.
چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶.
امروز:
May 24 2017.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

پنج شنبه, 19 اسفند 1395 ساعت 02:57

محمد آسنگران: جنگ پ.ک.ک و بارزانی جدال بر سر یک استراتژی واحد است

جنگ پ.ک.ک و بارزانی جدال بر سر یک استراتژی واحد است
ایسکرا: روز سوم مارس ٢٠١٧ در شنگال درگیری نظامی نیروهای پ. ک.ک با نیروهای حزب دمکرات کردستان عراق (بارزانی) روی داده است. بارزانی میخواهد پ. ک.ک از این مناطق بیرون برود! پ. ک. ک از سال ٢٠١٤ در این منطقه حضور نظامی دارد، چرا این دو نیرو اکنون درگیر شده اند؟ بارزانی و پ.ک. ک چه اهدافئ را در این جنگ تعقیب میکنند. آینده این جدال به کجا میرسد؟
آسنگران: جنگ و درگیری بارزانی و پ.ک.ک  در شنگال قابل پیش بینی بود، زیرا از چند ماه قبل هم نچیروان بارزانی هم مسعود بارزانی بارها اعلام کرده بودند پ.ک.ک باید از شنگال خارج شود. پ.ک.ک. هم اعلام کرده بود برای آزاد سازی این منطقه از دست داعش جنگیده و اکنون میخواهد برای حمایت از آنها آنجا بماند. در جریان درگیری چند ساعته روز جمعه سوم مارس ٢٠١٧ هفت نفر از نیروهای پ.ک.ک در نزدیک شنگال کشته شده و ٢٠ نفر از آنها زخمی شدند. آمار تلفات پیشمرگان وابسته به بارزانی هنوز رسما اعلام نشده است. اجازه بدهید قبل از اینکه به اهداف آنها بپردازم ریشه این جنگ از کجا شکل گرفته است را کمی توضیح بدهم.
سال ٢٠١٤ داعش بعد از دوماه از تصرف موصل به شنگال حمله کرد و بدون مقاومت آنرا تصرف کرد. نیروی دفاع از این منطقه نیروهای بارزانی بودند. قبل از رسیدن داعش این نیروها بدون اینکه به مردم شنگال خبر بدهند از آن منطقه عقب نشینی کردند. ما همان وقت گفتیم و نوشتیم که این عقب نشینی بارزانی آگاهانه و طبق برنامه انجام شده است. زیرا معلوم بود بارزانی میخواست داعش در این جبهه مستقر بشود. هدفی که ترکیه و بارزانی آنزمان با هم تعقیب میکردند این بود که حاکمیت کردستان سوریه از دست نیروهای نزدیک به پ.ک.ک خارج شود. حتی برای کمک به کوبانی که بیش از هشتاد درصد آن به دست داعش افتاده بود اردوغان اعلام کرد چند روز دیگر پ.ک.ک در کوبانی سقوط میکند. بارزانی بعد از حدود یک ماه جنگ در کوبانی تحت فشار احزاب و افکار عمومی و اطلاع از تصمیم آمریکا برای عقب راندن داعش ناچار شد تعداد محدودی نیروی کمکی به کوبانی بفرستد.
در همین زمان بود که داعش برخلاف تصور بارزانی که تصور میکرد فقط کردستان سوریه را مورد حمله قرار میدهد، به اربیل نزدیک شد و میخواست  کل مناطق تحت حاکمیت بارزانی را تصرف کند. از این مقطع با دخالت آمریکا و کمک هوایی نیروهای ائتلاف هم کوبانی از سقط نجات پیدا کرد و داعش ناچار به عقب نشنینی شد هم مانع پیشروی داعش به اربیل شدند. این تحول برخلاف حسابگریهای اردوغان و داعش بود. داعش از این مقطع ناچار شد به حالت دفاعی بیفتد.
اما اتحاد استراتژیک اردوغان و بارزانی همچنان سر جای خود بود. آنها از این تحول نتیجه گرفتند که باید نیروی دیگری را برای مقابله با حزب حاکم کردستان سوریه ( پ.ی.د.) تجهیز کنند. از میان آورگان کردستان سوریه که از دست داعش فرار کرده و در کردستان عراق و منطقه تحت حاکمیت بارزانی در اوردوگاههای آن منطقه اسکان یافته بودند طبق آمار حدود پنج هزار نفر از افراد نزدیک به بارزانی و انجمن کردستان سوریه یا حزب دمکرات کردستان سوریه آموزش داده شدند. اکنون این نیرو که بوسیله ارتش ترکیه و فرماندهان آمریکا آموزش دیده اند به اسم "پیشمرگان روژاوا" زیر نظر وزارت پیشمرگ کردستان عراق و تحت فرماندهی فرمانده کل نیروهای نظامی اقلیم یعنی بارزانی فعالیت میکنند. بارزانی با هماهنگی دولت ترکیه اکنون میخواهد همان کاری را که داعش برای فشار آوردن به نیروهای ی.پ.گ در کردستان سوریه از انجام آن باز ماند، بوسیله این نیروی انجام بدهد.
