.
يكشنبه ۴ تير ۱۳۹۶.
امروز:
Jun 25 2017.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

پنج شنبه, 24 فروردين 1396 ساعت 02:24

نسان نودینیان, داوود رفاهی: اخبار کارگری

بخش ایران:  نسان نودینیان
بخش بین المللی: داوود رفاهی
یک خبر تکاندهنده
زنان سرپرست خانوار را فقر و تهیدستی به زندان کشانده است.
این عنوان خبری تکاندهنده به نقل از اسدالله جولایی، رییس ستاد دیه کشور است. او میگوید اکثر زنان زندانی جرایم غیر عمد سرپرست خانوار هستند. آنها اغلب مادرانی هستند که برای تامین خانواده مجبور به گرفتن وام یا گرفتن پول از فردی شده‌‌اند و به دلیل ناتوانی در پرداخت پول راهی زندان شده‌‌اند.
زنان سرپرست خانواده از محرومترین بخش های جامعه هستند. این زنان به جای قرار گرفتن تحت پوش تامین های اجتماعی و تامین کسری درآمدشان برای هزینه مسکن و دیگر هزینه های زندگی خود، به جای برخورداری از تحصیل رایگان برای فرزندانشان و درمان رایگان و داشتن یک زندگی انسانی، بخاطر فقر و مقروض بودن راهی زندان میشوند.
تمامی این زنان و کسانی که بخاطر فقر در زندانند باید فورا آزاد شوند و تحت پوشش تامین اجتماعی با مستمری ای در حد همان سبد هزینه ٤ میلیونی که قبلا دولت اعلام کرده است قرار گیرند. بیمه درمان رایگان، تحصیل رایگان برای همه کودکان و تسهیلات لازم برای تامین مسکن حق همه مردم است.

کارگران کارخانه مدیران خودرو تجمع کردند
روز ٢٠ فروردین گروهی از کارگران کارخانه مدیران خودرو در اعتراض به طولانی بودن ساعت کاری و افزایش اجباری ساعت کارشان مقابل مسجد جامع شهر بم تجمع کردند. به گفته کارگران کارفرما به اجبار آنان را در روزهای تعطیل برای اضافه کاری نگه می دارد وتداوم این موضوع مشکلات زیادی را برای آنان بوجود آورده است. بطوریکه این کارگران ه روزی ١٢ ساعت کار انجام می دهند و به وضعیت نابسامان ایمنی و بهداشتی محیط کار خود اعتراض دارند. به گفته کارگران این واحد صنعتی فاقد سیستم گرمایشی وسرمایشی وهمچنین دستگاهای تهویه است.

ادامه اعتراضات کارگران بیمه کشاورزی مقابل مجلس اسلامی
صبح روز بیستم فروردین حدود ٥٠٠ نفر از کارگزاران صندوق بیمه کشاورزی در ادامه اعتراضات قبلی خود از شهرهای دور و نزدیک به تهران آمده و مقابل سازمان مدیریت در تهران تجمع کردند و خواستار رسیدگی مسئولان مربوطه به وضعیت نابسامان شغلی خود شدند.
تجمع کنندگان اعلام داشتند تا حصول نتیجه از اعتراضاتشان دست بر نخواهند داشت. سالهاست به آنها وعده های توخالی داده شده اما اقدامی نشده است.

تجمع رانندگان خدمات شهری شهرداری آبادان دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان مقابل فرمانداری!
روز٢٠روردین ٢٥ نفر از رانندگان خدمات شهری منطقه ٢ شهرداری آبادان دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان همراه با وسیله نقلیه خود مقابل فرمانداری این شهرستان تجمع کردند.
بنا بر خبر این رانندگان حدود یک سال برای کارکرد ماشین‌آلات از قبیل لودر، بولدرز و کامیون، از شهرداری منطقه ٢ آبادان طلبکارند. شهرداری منطقه ٢ آبادان چکی در وجه رانندگان صادر و به آنان تحویل داده ولی به تازگی این شهرداری در نامه‌ای به بانک عامل درخواست باطل کردن این چک‌ها را کرده است.

تجمع اعتراضی کارگران شرکت چشمه زاغی دهنو بروجن!
روز ٢٠ فروردین کارگران شرکت چشمه زاغی دهنو نسبت به اخراج شماری از کارگران توسط شرکت جدید خدمات شهری بروجن "عمران کارون شیری آب" تجمع اعتراضی برپا کردند. در حالیکه خبرگزاری های محلی خبر این حرکت اعتراضی را درج کرده اند، مهدی ملکیان مسئول خدمات شهری شهرداری بروجن شایع تجمع و اعتراض کارگران شرکت چشمه زاغی دهنو را تکذیب کرد. تا مبادا خبر در منطقه انعکاس یابد.

تجمع کارگران کارگران شرکت آب و فاضلاب اهوازبرای تبدیل وضعیت!
روزیکشنبه٢٠فروروردین حدود ٤٠ نفر از کارگران آب و فاضلاب اهوازباتجمع مقابل شرکت خواهان تبدیل وضعیت از نیروی حجمی به قراردادی شدند. بنا بر خبر این کارگران با سابقه ١٨ و ١٩ ساله در پست های سازمانی اپراتور، نگهبان و عمران ، تاسیسات ، فاضلاب و سپتیک مشغول به کارند که با عنوان نیروی حجمی در کنار سایر کارگران قراردادی این شرکت مشغول به کارهستند. با این تفاوت که آنها حتی از همان چندرغازهایی که بنا بر قانون کار شاملشان باید بشود، محرومند و در بیحقوقی مطلق کار میکنند.

اعتراض کارگران اخراجی پالایشگاه گاز بیدبلند به عمل فاشیستی فرماندار
عقب نشینی فرماندار و قول بازگرداندن کارگران اخراجی به کار
روزپنج شنبه ١٧فروردین ماه ٩٦ جمعی ازکارگران پالایشگاه گاز بیدبلند ٢دراعتراض به اخراجشان از کارتوسط فرماندار بهبهان تجمع کردند. آنها برای بازگشت بکار مقابل فرمانداری شهرستان بهمئی تجمع کردند. زیر فشار اعتراض کارگران در روز ١٨ فروردین وعده بازگشت این کارگران به کار داده شد.
بنا بر خبر فرماندار بهبهان صبح روز پنجشنبه ١٧ فروردین در اقدام فاشیستی و تفرقه افکنانه نزدیک به ٢٠٠ کارگر در فاز دوم پالایشگاه بیدبلند را اخراج کرد. براساس گزارش، او صبح روز ١٧ فروردین با حضور در جمع کارگران فاز دوم پالایشگاه بیدبلند، از کارگران بهمئی خواست که از بقیه جدا شوند و در گوشه ای بایستند و بعد از شناسایی، بلافاصله همه آنها را از پالایشگاه اخراج کرد. به گفته یکی از کارگرهای اخراجی، علی مظفری در پاسخ به دلیل این حرکت فاشیستی خود ، گفت: خاک خاک بهبهان است، برق برق بهبهان است و دلیلی ندارد یک بهمئی اینجا کار کند. این اقدام فرماندار با اعتراض شدید کارگران روبرو شد. بطوریکه روز ١٨ فروردین فرماندار بهبهان نیز زیر فشار اعتراض کارگران، اخراج به خاطر "غیر بومی" بودن را رد کرد و قول بازگشت به کار کارگران اخراجی را داد. زنده باد اتحاد کارگران

تجمع کارگران روغن نباتی‌قو در مقابل وزارت کار
صبح روز ١٦ فروردین نزدیک به ١٠٠ نفر از کارگران روغن نباتی قو در ادامه اعتراض قبلی خود با حضور در مقابل ساختمان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی پیگیر مطالبات شان شدند.بنا بر خبر دقایقی بعد از این تجمع، زیر فشار اعتراض کارگران، نمایندگان آنها توسط مسئولان وزارت کار برای گفتگو و مذاکره دعوت شدند. ٢٨٠کارگر این کارخانه بابت مزایای مزدی بهمن، اسفند، و بخشی از عیدی ٩٥سال گذشته طلبکارند. در این تجمع اعتراضی کارگران بنرهایی همراه داشتند که بر روی آن نسبت به عواقب تعطیل شدن این واحد صنعتی هشدار داده بودند.طبق خبر پیش از این مدیریت کارخانه روغن نباتی قو در مقام کارفرما از توقف فعالیت این واحد صنعتی تا خاتمه تیرماه خبر داده است و کارگران خواستار حفظ اشتغال خود و پرداخت فوری طلبهایشان هستند. کارگران روغن نباتی قو در ٢ روز ١٤ و ١٥ فروردین در محوطه محل کارشان تجمع اعتراضی بر پا کرده بود. کارگران روغن نباتی قو پیش از این در اسفند ماه سال ٩٥ تجمعی اعتراضی مقابل دفتر سهام دار عمده این کارخانه برگزار کرده بودند.

تجمع خانوادگی کارگران اخراجی دانشگاه صنعتی جندی شاپوردزفول برای بازگشت کار!
روز ١٥ فروردین،جمعی از کارگران اخراجی خدمات و فضای سبز دانشگاه صنعتی جندی شاپوردزفول بهمراه خانواده دراعتراض به بیکارشدن وبرای بازگشت بکار مقابل فرمانداری تجمع کردند.بنا بر خبر تیرماه پارسال از سوی پیمانکار طرف قرارداد دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول اخراج شدند در حالی که هر کدام از این کارگران بین ١٠تا ١٧سال سابقه کار دارند و متاهل و دارای فرزند هستند. ١٥ نفر از نیروهای کارگر توسط این شرکت پیمانکاری اخراج شدند و از آن زمان تا کنون تحت عنوان "بیمه بیکاری" ماهانه فقط ٨١٢ هزار تومان دریافت کرده اند . عیدی و پاداش هم به آنها تعلق نگرفته است. در این حرکت اعتراضی همسر یکی از کارگران با اعتراض میگوید::با حقوق بیمه بیکاری توانایی اداره زندگی با ٢ فرزند را نداریم.هرماه حدود ١٠٠هزار تومان از حقوق کارگران کم می شود و معلوم نیست کجا می رود. علاوه بر این امسال عیدی به ما پرداخت نشد و حقوق اسفندماه نیز تازه شب گذشته پرداخت شده است.

تجمع اعضای کتابخانه مرکزی یاسوج دراعترض به کاهش ساعت مطالعه مقابل استانداری!
روز ١٥ فروردین جمعی از اعضای کتابخانه مرکزی یاسوج در اعتراض به کاهش ساعت مطالعه مقابل استانداری کهگیلویه و بویراحمد تجمع کردند.

شکایت تعدادی از کارمندان وزارت نفت به دیوان عدالت اداری بابت حقوق پایه ٤٤٠هزار تومانی
تعدادی از کارمندان استخدامی سال ٩٣ وزارت نفت، شکایت خود را بابت حقوق پایه ٤٤٠ هزار تومانی به دیوان عدالت اداری بردند .
تعدادی از کارمندان استخدامی سال ٩٣وزارت نفت ، اجرای کامل و یا لغو کامل دستور العمل قانون و اختیارت وزارت نفت (ماده ١٠ ) را خواستار و به دیوان عدالت اداری شکایت کردند .
بندهایی از جمله افزایش سن بازنشستگی از ٦٠ سال به ٦٥ سال و افزایش مدت پیمان برای کارمندان جدیدالاستخدام از ٢ سال به ٣ و ٥ سال و همچنین عدم افزایش پایه های حقوقی در سنوات بعدی، از عمده دلایل مطرح شده در این شکایات است.
نکته قالب توجه در شکایت تعدادی از این کارمندان، پایه حقوق ٤٤٠هزار تومانی است که برای آنها تعیین شده است.

درگیری مردم اهواز با نیروی انتظامی و شلیک تیر هوایی
روز پنجشنبه ١٧فروردین ماه ٩٦ مردم اهواز در منطقه کوی ملت با ماموران شهرداری درگیر شدند. اهالی منطقه کوی ملت اهواز با ماموران شهرداری که برای تخریب خانه‌های آنها آمده بودند درگیر شدند و با سنگ به شیشه‌های لودر و مأموران نیروی انتظامی می‌زدند.
شهرداری برای تخریب خانه‌های مردم کوی ملت اهواز لودر آورده بود. ماموران نیروی انتظامی برای پراکنده کردن مردم تیر هوایی شلیک کردند و همزمان دو نفر از لباس شخصی‌ها با موبایل فیلم می‌گرفتند.
بخش عظیمی از درآمد خانواده ها را هزینه مسکن می بلعد. حداقل دستمزد ٩٣٠ هزار تومانی را برای کارگران تصویب کردند. بخشی عظیمی از در آمد خانواده ها را هزینه مسکن می بلعد. خبری از بیمه های اجتماعی چون درمان رایگان، تحصیل رایگان و تسهیلات تامین مسکن نیست. آنوقت کار سرکوبگران شهرداری تخریب خانه های مردم است.
از اعتراض مردم کوی ملت اهواز وسیعا حمایت کنیم.
مردم نه تنها در برابر این تعرضات می ایستند بلکه حق و حقوقشان را میخواهند. به دستمزدهای زیر خط فقر اعتراض دارند. خواستار افزایش فوری دستمزدها در قدم اول به بالای سبد هزینه ٤ میلیون تومانی ای هستند که قبلا اعلام کرده اند، خواستار درمان رایگان برای همه و تحصیل رایگان برای فرزندانشان هستند. خواستار مسکن مناسب هستند. اینها از جمله خواستهای فوری کارگران و بخش عظیم مردم و بندهای مهمی از قطعنامه های روز جهانی کارگر است. روز جهانی کارگر نزدیک است با اعلام روشن خواستهایمان به استقبالش برویم.

اعتصاب ٣روزه رانندگان سرویس مدارس شهر آسارای استان البرز!
رانندگان تاکسی و سرویس مدارس منطقه آسارا استان البرز دست به اعتصاب زده اند. آنها می گویند که مدارس و پیمانکاران از سال گذشته تاکنون حسابشان را تسویه نکرده اند. تسویه این رانندگان سبب شده ٣ روز دانش آموزان آسارایی به مدرسه نروند و همچنان در تعطیلی نوروزی باقی بمانند.
برپایه گزارشات رسانه های خبری،سرویس مدارس یکی از مشکلات همیشگی مدارس و والدین بوده است. بسیاری از مدارس با عقد قراردادی تعدادی خودرو در اختیار می گیرند که معمولا از نظر ایمنی درجه پایینی دارند از طرفی تعداد زیادی دانش آموز را در یک خودرو جا می دهند. حال عدم تسویه حساب کار را برای رانندگان هم سخت تر کرده است.

تجمع اعتراضی کارگران چوب و فلز چوکا در اردکان
جمعی از کارگران چوب و فلز اردکان روز یکشنبه ٢٠فروردین ٩٦ در مقابل دفتر عضو مجلس ارتجاع از این شهر تجمع اعتراضی برگزار کردند. آنها به بلاتکلیفی و پرداخت نشدن دو ماه حقوق عقب‌افتاده اعتراض کردند.
کارگران معترض می‌گویند هیچ اطلاعی از تصمیمات مقامات نداریم و نمی‌دانیم چه زمانی قرار است به‌سر کار بازگردیم؛ حتی برای سال گذشته تسویه‌حساب مالی انجام نداده‌اند و مطالبات ما را نپرداخته‌اند.
این کارگران ١٤ فروردین نیز مقابل فرمانداری رژیم در اردکان تجمع اعتراضی برگزار کردند، اما نتیجه‌یی نگرفتند.

تجمع کارگران قند ممسنی مقابل درب کارخانه
بدنبال ادامه تاخیر در پرداخت مطالبات مزدی کارگران «قند ممسنی» در مقابل درب ورودی کارخانه تجمع کرده‌اند. کارگران که پیش از این در کارخانه قند ممسنی اشتغال داشتند، در نوزدهمین روز از سال جاری در اعتراض به تعطیلی کارخانه و تاخیر در پرداخت دستمزد در ٣٦ ماه گذشته مقابل درب ورودی این کارخانه تجمع کردند.
این کارگران می‌گویند، کارخانه قند ممسنی که در شهرستان رستم استان فارس واقع شده به بهانه شرایط بد اقتصادی، مرداد ماه سال ٩٥ تعطیل اعلام شده و همه کارگران آن بیکار شده اند. به همین دلیل آنها در این واحد صنعتی مدام در حال اعتراض هستند.

تجمع اعتراضی میوه‌فروشان مریوانی نسبت به تصمیمات فرماندار و شهردار مریوان!
میوه‌فروشان شهر مریوان در اعتراض به تصمیم جمع‌آوری ماشین‌های میوه‌فروشی در سطح این شهرستان مقابل شهرداری مریوان تجمع کردند و اعتراضاتشان را نسبت به تصمیم جدید فرماندار و شهردار مریوان بنمایش گذاشتند.
یکی از میوه‌فروشان مریوانی که نخواست نامش فاش شود به تسنیم گفت: فرماندار و شهردار مریوان با تصمیم جدیدی که گرفته‌اند همه میوه‌فروشان سطح شهر مریوان را جمع کردند و یک کیلو گوجه فرنگی در این شهر به ٥ هزار تومان رسیده و مردم توان خرید آن را ندارند.
وی گفت: مردم این شهر واقعاً مشکل دارند و حقیقتاً همه ما میوه‌فروشان همراه با افراد خانواده‌هایمان نسبت به تصمیم فرماندار مریوان اعتراض داریم.
یکی دیگر از میوه‌فروشان که مقابل فرمانداری مریوان تجمع کرده بود اظهار داشت: در نامه‌ای که به میوه‌فروشان داده شده قید شده که میوه‌های غیربهداشتی را فروختیم این در حالی است که میوه‌فروشان بازار مریوان به ما مراجعه می‌کنند و میوه‌ها را با قیمت پایین از ما می‌خرند و در داخل مغازه‌های خود با قیمت بالا به فروش می‌رسانند.
وی گفت: بنده حاضرم هرکدام از مغازه‌دارانی که شما انتخاب کنید به مغازه‌اش برویم و صحت اینکه میوه‌های خودشان را از ما خریده‌اند ثابت کنم و سؤال اینجاست که چطور میوه‌های این مغازه‌داران که میوه خود را از ماشین‌های ما می‌خرند غیربهداشتی نیست.
یکی دیگر از میوه‌فروشان که ٧ سال است در شهر مریوان میوه‌فروشی می‌کند اظهار داشت: بنده به جز این کارم هیچ شغل دیگری ندارم و از ناحیه دست‌هایم نیز مجروح هستم و با این شغل میو‌ه‌فروشی می‌خواهم برای خود اشتغال‌زایی کنم اما «فرماندار و شهردار مریوان» اجازه نمی‌دهند و گفتند هر کاری که می‌توانید انجام دهید.
وی گفت: خواسته میوه‌فروشان این است که مکانی را در داخل شهر مریوان برای ما اختصاص دهند و مشکل این مردم را حل کنند.

کارگران
به مناسبت سالروز بیانیه مشترک اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده
یکسال از بیانیه مشترک اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده گذشت. سال گذشته در روز ٢١ فروردین ماه جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی با انتشار بیانیه ای از داخل زندان اوین اعلام کردند به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر از روز دهم اردیبهشت ماه بر علیه امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان دست به اعتصاب غذا خواهند زد. در پ                                                                                                                                                                                                                                    ی صدور این بیانیه مشترک و آغاز اعتصاب غذا توسط این دو فعال برجسته صنفی، جنبش عظیمی در حمایت از آنان و بر علیه امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی شکل گرفت که نهایتا منجر به آزادی موقت اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده گردید. با این حال اسماعیل عبدی بار دیگر از روز ١٩ آبانماه سال گذشته زندانی شد و برای بازداشت جعفر عظیم زاده نیروهای امنیتی به منزلش یورش بردند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با قدردانی از مبارزات عدالتخواهانه اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده  و ایستادگی آنان در برابر تداوم  سیاست امنیتی کردن اعتراضات  کارگران و معلمان، با باز انتشار بیانیه مشترک آنان از همه کارگران و معلمان در سراسر کشور میخواهد در آستانه اول ماه مه و روز معلم با خواست آزادی فوری اسماعیل عبدی، بهنام ابراهیم زاده و همه زندانیان آزادیخواه و عدالت طلب، خواهان برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های  آنان و پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی بشوند.  

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ٢١ فروردین ماه ١٣٩٦

بیانیه جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی پیرامون اقدام به اعتصاب غذا از روز دهم اردیبهشت ماه ١٣٩٥

امروزه بر  هیچ انسان شریف و منصفی پوشیده نیست که میلیونها کارگر و معلم و دیگر زحمتکشان کشور با شرایط معیشتی طاقت فرسا و غیرقابل تحملی دست به گریبانند و سالهاست ابتدایی ترین حقوق انسانی آنان به طور وقفه ناپذیری پایمال می شود.

تحمیل دستمزدهای زیر خط فقر،عدم پرداخت به موقع دستمزدها در ابعادی گسترده، نابودی کامل امنیت شغلی اکثریت قریب به اتفاق کارگران با قراردادهای موقت و سفید امضا و بخش چشمگیری از معلمان تحت عناوین مختلفی همچون معلمان آزاد،حق التدریس،شرکتی،پیمانی و پیش دبستانی،بکارگیری معلمان آزاد بامدارک تحصیلی لیسانس و بالاتر با حقوق سیصدهزارتومانی و بدون بیمه،نهادینه کردن گسترده شرکتهای پیمانکاری در صنایع بزرگ و متوسط دولتی و غیردولتی و غارت مضاعف دسترنج کارگران ،گسترش کار کودکان، عدم اجرای کامل قانون نظام هماهنگ پرداخت و مصوبات هیات وزیران در مورد فرهنگیان شاغل و بازنشسته، رشد فزاینده مدارس غیرانتفاعی و هیات امنایی و نابودی تدریجی آموزش و تحصیل رایگان، غارت و چپاول صندوق تامین اجتماعی و برخی دیگر از صندوقهای بازنشستگی، ممنوعیت ایجاد تشکلهای مستقل کارگران و معلمان و امنیتی کردن اعتراضات آنان، قطع سوبسید کالاهای اساسی مانند نان،آب،برق، گاز، لبنیات و…،تنها گوشه هایی از بی عدالتیها و شرایط مشقت باری است که بر کارگران و معلمان تحمیل شده است.

تحمیل چنین وضعیتی بر کارگران و معلمان و دیگر زحمتکشان به مثابه اکثریت عظیم مردم ایران ،امروزه عرصه را چنان بر زندگی و هستی آنان تنگ کرده است که علیرغم جا افتادن اجباری کار روزانه ١٢ ساعته و حتی ١٨ ساعته در میان کارگران به عنوان ساعت کار معمول و روی آوری معلمان به مشاغل دوم و سوم،آنان نه تنها قادر به تامین حداقلهایی از استانداردهای زندگی امروزی نیستند، بلکه اکثریت عظیمی از آنها از خط فقر به خط بقا رانده شده اند.

اما پاسخ دولتهای مختلف به این وضعیت فلاکتبار ،تنها و تنها تشدید سرکوب اعتراضات صنفی کارگران و معلمان ،تلاش برای تحمیل بی حقوقی بیشتر به آنان و بر این بستر تسهیل زمینه های غارت و چپاول روز افزون سفره های خالی آنها بوده است.

بطوریکه در نتیجه این سیاستها از زمان استقرار دولت روحانی به این سو بخشنامه ممنوعیت اعتصاب و اعتراض از سوی قوه قضائیه بطور رسمی به برخی مراکز کارگری ابلاغ شده،دامنه سرکوب اعتراضات کارگران و معلمان در ابعادی سراسری به اعتراضات آرام آنان در محل کارشان گسترش پیدا کرده،صدها کارگر و معلم احضار ،بازداشت و تحت تعقیب قضایی قرار گرفته اند، چهره های موثر معدود تشکلهای مستقل کارگران و معلمان با اتهامات سنگین امنیتی مواجه شده اند و تعدادی از آنان و منجمله ما در حال گذراندن حبسهای طولانی در زندانهای کشور هستیم.

به ما اتهام “اجتماع و تبانی به  قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور” زده اند و بر این اساس با حکم های طویل المدت در زندان اوین محبوس هستیم. ما همچون هزاران کارگر و معلم معترض ، هیچ فعالیتی جز دفاع از کرامت انسانی خود و هم طبقه ای هایمان نداشتیم. تمام فعالیتهای ما و دیگر همکاران زندانی مان در کانون صنفی معلمان ،اتحادیه آزاد کارگران ایران و دیگر تشکلهای مستقل کارگری و معلمان در مقابل دیدگان افکار عمومی قرار دارد و بر همگان روشن است.

فعالیتهای ما برای دست یابی به مطالبات قانونی و انسانی مان چنان محرز است که حتی مصادیقی هم که بر اساس آنها در پرونده هایمان به ما اتهامات امنیتی وارد کرده اند تماما معطوف به فعالیتهایی از قبیل جمع آوری امضا در اعتراض به دستمزدهای زیر خط فقر ،ایجاد تشکلهای مستقل کارگران و معلمان و فعالیت در آنها،شرکت در تجمعات صنفی در مقابل مجلس  و وزارت کار و ارائه نامه های اعتراضی به نهادهای مسئول و دیگر کنشکریهای صنفی است.

بدینگونه بر اساس مستندات رای هایی که بر علیه ما صادر شده است باید گفت هر گونه تلاش برای اجرای قوانین حداقلی موجود و مبارزه برای بهبود شرایط زندگی و معیشت کارگران و معلمان در این کشور اقدام علیه امنیت ملی محسوب میشود.

ما میدانیم و بر این امر اذعان داریم که با فعالیتهایمان امنیت و آسایش کسانی را که بر بستر قانون شکنی و تحمیل  فقر و فلاکت بر کارگران و معلمان سالیان سال دست به غارتگری زده اند به خطر انداخته ایم و با اصرار بر تحقق خواستهای بر حق مان تداوم منافع چپاوگرانه ی آنان را به چالش کشیده ایم.

اما آنان با نشاندن منافع و امنیت خود به جای امنیت ملی کشور و بر این بستر با هدف وا داشتن کارگران و معلمان معترض برای تمکین به وضعیت فلاکتبار موجود، ما و دیگر فعالین کارگری و معلمان را به بند کشیده اند.

لذا ما در گرامیداشت اول ماه می روز جهانی کارگر و اعلام همبستگی با کارگران جهان ،به مناسبت این روز بزرگ در اعتراض به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و تجمعات و اعتصابات کارگران و معلمان ، دستمزدهای زیر خط فقر ، ممنوعیت برگزاری مستقلانه و آزادانه روز جهانی کارگر و روز جهانی معلم،  عدم شفافیت و عمل موثر سازمان جهانی کار ILO در قبال  نقض حقوق بنیادین کارگران و معلمان ایران و با خواست خارج کردن اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور” و دیگر اتهامات امنیتی  از پرونده های مفتوح کارگران و معلمان معترض و برداشتن اینگونه اتهامات جعلی و ساختگی از پرونده های خود و دیگر فعالین کارگری و معلمان زندانی از روز دهم اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهیم زد.

رونوشت به : کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری ITUC و سازمان جهانی معلمان EI

جعفر عظیم زاده                     اسماعیل عبدی

زندان اوین – بند ٨                 زندان اوین- اندیشگاه ٨

گزارش
اخراج ٢٥ کارگر «تولی‌پرس» و«بسته بندی البرز» در نخستین روز کاری
در نخستین روز کاری واحد‌های تولیدی «تولی‌پرس» و «بسته‌بندی البرز» در سال ٩٦، تعداد ٢٥ نفر از مجموع کارگران این کارگاه تولیدی از حضور دوباره در محل کار خود منع شدند.
شماری از کارگران شاغل در دو کارخانه تولی پرس و بسته بندی البرز در تماس با خبرنگار ایلنا، گفتند: صبح امروز پس از مراجعه به محل کارشان مطلع شدند که تعداد ٢٥ نفر از همکاران آنها از ورود به محل کار خود منع شده‌اند.
شمار کارگران شاغل در دو واحد تولیدی «تولی پرس» و «بسته بندی البرز» که در استخدام کارفرمایی واحد هستند، در حدود ٥٨٠ نفر برآورد می‌شود و از قرار معلوم مدیریت این دو واحد تولیدی به منظور تعدیل قسمتی از این کارگران از ورود ٢٥ کارگر یاد شده به درون محل کارشان جلوگیری کرده است.

زنده زیر خاك (روایت نجات یافتگان زلزله کرمان ١٢سال بعد از زلزله زرند کرمان )
یكی از بازماندگان زلزله كرمان: ٤ سالی كه در زندان بودم همسر و بچه شیرخواره‌ام در چادر زندگی می‌كردند بازمانده‌ای كه بعد از ٢٧ساعت از زیر آوار بیرون آمد: پایم سنگین است و درد امانم را بریده است
نیره خادمی| یک لحظه لرزش، صدای سنگین آوار و بعد دیگر سقف بود که امان نداد. همه آنها خانه‌خراب شدند. خیلی‌ها حبس‌شده در زیر آوار جان دادند و بعضی‌ها هم زنده بعد ازساعت‌های طولانی از زیر خاک زنده بیرون آمدند. ‌سال ٨٣ و چهارمین روز اسفند بود که زلزله‌ای ٦ و ٤دهم ریشتری زرند کرمان را زیرورو کرد. شب قبلش طوفان عجیبی همه را ترسانده بود، صبح اما بعد از زلزله باران تندی شروع شده بود، انگار سیل آمده بود. حالا حرف‌های زیادی از آن روز و شب هست و از آن آدم‌هایی که بی‌خانمان شدند، حالشان بد بود و شاید بدتر شدند. بعد از ١٢‌سال هنوز هم خون حادثه در رگ‌های آنهاست.
روایت اول- ٤‌سال چادرنشینی، ١٨‌میلیون بدهکاری
صدای كشدار جیغ دو دخترش هنوز درگوش‌هایش می‌پیچد كه او را می‌خواندند، تنها ٥ دقیقه به ٦ صبح مانده بود كه زلزله آمد. صبحانه خورده بود و مثل همیشه می‌خواست، برای كارگری به معدن برود. همسرش، فائزه یك‌ساله را شیر می‌داد اما دو دختر دیگرش خواب بودند. «احمد آقا میرزایی» كتش را دستش گرفته بود كه یك دفعه تكان‌های شدید شروع شد، دیوارها ترك برداشت و سقف خانه روی سرشان خراب شد. آخرین صدایی كه آن روز احمد آقا از دخترهایش شنید، جیغ كشداری بود كه خیلی سریع قطع شد. بعد فقط صدای آوار بود و ضجه‌های در هم پیچیده. او  هم مثل خیلی‌های دیگر دراین زلزله خانه و زندگی و دو كودكش را زیر آوار از دست داد، اما قصه زندگی‌اش كمی با بقیه اهالی روستا فرق می‌كند: «یك‌بار هم دو‌سال قبل از خانه خراب شده بودم.» دی‌ سال ٨١ بود كه خودرو او روی زمین یخ لیز خورد و تصادف كرد. كارگری كه همراهش بود، از پنجره به بیرون پرتاب شد و فوت کرد. بعد از این بود كه رفت‌وآمد احمدآقا به دادگاه شروع شد. ٤ماه به زندان رفت و برایش ٣٥میلیون دیه تعیین كردند. از زندان كه بیرون آمد، دو‌سال به او مهلت دادند تا دیه را پرداخت كند اما ٦ماه كه به پایان مهلتش مانده بود تا رضایت بگیرد یا دیه بپردازد، زلزله آمد و كام زندگی آنها را برای همیشه تلخ كرد: «چهار‌سال كه من در زندان بودم، همسر و بچه شیرخواره‌ام در چادر زندگی می‌كردند.» تا تابستان ٨٤ نتوانست رضایت بگیرد یا دیه را پرداخت كند، برای همین با داغ دو دختر ٨ساله و ١٣ساله‌اش راهی زندان شد. ٤‌سال بعد كه از زندان بیرون آمد، ٣٥میلیون تومان برای پرداخت دیه وام گرفت، اما انگار روزگار سر یاری نداشت؛‌ سال ٩١ معدن تعطیل شد و  احمدآقا هم مثل همه كارگران شركت معدن از كار، بیكار شد. حالا ١٨میلیون تومان از بازپرداخت وام دیه مانده است، او با كارگری دریك مغازه میوه‌فروشی تنها روزی ١٠‌هزارتومان درآمد دارد و با زمین و وامی كه دولت به آنها داده، حالا دریك خانه نیمه‌ساخته
 زندگی می‌كند.
١٢‌سال از زلزله زرند كرمان گذشته است و یك دختر و یك پسر دیگر هم به خانواده میرزایی اضافه شده‌اند، اما هنوز هم شمع خاطرات آن روزها روشن است: «فاجعه بود. توصیف‌شدنی نیست.» زلزله كه آمد، مادر و كودك با آقای میرزایی تقریبا دریك محل مدفون شدند. لحظات اول فشار آوار كمتر بود، اما پس‌لرزه‌های بعدی بیشتر فضای آنها را تنگ‌تر می‌كرد. خانم میرزایی كه موقعیت بهتری داشت، كمی خود را آزاد كرد و بعد خاك سنگ‌ها را از روی سر شوهرش كنار زد تا راه نفسش باز شود: «اگر همسرم نبود، مثل دخترانم جان می‌دادم. مدیون زنم هستم.» باران شدیدی می‌بارید و هوا هم سرد بود. یك سنگ بزرگ وسط جاده افتاده بود، برای همین نیروهای امداد خیلی دیر یعنی، ساعت ١١ به محل رسیدند. كسانی هم كه در روستاهای اطراف زندگی می‌كردند، برای نجات اقوام خود آمده بودند و همین‌ها نزدیك به ٤ساعت بعد به همراه پسرخواهر خانم آقای میرزایی او، همسر و یك فرزندش را زنده از زیر خاك بیرون كشیدند: «خدا خواست كه دختر یك‌ساله‌ام زنده ماند، او را به شكل ایستاده پیدا كرده بودند، اما چراغ خوراك‌پزی زیر پایش بود و كف پایش را سوزاند. حالا هم كه كلاس هشتم است، كف یكی از پاهایش فرورفتگی دارد و همیشه یك لنگه از كفش‌هایش گشاد است.»
روستا دیگر روستا نبود، یك مخروبه در هم فرو رفته بود. نجات‌یافتگان از زیر آوار بعد در زیر باران حتی كفشی هم به پا نداشتند. آمبولانس‌ها كه رسیدند، مجروح‌ها به بیمارستان‌های كرمان و زرند و بقیه روستاها منتقل شدند. «بیمارستان‌های شلوغ بودند، تخت نداشتند و تجهیزاتشان اصلا كافی نبود. دست و دنده‌هایم شكسته بود و سرم هم ١٥ بخیه داشت، اما دربیمارستان داروی بی‌حسی نداشتند. بعد هم كمك‌های امدادی بیشتر به كسانی رسید كه وضعیت‌شان بهتر بود، اما یكسری از بدبخت، بیچاره‌ها مثل ما یا دربیمارستان بودند یا دنبال جنازه‌های عزیزانشان.»
همسر او با اصرار حاضر می‌شود تا همراه دختر شیرخواره‌اش به بیمارستان برود، اما به دلیل شلوغی جاده آمبولانس آنها را به كرمان می‌برد. میرزایی هم درهمان لحظه‌های اول حاضر نمی‌شود به بیمارستان برود: «گریه می‌كردم و فریاد می‌زدم، تا بچه‌هایم را از زیر آوار بیرون نیاورم، هیچ‌جا نمی‌روم.» میرزایی دركنار آوارها ماند، اما از هوش رفت و چند ساعت بعد وقتی روی تخت بیمارستان چشم باز كرد، صورت دكتر را دید. اولین حرف او، پرس‌وجو از حال دخترانش بود: «پزشك برای تسلی‌دادن من گفت كه آنها را بیرون آورده‌اند و دربیمارستانند اما من نگران بودم، شب با مسئولیت خودم از بیمارستان مرخص شدم تا به دنبال خانواده‌ام بروم. اسم همسر و دخترم دربیمارستان‌های زرند یا بین فوتی‌ها نبود. پیدایشان نمی‌كردم، ترسیده بودم كه نكند فوت كرده باشند تا اینكه همسرم خبر داد در بیمارستان كرمان بستری هستند.»
روایت دوم- نبرد ٢٧ساعته با مرگ، در آرزوی یک پای مصنوعی
چند خانه آن‌طرف‌تر «زهرا» هنوز درخواب و بیداری سر صبح، پلك‌هایش را باز و بسته می‌كرد كه تكان‌های شدید زمین را حس كرد تا به خود آمد و به سمت در دوید، آوار امان نداد و او هم مانند مادر و پدرش زیر خاك مدفون شد. همه فكر می‌كردند او مرده است اما بعد از ٢٧ساعت نجات پیدا كرد. قرار بود بعد از عاشورا و تاسوعا، اولین روز كارورزی خود را در خانه بهداشت زرند شروع كند. شب قبل طوفان‌های شدید او را هم مثل بقیه تا صبح در خواب و بیداری نگه داشته بود. زلزله که آمد، با مادرش به سمت در دویدند اما سقف و دیوار خانه امان نداد و فرو ریخت. همان لحظه‌های اول مادر كه كنار زهرا خوابیده بود، زیر آوار فوت كرد، اما زهرا زیر خاك نفس می‌كشید: «چون مادرم كنارم بود، نمی‌ترسیدم. فكر می‌كردم كه زنده است. صدایش می‌زدم اما جواب نمی‌داد. گفتم شاید از هوش رفته است. دردی نداشتم فقط هربار كه پس‌لرزه می‌آمد، فشار آوار روی من بیشتر می‌شد. آرزو می‌كردم كسی نجاتم دهد یا بمیرم. دعا می‌كردم و آیه می‌خواندم.»
خانه‌ای كه زهرا و مادرش در آنجا خواب بودند، تیرآهن بود اما بقیه خانه‌های روستا سنگی بود؛ برای همین به‌طور كامل تخریب شد و همه فوت كردند: «پدر، پسرخواهرم، عروس‌مان، دختر برادرم، دایی، عمه، زن‌عمو، همه را از دست دادیم.»
حالا ازهمه فامیل تنها ٩ خواهر و برادر زهرا زنده مانده‌اند: «زیر آوار همه صداها را می‌شنیدم، صدای بارانی كه شدید می‌آمد، صدای بالادهی‌ها، صدای خودرو‌ها و صدای ناله مردم، اما من هرچه صدا می‌زدم، صدایم را نمی‌شنیدند.» باران شدید بود و كاری از پیش نمی‌رفت. همه فكر می‌كردند كه او هم مرده است و حتی كنار پدر و مادرش برای او هم قبر گرفته بودند، اما همان شب یك نفر درخواب شوهرخواهرش از زنده‌بودن او حرف می‌زند، برای همین ساعت ٦ صبح همگی قبل از اینكه كار آواربرداری شروع شود، به آنجا رفتند و زهرا را صدا زدند. زهرا همه صداها را می‌شنید و سعی می‌كرد دیگران را صدا بزند تا جایش را پیدا كنند. بالاخره ٩ صبح همان روز زهرا را از زیر آوار  بیرون كشیدند درحالی كه پاهایش میان آوار، دو زانو محبوس مانده بود و موهایش دور تیرآهن پیچیده شده بود.
زهرا را به بیمارستان بردند، اما به علت شدت صدماتی كه به پاهایش وارد شده بود، بعد از ٢١روز، یكی از پاهایش را از دست داد و حالا یك پای مصنوعی دارد: «وقتی پیدایم كردند، وضعیت خیلی بدی داشتم، گوشت پایم سیاه و رگ‌هایش له شده بود. بعدها دامادمان می‌گفت كه ناشكری نكن، تو را خدا نجات داده است.» زهرا تا ٤٠روز هنوز نمی‌دانست كه پدر و مادرش هم فوت كرده‌اند. هركسی هم برای ملاقات می‌رفت، می‌گفت كه نگران نباش پدر و مادر بیمارستان هستند: «ازهمان لحظه‌ای كه بیرون آمدم، نگران مادرم بودم، اسمش را صدا می‌زدم و گریه می‌كردم.» مادر زهرا قالیباف بود و پدرش کشاورز. حالا او هم به‌عنوان «بهورز» درخانه بهداشت کار می‌کند.‌ سال ٨٦ ازدواج کرد و حالا سه تا دختر قدونیم‌‌قد دارد. ناشکری نمی‌کند، اما از کل دنیا یک پای مصنوعی سبک و راحت آرزوی زهرای ٣٣ساله شده است: «پایم سنگین است، امانم را بریده، نمی‌توانم به راحتی راه بروم. حتی وام هم نمی‌دهند که با آن یک پای جدید بخرم. می‌گویند یک‌بار ١٣‌میلیون تومان برای زلزله وام گرفتی و دیگر امکان آن نیست. کم چیزی نیست خانم! ما همه چیزمان را در زلزله از دست دادیم و حالا یک وام ٨ یا ١٠‌میلیون تومانی در برابر آن همه بدبختی هیچی نیست.»
روستای سرداغ از توابع دهستان حتكن شهرستان زرند‌ سال ٨٣ مانند روستاهای «خانوک» و «اسلام‌آباد» از ناحیه «داهوئیه»، «حتکن» لرزید و حدود ٣٠ پس‌لرزه داشت. زلزله زرند در آن‌ سال جمعا حدود ٩٠٠نفر را به كام مرگ برد. بعد از زلزله درمنطقه باران می‌بارید و همه جا گل‌ولای بود، برای همین آواربرداری و کمک به آسیب‌دیدگان سخت بود. در یك لحظه بیشتر از ٣ روستا ازجمله روستای «سرباغ» با خاك یكسان شد كه حالا تقریبا هیچ سكنه‌ای در آن وجود ندارد.

از خط تولید فولاد تا پشت دخل تره بار؛
میوه فروشی پایان کار آهنگران
دلش نمی‌خواست به تهران بیاید ؛ نمی خواست از سالها سابقه کار صنعتی چشم بپوشد و کارگر روزمزد و فصلی باشد. دلش پیش کارخانه فولاد جامانده بود؛ پیش کوره‌های ذوب و خطوط تولید ورق‌های آهن.
ساعت پنج صبح است؛ هوا کاملا تاریک ؛ نم نمک می‌رود که گرگ و میش شود. آقای نون از اتاقک پشت غرفه بیرون می‌آید و مشغول چیدن بارهای میوه می‌شود. کارتن‌ها و جعبه‌ها که شب خالی شده‌اند، بایستی قبل طلوع آفتاب چیده شوند.
این آغاز یک روز کاری در یکی از میادین میوه و تره‌بار تهران است. روزی که از ساعت پنج صبح شروع می‌شود و تا نیمه های شب ادامه دارد. کارگرانی که ته‌چهره شان از خستگی فریاد می‌زند،  خواب‌آلود دست به کار می‌شوند و میوه‌ها و سبزیجات را کنار هم می‌چینند؛ اواخر زمستان است، میوه‌ها و سبزیجات زمستانی در سرمای سر صبح تهران؛ کامیون ها به نشانه شروع روز از دور نفیر می‌کشند و سیب، نارنگی، کرفس و کاهو در غرفه‌ها چیده می‌شوند؛ آماده عرضه به بازار، آماده برچیدن و تلنبار شدن در کیسه های خرید مردم.
اما قصه آقای نون در همین جا آغاز نشده است. فولاد زاگرس که تعطیل شد، آقای نون چند وقتی در قروه ماند؛ حقوق بیکاری گرفت و مثل خیلیهای دیگر منتظر ماند که شاید دوباره گشایشی حاصل شود و کارخانه رونق بگیرد. بعد از نزدیک به دو سال راهی تهران شد؛ خیلی از هم ولایتیهاش در میدانهای میوه و تره بار در گوشه و کنار تهران مشغول بودند و او فکر می‌کرد شاید کارگری در این میادین، راه حلی باشد برای گذران زندگی، برای امرار معاش خانواده‌ای که مجبور شدند در کردستان بمانند و چشم انتظاری بکشند.
دلش نمی‌خواست به تهران بیاید ؛ نمی خواست از سالها سابقه کار صنعتی چشم بپوشد و کارگر روزمزد و فصلی باشد. دلش پیش کارخانه فولاد جامانده بود؛ پیش کوره‌های ذوب و خطوط تولید ورق‌های آهن.
جرئت نداریم اسم بیمه را بیاوریم
حالا چندماهی است که تهران است؛ در پایتخت جاگیر شده و مشغول کاری است که از شرایطش به هیچ وجه راضی نیست:« اینجا ساعت کاری مشخصی نداریم، گاهی نیمه شب تا صبح بارها را می‌چینیم، بعد چند ساعت استراحت می‌کنیم و باز تا هشت شب کار می‌کنیم؛ حقوق و مزایای چندانی هم نداریم؛ هفتگی به ما پرداخت می‌کنند؛ از مرخصی و بیمه هم خبری نیست؛ جرئت نداریم اسم بیمه را بیاوریم، اگر درخواست بیمه کنیم، می‌گویند بفرمایید خوش آمدید...»
آقای نون شب‌ها را پشت همان غرفه‌ای که کار می‌کند، به همراه کارگران دیگر می‌خوابد؛ ماههاست که خانواده‌اش را ندیده و فقط هفته به هفته مقداری پول ناچیز به حساب آنها در قروه واریز می‌کند.
کارگری که سالها سابقه کار فنی و تخصصی و سابقه بیمه داشته، حالا در شرایطی به سر می‌برد که مهارت‌ها و تخصص‌هایش بلااستفاده مانده و به قول خودش این شغل نیم بند، کمی بهتر از بیکاری است و از ناچاری است که تن به این خواری داده است.
و اما قصه پرغصه فولاد زاگرس: شرکت فولاد زاگرس به موجب مجمع فوق العاده‌ای که در اسفند ماه ٩٢ توسط سهامداران عمده این شرکت شامل صندوق بازنشستگی کشوری، صندوق بازنشستگی کارکنان فولاد و سازمان تامین اجتماعی برگزار شد، منحل اعلام گردید. بعد از این انحلال، کارگران بارها تجمع برگزار کردند، نامه‌نگاری کردند، حتی به تهران آمدند و با مقامات مسئول دیدار کردند، اما هیچ کدام از اینها به نتیجه نرسید و قفلی که بر سردر کارخانه زده بودند، به هیچ وجه من الوجوه باز نشد.
خیلی از بیکارشده‌ها حالا دستفروشی می‌کنند
«احمد امینی» نماینده این کارگران بیکارشده است؛ او می گوید وضعیت آنها که رفتند تهران باز هم بهتر از خیلی‌ها است؛ خیلی از بیکارشده‌ها حالا دستفروشی می‌کنند؛ گوشه کنار شهرهای کردستان بساط پهن کرده‌اند و خرت و پرت می‌فروشند؛ این سرنوشتی است که به ناچار نصیبشان شده، وقتی کار خودت نباشد و مبلغ ناچیز مقرری بیمه بیکاری هم کفاف ندهد، چاره‌ای نداری جز این که تن بدهی.
چند وقت پیش در دی ماه ٩٥، خبر ایجاد زنجیره فولاد در قروه کردستان  منتشر شد؛  این خبر کارگران بیکار فولاد قروه را باز هم بیشتر نگران کرد؛ چرا که ابجاد این زنجیره، می‌تواند به این معنا باشد که قرار نیست فولاد قروه دوباره راه‌اندازی شود. کارگران می‌گویند: تصمیم به تاسیس یک کارخانه فولاد جدید در قروه نگران‌کننده است؛ چرا که فولاد زاگرس و تاسیسات آن چند سال است که بلااستفاده مانده و ٤٠٠ کارگر متخصص آن بیکار هستند. این کارگران با بیان اینکه بهتر است مسئولان به جای مکان یابی و ایجاد اشتغال در یک نقطه جدید، فکری به حال کارگرانی بکنند که با وجود تخصص، از بیمه بیکاری استفاده می‌کنند و تخصصشان بدون استفاده مانده است؛ گفتند: اگر قرار است چند سال طول بکشد تا تاسیسات جدید راه‌اندازی شود، چرا از ظرفیت‌های بیکارمانده فولاد زاگرس استفاده نمی‌شود.
در همین رابطه، محمد دره رزمی،رئیس سازمان صنعت و معدن استان کردستان در همان زمان به ایلنا گفت: تاسیس زنجیره فولاد در کردستان، تصمیم وزارت صنعت و معدن است و در سال ٩٣، مصوب شده است. ایجاد این زنجیره فولاد، فقط مربوط به قروه نیست، بلکه قرار است، در سقز، بیجار و قروه تاسیس شود. دره رزمی در پاسخ به این پرسش که چرا فولاد زاگرس دوباره راه‌اندازی نمی‌شود؛ گفت: یکی از آلترناتیو‌ها همین فولاد زاگرس است و احتمال دارد در قروه همین مجموعه را برای راه‌اندازی انتخاب کنیم. رئیس سازمان صنعت و معدن در ارتباط با نگرانی کارگران بیکار شده فولاد زاگرس گفت: از نظر قانونی هیچ تعهدی الزام آوری برای جذب این کارگران وجود ندارد. این ٤٠٠ نفر با مجموعه‌ای همکاری می‌کردند که مجموعه تعطیل شده و آن‌ها تسویه حساب کرده‌اند؛ لذا تعهدی برای استخدام مجدد آن‌ها نیست. البته استفاده از تجربه آن‌ها می‌تواند مفید باشد.
حالا سوال اصلی این جاست که در کجای جهان، این حجم انبوه تخصص را معطل به حال خود رها می‌کنند و به سراغ طرح‌های جدید می‌روند. مگر نیروی انسانی آن هم از نوع متخصص صنعتی، بالاترین سرمایه یک کشور نیست، پس چرا باید کارگران فولاد زاگرس بدون هیچ امیدی به آینده به مشاغل غیر رسمی روی بیاورند و نصیب شان از سالها کار و تلاش متعهدانه، بیکاری و دستفروشی باشد؟
آخر گفتگو آقای نون می‌‌گوید: روزی اتفاقی یکی از مدیران کارخانه فولاد زاگرس را در تره باری که کار می‌کنم، دیدم، مرا شناخت، با لبخندی که بوی یک آشنایی خیلی دور می‌داد، گفت: چه بهتر که آمدی پایتخت، امیدی نیست به کارخانه...
گزارش: نسرین هزاره مقدم

مرگ ١٨١ تن با گاز در ١١ ماه سال گذشته
ایرنا:اداره کل پزشکی قانونی استان تهران از مرگ ١٨١تن در اثر مسمومیت با گاز منواکسید کربن از ابتدای فروردین تا پایان بهمن ماه سال گذشته (١٣٩٥) در این استان خبر داد .
این شمار مرگ در اثر مسمومیت با این گاز در١١ ماه سال٩٥ در مقایسه با مدت مشابه سال قبل از آن (١٣٩٤) با شمار فوت شدگان در اثر مسمومیت با گازمونواکسید کربن ١٢٣ مورد ٢/٤٧ درصد افزایش یافته است.
بر اساس این گزارش از کل فوت شدگان در اثر مسمومیت با گاز منو اکسید در١١ ماهه سال گذشته١٣٣ تن مرد و ٤٨ تن زن بودند.
پیش ازاین نیز سازمان پزشکی قانونی از افزایش ٢٩،١درصدی شمار مرگ ها بر اثر مسمومیت با گاز منواکسید کربن از ابتدای فروردین تا پایان دی ماه سال گذشته نسبت به مدت مشابه سال گذشته(١٣٩٤) در کشور خبر داد بود.
همچنین در ١٠ماهه سال گذشته ٥٦٨ تن بر اثر مسمومیت با گاز منواکسیدکربن جان خود را از دست دادند،که ٤١٥ تن مرد و ١٥٣ تن زن بودند.
گاز منواکسیدکربن ،گازی سمی است که از احتراق ناقص کربن به وجود می آید که رنگ و بوی خاصی ندارد و به همین دلیل آن را قاتل خاموش می نامند.
وقتی این گاز، وارد سیستم تنفسی شخصی شود بلافاصله با گلبول های قرمز شخص ، وارد واکنش شده و باعث می شود تا اکسیژن کمتری به اعضای بدن برسد که اولین عوارض این مساله در ابتدا، سوزش چشم ها و فرد ، پس از سپری شدن زمانی بین یک تا ٢ ساعت، بسته به غلظت گاز کربن منواکسید موجود در مکان ، احساس خواب آلودگی و خستگی مفرط می کند.
افرادی که در یک فضای سربسته در معرض استنشاق این گاز قرار می‌گیرند ابتدا احساس کرختی و خواب آلودگی می‌کنند و در صورتی که هرچه سریع تر مکان را ترک نکنند و یا هوای تازه تنفس نکنند دچار بیهوشی و در نهایت خفگی می‌شوند.
کودکان ، سالمندان ،افراد با سابقه بیماریهای قلبی – ریوی و افراد با مبتلا به بیماری های خونی بیشتر از سایرین دچار عوارض ناشی از مسمومیت با گاز CO می شوند.

بیانیه کانون صنفی معلمان تهران ( شش صحنه از یک سریال تکراری )
١.اسماعیل عبدی به اتهام تبانی به قصد برهم زدن امنیت و تبلیغ علیه نظام به شش سال حبس محکوم می شود. دادگاه  تجدیدنظر هم بر حکم دادگاه بدوی مهر تأیید می زند و اسماعیل به شکلی موهن بازداشت و به زندان منتقل می شود. چندی بعد نیز با انتقال به بند ٣٥٠، از تماس تلفنی که تنها وسیله ی ارتباطی او با خانواده اش بوده است هم، محروم می شود.
خطای نابخشودنی عبدی از نگاه برخی، همان خواسته ای است که سال هاست ده ها هزار معلم، بر حقانیت آن مهر تأیید زده اند. اسماعیل به نمایندگی از تشکل متبوعش خواهان رسیدن به حقوقی عادلانه برای معلمان بوده است. خواهان سرمایه گذاری لازم برای بالا بردن کیفیت آموزش بوده است. او صدای اعتراض عموماً خاموش معلمان شده و از این زاویه تصمیم سازان و تصمیم گیران را مورد انتقاد قرار داده است.
٢. نزدیک به هفت ماه از آغاز سال تحصیلی ٩٥-٩٦ می گذرد. سال تحصیلی که زمان فعال آن نه ماه است. حقوق عادلانه پیشکش مدیران(!؟) هفت ماه است که معلمانِ حق التدریس کارِ خود را انجام داده اند اما دریغ از ریالی دریافتی. حق التدریس برای معلمان غیررسمی تمامی درآمد آن ها برای تأمین هزینه های سنگین زندگی و برای معلمان رسمی، با دستمزد ناعادلانه ای که دریافت می کنند، کمک هزینه ای برای پرکردن چاله های عمیق تر از چاهی است که ناکافی بودن دستمزدشان را اندکی پوشش دهد.
٣. مسئولان به شدت «مسئولیت پذیر» در وزارت آموزش و پرورش، در سازمان برنامه و بودجه، و نمایندگان متعهد به فرهنگیان، شبانه روز مشغول تلاش بی وقفه اند تا وعدهای مکرر پرداخت مطالبات معلمان در آینده ی نزدیک، پایان همین هفته(؟) یا نهایتاً تا قبل از پایان همین ماه(؟) و سال را از تریبون های رسمی اعلام نمایند. زمان می گذرد اما یک چیز پابرجاست: وعده ها برای پرداخت مطالبات معلمان. پرداخت هایی که برای سایر حقوق بگیران دولت امری عادی است و اغلب به ماه دوم نیز نمی رسد، برای فرهنگیان سوژه های خبری چندساله است.چنین است که سالی می گذرد و پاداش پایان خدمت به دست بازنشستگان آموزش و پرورش نمی رسد. حق التدریس ها همچنان در انتظار پرداخت می مانند.
٤. معلمان رسمی و حق التدریس می توانند همچنان خاموش و سربه راه کار خود را ادامه دهند و نوبت خود را به انتظار بنشینند. شاید سرانجام روزی چیزی باقی بماند که در میان انواع وزارت خانه ها،نهاد ها و ارگان های ریز و درشتِ مهمتر از آموزش و پرورش ، مدعی نداشته باشد و با لفاظی های فراوان اما به شدت نخ نما شده به دست آنان برسد.
٥. معلمان حق التدریس ورسمی می توانند ساکت ننشینند، به کسری بودجه مزمن آموزش و پرورش به تأخیرهای مداوم و هرسال طولانی تر در پرداخت هایی که در سازمان های دیگر همواره به روز هستند و البته بسیار متفاوت، به وعده های تکراری مدیران رقت انگیزی که کمترین ارزشی برای آن چه اعلام می کنند و کسانی که مخاطب آنانند، قائل نیستند، اعتراض کنند. آن گاه است که همه احساس مسئولیت نموده به میدان می آیند. امنیت ملی به خطر می افتد. دستگاه های اطلاعاتی موازی، متقاطع می شوند و روی دست هم برخاسته و همه به دنبال عناصر نامطلوبِ تحریک کننده معلمان و ردیابی ارتباطات خارجی آن ها می گردند. طرح استیضاح وزیر با ده ها امضا به رسانه ها(!) تقدیم می شود، پرداخت مطالبات معلمان در دستور کار قرار می گیرد ... .
٦. چند برابر مبالغی که می توانست در آموزش و پرورش سرمایه گذاری شود و سامانی به شرایط معلمان آن، دست کم در پرداخت حقوق آنان و پرورش یافتگانش که شهروندان آینده این جامعه اند، ببخشد، اکنون صرف امور انتظامی و امنیتی می شود تا «کنترل اجتماعی» همچنان روش جایگزین «جامعه پذیری» باشد؟ به کجا باید برسیم تا ضرورت تغییر در این وارونگی احساس شود؟ چه کسانی امنیت ملی را به مخاطره می اندازند، آنان که شکاف های موجود درآمدی در جامعه را نمی بینند؟ آنان که کمترین اهمیت را برای مخاطبان خود و آن چه به زبان می آورند، قائلند و ریشه ی اعتماد میان معلمان و حاکمان را خشک می کنند؟ ... یا آنان که دردمندانه به این ناهنجاری ها اعتراض می کنند؟
اسماعیل عبدی در زندان است و دیگرانی در تب و تاب ماندن و رفتن به آن. حساب بانکی معلمان حق التدریس خالی است.معوقات همچنان در تعویق اند.همترازی حقوق ها وعده ای همیشگی است...
منتظر فصل جدید دیگری از این سریال می مانیم.
کانون صنفی معلمان تهران
٩٦/١/١٩

سال گذشته ٤٠ هزار نفر دراصفهان بیکار شدند
سایت ایمنا،اصفهان:مدیرکل تعاون کار ورفاه اجتماعی استان اصفهان: سال گذشته ٤٠ هزار شغل در اصفهان از بین رفت
محسن نیرومند مدیرکل تعاون کار ورفاه اجتماعی استان اصفهان با اشاره به اینکه سال گذشته ٤٠ هزار شغل در استان اصفهان از بین رفت، گفت: تامین امنیت شغلی کارگران و استقبال از ایده های بکر و نو در هر قالبی برای گردش چرخ های اقتصاد استان و کشور بهترین نوع تکریم کارگران خواهد بود.
هم اکنون متوسط نرخ بیکاری در کشور ١٢.٥ درصد و در استان اصفهان ١٤.٥ درصد است که باید امسال تلاش شود تا این نرخ تا ٢ درصد کاهش یابد. برای این منظور باید ١٢٠ هزار شغل جدید با تاکید بر ایجاد شغل های پایدار در استان ایجاد شود.سال گذشته ٦٧ هزار شغل در استان ایجاد شد ولی متاسفانه از طرف دیگر با تعطیلی برخی واحدهای صنعتی حدود ٤٠ هزار شغل از بین رفت.

بین المللی
پاراگوئه - در پی‌ اعتراضات مردم وزیر کشور و رئیس پلیس برکنار شدند
به دنبال ادامه اعتراض های خشونت آمیز و مرگ یکی از مخالفان رئیس جمهوری، وزیر کشور و رییس پلیس پاراگوئه برکنار شدند. اعتراض ها از جمعه٣١ مارس و در پی رای موافق اعضای سنای پاراگوئه به طرحی صورت گرفت که می تواند امکان شرکت دوباره در انتخابات را برای رئیس جمهوری این کشور فراهم کند.  مخالفان رئیس جمهوری پاراگوئه روز جمعه در اعتراض طبقه اول ساختمان کنگره این کشور را به آتش کشیدند. معترضان متمم قانون اساسی را “تضعیف کننده” نهادهای دموکراتیک پاراگوئه، و رای گیری صورت گرفته در این مورد را “غیرقانونی” می دانند. در جریان اعتراض ها یکی از معترضان به ضرب گلوله پلیس کشته شد. هوراسیو کارتش، رئیس جمهوری پاراگوئه نیز در پیامی ضمن ابراز “تاسف عمیق” گفت: “هر عملی که مرگ این جوان را سبب شده غیرقابل دفاع و نمایش یک فاجعه است. من با خانواده او ابراز همدردی می کنم و اطمینان می دهم که عاملان این حادثه مجازات خواهند شد. هر کسی که در ایجاد این حادثه وحشتناک مقصر بوده در برابر دادگاه حاضر خواهد شد و تاوان این عمل را هرچه باشد، خواهد پرداخت. “ وزارت کشور پاراگوئه وعده داد که در مورد این حادثه تحقیق خواهد کرد.  مقام‎های دولتی از دستگیری چهار افسر پلیس در ارتباط با مرگ این معترض خبر داده اند.

فرانسه - تداوم اعتراض به مرگ یک شهروند چینی‌ تبار
شهروندان چینی تبار فرانسه مراسمی را برای گرامیداشت یاد شائویائو لیو، یک مرد ٥٦ ساله که توسط پلیس کشته شده است، در میدان جمهوری پاریس برگزار کردند. طبق گفتۀ فرمانداری پاریس در این تجمع که به دعوت انجمن های چینی فرانسه و سازمان های مدافع حقوق بشر برگزار شده بود، بیش از ٦٠٠٠ نفر شرکت داشتند.
یکی از فرزندان مقتول در این مراسم خواهان اجرای عدالت و روشن شدن شرایط مرگ پدرش شد و گفت: ”من و خانواده ام از این همه خشونت علیه مردمی که از ما حمایت می کنند، متاسف و غمگین هستیم. آنها را مجروح و دستگیر می کنند. زندگیتان را به خاطر عدالت به خطر نیندازید چرا که من در فرانسه به دنیا آمده ام و به اجرای عدالت در این کشور باور دارم. می دانم که عدالت در مورد پدرم و خانواده ام اجرا خواهد شد اما اگر این اتفاق صورت نگیرد، می دانم که می توانم به روی حمایت شما حساب کنم”
تظاهرات کنندگان در این تجمع که به درگیری با پلیس منجر شد، با سر دادن شعار ”پلیس قاتل” به استفاده نیروهای انتظامی از گاز اشک آور اعتراض کردند و به سوی ماموران پلیس ضد شورش بطری آب و تخم مرغ پرتاب کردند.
تظاهرات در اعتراض به مرگ این شهروند چینی که در شرایط پرابهامی در داخل خانه اش با شلیک گلوله از پای درآمده، از هفته پیش آغاز شد و کماکان ادامه دارد.

یونان - بازنشستگان خشمگین از کاهش مستمری به خیابان آمدند
هزاران نفر از سالمندان یونانی در اعتراض به کاهش حقوق بازنشستگی روز سه شنبه ٤ آوریل در آتن پایتخت به خیابان ها آمدند.
کاهش حقوق بازنشستگان بخشی از برنامه ریاضت اقتصادی دولت یونان است تا در مذاکره با وام دهندگان بین المللی بتواند وام دهندگان را به ادامه کمک های اقتصادی به یونان ترغیب کند. در هفت سال گذشته این دوازدهمین بار است که حقوق بازنشستگان کاهش می یابد.
برخی از راهپیمایان معتقدند که الکسیس سیپراس نخست وزیر یونان که با شعار مبارزه با ریاضت اقتصادی روی کار آمده است به آنها خیانت کرده است.
ماریا ژورژاکوپولو از مستمری بگیران یونانی می گوید: ”به غیر از معلولان، همه باید به خیابان ها بیایند زیرا این حتمی است که آنها می خواهند مستمری ها را باز هم بیشتر کاهش دهند. ما با چنان بینوایی روبروییم که برای خرید حتی یک ماست باید دوبار تامل کنیم.”
کوستاس دیموپولوس ٧٧ ساله نیز می گوید: ”آنها حقوق بازنشستگی ما را کاهش داده اند در حالی که آنها گفته بودند حقوق ماه سیزدهم و پاداش ماه چهاردهم را به ما بر می گردانند. آنها نه تنها این کار را نکردند بلکه ما را فریب دادند و حتی حقوق بازنشستگی ما را کاهش دادند”

آرژانتین - تظاهرات و اعتصاب سراسری علیه سیاست‌های ریاضت کشی‌ دولت
تظاهرات علیه سیاست های ریاضتی دولت در بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین به درگیری میان نیروی پلیس و معترضان کشیده شد. پلیس برای متفرق کردن مردمی که بزرگ راه های اصلی شهر را بسته بودند، از گاز اشک آور و ماشین های آب پاش استفاده کرد.
تظاهرکنندگان مخالف اقدامات اقتصادی مائوریسیو ماکری، رئیس جمهوری آرژانتین در زمینه تعدیل نیروی دولتی و افزایش نرخ ها هستند.
الخاندرو بودارت، رئیس یکی از احزاب چپ آژانتین می گوید: ”ماکری مجمع جهانی اقتصاد را امروز افتتاح خواهد کرد و اقتصاددانان از سراسر جهان اینجا خواهند بود. آنها همه نئو لیبرال هستند. مدیران کسب و کارها نیز اینجا خواهند بود تا درباره ادامه غارت ثروت مردم ما گفتگو کنند. درباره اینکه چگونه به حذف بخشی از جامعه ادامه دهند تا همان قدیمی ها همچنان ثروتمندتر شوند”
رئیس جمهوری آرژانتین در حالی مجمع جهانی اقتصاد را افتتاح کرد که پایتخت در اعتصابی فراگیر بسر می برد.
این نخستین اعتصاب سراسری علیه دولت ماکری است که در پی فراخوان کنفدراسیون عمومی کار، بزرگترین اتحادیه کارگری آرژانتین با درخواست اصلاحات اقتصادی برگزار شده است.

هلند - در پی‌ حمله به دو همجنس گرا مردان هلندی برای ابراز همبستگی با همجنسگرایان دست هم را گرفتند
مردان هلندی در اعتراض به همجنسگراستیزی عکس هایی در شبکه های اجتماعی از خود درحالی که دست یکدیگر را گرفته اند منتشر کرده اند.
این کمپین پس از آن در شبکه های اجتماعی راه افتاد که ادعا شد دو مرد همجنسگرا روز یکشنبه ٢ آوریل در خیابان هدف حمله قرار گرفته اند.
سیاستمداران، چهره های سرشناس، کارشناسان فوتبال و کارمندان عادی در هلند و خارج از این کشور به این کمپین پیوسته اند.
جسپر ونرنس سوراتان، ٣٥ ساله، و رانی سوراتان-ورنس، ٣١ ساله، می گویند که در ساعات نخست یکشنبه در آرنهم در شرق کشور هدف حمله یک گروه از مردان قرار گرفتند.
این ماجرا انعکاس خیلی گسترده ای داشت و آنها به یک شوی معروف تلویزیونی دعوت شدند و گفتند هنگامی که دست هم را گرفته بودند هدف حمله قرار گرفتند.
وکیل یکی از کسانی که مظنون به شرکت در حمله است بعدا در این برنامه شرکت کرد و گفت ابتدا این دو بودند که مشت زدن را شروع کردند.
جسپر و رانی سوراتان این ادعا را رد می کنند.
رسانه های هلندی همچنین گزارش می دهند که زوج های همجنسگرا در آمستردام و آیندهون گزارش داده اند که در پایان هفته به دلیل گرایش جنسی خود هدف قرار گرفته اند.
در بعضی از بخش های جهان از جمله هند و بعضی کشورهای آفریقایی مردان به نشانه دوستی و احترام دست هم را می گیرند.
هلند اولین کشور جهان بود که در سال ٢٠١١ ازدواج همجنسگرایان را قانونی کرد.

ایتالیا - کارکنان شرکت آلیتالیا دست به اعتصاب زدند
کارکنان شرکت آلیتالیا، هواپیمایی ملی ایتالیا روز چهارشنبه ٥ آوریل دست به اعتصابی ٢٤ ساعته زدند. شصت درصد پروازهای این شرکت در اثر اعتصاب لغو شد.
این اعتصاب علیه برنامه کاری تازه شرکت آلیتالیا برپا شده است. برنامه ای که طبق آن بیش از ٢٠٠٠ نفر باید اخراج شوند و هزینه های این شرکت نیز باید تا ٣٠ درصد کاهش پیدا کند.
در سال ٢٠١٤ هواپیمایی الاتحاد ٤٩ درصد سهام این شرکت را خرید و معترضان می گویند این شرکت به وعده های خود برای نجات هواپیمایی آلیتالیا عمل نکرده است.
یکی از اعتصاب کنندگان می گوید: ”هواپیمایی الاتحاد چنان که قول داده بود روی پروازهای طولانی سرمایه گذاری نکرد. برای تغییر یونیفورمها کل سیستم هزینه کردند و سامانه کاری خودشان را به ما تحمیل کردند که خیلی هزینه برتر است. حالا کارکنان باید دوباره بهای این کار را بدهند”

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت