همزمان با ادامه برخورد نیروهای امنیتی ایران با کسانی که به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اعتراض دارند، دبیر کل سازمان ملل از مقام های این کشور خواست بازداشت، تهدید و استفاده از قوه قهریه علیه مخالفان سیاسی را متوقف کنند. بان کی مون در بیانیه ای گفت "وضعیت در ایران موجب نگرانی جامعه بین المللی است" و خواستار "توقف فوری بازداشت ها، تهدیدها و استفاده از زور شد."
براساس این بیانیه آقای بان "اوضاع در جمهوری اسلامی ایران را با نگرانی فزاینده دنبال می کند و از خشونت های پس از انتخابات به خصوص استفاده از زور علیه غیرنظامیان که باعث مرگ و جراحت می شود، مایوس است."وی مقام های ایران را ترغیب کرد "به حقوق بنیادی شهروندی و سیاسی به خصوص آزادی بیان و آزادی تجمع و آزادی اطلاعات احترام بگذارند."او از دولت و مخالفان خواست برای حل اختلافات خود به "گفتگو و شیوه های حقوقی توسل جویند."کاخ سفید نیز دوشنبه از فقدان "عدالتی" که تظاهرکنندگان در ایران تجربه می کنند ابراز تاسف کرد و گفت باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا از دیدن صحنه های جسارت تظاهرکنندگان ایرانی به خصوص زنان "تحت تاثیر" قرار گرفته است.
از سوی دیگر اتحادیه اروپا روز دوشنبه ادعاهای ایران دایر بر دخالت این کشورها در انتخابات ریاست جمهوری ایران را "بی پایه و غیرقابل قبول" خوانده است.در بیانیه اتحادیه اروپا آمده است: "اتحادیه اروپا اتهاماتی را که از سوی مقام های مختلف ایرانی علیه این اتحادیه و اعضای آن درباره دخالت اروپایی ها در اتنخابات ایران طرح می شود را بی پایه و غیرقابل قبول می داند."ایران کشورهای غربی را به خاطر آنچه "مداخله جویی" در امور داخلی خود می داند به باد حمله گرفته است و رسانه های خارجی را که با محدودیت های شدیدی در ایران روبرو هستند به دامن زدن به ناآرامی ها از زمان انتخابات ۲۲ خرداد متهم کرده است.در این انتخابات محمودی احمدی نژاد برنده اعلام شد که فریاد تقلب برخی از رقبای وی و بسیاری از هوادران آنها را به دنبال داشت و به اعتراضات بی سابقه ای در تاریخ جمهوری اسلامی دامن زد.روز دوشنبه نیز پلیس ضدشورش برای متفرق کردن تظاهرکنندگان در میدان هفت تیر تهران از گاز اشک آور استفاده کرد و به گفته برخی شاهدان عینی با خشونت نیروهای بسیجی علیه تجمع کنندگان همراه بود.در بیانیه اتحادیه اروپا آمده است: "اتحادیه اروپا عمیقا نگران ادامه خشونت های بی رحمانه علیه تظاهرکنندگان که باعث تلفات شده، است."۲۷ کشور عضو این اتحادیه از ایران خواستند از "بازداشت های جمعی خودسرانه خودداری کند" و محدودیت های اعمال شده علیه رسانه ها و خبرنگاران را محکوم کردند.
'چیزی بیش از انتخابات'
تحولات چشمگیر ایران با واکنش های گسترده دیگری نیز روبرو شد.
روسیه روز دوشنبه خواستار حل بحران سیاسی ایران با تکیه بر قانون اساسی این کشور شد: "اختلاف هایی که پس از انتخابات بروز کرده باید در پیروی دقیق از قانون اساسی و قوانین این کشور حل شود."
ولید معلم وزیر خارجه سوریه، کشوری که به جمهوری اسلامی نزدیک است، از تظاهرات خیابانی که پایتخت ایران را به لرزه درآورده انتقاد کرد و گفت که رژیم ایران سقوط نخواهد کرد.وی گفت: "هرکسی که روی سقوط رژیم ایران شرط ببندد بازنده است. جمهوری اسلامی یک واقعیت است، و در ایران ریشه عمیقی دارد، و جامعه بین المللی باید این را بپذیرد."اما وزیر خارجه سوئد گفت که تظاهرات در ایران نشانگر عطش آزادی در میان مردم ایران است نه اینکه توسط دیگران از خارج برانگیخته شده باشد.فردریک راینفلت گفت که ریشه های این ناآرامی "عمیق تر از آن است که تنها به شمارش آرا مربوط باشد" و نسبت به افزایش خشونت علیه تظاهرکنندگان ابراز نگرانی کرد.همزمان بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل به یک روزنامه آلمانی گفته است که اگر دولت دیگری در ایران سر کار باشد اسرائیل می تواند با آن روابط مسالمت آمیز داشته باشد.وی به روزنامه "بیلد" گفت که ناآرامی های ایرانی نشان می دهد که بسیاری از مردم این کشور تشنه انتخاباتی آزادانه هستند.وی گفت: "اگر آنها حق آزادی انتخاب داشتند، شکی ندارم که دولت دیگری می داشتند. این یک حکومت مذهبی، تمامیت خواه و بی رحم است که واقعا به مردم ایران آزادی انتخاب نمی دهد."به گزارش خبرگزاری کیودو، دولت ژاپن نیز نسبت به درگیری های مرگبار میان تظاهرکنندگان و پلیس عمیقا ابراز نگرانی کرده است.هیروفومی ناکانوز وزیر خارجه ژاپن گفت: "باید از وضعیتی که باعث تلفات می شود پرهیز شود و کشور ما قویا خواهان راه حلی مسالمت آمیز است" و افزود که "عقاید مختلف" و حق "بیان" باید محترم شمرده شود.از سوی دیگر استفان هارپر نخست وزیر کانادا در یک موضع گیری شدید "استفاده از زور محض و ارعاب" برای مقابله با تظاهرکنندگان را محکوم کرد.وی در بیانیه ای گفت: "رژیم ایران تصمیم گرفته است در واکنش به مخالفت مسالمت آمیز در ارتباط با اتهامات مشروع و جدی نسبت به وقوع تقلب انتخاباتی، از زور محض و ارعاب استفاده کند."وی افزود: "کانادا از مقام های ایرانی می خواهد فورا به استفاده از خشونت علیه مردم خود پایان دهند، کلیه زندانیان سیاسی و خبرنگاران را آزاد کنند... و تحقیقاتی کامل و شفاف درباره ادعاهای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری انجام دهند."رضا پهلوی فرزند آخرین شاه ایران که در آمریکا زندگی می کند روز دوشنبه در یک کنفرانس خبری در واشنگتن نسبت به عواقب شدید سرکوب "قیام در ایران" هشدار داد.وی گفت که ناکامی تظاهرکنندگان به "افراط گرایی" در جهان دامن خواهد زد: "در بدترین حالت، جباران افراط گرا که می دانند آینده متعلق به آنان نیست ممکن است مسیر کنونی را با یک هولوکاست اتمی پایان دهند."
تجمع آرام میدان هفت تیر تهران به خشونت کشیده شد
تجمع آرام بیش از یک هزار نفر که عصر دوشنبه، به رغم حضور پر شمار پلیس و نیروهای امنیتی در میدان هفت تیر تهران برگزار شد بار دیگر با مداخله نیروهای ویژه و لباس شخصی به تشنج کشیده شد.حامیان جوان میرحسین موسوی، نامزد اصلاحطلب انتخابات ۲۲ خرداد، روز یکشنبه از مردم خواسته بودند که به یاد کشتهشدگان روز شنبه، شمعهای سیاه به همراه روبانهای سبز با خود داشته باشند.گزارش های دریافتی از ایران حاکی است که حامیان آقای موسوی از مردم خواسته بودند با هدف بزرگداشت قربانیان روز شنبه، از ساعت ۵ بعد از ظهر روز دوشنبه به مدت دو ساعت چراغهای خودروهای خود را روشن نگه دارند.برخی از خبرگزاریهای به نقل از شاهدان عینی گزارش دادهاند: این تجمع در ساعات اولیه با آرامش پیگیری میشد. با این حال شماری از شاهدان عینی گفتهاند که درگیریهای پراکندهای در مناطق مختلف منتهی به میدان هفت تیر تهران مشاهده شده است.در حالی که تجمع میدان هفت تیر در سکوت برگزار میشد، نیروهای گارد ویژه و لباس شخصیها با حمله به تجمعکنندگان سعی در متفرق کردن آنها داشتند.چندین گزارش که از سوی شهروندان خبرنگار در شبکههای اجتماعی اینترنتی انتشار یافته و توسط شاهدان عینی مستقل تأیید شده است، حاکی است که ورزشگاه شیرودی تهران و همچنین پارک لاله به محل سازماندهی و استراحت نیروهای ضد شورش بدل شده است.برخی از این گزارشها حاکی از درگیری میان نیروهای ضدشورش و تجمعکنندگان در حوالی خیابان بهار شیراز و همچنین ورودی خیابان مفتح به میدان هفت تیر است و از محل درگیریها صدای آمبولانس به گوش رسیده است.در حالی که تجمع میدان هفت تیر در سکوت برگزار میشد، نیروهای گارد ویژه و لباس شخصیها با حمله به تجمعکنندگان سعی در متفرق کردن آنها داشتند.گزارشهای مشابه حاکی است که پلیس اقدام به بازداشت کسانی کرده است که در حال تهیه فیلم با تلفنهای همراه خود بودهاند.تجمع میدان هفت تیر تهران در حالی برگزار شد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز دوشنبه در بیانیهای تهدید کرده بود با اجتماعات اعتراضی آینده مقابله خواهد کرد.
به کار گیری خشونت برای مقابله با تظاهرات
پس از آنکه درخواست مجمع روحانیون مبارز برای برگزاری راهپیمایی مسالمتآمیز روز شنبه ۳۰ خرداد، حدفاصل میدانهای انقلاب و آزادی، با مخالفت مسئولان دولتی روبهرو شد تجمع خودجوش مردمی در این منطقه با دخالت گسترده نیروهای امنیتی، نظامی و لباسشخصیها به خشونت گرایید.خبرهای رسیده از تهران حاکی است که شهروندان تهرانی روشهای دیگری را برای بیان مسالمتآمیز اعتراضهای خود انتخاب کرده اند.از جمله یکشنبه شب، سایت خبری کلمه، یکی از دو وبسایت اصلی اطلاعرسانی میرحسین موسوی اعلام کرد که شهروندان تهرانی، دوشنبه اول تیرماه، از ساعت ۵ تا ۶ بعد از ظهر و «به نشانه اعتراض و همدردی» با قربانیان خشونتهای روز شنبه، چراغهای اتومبیلهای خود را روشن خواهند گذاشت.این اعتراض به دعوت میرحسین موسوی نبود اما وب سایت کلمه از این موضوع به عنوان «شیوه جدید اعتراض در پی ممانعت بیسابقه و برخورد شدید نیروهای نظامی و شبه نظامی با مردم» یاد کرده است.هنوز مشخص نیست که چه تعداد از شهروندان تهرانی و در چه مناطقی دست به این اقدام اعتراضی زدهاند اما بر اساس گزارش شاهدان عینی، حجم گسترده حضور نیروهای نظامی و امنیتی و لباس شخصیها در نقاط مختلف شهر، مانع از شکلگیری تجمع پر شمار معترضان به نتایج انتخابات است.بر اساس اعلام تلویزیون دولتی ایران، در حوادث روز شنبه دست کم ۱۰ نفر جان باختهاند و پلیس میگوید که نزدیک به ۵۰۰ نفر را در این روز بازداشت کرده است.با این حال شبکه خبری سی ان ان به نقل از منابع بیمارستانی، تعداد قربانیان خشونتهای روز شنبه را ۱۹ نفر ذکر کرده و اضافه میکند که بر اساس گزارشهای غیر رسمی تا ۱۵۰ نفر در این خشونتها جان خود را از دست دادهاند.
از شامگاه شنبه تصاویر و ویدئوهایی که از خشونتهای این روز علیه مردم معترض در وبسایتها منتشر شده است، از شبکههای خبری مختلف پخش میشوند و یکی از این تصاویر مربوط به دختری به نام «ندا» است که در خیابان امیرآباد شمالی به ضرب گلوله جان باخته است.
پیکر «ندا آقا سلطان» روز یکشنبه به شرط انجام سریع و پنهانی مراسم تدفین در اختیار خانوادهاش قرار گرفته و به مساجد تهران تأکید شده است که ازبرگزاری مراسم یادبود برای او خودداری کنند.آقای موسوی روز یکشنبه با انتشار بیانیهای ضمن اعتراض به برخوردهای خشونتآمیز روز شنبه از هواداران خود خواستهاست که با خویشتنداری به اعتراضهای خود ادامه دهند.وی در بیانیه خود آورده است: «تیراندازى به مردم، پادگانى شدن فضاى شهر، ارعاب، تحریک و قدرت نمایى همگى فرزندان نامشروع قانونگریزى شدیدى است که در معرض آن قرار داریم و عجبا که بانیان چنین شرایطى دیگران را به این خطا متهم مى کنند.»این نامزد انتخابات همچنین خطاب به حامیانش گفته است: «در اعتراضات خود همچنان به پرهیز از خشونت پایبند بمانید و چون پدران و مادرانى دل شکسته با رفتارهاى نامتعارف فرزندانتان در قواى امنیتى برخورد کنید.»تجمع اعتراضی روز شنبه مردم تهران، پس از آن انجام شد که آیتالله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی، در خطبههای نماز جمعه، راهپیماییها و تجمعات مسالمتآمیز معترضان را به «زورآزمایی خیابانی» تشبیه کرد و ضمن درخواست پایان دادن به تظاهرات خیابانى، تهدید کرد که مسئول خونریزىهاى احتمالى با رهبران جنبش اعتراضى به نتایج انتخابات است.به دنبال این اظهارات بود که شمار گستردهای از نیروهای نظامی و امنیتی، با استقرار در خیابانهای تهران، به برخورد با اجتماعات خیابانی پرداختند.
قیامت است، در شهر من معرکه ای است
نیست آسان به چنین ورطه دوام آوردن
توسن معرکه در زیر لگام آوردن
تیغ بر نای و هراسان سر تسلیم فرود
به رجزخوانی هر تخم حرام آوردن
تمام بدنم درد میکند، درونم خشمی است که بغض را برنمیتابد. چقدر پشتبامهای این شهر را دوست دارم و فریادها، فریادها و فریادها را.
اورم نمیشد که پس از اتمام حجتهای ظهر جمعه، عصر شنبه چنین جمعیتی خیابانهای منتهی به انقلاب، آزادی و میدان ولیعصر را پر کند. چقدر این مردم آشنایند و چقدر این نسل شگفت انگیزند.
تقاطع خیابان غریب و انقلاب، جمعیت کثیری جمع شده اند که هر لحظه با باطوم و فحاشی به عقب رانده میشوند. عده ای شعار میدهند. جمع همه را ساکت میکند. زنان و دختران سینه به سینه ماموران تا دندان مسلح قرار گرفته اند. جماعتی به لاین سمت راست خیابان میرود و جمعیت را دعوت میکند، همگی به آنان می پیوندیم. هنوز چند قدم جلوتر نرفته ایم که سیل خروشان ماموران با باطوم و گاز اشک آور و شلیک هوایی هجوم می آورند. جمعیت به عقب رانده میشود و صدای فریاد و جیغ به آسمان بر می خیزد. صدای یا حسین با ضربه های باطوم، لگد و فحاشی پاسخ میگیرد...اشک، خون و... بر روی هم افتاده ایم. در تلهای بسته گرفتار شده ایم. سمت چپمان نردههای خیابان است در روبرو، پشت سر و سمت راست ماموران. برای یک لحظه احساس کردم عدهای در زیر دست و پا خفه خواهند شد. صدای جیغ یکی از دوستانم را میشنیدیم. خدای من! فاجعه ای بود نمی شد نفس بکشی فریاد میزدیم برگردید. عقب نیایید، مردم جواب میدادند: شلیک میکنند، میزنند. خدای من! امکان ندارد. کفشها از پا درآمده است، زنان بدون روسری و مقنعه فریاد میکشند، عدهای سعی میکنند از زیر دست و پا آدمها را درآورند. دوستم زیر دست و پاست، نمیتوانم بروم. ماموران حمله میکنند. تنها مردی قوی هیکل با لباس سبز نیروی انتظامی کمک میکند و وقتی از زیر دست و پا بلند میشویم. عده ای مهاجم و مامور با باطوم بالای سرمان هدف گرفته اند. قیامت است در شهر من. معرکه ای است. خیابان پر است از خرده چوبها و چماق هایی که بر سر مردم شکستهاند، با خروار خروار کفش و کیف و عینک. و فریادی که «بروید اینجا نیاستید.»
کجا برویم؟ بی مروت ها اینجا خانه من است، انتهای این خیابان دانشگاه من بوده است و این مردم، مردم منند.
مردمی که تاب تحمل ضربه ای را بر پیکر مردم غزه نداشته اند، چگونه این جفای خون آشامی را بر بدن همشهریهای خود تحمل کنند.
و دوباره فریاد زنان و مردان و خیابانهای تهران.
ترسی نیست هیچ ترسی، من خشم میبینم و نفرت، این را از نگاه خشم آلود دختری می بینم که با دهان شکسته شده بواسطه باطوم نابکاران، کنار خیابان نشسته و ضربات آهنین نگاهش را نثار مردان قوی هیکل مسلح میکند، از پیرزنی می فهمم که به صف آنان هجوم میبرد که چه از جان جوانان ما میخواهید و از زنی که فریاد میکشد شما ناموس ندارید، حرام زاده اید.
در گوشه خیابان ایستاده ام، کفشی به پا ندارم، همراه جماعت میشوم، از خیابانهای جمالزاده و غریب میگذرم، باید به خانه برسم، باید کفشی بپوشم هنوز باید راه رفت. همه میگویند مردم را تنها نگذاریم، برویم سمت آزادی سمت انقلاب.
آخ چه واژهه ایی انقلاب، آزادی، مردم.
... و نیروهای با لباس سبز و سیاه و خاکستری و پلنگی و چهره های نا آشنا با لهجه هایی که نشان از اعزام آنان از شهرهای دیگر دارد. حتی کوچه پس کوچه های غریب و جمالزاده پر از نیروست و البته پر از مردم. مردم زیادند و آنان کم.
به خانه میرسم در خانه لباس عوض میکنم لباسها پاره شده، کفش به پا ندارم و تشنه ام، تشنه.
.... وارد بلوار کشاورز میشویم. جمعیت پراکنده است و نیروهای مسلح منسجم، آرایش نظامی می بینند. پارک لاله را به سمت ولیعصر میرویم، کم کم مردم پدیدار میشوند، منسجم و با هم و با علامت پیروزی. سر خیابانی مردی غول پیکر جوان لاغری را میزند تا با خود ببرد، زنان و بعد مردها به وی حمله میکنند. پسری ظریف که یک سوم اوست به حالت نردبانی از وی بالا میرود تا بر سرش بکوبد، خشمی است از عمق جان مردم. مرد فرار می کند به سمت نیروهای مسلح. شهر پر است از این قوی هیکلان لباس شخصی و خشن که شرف می ریزند و آبرو لگدمال می کنند. اگر چه آنان هم قربانیند و بیش از هر کس قابل ترحم. این را از فحاشیهایشان می توانی بفهمی.
نزدیک خیابان فلسطین مردم ندا میدهند صبر کنید «مردم می آیند» خدای من! این جمعیت از زیر دست این ماموران چگونه به اینجا اینگونه منسجم رسیده اند؟ جماعتی است عظیم پس از حمله مغولها! اما وارد جمعیت شدن حس خوبی دارد، وارد میشویم. هر سنی، هر قشری، هر تیپی. عجب اراده ای.
قبل از میدان ماموران گارد ویژه حمله میکنند، به گوشه دیوار پناه می گیریم. با باطوم بدن زنان و دختران و مردان این سرزمین مورد تهاجم قرار میگیرد. لعنتی گوشت است و استخوان آنچه که تو بر آن می تازی. «دختر بچه است حیوان»، این را مردی میگوید که سرش زیر باطوم شکسته است. دخترک در محاصره سه مرد گاردی است که با باطوم بدن نحیفش را میزنند. به دیوار چسبیده ایم و در برابرمان مردم را قلع و قمع میکنند. بدنهای نحیفی که ضجه میزنند و وحشیانی که حمله میکنند و باطومی که این روزها با بدنهامان انس گرفته اند و دادی است که از بیدادی بزرگ برخاسته است. پیرمردی دری را باز میکند و مردم را به درون میبرد، بیرون می رود و جوانان را به داخل راهنمای می کند، می گوید شاید حرمت موی سفیدم را نگه دارند. آه چه پیرمردها و پیرزنانی قربانی شدند! حرمت!!
فضا پر از خون است و شیشه شکسته و پسرکی که نیمی از صورتش له شده و خون از فرق سرش به چهرهاش نشسته است. زنان، وی را به گوشه ای برده اند و با مهر مادری نوازشش می کنند. دستمال میبرند، آب می آورند و ...
بیرون می آییم به سمت میدان ولیعصر، عجب شهری پر از مامور و گارد. پر از خشم و پر از نفرت.
زین قوم پاچه گیر سگستان شده است شهر
شیران چه میکنند مگر در کنامها
در هر گوشه عده ای زخمی نشسته اند اما درمانده نیستند. مردی می گوید «ما در محل قرار گذاشتیم قبض های آب و برق را ندیم شماها هم همین کار را کنید سر کار نرید اعتصاب کنید» کاش سازماندهی می شدیم. اراده اش وجود دارد .
جوانی با دست سرش را گرفته، موتورسواری پیاده می شود، چهره اش غریبه است به طرف پسرک میرود، چی شده؟ آخه سرشو. چرا آمدی؟ به طرف پسرک میروم، حالش خوب نیست و این بی شرف ممکن است ببرتش با تمام جان فریاد میکشد «به همان دلیلی که همه آمده اند.» بازویش را میگیرم. به آن لباس شخصی غریبه می گویم «به تو هیچ ربطی ندارد.» به قیافه ام خیره میشود که چهره ات به یادم میماند. به قیافه اش خیره می شوم که چهره ات به یادمان میماند. پسرک را به گوشهای میبرم ۱۹ ساله است، مقداری آب میخورد و کنار آشنایان دوباره می نشیند. به سمت انقلاب باید رفت، راه می افتیم. همه جا لشگر به لشگر ایستاده اند. صدای مرگ بر دیکتاتور و یا حسین بلند است. بی پناه مردمان من.
دوباره هجوم، دوباره مسدود بودن خیابانها و قداره کشهایی که میگویند «چرا آمده اید، گفته بودند نباید بیائید بیرون» چقدر این جماعت ابله اند.
به میدان فلسطین می رسیم. آخ! میدان فلسطین. دور تا دور میدان را ماموران محاصره کرده اند. دو جوان سوار بر موتور از سمت بالای میدان وارد میشوند، جماعتی مامور بر سرشان فرود می آیند با باطوم با لگد و... فریاد میکشیم. چه فایده. اینجا میدان فلسطین است! هرگز در صحنه های فیلمهایی که از فلسطین دیده ام چنین توحشی را ندیده بودم. پسرک فریاد می کشد به خدا فقط می خواستیم رد شویم. دیگر صدایی شنیده نمی شود، هر دو به شدت مضروب شده اند و کشیده میشوند تا به درون ماشین دژخیمان بروند.
به سمت شرقی میدان فلسطین می رویم. تمام بدنم درد می کند. دیگر تحمل دیدن این صحنه ها را ندارم. خدای من! به سرزمین من چه رفته است. بر روی زمین آثار خون را می بینم. این سمت تا حدی خلوت است. شایعه شده موسوی سر خیابان استاد معین آمده است و ماموران رفته اند. به وضوح میبینم یکی یکی لباسهای سپاهی و ویژه خود را درمیاورند صندوق ماشینهای پارک شده را که عمدتا پژو است باز می کنند، لباسها پنهان می شود و آنان شبیه مردم وارد جماعت میشوند. تمام مغازه ها به دستور، بسته شده اند. کافه ای نیمه باز است، واردش میشویم می گوید: نمیتوانید بنشینید. میگویم نمیتوانیم راه برویم، میز را آماده میکند. پسرکی با آفرین به موسوی وارد می شود و میگوید «دم همه مردم گرم. موسوی تو آزادی است.»
وای چقدر این شهر امروز گرم بود. با آنکه در ابتدای تابستان باران تند و زیبای صبح بارید اما اشک و خون مردم این شهر در عصرگاه ۳۰ خرداد ۸۸ بر روی سنگفرشهای آن گرمای خاصی را در تحولات اجتماعی ایران به جریان خواهد انداخت.
همه مردم راه میروند. هیچ کس به خانه نمی رود. در کوچه ها صدای مردم بلند است. «الله اکبر، مرگ بر دیکتاتور.»
به خانه می رسیم. یا باید جواب تلفن را بدهیم و یا زنگ بزنیم و خبر بگیریم. «سلام تو خوبی؟ هیچی. فقط میخواستم صدایت را بشنوم. بیشرفها عجب زدند. آزادی نبودی. ستارخان تیراندازی بود. آتش گرفته بود.» خانه امان در اتش است. و طنمان آتش گرفته.
نه آقا جان تمام شد! پاسختان را ملت داده اند و شما چهره وقیحتان را از پشت نقاب های انسانی و مذهبی بیرون آورده اید.
بیمارستان امام خمینی پر از مجروح است. کوچه ها پر از مردم و قلبها پر از کینه. این را پشت بامها می گویند. پشت بامها پر از فریاد است و تو ترسیده ای، ترسیده ای. چرا که مردم اینجایند و آنجا که مردمند صدای آزادی بلند است. تو می ترسی، وحشت زده ای. برای این است که تا دندان مسلح به زنان و دختران و مردان سرزمین من تهاجم میکنی. خون می ریزی. تو در وقاحت مطلقی و ما بر پشت بامها فریاد میزنیم.
... حال در نیمه های شب آرام می اندیشم، به مردم، به چهره هایی که دیده ام، به فریادهایی که شنیده ام، به خونهایی که بر آنها قسم خورده ام. و به تو که در وقاحت بی رقیبی.
دانی درون من به چه روزی نشسته است.
شهری عزا گرفته پس از قتل عامها
۳۰ خرداد ۱۳۸۸
الف. ه