بنابر این جنگ 'پییشمرگان روژآوا" در روستایی به اسم "خانه سور" نزدیک شنگال هنگامی با نیروهای پ.ک.ک رخ داد که این نیرو میخواست در نوار مرزی کردستان عراق و سوریه در نزدیک شنگال مستقر بشود و در قدم بعدی جنگ را در کردستان سوریه علیه ی.پ.گ آغاز کند. پ.ک.ک هم میداند که این طرح بارزانی و اردوغان برای تضعیف پ.ک.ک و ی.پ.گ است.
ترکیه تا کنون بارها اعلام کرده است که نیروهای مسلح حاکم بر کردستان سوریه تروریست هستند و باید از بین بروند. روزنامه حریت از زبان مولود چاووش اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه در خصوص درگیری نیروهای وابسته به پارتی و پ.ک.ک در شنگال اعلام کرد: "حمله به نیروهای قانونی اقلیم کردستان عراق به هیچ عنوان تحمل نمیشود. موضع دولت ترکیه حمایت از اقلیم کردستان عراق و سرزمین های تحت کنترل آن است."
در پاسخ به این درگیری در کردستان عراق، نیروهای ی.پ.گ. در کردستان سوریه به مقرهای انجمن دمکراتیک کردستان سوریه یا همان جریانات نزدیک به بارزانی حمله کرده و ضمن دستگیری تعدادی از افراد این حزب سه مقر آنها را به آتش کشیدند.
هنگامیکه ترکیه بعد از تصرف شهر باب در شمال سوریه اعلام کرد به شهر منبج حمله خواهد کرد، نیروهای ی.پ.گ مستقر در منبج از یک طرف به مقابله با نیروهای ارتش آزاد و ارتش ترکیه پرداختند از طرف دیگر وارد مذاکره با فرماندهان روسیه شدند. در مذاکره با فرماندهان عملیاتی نیروهای روسیه در سوریه به این نتیجه رسیدند که ابتدا روستاهای بین منبج و باب را به ارتش سوریه واگذار کنند. فرمانده نیروهای نظامی روسیه در سوریه اعلام کرد توافق کردیم از سوم ماه آپریل نیروهای ی.پ.گ از شهر منبج خارج شوند و آنرا به ارتش سوریه تحویل بدهند. آسیه عبدالله مسئول کانتون جزیره هم اعلام کرد با میانجیگری روسیه تلاش میکنیم با دولت سوریه به توافق برسیم که ارتش سوریه هم در این منطقه مورد بحث مستقر بشود هم از کوبانی کریدوری به عفرین باز کنیم که این دو کانتون به همدیگر وصل بشوند.
از ابتدای تحولات کردستان سوریه از سال ٢٠١٢ تا کنون نیروهای نزدیک به بارزانی در این منطقه اجازه داشتن نیروی مسلح پیدا نکرده اند. بارزانی و اردوغان هر دو از راههای مختلف تلاش کردند که نیروی دیگری را در مقابل ی.پ.گ سازمان بدهند اما موفق به این کار نشدند. کمکهای مستقیم ترکیه به داعش و عقب نشینی آگاهانه بارزانی از شنگال نتوانست آنها را به اهداف مورد نظرشان برساند. اکنون از طریق مجهز کردن "پیشمرگان روژاوا" میخواهند به اهداف خود برسند. ترکیه با پ.ک.ک در جنگ است و نمیخواهد نیروهای وابسته به آن در کردستان سوریه قدرت را در دست داشته باشند. بارزانی به این دلیل که هم متحد اردوغان است و هم نگران است نیروهای کردستان سوریه به شریک قابل اتکایی برای آمریکا تبدیل بشوند در این توطئه از هیچ کوششی دریغ نمیکنند. در حقیقت یکی از اختلافات اصلی پ.ک.ک با بارزانی این است که کدام حزب متحد قابل اعتماد و قابل اتکای آمریکا بشود. بارزانی به دلیل رابطه تاریخی خود با اسرائیل و آمریکا نمیخواهد این جایگاه را به کس دیگری بسپارد. پ.ک.ک هم به دلیل تاثیرگذاری و توان نظامی در کردستان سوریه میخواهد بیش از هر حزب دیگری به آمریکا نزدیک بشود.
این سیاست پ.ک.ک برای حاشیه ای کردن نقش بارزانی از چند سال پیش آغاز شده است. اما آمریکا قبلا و تا به امروز فقط یک متحد قابل اعتماد در کردستان عراق داشته آنهم بارزانی است. اکنون در کنار بارزانی تا حدود زیادی به ی،پ.گ در کردستان سوریه هم متکی شده است و برای اینکه جا پای مطمئنی در سوریه داشته باشد هیچ نیروی جایگزینی ندارد. این موضوعی است هم بارزانی را نگران کرده است و هم اردوغان را عصبانی. دلیل اصلی نزدیکی اردوغان به روسیه هم همین سیاست آمریکا بود. اکنون که ترامپ اعلام کرده است در شمال سوریه باید یک منطقه امن بوجود بیاید ترکیه گفته است اگر این منطقه امن شامل کردستان سوریه هم بشود با آن مخالف است. زیرا ترکیه نمیخواهد مناطق تحت کنترل ی.پ.گ. در کردستان سوریه شامل این منطقه امن باشد. ترکیه تاکید کرده است با وارد شدن ارتش این کشور و تصرف شهرهای جرابلس و باب در شمال سوریه این منطقه "امن" را خودش بوجود آورده است.
اما تلاش پ.ک.ک برای نزدیک شدن به آمریکا از طریق نیروهای مسلح کردستان سوریه قبلا از زبان رهبر پ.ک.ک بارها تاکید شده است و آمریکا غیر مستقیم در این جهت قدمهایی برداشته است. جمیل بایک قبلا درمصاحبه با نشریه "دی تسایت" آلمان سیاست خودشان را چنین توضیح داده است:
"... در مورد ما قضاوت غلطی صورت گرفته بود... فعالیت ما در کوبانی این امکان را به وجود آورد که چشمهای زیادی گشوده
شوند تا واقعبینانه تر ما را ببینند... ُکردها تنها نیرویی هستند که میتوانند با داعش بجنگند، و درمیان ُکردها قویترین و موثرترین
نیرویی که میتواند از عهده این کار بربیاید PKK است... امریکاییها در حال حاضر در مساله کوبانی متحد ما هستند. آنها نیز
همچون ما با داعش میجنگند... امریکا در خاورمیانه نمیتواند هیچ سیاستی را بدون ُکردها به اجرا بگذارد... امروزه کردها
دینامیک ترین قدرت خاورمیانه هستند... اگر امریکا میخواهد که در منطقه به سیاست بپردازد، نمیتواند آنها را نادیده بگیرد.
امریکا یک هم پیمانی را علیه داعش به وجود آورده و این هم پیمانی تنها با کمک ُکردهاست که موفق میشود... امریکا بدون
PKK  چگونه میتواند به حمایت ترکیه از داعش خاتمه دهد؟ این ناممکن است. امریکا چگونه میخواهد بدون PKK به اهداف اش
در خاورمیانه برسد؟ ... نمیشود. اروپا بدون ما چگونه میخواهد که به وابستگی خود به گاز روسیه پایان دهد؟ راه
نفت خام و گاز به دریای مدیترانه از روژآوا میگذرد. اگر توانایی حفظ امنیت این راه وجود داشته باشد، اروپا هم میتواند که نفس
راحتی بکشد."
مصاحبه "انستیتوی واشنگتن کردستان" با صالح مسلم رهبر PYD در همین رابطه تاکید چند باره بر این سیاست است.
"ما به دنبال توسعه رابطه سیاسی ودیپلماتیک خود با امریکا هستیم و امیدواریم که در این راه موفق شویم... امریکا یک قدرت برتر جهانی است که دموکراسی را درسراسر جهان تقویت میکند و سعی در ایجاد و گسترش آن در سراسر جهان دارد."
همچنانکه میبینید جدال و جنگ پ.ک.ک با بارزانی عیرغم اختلافات منطقه ای و محلی یک اختلاف استراتژیک بر سر نزدیکی با آمریکا است. چون هرکدام از آنها تلاش میکنند کالای خود را با قیمت ارزانتری به آمریکا بفروشند.
تفاوت این است که پ.ک.ک از قطب جمهوری اسلامی اسد و روسیه میخواهد با نشان دادن ظرفیتهایش به قطب مخالف بپیوندد و جای بارزانی را بگیرد و بارزانی از موقعیت سنتی خود دفاع میکند و در عین حال میخواهد نشان بدهد که از پ.ک.ک بهتر میتواند مدافع منافع آمریکا باشد. توان نظامی یک مولفه مهم این جدال است.
اما تا روزی که پ.ک.ک مطمئن نشود که آمریکا او را پذیرفته است رابطه خود را با قطب مقابل قطع نمیکند. همچنانکه میبینیم اکنو رابطه و بده بستانش با روسیه و اسد و جمهوری اسلامی همچنان برقرار است. در جریان همین درگیری در شنگال اولین نیروی نظامی که حمایت خود را از پ.ک.ک اعلام کرد نیروهای حشد شعبی عراق بودند. پ.ک.ک خبر تویتری این نیرو را در سایتهای خود با آب و تاب منتشر کرد.
بنابر این آتش بس موقتی پ.ک.ک و نیروهای بارزانی در شنگال چنان سست و بدون نتیجه است هر آن ممکن است دوباره شعله ور بشود و تعدادی را قربانی بکند. اتحادیه میهنی این معادله را میبیند و بسیار محافظه کارانه و دست به عصا حرکت میکند. اگر ترامپ همانند گذشته بخواهد استراتژی آمریکا در این منطقه برای ارسال نفت و گاز کردستان عراق از طریق دریای آزاد در شمال شرقی سوریه به اروپا را پی بگیرد و از آن راه تسلط انرژی فسیلی روسیه بر اروپا را کم کند، ناچار است راه سازش پ.ک.ک و بارزانی را هموار کند. در غیر اینصورت راه حل دیگری برای خاتمه جنگ و رقابتهای آنها در کوتاه مدت قابل تصور نیست.

 

ایسکرا میپرسد؟
رسانه های کردستان عراق روز جمعه ٢٤ فوریه ٢٠١٧ اعلام کردند فراکسیون نزدیک به نوری مالکی در پارلمان عراق لایحه ای مبنی بر خلع سلاح و اخراج نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی مستقر در کردستان عراق آماده کرده و میخواهند آنرا به تصویب پارلمان برسانند. طبق گفته یکی از امضا کنندگان این لایحه قرار است پارلمان عراق در این مورد تصمیم بگیرد و با تصویب آن قانونا حضور اپوزیسیون مسلح جمهوری اسلامی در کردستان عراق ممنوع، خلع سلاح و اخراج شوند.!
سوال اول؛ کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران در ٢٤فوریه با صدور اطلاعیه ای تحت عنوان «  توطئه جمهوری اسلامی و نوری مالکی علیه اپوزیسیون مستقر در کردستان عراق را محکوم میکنیم» را منتشر کرده است! چرا طرح مشترک مالکی و جمهوری اسلامی!؟

محمد آسنگران:
این موضوع یک فاکت است که ما به آن اشاره کرده ایم. چون لایحه پیشنهادی اساسا از طریق افرادی در پارلمان عراق امضا و پیگیری شده است که از مدافعین نوری مالکی و از فراکسیون او هستند. نوری مالکی خود را مرید خامنه ای میداند و اینرا بارها اعلام کرده است. علاوه بر این در دوره نخست وزیری مالکی بود که جنگهای فرقه ای و مذهبی در عراق شدت گرفت و جمهوری اسلامی تمام قد از او و سیاستهایش دفاع کرد. همین نیروی حشد شعبی از طرف نزدیکان مالکی سازمانداده شده و فرماندهان آن اساسا از فرماندهان سپاه بدر هستند که در ایران و بوسیله جمهوری اسلامی تسلیح و آموزش داده شدند. اکنون هم فرمانده اصلی و تعیین کننده سیاست حشد شعبی سلیمان قاسمی و سپاه قدس هستند که بخشی از جناح نوری مالکی و یا نوری مالکی بخشی از آنها محسوب میشوند. لایحه مورد بحث اساسا از جانب کسانی پیش برده میشود که قبلا لاحیه حشد شعبی را در پارلمان عراق به عنوان یک نیروی مستقل مسلح که دولت باید بودجه آنرا تماما بپردازد به پارلمان بردند. همه این نمونه ها نشان میدهد که قویترین جناح و فراکسیون پارلمان عراق پشت سر مالکی و مدافع سیاستهای جمهوری اسلامی است.
سوال دوم؛ در اوایل ماه مارس شش جریان از احزاب اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی جلسات مشترکی برگزار کرده اند! در چند سال گذشته این احزاب جلسات مشترک زیادی با همدیگر داشته اند. ایا این تهدید جدید میتواند این ها را بهم نزدیک و در مقابل این سیاست جمهوری اسلامی ــ مالکی به یک موضع واحد برسند؟
آسنگران: عبدالله مهتدی به عنوان سخنگوی مشترک همه آنها بعد از جلسه مشترکشان اعلام کرد که همه آنها به توافق رسیده اند که چگونه به این تلاش پارلمان عراق پاسخ بدهند. حتی یک هیئت مشترک درست کرده اند. که شامل نمایندگان هر دو سازمان زحمتکشان، هر دو حزب دمکرات کردستان و کومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران و سازمان خبات است. ناگفته نماند همه اینها چند روز قبلتر در یک سمینار مشترک به دعوت مرکز مطالعات خاورمیانه به اسم "میری" که ارگانی نزدیک به بارزانی است شرکت کرده بودند.
میری با توجه به سیاستهای بارزانی تلاش کرده بود که این احزاب را در یک جلسه تشویق کند که سیاستی مشترک بعد از قدرتگیری ترامپ را در پیش بگیرند. زیرا همه جریانات ناسیونالیست منطقه به این قناعت رسیده اند که با آمدن ترامپ تحولات مهمی در منطقه اتفاق میفتد و یکی از آنها فشار آوردن و حتی حمله به جمهوری اسلامی است. این موضوعی است که همه جریانات ناسیونالیست کرد برای نتایج آن کیسه دوخته اند. بارزانی با این اقدامات تلاش میکند توان و قدرت نفوذ خود را در کردستان ایران هم به آمریکا نشان بدهد و در عین حال تلاش میکند با حمایت ترکیه و کشورهای عربی در آینده کردستان ایران نقش قدرتمندی را بازی کند. در این چهارچون سازمانهای نامبرده با همدیگر مشورت کرده و در مواردی هم به توافقاتی نزدیک شده اند. اینکه کومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران در این میان چکار میکند اگر چه سوال برانگیز است اما سیاست پراگماتیستی رهبری این سازمان تا کنون بارها از این سیاست پیروی کرده است. کومله تلاش کرده است که در میان ناسیونالیستها خود را بخشی از جنبش کرد تعریف کند و دوست دارد آنرا به همین اسم و مضمون برسمیت بشناسند. از طرف دیگر با پرچم حزب کمونیست ایران تلاش میکند با چپها مراوداتش را داشته باشد که چپها هم او را به عنوان یک نیروی کمونیست برسمیت بشناسند. این دو نقش در کومله هم واقعی است و هم مدافعین خودش را دارد. اینکه چگونه دو نقش متضاد را یک حزب معین میخواهد هماهنگ کند تناقضی است که این حزب با خودش حمل میکند.

سوال سوم؛ کمیته کردستان توطئه جمهوری اسلامی  ــ مالکی را محکوم کرده است! کدام راه حل های موثری وجود دارند که سرنوشت تراژیک مجاهدین اینبار در کردستان تکرار نشود؟
یک راه حل اصلی وجود دارد آنهم مراجعه و فراخوان به مردم آزادیخواه عراق و کردستان عراق و احزاب چپ و مترقی این جامعه است. هیچکدام از احزاب نامبرده تا کنون نه چنین سیاستی را بیان کرده اند و نه امید چندانی به این مسئله دارند. متاسفانه حزب کمونیست ایران و کومله سازمان کردستان این حزب سیاستش هیچ تفاوتی با دیگر احزاب ناسیونالیست کرد در این زمینه ندارد و سیاست متفاوت از آنها بیان نکرده است. همه آنها امیدشان به احزاب حاکم کردستان عراق و نمایندگان پارلمان است. این نگاه به بالا و امید به حمایت ناسیونالیستهای کرد و فراموش کردن نقش مردم و احزاب مترقی اگر برای ناسیونالیستهای سنتی و قامپرستان عادی جلوه کند، برای حزبی که خود را کمونیست میداند بسیار کشنده و مضر است. با این حال خارج از ماهیت و سیاست این احزاب ما و همه مردم آزادیخواه و احزاب چپ و مترقی ایران و در عراق و کردستان عراق باید از امنیت و حق فعالیت آنها حمایت کنیم. باید سیاستهای جمهوری اسلامی و فراکسیون مدافع این لایحه در پارلمان عراق که تماما به نفع جمهوری اسلامی است را محکوم کنیم و از هر امکانی برای ناکام گذاشتن آن دریغ نکنیم.

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت