.
دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸.
امروز:
Oct 14 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

یکشنبه, 31 خرداد 1394 ساعت 20:34

بهروز سورن: هیاهوی بی بی سی- بخش دوم!

هیاهوی بی بی سی فارسی – ما را به خیر تو امید نیست, شر مرسان – بخش دوم
رسانه هائی از قبیل بی بی سی - نیویورک تایمز – رویتر – الجزیره – واشنگتن پست و .... تکلیفشان مشخص است. به ولی نعمت خود وابسته اند و از آنها تغذیه می شوند و بخشا کتمان هم نمی کنند. بی بی سی فارسی اعلام نمی کند که تابع منافع سیاست های کشور بریتانیاست و اگر لازم باشد با همان زبان فارسی و اردو و پشتو و .... در برابر کارگران و محرومان کشورمان می ایستد و تحریم های داروئی و غذائی و بمباران کشورمان را سیاست های بشردوستانه بریتانیا اعلام خواهد کرد و تحلیلگران سیاسی اش در اینباره قلمفرسائی خواهند کرد و .... همانطور که رسانه های فارسی زبان اسرائیلی. بنابر این وجهه دادن و شرکت در برنامه های بظاهر ژورنالیستی ناب! آن پشت کردن به زنان و مردان و دانشجویان و جوانان و کارگرانی است که از موسوی و کروبی و روحانی و خاتمی و ... عبور کردند و حذف ولایت فقیه و سرنگونی نظام را سردادند. آیا بی بی سی فارسی بلندگوئی بدست آنها داد؟
.........
از عبارات بسیار متداول در دوره سرنگونی دیکتاتوری پهلوی و سپس چند سال پس از سرنگونی آن و بویژه در میان احزاب و سازمانهای چپ این گفته بود که هدف وسیله را توجیه نمی کند. بدین معنی که برای رسیدن و نیل به مقصود شایسته نیست که هر ابزاری را بدست گرفت. آیا این موضوع مربوط به گذشته بوده و با دوران مدرن! کنونی برای جهان سیاست سالم در یک راستا نیست؟ واقعیت این است که برای برخی از رهبران سیاسی احزاب و سازمانهای موجود و معتقد به براندازی در تبعید این عبارت معنی و مفهوم خود را از دست داده است و هم از اینرو گفتگو و ایجاد ارتباط با نهادها و رسانه های وابسته مستقیم به دول امپریالیستی و مدافع حفظ نظام حاکم موجود, قبح خود را از دست داده است.
این ارتباطات نه از موضع قدرت سازمانها و احزاب در اپوزیسیون بلکه از زاویه ناتوانی و در بن بست سیاسی – سازمانی  قرار گرفتن نهادهای سیاسی است که این لیدر ها و تئوریسین ها به آن تعلق دارند. این نکته مهمی است که نشاندهنده استفاده از روی ناچاری از ابزارهای نامشروع رسانه ای از قبیل بی بی سی فارسی برای آنهاست. بعبارت دیگر ریشه پناه بردن به این رسانه ها نومیدی و یاس از ادامه مبارزه از پشت سنگرهای سازمانی و جبهه سرنگونی طلب در تبعید است که غالبا در هاله ای از ارتباطات فرقه ای, دوستی ها و رفاقت های قدیمی و بی توجهی به گذر زمان و تغییرات سیاسی و مولفه های اجتماعی است. این نکات اپوزیسیون سرنگونی خواه  را از ایجاد نهاد رسانه ای رقابتی با دست ساخت های دول غربی همانند بی بی سی فارسی ناتوان کرده است. در نبود خودکرده آلترناتیو رسانه ای رو بداخل کشور است که بلندگوی بی بی سی فارسی و امثالهم جلب توجه می کنند, جذابیت دارند! و کوتاهترین راه برای نقل نظرات سازمانی و حزبی و شخصیتی برای این افراد بنظر میاید.
ضرب المثلی بزبان های مختلف بدین معناست که ( دستی را که که پول ازش میگیری گاز نگیر )
تردید در باره عدم وابستگی بی بی سی فارسی به سیاست های دولت انگلیس و وزارت خارجه اش نهایت ساده لوحی است. رسانه بی بی سی تکلیفش مشخص است. نهادی است رسانه ای تابع سیاست های امپریالیستی و سرمایه جهانی اما بی بی سی فارسی تلاش دارد که با توسل به زبان فارسی و خودی جلوه دادن این نهاد, افکار عمومی مردم کشورمان را متاثر و جهت دهد. در روند شکل گیری و عروج مبارزات مردمی نقشی بازدارنده داشته باشد و از برندگی و رادیکالیسم آن بکاهد و بدین ترتیب بر عمر نکبت بار رژیم با قالب اصلاح آن بیافزاید. طبیعی است که گردانندگان و تحلیلگران سیاسی آن رفورمیست های شناخته شده و باصطلاح مخالف خشونت و رادیکالیسم و بتبع آن برانداز هستند. طبیعی است که عنوان برنامه چنین انتخاب میشود:
عدم اقبال عمومی از براندازی یا سرنگونی نظام ایران باعث شده است که جریان‌های سیاسی معتقد به این سیاست، به حاشیه رانده و حتی مرعوب شوند......
اشتباه خانم ماجدی این بود که در برنامه ای شرکت کرد که از قبل محکومیت ایشان را بعنوان مدافع براندازی اعلام کرده بود. رسانه ای بی غرض و مرض اصل را به بحث میگذارد تا در روند مباحثات بیننده را به قضاوت دعوت کند و آزاد بگذارد. اینکه خانم ماجدی دفاع خوب یا بد کرد موضوع نیست اما شعف حضور در برابر هزاران بیننده  نمی بایستی هوشیاری را تحت الشعاع قرار دهد. قطعا اکبر گنجی و سوابقش روزی مورد ارزیابی نیروهای بیدار و آگاه اپوزیسیون قرار خواهد گرفت و نوع برخوردهای او با دانشجویان و زنان بی حجاب در اوان قدرت گیری استبداد مذهبی در کشورمان مورد بررسی قرار خواهد گرفت. اینکه بی بی سی فارسی و دفاع جانانه اش! از ایشان گویای کدام واقعیات است, در اصل پیگیری جنایات جمهوری اسلامی و نقش اینگونه افراد تغییری ایجاد نخواهد کرد.
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد.
پیشتر ها هم نوشتم که اپوزیسیون سرنگونی طلب معتقد به آزادی و برابری بلحاظ کمی و کیفی پتانسیل ایجاد نهادی متمرکز و رسانه ای موثر و رو بداخل را دارد. میتوان با اتکا به این نیروی متعهد و مومن به آینده ای بهتر, این رسانه را شکل داد تا صدای رسای مردم کشورمان شود. اما نیروئی بازدارنده و بسیار قوی در برابر این پروژه ایستاده است که فرقه گرائی نام دارد.
برای این تمایل فکری وجود و حفظ سازمان و حزب و گروه و هسته و... در اولویت قرار دارد. سازمان برای سازمان و نه ابزاری برای رسیدن به آرمان ها و اهداف . در واقع امر,  تشکل های موجود سرمایه های مردمی هستند زیرا از درون مبارزات و جانفشانی های مردمی ایجاد شده اند. این خود  دلیلی کافی است که  این سرمایه ها را در جهت منافع مردم بخدمت بگیرند و نه تمایلات اعضا و رهبران خود.
از عاجلترین نیازها و خواست های مردم کشورمان رسانه ای مقتدر و متمرکز برای تغذیه خبری و سیاسی آزاد است. اینگونه میتوان از گردشگاه و پیاده رو اتحاد جمهوریخواهان, سازمان اکثریت و اصلاح طلبان خواهان حفظ نظام بخوانید بی بی سی فارسی دست شست و امید نبست

کامنتی نوشته شده است با این محتوی
جهانوطن
آقای سورن.امیدوارم به آزادی بیان احترام بگذاریدواین کامنت مختصر راپخش نمائید.شمادریادداشتتان مضمونآ گفته اید بی بی سی وصدای آمریکاتظاهربه آزادی بیان یا پزآنرامیدهند.سوآل من اینست، آیاماو شماکه دراروپا وآمریکازندگی میکنیم آزادی بیان نداریم؟درهمین انگلیس آیاکسی جلوی آزادی بیان ماایرانیهاراگرفته است؟آیاازداشتن نشریه کاغذی یامجازی یاکانال تلویزیونی یاچاپ وانتشارکتاب وروزنامه محروممان کرده است؟ اصلآچراماایرانیهابه کشورهای اروپائی وآمریکا پناهنده شدیم جزبخاطروجودآزادیهای سیاسی وامکان فعالیت سیاسی بدون مزاحمت دولتها.چرابه اروپای شرقی وچین نرفتیم؟ آقای م - م که اینهمه علیه امپریالیسم آمریکاسخن پراکنی میکند آیاکسی برایشان ایجادمزاحمت کرده است؟ ازطرف دیگرآیاکمونیستهابه آزادی بیان احترام میگذارند؟ تلویزیونها ونشریاتشان راببینید وبخوانید جزحرف خودشان حرف دیگرانرا قبول دارندوپخش میکنند؟چرابایدبی انصافی کرد.خودشمااخبارایران وجهان رااگرازبی بی سی وصدای آمریکا ورادیوفردا نشنوید ازکجامیشنوید؟ازصداوسیمایج.ا.؟کدام تلویزیون وبرنامه تلویزیونی راسراغ داریدکه مانندپرگارچندین نظرمخالف را روبه روی هم بنشاند تاهرکدام ....( ادامه کامنت اتومات حذف شده است )...
رسانه هائی از قبیل بی بی سی - نیویورک تایمز – رویتر – الجزیره – واشنگتن پست و .... تکلیفشان مشخص است. به ولی نعمت خود وابسته اند و از آنها تغذیه می شوند و بخشا کتمان هم نمی کنند. بی بی سی فارسی اعلام نمی کند که تابع منافع سیاست های کشور بریتانیاست و اگر لازم باشد با همان زبان فارسی و اردو و پشتو و .... در برابر کارگران و محرومان کشورمان می ایستد و تحریم های داروئی و غذائی و بمباران کشورمان را سیاست های بشردوستانه بریتانیا اعلام خواهد کرد و تحلیلگران سیاسی اش در اینباره قلمفرسائی خواهند کرد و .... همانطور که رسانه های فارسی زبان اسرائیلی. بنابر این وجهه دادن و شرکت در برنامه های بظاهر ژورنالیستی ناب! آن پشت کردن به زنان و مردان و دانشجویان و جوانان و کارگرانی است که از موسوی و کروبی و روحانی و خاتمی و ... عبور کردند و حذف ولایت فقیه و سرنگونی نظام را سردادند. آیا بی بی سی فارسی بلندگوئی بدست آنها داد؟
طبیعی است که در کشورهای اروپائی آزادیهای دمکراتیک موجود است. تردیدی نیست که میتوان نوشت و گفت و خواند و.... اما آیا مولد آن امپریالیست ها و سرمایه داری جهانی است؟ به اعتقاد من وجود این آزادیها منتج از مبارزات دراز مدت مردم این کشورهاست و بعبارت دیگر دستاورد این مبارزات در طی دهه هاست. کما اینکه می بینیم  سرمایه داری جهانی برای حفظ منافع خود چه بلائی بر سر خاور میانه آورده اند و چگونه از خوان نعمت فروش و معامله تسلیحاتی برداشت می کنند؟ سیاستهای خاورمیانه ای آنها مولد یکی از بزرگترین جابجائی های انسانی میان قاره ای و میلیونها کشته, مجروح و آواره است.
21.06.2015
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان
برای کسانی که با رسانه های عمومی کنونی آشنائی دارند و غرض و مرضی ندارند واضح است که نهادهای رسانه ای وابسته که  سرچشمه مالی آنها دول خارجی هستند از سیاست های تعیین شده آن دول نمیتوانند پا را فراتر بگذارند. کارمندان و مزد بگیران این نهادها نیز در نهایت یا به وظایف سرسپردگی خود با آن سیاست ها عمل می کنند و یا بمرور کنار گذارده می شوند. بی بی سی فارسی, رادیو فردا و صدای آمریکا  نمونه های بارز آنها هستند. از سوی دیگر این رسانه های وابسته را نمیتوان بر اساس برنامه های موردی آنها مورد قضاوت قرار داد چرا که نشان داده اند و در عمل مشاهده کرده ایم که آنها یکباره و ناگهانی در لحظات سرنوشت ساز سیاسی و تاریخی چهره عوض می کنند و در بست بر اساس تمایلات اربابان متمول خود سیاست ساز می شوند.
چنانچه رسانه ای تمام و کمال  و هر زمان یکسویه مبلغ خواست های دولت های مزددهنده مربوطه باشد نمیتواند تاثیر لازم را در میان عوام در کشوری دیگر بگذارد. مستقل نمائی و احترام گذاشتن صوری  به عقاید و آراء رمز راهگشائی به اذهان آن دیگران است که این رسانه ها را بعنوان همزبان مثلا فارسی زبان می پندارند و توانایی مالی و رسانه ای  آنها را اهرمی مناسب برای بازتاب  صدای محروم خود می خواهد. کاچی به از هیچی!
بنابر این  رسانه های مزدور از این گونه ناچارند که با پز اعتقاد به ازادی بیان و رنگارنگی عقاید و آراء  و نهادی آزاد چهره کنند تا باور عمومی در میان مردم کشور دیگر را همراه خود سازند. هم از اینرو شاهد وجود برنامه هائی با عنوان میزگرد سیاسی, گفتگوهای جمعی و مصاحبه ها و نظرخواهی ها از افراد مختلف با عقاید مختلف و ... هستیم. حال آنکه دول تامین کننده مالی آنها, این رسانه ها را با چنین شمائی در آب نمک خوابانده اند و انتظار روز موعود را می کشند تا چهره سازی و سیاست گذاری کنند. زمانی که در نظر بگیریم این چهره سازی ها و سیاست گذاری ها میتواند مسیر شکل گیری اعتراضات و مبارزات توده ها را منحرف سازد بعد میتوان درجه اهمیت این نهادهای مزدور را تخمین زد.
بی بی سی فارسی مدتهاست با چنین پزی و در پوشش برنامه هائی از قبیل پرگار ظاهر شده است. نظرمندان سیاسی در تبعید که ناتوانی اپوزیسیون و بویژه ضعفهای دیرینه چپ تبعیدی را تجربه کرده اند و در هاله ای از یاس و نومیدی فرو رفته اند در مواردی متعدد در خیمه شب بازی های این رسانه ظاهر شدند تا شاید بلندگوئی بسوی مردم در داخل کشور بیابند و تمایلات رادیکال و سرنگونی طلب خود را تبلیغ و ترویج کنند.
بر حسب اتفاق! افرادی که در این برنامه های بی بی سی فارسی شرکت کرده اند از لیدر ها و نظریه پردازان اصلی سازمان ها و احزابی هستند که خود را رادیکال ترین مخالفان جمهوری اسلامی میدانند و خط فاصل شفافی نیز از اصلاح طلبان و رفو گران نظام حاکم ارائه می دهند.
آیا آنها به وابستگی مالی این رسانه به وزارت خارجه انگلیس واقف نیستند؟
آیا این رسانه را مستقل می دانند؟
ایا نمی دانند که سیاست انگلیس حفظ و نگهداری نظام است؟
آیا نمیدانند که با حضور خود به این رسانه بیگانه و سمی برای افکار عمومی مردم کشورمان وجهه میدهند و از وجهه انقلابی خود می کاهند؟
به اعتقاد من این افراد دقیقا می دانند که چه می کنند؟ اینها میدانند که بی بی سی فارسی آرزوی شرکت آنها را در برنامه های خود دارد؟ اعتبار کسب می کند و چهره مکار خود را پشت برنامه هائی با شرکت این افراد پنهان می کند. واقعیت این است که نسل سیاسیون قدیمی در داخل و خارج از کشور میراست. بسیاری از امید انگیزان متفکر بلحاظ سیاسی از میان ما رفتند و یادی از خود برجای گذاشتند. بسیاری دیگر بر بالین بیماری گرفتار آمده اند. پروسه بازسازی و یارگیری سازمانها از نیروی جوان تر و پر انرژی مختل شده است. آنچه مانده است یا تجزیه میشود و یا تضعیف. متفکرین موجود همراه نهادهای سیاسی و سازمانی خود از ایجاد نهادی رسانه ای و در رقابت با نهادهای وابسته مالی نومید شده اند. سالها مباحثه و مجادله با همسایگان نظری خود را بی اثر یافته اند و بر این اساس به دعوت بی بی سی فارسی تن میدهند و یا اینکه خود تقاضای شرکت در مباحثات این رسانه را در قالب برنامه پرگار یا مصاحبه را می کنند.
در چنین شرایطی و متاثر شدن نرم شدگانی که بلندگوی بی بی سی را بدست گرفتند و نمک خوردند این رسانه بی شرمانه و برای خودشیرینی ذاتی اش در قبال حفظ نظام و رنگ زدن اصلاح طلبان برنامه ای را طرح ریزی میکند با عنوان عدم اقبال عمومی از براندازان یا سرنگونی طلبان و یا به حاشیه رانده شدنشان, مرعوب شدن آنها و چه و چه وچه
در جریان این برنامه خانم ماجدی در ارتباط با بحث کنفرانس برلین از اکبر گنجی بعنوان یار غافله ( شریک جرم و جنایات رژیم ) یاد میکند و بی بی سی فارسی نیز آنرا انتشار میدهد که با مخالفت اکبر گنجی مواجه می شود و صادق صبا با مطلبی بلند بالا از ایشان عذرخواهی میکند. آنقدر این عذر خواهی در این رسانه پر رنگ شد که اگر امکانش را میداشتند 4 تا چراغ راهنما هم اطراف صفجه عذرخواهی میگذاشتند.
بنظر من خانم ماجدی همراه دیگر معتقدان به براندازی که پیشتر در این خیمه شب بازی شرکت کردند, آدرسی اشتباهی را برگزید و در این رسانه ظاهر شد. بی بی سی فارسی این گفته ایشان و اتهامات به گنجی را سبب خیر دانست و تا بناگوش به تبلیغ اصلاح طلبان و گنجی پرداخت  و او را قربانی ندانم کاری و نا آشتائی گوینده به قوانین حقوقی رسانه دانستند. مظلومیت او را جار زدند و خانم ماجدی را بعنوان فردی که  خشونت وبی عدالتی کرده است و از خطوط مجاز و قرمز رد شده است نشان دادند. شاید این تجربه ای مفید برای ایشان باشد و در آینده دقت بیشتری بعمل آورند .
چنانچه فرصتی دهد بخش دومی هم دارد.
بهروز سورن
18.06.2015
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت