سیل افشاگری اینروزها در فرانسه حیرت همگان را بر انگیخته است. ..ظاهرا سیاستمداران این کشورهمواره – و از صمیم قلب- با زنان و مردان محافل مالی نشست و بر خاست داشته اند. اینان هزینه احزاب و مبارزات انتخاباتی آنان را تأ مین کرده و گویا در مقابل نرخ مالیاتی شان کاهشی چشم گیر یافته است. و بازحیرت آورتر آنکه : کاهش میزان مالیات در آمدها ی هنگفت ( چیزی در حدود ١٠٠ میلیارد یورو در ده سال گذشته) ظاهرا مستقیم به جیب ... درآمدهای هنگفت رفته است. ثروت هایی که از سال ٢٠٠٦ با یک « سپر» مالیاتی برازنده ایشان ،حمایت می شوند. و سرانجام، دولتمردان ( و اهل بیتشان)، سخت نگران ازآنکه قانون جدید دامنگیرشان شود، بیشترمی کوشند تا خودرا در شرکت های خصوصی جا کنند تا در سندیکا ها.
بدین ترتیب، « ماجرای بتان کور» آشکار را، آشکار تر ساخته است (١) . کجا بودند این خبرنگاران پژوهشگروعلمای متقی، هنگامی که خانم فلورانس ورث، که قبلا- بی سرو صدا- به رتق و فتق اموال خانم بتان کور، دومین ثروت فرانسه اشتغال داشت، به عضویت در هیئت مدیره شرکت هرمس منصوب شد. اریک ورث در این رابطه گفته بود: « من خود وزیر برابری زن و مرد هستم، حق نداشتم مانع رشد حرفه ای همسرم ، [...] به موازات رشد حرفه ای خودم، شوم ». البته کسی اورا به ممانعت از شکوفایی حرفه ای همسرش متهم نکرد، اما هیچ کس نیز ازچنین « مقایسه» ای میان شغل مباشر سرمایه داربزرگ و در پی نیل به « کمال مطلوب مالیاتی» در جزایر سشل، و شغل وزیر کار خواهان کاهش حقوق بازنشستگی کارگران، متحیر نشد. این مسائل اما، قبل از « ماجرای بتان کور» بود. رابطه میان پول و حاکمیت با امروز فرقی نداشت. اما، در آن زمان ، همه چیزبر وفق مراد بود...
از سجایای آموزشی این « رسوایی» اما غافل نشویم: وزیرکار جوانی که در رهگذرسفر رسمی اش به لندن از مباشرین سوداگران بازار مالی لندن التماس می کند تا در گروهک وی به نام « اکسیژن نو» سرمایه گذاری کنند؛ نرخ مالیاتی میان ١% و ٦% در سال برای خانم بتان کور(٢) (کارآیی سپر مالیاتی ...)؛ ستاره خبرنگار کانال یک تلویزیون فرانسه که موفق میشود با ارباب شرکت اورآل مصاحبه کند تحت این عنوان که: « من با او و شوهرش درمحافل شام در منزل دوستان مشترکمان آشنا شده بودم. گاهی هم پیش می آمد که در نمایشگاه ها باهم برخورد کنیم.»
اما این رسوایی لجام گسیخته اگر بخواهد به « گردن بند ملکه» * الیگارشی جدید فرانسه بدل شود، لا اقل باید به انتصابات گرم ونرم کارمندان عالی رتبه سابق دولت درشرکت های خصوصی پایان دهد و« هم پیالگی» خبرنگارانی که این چنین تبانی خود با محافل مالی رابه رسمیت می شناسند نیز از یاد نرود. جنجال های ماه گذشته بی ثمر خواهد بود اگر امید پاکسازی جو امپراطوری نوپا، یک برادر دوقولوی نیکلا سارکوزی را به مسند کاخ الیزه بنشاند. کسی مانند مدیر کل کنونی صندوق بین المللی پول (٣). بدینسان ثروت های بزرگ پیروزی یک سوسیالیست محافل مالی را در کافه فوکتز** دیگری جشن خواهند گرفت. وروز از نو روزی از نو...
١- ر.ک. مقاله هشت صفحه ای در باب « پول و سیاست» ، ژوئن ٢٠١٠ .
٢- به قول توماس پیکتی « آیا لیلیان بتانکور مالیات می پردازد؟ ، لیبراسیون، ١٣ ژوئیه ٢٠١٠ .
٣- اولیویه توسکر، « چپ، ولی نزدیک به محافل مالی»، لوموند دیپلوماتیک، دسامبر ٢٠٠٣ .
* ماجرای « گردن بند ملکه» ماری آنتوانت ، اوت ١٧٨٥، که به سمبل فساد و آغاز زوال رژیم سلطنتی فرانسه بدل شد.
** کافه رستوران شیکی در خیابان شانزلیزه که نیکولا سارکوزی پیروزی انتخاباتی خود را در آن جشن گرفت
برگردان:Mitra SHABANI میترا شعبانی








