Iran Tribune

صفحه اصلی Category Table ضرب وشتم شهروندان درسنندج توسط نیروهای انتظامی وامنیتی


ضرب وشتم شهروندان درسنندج توسط نیروهای انتظامی وامنیتی

شنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۵ آگوست ۲۰۰۹ - ۰۷:۳۱

altانجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران:نیروهای امنیتی وانتظامی درجریان اعتصاب عمومی امروز ۲۸ مرداد تعدادی از شهروندان شهر را مورد ضرب وشتم قرار دادند وتعدادی را دستگیر کرده اند. طبق گزارش رسیده به انجمن دفاع ا ززندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران نیروهای انتظامی امروز درشهر سنندج چندین نفر را بازداشت کرده انددرجریان این تعقیب وبازداشت جوانان شهر سنندج توسط نیروهای امنیتی جوانی بنام حسن مصطفایی درمحله شهرک کردستان توسط گشت نیروی انتظامی دستگیر وبه شدت مورد ضرب وشتم قرار میگیرد مردم حاضر درمحل ازبرخورد وحشیانه نیروهای انتظامی به خشم می آیند ودست به اعتراض می زنند وبا تلاش مردم  جوان مجروح از دست نیروهای انتظامی رها میشود.

٢٨ مرداد ١٣٨٨

عکس: حسن مصطفایى پس از ضرب و شتم

*******

خاطرات تلخ از ۵۸ اعدامی سال ۵۸ 

خاطرات تلخ از ۵۸ اعدامی سال ۵۸ (اوت ۱۹۷۹)، در کردستان بدست خلخالی:به آقای خلیل بهرامی خبر داده شده بود که یک قاضی(صادق خلخالی) - که از دوستانش بود-، خیال دارد کردها را در سالن انتظار فرودگاه سنندج- مرکز کردستان- محاکمه کند. در فرودگاه، وقتی که ۱۰ مرد دستنبد به دست روی نیمکت چوبی در برابر صادق خلخالی نشستند، آقای رزمی آماده، بیرون دادگاه صحرایی ایستاده بود. نفر یازدهم مجروح بود و کنار در روی برانکاردی قرار داشت. آقای بهرامی در یادآوری خاطراتش میگوید، قاضی عمامه اش را برداشت. کفشاش را درآورد. پایش را روی صندلی گذاشت. از پشت عینک زندانیان را برانداز کرد و نامشان را پرسید.» قاضی اتهامات انتسابی متهمان را [چنین] برشمرد: قاچاق اسلحه، تحریک به شورش و قتل.
بهرامی میگوید: «هیچ مدرکی ارائه نشد. همه اش حدس و گمان بود.» پس از نزدیک به ۳۰ دقیقه، خلخالی یازده مرد را "مفسد فی الارض" اعلام کرد. چند نفری گریستند.
بهرامی همکارش، رزمی را فراخواند. "این شانس رزمی بود که آن روز با من آن جا بود."
هر دو میگویند، این جمع از کنار ۳۰ کارگر فرودگاه گذشت. جلوی همه رزمی میرفت. هر دو میگویند، در عقب، علی کریمی بود، یکی از محافظان شخصی قاضی، با کفشهای سفید، شلوار سفید، پیراهن سفید، عینک آفتابی و جلد تپانچه کمری. پس از تقریباً ۱۰۰ متر، یک مأمور، محکومان به مرگ را روی یک زمین خاکی از حرکت بازداشت. همه اعدامکنندگان به جز یک نفر دور سرشان چفیه بستند. چهرههای شیعیان و چشمان کردها اکنون پنهان شده بود.
به گفته دو خبرنگار، آقای کریمی از زندانیان خواست آخرین وصیت خود را بکنند. مردها چیزی نگفتند، همه ساکت بودند به جز یک نفر . [آن] عیسی پیروالی [بود] که به گفته بهرامی، برای نجات خود گریه میکرد. او ساندویچفروشی بود که عضو هیچ حزب سیاسی نبود فقط یک تفنگ داشت و متهم به قتل شده بود. رزمی میگوید: «او ترسیده بود. نمیتوانست بایستد» سربازان از یکی از زندانیان خواستند تا او را نگاه دارد.
اولین نفر سمت راست، ناصر سلیمی کارمند اداره بهداشت سنندج، دست راستش را روی سینهاش گذاشت. دستش باندپیچی شده بود. به گزارش روزنامه های آن زمان، در یک جنگ خیابانی مجروح شده بود. در برابر او تنها سرباز بدون چفیه، مسلسلاش را بالا برد.
سربازان به کریمی چشم دوختند. محافظ شخصی قاضی اسلحهاش را از جلدش بیرون آورد. عکاس میگوید، همه نمرده بودند. محافظ روی احسن ناهید، زندانی خوابیده روی برانکارد (دانشجوی پلی تکنیک)، خم شد و یک گلوله به سرش شلیک کرد. رزمی دوربینش را قاپید. کریمی به سوی بعدی رفت و به سویش شلیک کرد. دو خبرنگار میگویند، او همین طور پیش میرفت – یک گلوله برای هر نفر (تلاش برای یافتن کریمی ناموفق بوده است).
جمیل نوره یکی از زندانیان نجات یافته آنروزها که قبل از اعدام با احسن ناهید در اسارت بوده در خاطرات خود(خاطرات یک شاهد زنده برای ثبت در تاریخ) چگونگی زخمی شدن
احسن ناهید که بر برانکاردی در روز پنجم شهریور تیرباران شد
را در یکی از سایتهای اینترنتی انتشار داده است.
جمیل نوره علت زخمی شدن وی را تیراندازی پاسداران مراقبش در حین انتقال به زندان ذکر کرده است. جمیل در نقل خاطرات خویش همچنین مینویسد که شهریار، برادر کوچکتر احسن ناهید، (دانشجوی سال دوم پزشکی) و یکی از دوستانش بنام جمیل یخچالی، که هر دو جز اعدام شدگان سنندج هستند در یک اقدام حماسی باوجود نجات از مهلکه بخاطر احسن خود را دوباره تسلیم می کنند. جمیل از قول احسن تعریف می کند که با وجود زخم ران و خون ریزی به فرار ادامه داده و در یک مزرعه خود را زیر شبدرهای آن مزرعه مخفی می کند. پاسدارها به مکانی که در آن مخفی شده بودند، رسیده و... ادامه این نقل قول از زبان احسن:
"آنها از ما میخواستند که خود را تحویل دهیم و ترسی[هم از ما] نداشتند، چون اطمینان داشتند که ما اسلحه نداریم . من هیچگونه حرکتی نمیکردم، گرمای زیاد زیر شبدر[ها] هم مرا آزار میداد و [هم]بی نهایت طاقت فرسا بود، بخصوص درد رانم آنرا ده چندان میکرد. جاشها[ جاش یا کره خر- اصطلاحی برای خائینین در زبان کردی است - پاسداران کرد] مشغول زیر و رو کردن شبدرها بودند تا به شبدری که روی من بود رسیدند. آنرا کنار زده ومرا از زیرآن بیرون آوردند.
شهریار و جمیل با دیدن این صحنه، یعنی اسیر شدن من، از جایی که خود را مخفی کرده بودند، بیرون آمدند وخود را تسلیم کردند. آنها میتوانستند فرارکنند وخود را از این مخمسه نجات دهند، اما دست به این عمل نزدند. معلوم بود که نمیخواسنتد که من را تنها بگذارند. آنها را کتف بسته و من را با کمک عوامل رژیم به پاسگاه باز گرداندند، بلافاصله ما را به سنندج انتقال دادند. من را برای " معالجه " به پادگان سنندج آوردند."
جمیل نوره در ادامه خاطرات خویش مینویسد:
حدود ساعت یک بعداز ظهرهنوز جو سکوت بر بازداشتگاه سایه افکنده و بی خوابی دیشب ونگرانی ازمحاکمات فرمایشی فضای زندان راکسل کننده ترکرده بود. زندانیان هر چند نفر در گوشه ای با همدیگر صحبت میکردند . ساعت ۲ تا ۳ بعد از ظهر . صدای بازشدن در اطاق بازداشتگاه سکوت رادر هم شکست. پاسداری وسط در ایستاد.او کاغذی دردست داشت و از ماخواست توجه کنیم. ما ساکت و گوش به زنگ بودیم. گفت : این اسامی را که میخوانم خود را آماده کنند!!
و پاسدار نام ۱۱ تن از اعدامیهای سنندج را از جمله احسن و شهریار ناهید از لیستش میخواند.....
اعدام ۱۱ نفراز اهالی شهرستان پاوه، ساعت ۲ و ۴۰ دقیقه بامداد ۲۸ مرداد ماه ۱۳۵۸ درزندان دیزل آباد کرمانشاه: 
۱. عبداله نوری
۲. هوشنگ عزیزی
۳. محمد محمودی
۴. یداله محمودی
۵. حسین شیبانی
۶. هرمز گرجی بیانی
۷. مظفر فتاحی
۸. محمد عزتی
۹. محمد عزیزی
۱۰. اذرنوش مهدویان
۱۱. اصغر بهبود
اسامی ۷ تن دیگر از اعدامشدگان پاوه بامداد روز ۲۹/۵/۱۳۳۵۸، درمحوطه زندان دیزل آباد کرمانشاه:
۱. حاجی افراسیاب
۲. عبدالوهاب ملک شاهی
۳. عمادالدین ناصری
۴. عبدالکریم کریمی
۵. محمد نقشبندی
۶. عزیزمراد
۷. مراد ذوالفقاری
اعدام ۹ نفر درشهر مریوان، ساعت ۱۸ و ۳۰ دقیقه ۳ شهریورماه ۱۳۵۸:
۱. حسین مصطفی سلطانی
۲. امین مصطفی سلطانی
۳. احمد پیرخضری (کارمندبیمارستان)
۴. حسین پیرخضری (معلم)
۵. فایق عزیزی (عضوشورای شهرمریوان)
۶. علی داستان ( پیشمرگه )
۷. بهمن اخضری (پزشک و فیلمبردار)
۸. جلال نسیمی
۹. احمد قادرزاده اهل روستای درهتفی
اعدام ۱۱ تن در شهرستان سنندج روز ۵ شهریور ۱۳۵۸ ساعت ۵ بعدازظهر ۲ تن ازانها مجروع بودند(احسن ناهید از ناحیه ران پا، با استفاده از برانکارد و ناصر سلیمی، از ناحیه دست راست).
۱. احسن ناهید
۲. شهریار ناهید
۳. جمیل یخچالی
۴. ناصر سلیمی
۵. عبداله فولادی
۶. مظفر نیازمند
۷. سیروس منوچهری
۸. اصغر مبصری
۹. مظفر رحیمی
۱۰. عیسی پیرولی
۱۱. عطا زندی
اعدام ۲۰ نفر در شهرستان سقز ساعت ۷ بامداد ۶ شهریور ۱۳۵۸:
۱. احمد سعیدی
۲. قادربهار
۳. محمد بابامیری
۴. رسول امینی
۵. ناجی خورشیدی
۶. کریم رضائی
۷. انور اردلان
۸. سیف اله فیضی
۹. علی فخرایی
۱۰. عبداله بهرامی
۱۱. سیدحسن احدی
۱۲. محمد درویش نقرهای
۱۳. کریم شیرینی
۱۴. ابوبکر حمیدی
۱۵. احمد مقد م
۱۶. جلیل جمالزاده
۱۷. کشی زاده ــ
۱۸. محمد غفاری
۱۹. خاطرخطیبی
۲۰. ناصر حدادی
سقز ـ خلیل بهرامی ـ خبرنگار اعزامی اطلاعات به کردستان: آیتالله خلخالی، دیروز وارد سقز شد و در محل تیپ سقز دادگاه صحرایی خود را برای رسیدگی به پروندههای دستگیرشدگانی که در حوادث سقز دست داشتند و حمله به تیپ سقز و به گردانهایی که از سنندج و کرمانشاه اعزام شده بودند حمله کرده بودند، تشکیل جلسه داد و به اتهامات۲۰ نفر افسر و درجهدار ژاندارمری و ارتش و غیرنظامیان این حوادث رسیدگی کرد. عدهای از افسران و درجهداران موقعی که به پادگان حمله شده بود، سرخدمت حاضر نشده بودند که در نتیجه متهم به همکاری با مهاجمان شدند. تیرباران شدگان عبارتند از: ستوان دوم احمدسعیدی، ستوان دوم قادربهادر، ستوان دوم قادرخطیبی، گروهبان یکم محمدپامیری، گروهبان سوم وظیفه ناصر حدادی، گروهبان یکم کادر رسول امینی، گروهبان سوم محمد غفاری، گروهبان سوم ژاندارمری ناجی خورشیدی، استواردوم ژاندارمری کریم رضایی و غیرنظامیان انور اردلان، سیف الله فیضی، علی فخرایی، عبدالله بهرامی، سید حسن احدی، محمد درویش نقرهای، کریم شیریانی، ابوبکرصمدی، احمد مقدم وجلیل جمالزاده. حکم اعدام صبح امروز، در سقز به مرحله اجرا درآمد. (اطلاعات۷/۶/۱۳۵۸)
مادرم گریه کن بر مزارم زار، که اینک زاری رواست،
فراوان گریه کن مادرم، سرشک خونینت بجاست
شعر بالا ترجمه بیتی از چکامه کردی "دایه گیان" است که در آن روزها ماتم و غم شهریور۵۸، خطاب به مادران کردستان، زمزمه میشد
دایه گیان بگری له سه ر خاکم که وا شینم ده وی
زور بگریه دایه گیان فرمیسکی خوینینم ده وی
.................
شه ریف"
منبع: سایت اشتراک
http://eshterak-matalbejadid۱.blogspot.com/۲۰۰۹/۰۸/blog-post_۷۶۰۷.html

smaller text tool iconmedium text tool iconlarger text tool icon

ارسال به شبکه های اجتماعی
Balatarin Donbaleh Facebook Digg Del.icio.us Google Live! TwitThis
 

تريبون ازاد

سایر رسانه ها

  • بی بی سی
  • رادیو فردا
  • رادیو آلمان
  • رادیو آمریکا
  • گاردین
  • فایننشال تایمز