ماه مرداد برای آینده ی اتمی ایران ماه مهمی بود. در روز سی مرداد ما شاهد مراسم راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر بودیم که تکمیلش از زمان امضای قرارداد شروع مجدد ساخت آن توسط روسها در سال ۱۳۷۴ دقیقاً پانزده سال به طول انجامید.
پس از پایان مراسم راه اندازی ، مجید نامجو ، وزیر نیرو ، اعلام کرد که نیروی اتمی تولید شده در بوشهر ظرف مدت دو ماه وارد شبکه برق کشور خواهد شد. ما باید حواسمان به این ادعا باشد زیرا در گذشته قول و وعده های بیشماری توسط مسئولین کشور در مورد نیروگاه اتمی بوشهر داده شده است – به طور مثال ، من به یاد می آورم که به ما گفته بودند که نیروگاه بوشهر در اسفند ۱۳۸۶ به مرحله راه اندازی و تولید خواهد رسید. همچنین من تردید دارم که اصولاً تا چه اندازه می توان به حرفهای آقای وزیر نیروی دولت احمدی نژاد اعتماد کرد. به هر باید در نظر داشت که اکثریت نمایندگان مجلس اخیراً !
نامه ای را به امضا رسانده و خواستار استیضاح مجید نامجو شده اند. آیا وی وعده های اغراق آمیز می دهد تا از استیضاح قریب الوقوعش جلوگیری کند؟
احتمالاً مهمترین اعلامیه در زمینه ی مسائل هسته ای در روز ۲۶ مرداد و از سوی علی اکبر صالحی ، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، صادر شد که طی آن آقای صالحی اظهار داشته بود که دولت علاوه بر مراکز غنی سازی موجود در نطنز و قم ، به احداث ده مرکز جدید غنی سازی اورانیوم دیگر نیز مبادرت خواهد نمود. هنوز به درستی روشن نیست که این تعداد مراکز جدید به چه منظوری ساخته می شوند زیرا نیروگاه بوشهر برای اورانیومی که ایران در داخل غنی می کند مناسب نیست و ما در حال حاضر هیچ نیروگاه هسته ای دیگری در کشور نداریم. شاید به همین دلیل بود که آقای صالحی مجبور شد در ادامه اعلام !
ند که ما برای تامین نیاز فزاینده به انرژی در کشورمان احتیاج به ساخت بیست نیروگاه هسته ای جدید داریم. اما ساخت این تعداد نیروگاه چه مقدار زمان می برد؟ ده سال ؟ بیست سال ؟ (صالحی خود گفته است که دوازده تا چهارده سال). پس تکلیف ذخائر عظیم نفت و گاز ایران چه می شود – ذخائری که درصورت نبود تحریمهای بین المللی به دلیل برنامه های اتمی مان می توانستیم از آنها به نحوی بسیار شایسته تر بهره برداری کنیم؟
کل این ماجرا بسیار پیچیده و گیج کننده است. به نظر می رسد که رهبران ایران حاضرند حجمی انبوه (اگر نگوییم بی انتها) از پول و ثروت این کشور را خرج یک عنوان یا شأن نمادین – به نام "فن آوری هسته ای" – کنند که ما به واقع هیچ نیاز چندانی نیز به داشتنش نداریم .... مگر آنکه به جهت کسب سلاحهای اتمی باشد. من شنیده ام که بسیاری از مقامات ارشد کشور معتقدند که برنامه هسته ای باری گران و بیهوده بر گرده ی اقتصاد بیمار ایران تحمیل می کند. کلیه مقاماتی که به شدت از برنامه هسته ای ایران حمایت می کنند به نوعی به سپاه پاسداران مرتبط هستند که خود دلیل دیگری است بر نظامی بود !
ماهیت و مقاصد این برنامه.
راکتور تحقیقاتی تهران مثال روشن دیگری است از شهوت و افراط بی حد حاکمان ایران در هزینه کردن اموال عمومی. در بهمن ماه گذشته احمدی نژاد در یک کنفرانس خبری گفته بود که تولید اورانیوم با غنای ۲۰% برای راکتور مزبور "به لحاظ مالی ارزش سرمایه گذاری ندارد" ، اما چندی بعد خودش دستور شروع غنی سازی برای این راکتور را صادر کرد. البته ما باید به دانشمندانمان به جهت رسیدن به تکنولوژی غنی سازی اورانیوم تا سقف ۲۰% تبریک بگوییم اما اکنون احمدی نژاد و صالحی هر دو اعلام کرده اند که چنانچه غرب تامین سوخت راکتور تهران را تضمین کند (گزینه ایی که بسیار محتمل نیز هست) ایرا !
غنی سازی اورانیوم ۲۰% را متوقف خواهد نمود. بنا بر این تمام تلاش ایران در زمینه غنی سازی ۲۰% اتلاف وقت و سرمایه بوده است. از این گذشته ، میله ی سوخت با غنای ۲۰% که در مراسم روز ملی اتمی به نمایش گذاشته شد نمونه ای جعلی بود که از فلز مس ساخته بودند. ما هنوز به فن آوری تولید لوله سوخت دست نیافته ایم.
پس ماجرای برنامه اتمی ما واقعاً چیست؟ آیا قرار است که در خفا اورانیوم را تا سقف ۹۰% غنی کنیم تا بتوانیم سلاح اتمی داشته باشیم؟ یا اینکه کل این هیاهو فقط نوعی خود-ارضایی افراطیست تا به دنیا نشان دهیم که چقدر پهلوان و قلدر هستیم ؟
هفدهم شهریور








