم سوریه، ما را به تمکین و شرکت در این نمایش مسخره بکشانند.
باید روز انتخابات و حوزه های انتخاباتی را به میدان و صحنه قدرت نمایی خود تبدیل کنیم. باید به جای شرکت در نمایش مسخره "انتخابات"، آنرا به محملی برای اعلام خواست آزادی و برابری، خواست رفاه همگانی، خواست کوتاه کردن دست مذهب از زندگی خود، تبدیل کرد.
اگر کل دستگاه تبلیغاتی و ارگانهای حاکمیت در تلاشند با فریب، ما را پای صندوق رای ببرند و به حاکمیت خود مشروعیت بخشند، در مقابل باید همه جا در مراکز کار، دانشگاه، محلات و...، ما کارگران، ما زنان و ما آزادیخواهان در تجمعات خود اعلام کنیم این انتخابات ما نیست. کمترین انتخاب ما جامعه ای انسانی، آزاد و مرفه است!
باید به جمهوری اسلامی و اعوان و انصارش که از تبدیل شدن خشم و نفرت ما به نیرویی متحد برای به زیر کشاندشان نگرانند،  و ما را به "انتخاب بین بد و بدتر" میکشانند، فهماند که ما صف میلیونی کارگر، زن و مرد، جوان و پیر در اعتصابات و اعتراضات کارگری، در اول مه ها، ۱۶ آذر ها، ۱۸ تیر ها، هشت مارس ها، در جنبش دفاع از حق کودک، جنبش ضد اعدام، جنبش رهایی زن، با شعار "آزادی و برابری"، مدت ها است انتخاب خود را کرده ایم.
باید اعلام کرد ما در نمایش وقیحانه بی قدرتی و تحقیر خود، در مراسم رسمی اعلام بی حقوقی خود شرکت نمیکنیم. انتخابات امسال را باید به محملی برای تقویت جنبش مستقل و انقلابی خود علیه کلیت سیستم و حاکمیت و همه طرفدارانش تبدیل کنیم.
باید اعلام کرد هر "انتخاباتی" با وجود جمهوری اسلامی مردود است. انتخابات ما بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی ایران با امید به آینده ای بهتر، برگزار میشود!

مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری
حزب کمونیست کارگری- حکمتیست (خط رسمی)
۱۷ آوریل ۲۰۱۷ (۲۸ فروردین ۱۳۹۶)
دفتر کردستان حزب کمونیست کارگری- حکمتیست (خط رسمی)

باز هم انتخابات، باز هم فریب و باز هم فرصت طلبی!
انتخابات ریاست جمهوری و شوراها در ایران همیشه فرصتی برای جمهوری اسلامی بوده تا خود را بازسازی کرده، تغییر آرایش بدهد و بحران اقتصادی و سیاسی را از گردن رئیس جمهور و دولت پیشین باز کرده و به گردن رئیس و دولت جدید بیاویزند. این خراب کرد ببینیم آن یکی چه می کند! یا ٤ سال دیگر به همین که هست فرصت بدهید تا کارهای نکرده را تکمیل کند!
قوه اجراییه با رئیس جمهور و دولت و شوراهایشان تنها نقش ضربه گیر نظام را بر عهده دارند. این ها را می خواهند تا فردا بگویند دولت مقصر و ناتوان است وگرنه نظام خوب کار می کند. در کنار سرکوب، این یک طریقه دیگر حفظ نظام است.
علاوه بر این انتخابات برای اپوزیسیون بورژوایی جمهوری اسلامی از چپ و راست آن، فرصتی است که شانس خود را بیازماید تا شاید از در رانده شده از پنجره وارد شود و از این نمد برای خود کلاهی بدوزد. چه آنهایی که به دلیل اینکه بازی داده نمیشوند، آنرا تحریم می کنند وچه آنهایی که با گلایه از انتخابات و فضای "غیر دمکراتیک" آن اعلام میکنند "اگر فضا دمکراتیک بود ما هم شرکت می کردیم"، دو روی یک سکه اند.
هر دو این جریانات برای جمهوری اسلامی مشروعیت می خرند. یکی معتقد است که، چون فضای سیاسی دمکراتیک نیست پس نباید در انتخابات شرکت کرد و دیگری می گوید منتظریم ببینیم فضا دمکراتیک می شود بعد درمورد مشروعیت داشتن یا نداشتن رِژیم و انتخابات تصمیم می گیریم. کل این جریانات اپوزیسیون چپ و راست در زمین بازی "اصلاح رژیم" می چرخند. اپوزیسیونی که در انتخابات ٨٨  طرفدار جنبش سبز و "رای من کو؟" شدند.  همه این ها بازیگران متنوع یک مضحکه اند: "مضحکه انتخابات"
اما صورت مساله در رابطه با طبقه کارگر و مردم زحمتکش ایران چیز دیگری است. از زاویه منفعت طبقه کارگر و زنان و جوانان ایران، مساله انتخابات های پشت سرهم در جمهوری اسلامی، دمکراتیک یا غیر دمکراتیک بودن آن نیست. در بهترین و دمکراتیک ترین شکل ممکن، باز کرسی جناحی از بورژوازی ابقا و یا عوض می شود و دیگر هیچ.
برای ده ها میلیون کارگر و کارمند و معلم و زن و جوان ایرانی انتخابات های پشت سرهم، نه ماهیت جمهوری اسلامی و نه موقعیت نظام سرمایه داری را تغییر می دهد. جز اینکه بر ادامه سرکوب و استثمار و کار ارزان و بیکاری میلیونی و تبعیض و نابرابری و گسترش فحشا و اعتیاد و فلاکت مهر تائید میزند.
کل تلاش بورژوازی حاکم و در اپوزیسیون این است که بر هر اندازه توهم باقیمانده ی توده های زحمتکش به "اصلاح جمهوری اسلامی"، به "گشایش اقتصادی" و "فضای باز سیاسی"، سرمایه گذاری کنند، ادامه حیات و سهم شان از قدرت و ثروت تامین و تضمین گردد.
با نگاهی به جامعه کردستان، نه فقط از این قاعده مستثنی نیست، هیچ، بلکه فضا آلوده تر و آشفته تر است.
بخشی از ناسیونالیسم کرد که تا دیروز درب کنسولگری جمهوری اسلامی در اربیل را از پاشنه می کندند تا بعنوان جزیی ولو ناچیز از نظام مقبول و در آن ادغام شوند، وقتی جواب منفی گرفتند، امروز بیانیه مشترک تحریم انتخابات امضا می کنند. بخش دیگر که پرچم  راسان و جنگ نیابتی عربستان در کردستان را برافراشته است، راه دیگری جز تحریم انتخابات برای خود باقی نگذاشته است.
جناح دیگر ناسیونالیسم کرد یک روز به نام "پژاک"، بعنوان شاخه نظامی پ ک ک در کردستان ایران، به میدان می آید و روز بعد بنا به کش و قوس های رابطه جمهوری اسلامی و پ ک ک، لباس نظامی را از تن در آورده و آرم مدنی به سینه می زند و خود را "جامعه دمکراتیک شرق کردستان"، (کودار) می نامد تا بلکه در این لباس مقبول جمهوری اسلامی واقع شود. این بخش هم تا همین لحظه منتظر "دمکراتیزه شدن" سیاست جمهوری اسلامی است تا موضع خود در مورد انتخابات را اعلام کند! این ها می گویند، برای این که جمهوری اسلامی از فشار از پایین مردم و تهدیدات خارجی مصون بماند باید دمکراسی را تمرین کند وزمانی این دمکراسی مقبول واقع می شود که ما هم در سوخت و سازش و از جمله در انتخاباتش شریک شویم!
سهم خواهی از قدرت و ثروت بهر قیمت، از مذاکره با ماموران اطلاعاتی تا راه اندازی "راسان" و جنگ نیابتی عربستان و تا تغییر لباس و نام از "پژاک" به "کودار" و ادامه حیات در شکاف رقابتهای کشورهای منطقه، کل سیاست و استراتژی و آرمان و اهداف ناسیونالیسم بورژوازی کرد را تشکیل می دهد. استراتژی، سیاست و اهدافی که هیچ سنخیتی با منافع کارگران و مردم زحمتکش کردستان ندارد و تماما علیه آن است.
کارگران و مردم کردستان در انتخابات جمهوری اسلامی شرکت نمی کنند. مردم برای انتخابات هیچ قید و شرطی ندارند. مردم منتظر "دمکراتیزه شدن" سیاست در  جمهوری اسلامی نیستند. مردم توهمی به گشایش اقتصادی و فضای باز سیاسی از جانب بورژوازی حاکم برایران ندارند. کلیت این نظام با جناح های اصلاح طلب و دمکراسی خواه و نظامی و امنیتی اش برای کودن ترین فرد جامعه شناخته شده و امتحان پس داده است. برای هر کسی بویی از سیاست برده باشد، معلوم است که روحانی کماکان بهترین گزینه برای جمهوری اسلامی است.
شرکت نکردن در انتخابات و رای ندادن به معنای "نه" به کل این نظام است. توهم ها باید ریخته باشند، انتظارها باید پایان کشیده باشد، انتخاب طبقه کارگر ایران، کارگران کردستان و مردم زحمتکش، متحد و متشکل شدن و رهبری و سازماندهی یک مبارزه بی امان برای آزادی و معیشت و امنیت است. توقع و توهم و انتظار اینکه آزادی و رفاه و امنیت از درون جمهوری اسلامی حاصل شود، خودفریبی و بلاهت محض است. طبقه کارگر در سراسر ایران و کارگران و زحمتکشان و زنان و جوانان در کردستان سرنوشتی مشترک و غیر قابل تفکیک دارند. این سرنوشت را نباید به دست انتخابات ها و مضحکه ها و دروغ و فریب بورژوازی حاکم و اپوزیسیون سپرد.
ناسیونالیسم کرد، آبروباخته تر از آن است که بخواهد نقش فراخوان دهنده کارگران  و مردم زحمتکش کردستان برای "تحریم انتخابات" را بازی کند. نه راسان و جنگ نیابتی، نه دریوزگی بر درگاه اطلاعات جمهوری اسلامی و نه پوشیدن لباس مدنی و داعیه جامعه دمکراتیک آنهم برای "شرق کردستان"، نه کردستان ایران که اسمش را عوض کرده اند، جواب حل معضلات اقتصادی و سیاسی و معیشت و امنیت مردم کردستان نیستند. این ها بخشی ولو کوچک و بازنده در شریک شدن در قدرت اند. این ها بر تن مردم لباس نژادی و دینی و قومی و خلقی می پوشانند تا تقسیم جامعه به طبقات را انکار کنند، تا مبارزه طبقاتی را نفی و فدرالیسم و کنفدرالیسم شان را به کارگران و مردم زحمتکش بفروشند.
شرکت نکردن در انتخابات و رای ندادن، جزئی از مبارزه طبقه کارگر و زحمتکشان علیه کلیت نظام بورژوایی و سرمایه داری و مشقات و مصیبتهای آن است. انتخاب امروز مردم، تلاش، جدال و مبارزه برای آزادی و رفاه و امنیت برای کلیه شهروندان جامعه است.
دفتر کردستان حزب کمونیست کارگری- حکمتیست (خط رسمی)
فروردین ۹٦(آوریل ۲۰۱٧)

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت