همایش» اولاف پالمه« در راستای کــدام سناریو؟
در روزهای شنبه و یک شنبه ۱۵ و ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ برابر با ۴ و ۵ فوریه در شهر استکهلم، ۴۴ نفر از نمایندگان اپوزیسیون راست، شامل نمایندگان احزاب، سازمانها، افراد و شخصیتها به دعوت بنیاد اولاف پالمه گردهم آمدند.
هرگاه زمزمهی حمله نظامی و یا افزایش تحریمهای اقتصادی بر دولت جمهوری اسلامی شنیده میشود، اپوزیسیون راست سریع به تکاپو میافتد، این موضوع تازهای نیست. ماهیت جنبشی این افراد و سازمانها بر ما، نهفته هم نیست. این ۴۴ نفرِ حاضر در این گردهمایی برای اولین بار هم نیست که در این مدت به سفارش یا دعوت نهادهای بینالمللی با عناوین »دمکراسی خواه« و »حقوق بشری«دور هم جمع میشوند. بایکوت کردن اپوزیسیون چپ هم، در این نمایشها و همایشها امر تازهای نیست. این همایش در راستای کدام سناریو قرار دارد؟ این سوالی است که این نوشته سعی دارد به آن بپردازد.
تحولات یک سال گذشته در شمال آفریقا و خاورمیانه و احتمال تاثیرات این رخدادها بر فضای سیاسی ایران و همچنین تشدید تخاصم در روابط غرب با جمهوری اسلامی، غرب را به این فکر انداخته است که از هم اکنون برای آینده ایران اندیشه در سر بپروراند. اتفاقات و رخدادها در خاورمیانه و آفریقا به حدی از سرعت بالایی برخوردار بودند که گاهن غرب با اینکه بسیار تلاش کرد (و میکند) تا براین حوادث تسلط پیدا کند، اما گاهن مشاهده شد که (در کوتاه مدت لااقل) از تاثیر بر بسیاری از اتفاقات عقب ماند.
قبل از این اتفاقات اخیر خاورمیانه، استراتژی تحریم و جنگ، استراتژی اساسی غرب در مقابل ایران بوده است. اکنون تحریمها علیه ایران روز به روز تشدید میشوند. طبق آخرین مصوبه کنگره و سنای آمریکا به شرکتهای آمریکائی اجازه هرگونه معامله با ایران را نمیدهد و بنا به آخرین فرمان رئیسجمهور آمریکا، تمامی سیستم بانکی ایران مورد تحریم قرار گرفته است. به این هدف که رژیم ایران نتواند حتی کالاهایی چون مواد غذائی و دارو را نیز وارد کند، شبیه همان وضعیتی که در عراق پدید آمد و موجب مرگ و میر نیم میلیون کودک، زن و مرد شد. شورای امنیت سازمان ملل نیز تاکنون ۵ مصوبه در رابطه با تحریم فروش کالاهای نظامی و صنایع پیشرفته علیه ایران تصویب کرده است. اتحادیه اروپا بهتدریج تمامی تحریمهای آمریکا را پذیرفته و در تازهترین مصوبهها خرید نفت از ایران را ممنوع کرده است. تحریم بانک مرکزی ایران در دستور کار قرار گرفته است. آمریکا و اتحادیه اروپا برای در تنگنا قرار دادن رژیم اسلامی صدور طلا، نقره و دیگر فلزات گرانبهاء به ایران را نیز ممنوع کردهاند. اگر این موج سنگین تحریمهای تازه از سوی ایالات متحده و اتحادیه اروپا ، ایران را به تسلیم شدن در برابر خواستههای آنان نکند، آن که به نظر میرسد با جنگ فاصله چندانی نیست.
آمریکا و اتحادیه اروپا در صدد آناند تا اقتصاد ایران را فلج و صنایع کشور را فرسوده سازند، و از تاثیرات آن که همانا فقر و فلاکت اقتصادی است که به طبقه کارگر و مردم وارد میآید، جنبشهای اعتراضی مردم شکل گیرد. یعنی حاکمیت جمهوری اسلامی ثبات درونی خود را از دست بدهد. بهاین ترتیب دیگر »تحریم هوشمندانه« (که اوباما ادعا میکردکمترین آسیب را به مردم میرساند و ظاهری »انسان دوستانه« داشت) جایش را به سیاست »تحریم همه جانبه« داده است و نخستین قربانیان آن میلیونها نفر کودک، زن و مرد تهیدست در ایران خواهند بود.
غرب با تجاربی که در این مدت کوتاه از حوادث خاورمیانه بهدست آورد و با درکنار هم نهادن آنها با تجارب ماحصل از حضورش در افغانستان و عراق، سناریوی جدید و ظاهرا کارآمدی را در دستور کار خود دارد. و آن سناریویی است که در لیبی به اجرا درآورد. »جنگ بشردوستانه« آن چیزی است که غرب به آن میاندیشد، اتفاقی که در لیبی رخ داد. پس از آنکه رژیم قذافی جنبشهای خیابانی را سرکوب کرد، بخشی از قبائل توانستند در بنغازی قدرت را بهدست گیرند و در برابر نیروی سرکوب ارتش قذافی مقاومت کنند. بخش عمدهای از آنها وزیران و ژنرالهای سابق حکومت قذافی بودند، یعنی در واقع نبرد در لیبی به مبارزه جناحهائی از حکومت علیه همدیگر تبدیل شد. مقاومت »ارتش آزادیبخش«و اعلام توافقات ضمنی آن با غرب باعث شد، تا شورای امنیت لایحه »جنگ بشر دوستانه«را تصویب کند. این جنگ زیرساختهای اقتصادی لیبی را نابود کرد. بمبارانهای هواپیماهای ناتو هزاران لیبیایی کشت. اما چیزی که برای غرب این جنگ را با دیگر جنگهای سالهای اخیر متفاوت ساخت، این بود که با حداقل تلفات و نیز حداقل هزینه مالی، هم قذافی را از میان برد، هم مخالفان قذافی را (که همان صاحبان قدرت آینده در لیبی هستند) وادار به پذیرفتن و امضای بسیاری معاهداتی کرد که منفعت غرب را تضمین کند و احیانن از نفت لیبی هم بی بهره نباشند.
سرخوشی غرب از این برد، در این تحولات اخیر خاورمیانه باعث شده است که سریعا و بیهیچ وقفهای در فکر پیاده کردن همین سناریو در سوریه باشد. از همین اکنون در حال ساخت اپوزیسیونی است که هم از نظر نظامی توان مقاومت حداقلی در برابر ارتش اسد باشد، هم بتواند چهرههایی را برای مصرف تبلیغاتی آمده و به عنوان سران آینده سوریه معرفی کند. در سوریه نیز نخست اعتراضات با تاثیر پذیری از تحولات شمال آفریقا بهوجود آمد. سپس در اکتبر ۲۰۱۱ نزدیک به ۱۴۰ تن از »سیاستمدارانی« که در تبعید بهسر میبرند، با کمک سازمان ایدآ (International IDEA in the World) در استانبول گردهم آمدند و »شورای ملی«، یعنی حکومت جانشین را بهوجود آوردند و از آن پس به مثابه »نمایندگان واقعی ملت« سوریه با کشورهای عربی و غربی مشغول مذاکره و گفتگو شدند و از طریق مرزهای اردن و ترکیه اسلحه و پول در اختیار مخالفین دولت قرار میدهند. آنچه در این اتفاقات مشاهده میشود ردپای یک سناریو است. به نظر میرسد خوابی که برای ایران دیده شده است نیز همین خواب باشد.
برای اجرایی کردن سناریوی شبیه لیبی در ایران، غرب نیاز دارد به :
اعتراضات مردمی، که اهمیتی ندارد با چه درجه از سرکوب و خونریزی سرکوب شوند وتنها هدف متزلزل ساختن ثبات حکومتی است، تا این حد و نه فراتر. چون به دستگیری قدرت از سوی مردم و رخ دادن انقلاب مردمی وکارگری نمیتواند تضمین کننده منافع آتی غرب و در راس آن آمریکا باشد. تحریمهای اقصادی که اکنون در دستور کار قرار دارند مستقیما بر سفره مردم و طبقه کارگر ایران تاثیر گذاشتهاند. تورم شدید، فقر و گرانی بیشتر از هرزمانی در ایران بیداد میکند، وتاحدودی هم به این هدف طراحی شدهاند.
اپوزیسیون سازی: غرب برای اجرای سناریو خود سازمانهایی (شبیه آنچه در لیبی و سوریه بوجود آورد) نیاز دارد در کنار سیاست تحریم و جنگ به وجود آورند. این سمینارهای رنگارنگ که این روزها در این و آن گوشهی جهان در رابطه با ایران برگزار میشوند در راستای این پروژهی از پیش تعیین شده به اجرا درمیآیند. غرب هم «سازمان» میخواهد هم «دولت جانشین» و بنابر تجربه لیبی (و اکنون نیز سوریه) چنین پروژهای بدون «همبستگی ملی» و یا «اتحاد برای دمکراسی» نمیتواند بهوجود آید. سازمانهایی که که تعهد کنند که منافع غرب و در راس آن آمریکا را در بعد از سرنگونی تضمین کنند.
در رابطه با سمینار استکهلم با نگاهی به ترکیب دعوت شدگان میتوان گفت کمی، این کنفرانس عملیاتیتر از هر زمانی بود. ترکیبی از طیف سلطنت طلبها، ناسیونالیست های کورد، آذری، خوزستانی، بلوچی، جمهوری خواهان، طرفداران جناح اصلاح طلب و سبز حکومت اسلامی بودند. همچنین کارشناسانی غیرایرانی از جمله پی یر ژوری (وزیر سابق و دیپلمات بین المللی)، حمدی حسن (مشاور سیاسی ارشد سازمان بین المللیٍ(International IDEA in the World) لنا یلم والن (وزیر سابق و رییس هیات مدیره مرکز بین المللی اولاف پالمه)، ژنوه عبدو (روزنامه نگار و کارشناس خاورمیانه) و جان یرنانت (رییس انستیتوی میانجی گری سوئد در اتاق بازرگانی( . این ترکییب میتواند برای سناریوی لیبیاییزه کردن ایران کارامد باشد. هم مصارف تبلیغاتی خارج کشوری را خود دارد، هم نیروی نظامی مورد نظر برای اقدامات آغازین، مقاومتهای نخست علیه موج آغاز سرکوب... نیروهای ناسیونالیست کورد، بلوچ و اهوازی باتوجه به این اینکه نیروی نظامی هم اکنون آماده دارند(بخصوص در کردستان) حتی بهتر از شبه نظامیان لیبی و سوری عمل خواهند کرد. حضور مداوم افرادی چون عبدالله مهتدی و خالد عزیزی در این اینگونه نمایشها، نشان از این است که غرب بیشتر از هر زمانی به اپوزیسیون آماده نظامی برای عملیاتی کردن سناریوهایش نیازمند است.
همایش نیمه علنی و نیمه مخفی بنیاد اولاف پالمه، همانند جلسات دیگر از جمله پاریس و کلن (سمینار دیگری نیز که قرار است در آغاز ماه آوریل در واشنگتن برگزار شود و بسیاری از دعوتشدگان به آن نیز همانهائی هستند که هم در جلسات کلن و استکهلم شرکت داشتند) تلاشی است برای این که اپوزیسیون راست را در جهت با منافع غرب برای اجرا درآوردن سناریوهای غرب متحد کند.
برعکس بسیاری از آنان که این سناریوها و همایشها را دست کم میگیرند، باید نیروی آزادیخواه و چپ و طبقه کارگر و کمونیسم در ایران این اقدامات غرب و تحرکات اپوزیسیون راست جدی بگیرد. با چشمان باز اوضاع را ببیند و برای مقابله با اتفاق قریبالوقوعی آمادگی داشته باشد.
یکی از وظایف جدی جنبش و حزب ما همواره افشای ماهیت ارتجاعی و ضد انسانی نیروهای راست اپوزیسیون بوده و هست. این بار نیز اعلام میکنیم که کنفرانس استکهلم همانند سایر کنفرانسها و همایشهای آنها، در جهت فراهم سازی سناریوهای سیاه و سرهمبندی کردن آلترناتیوهای ارتجاعی است. اپوزیسیونی که تحریم اقتصادی غرب، و فقر و فلاکت مردم را نقطهی آغازین سناریوی خود قرار داده است، (عبدالله مهتدی یکی از حاضرین در این کنفرانس با کمال بیشرمی گوید: این بهایی است که مردم باید بپردازند)، اپوزیسیونی که به فضای جنگی و بمباران امید دوخته است، اپوزیسیونی که پیاده نظام دخالتهای نظامی احتمالی ناتو و غرب در ایران خواهد شد، به قطع در ضدیت با منافع مردم و جامعه ایران است و باید طرد و رسوا شود.
اما در صف مقابل جنبش آزادیخواهانه و برای طلبانهی متحد و متشکل و آگاه، باید مسیر رهایی جامعه را ترسیم کند.
۱۸ فوریه ۲۰۱۲/ ۲۹ بهمن ۱۳۹۰








