کسب مشروعیت برای "نظام" هدف محوری هر نوع "انتخاباتی" در ایران است
کمونیست: جدال در میان صفوف جناح اصولگرایان هر روز حادتر مى شود و ابعاد به مراتب گسترده ترى به خود مى گیرد. دعواها ظاهرا حول مقولات ولایت فقیه یا قانونیت، اسلامیت یا ایرانیت، وفاداری به اصول انقلاب اسلامی یا غربگرائی دور میزند. شما دعوای امروز میان اصولگرایان را چگونه ارزیابی میکنید آیا این جدالی در ادامه دعوای سبز و سیاه است؟
سلام زیجی: مقولات مانند ولایت فقیه و قانونیت یا اسلامیت و ایرانیت در عین حال که بخشی از کشمکش واقعی نزاع در صفوف حاکمیت میباشند و واقعی اند اما خود این مقولات پوشش و کد های روبنائی هستند که ریشه در معضلات و بحرانهای پایدارتر سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی و بورژوازی ایران دارد. در پاسخ به سوالات قبلی گفتم که جمهوری اسلامی همواره با بحران اقتصادی، سیاسی و فرهنگی روبرو بوده و این معضل و راه چاره برای آن درهر دوره ای حول مسائلی در سطح حاکمیت قطبی شده است. درد امروز اصولگرایان نیز همان درد و تناقضاتی است که ازدوره سر کار آمدن جمهوری اسلامی در اشکال مختلف وجود داشته است. همان درد رفسنجانی و خاتمی و موسوی و خامنه ای و احمدی نژاد بوده و هست که همچنان لاینحل باقی مانده و باقی خواهد ماند. کل این طیفها دارند بر سر سیاستهای اقتصادی متفاوت که همزمان "هویت جمهوری اسلامی" را نیز حفظ کنند در جدال هستند. به زعم خود دارند راه برون رفت از معضلات اقتصادی و سیاسی و فرهنگی نشان میدهند. به روشنی واقفند که حکومتشان در جامعه مشروعیت ندارد و مردم خواهان رفتن آنها هستند. بر سر شیوه برخورد به کارگر و سرکوب وراه به سکوت کشاندن آن، پیرامون فشار و سرکوب هر روزه زن، موضوع جدی و هویتی حجاب و جدا سازیهای جنسیتی که مجددا به یکی از مسائل داغ خود جناحها تبدیل شده است، اسلامیت رژیم، نحوه فریب مردم و مقابله با موج عظیم تنفراز کلیت رژیم، ناسیونالیسم و ایرانی گری، مسئله فرهنگ غیر اسلامی و مدرن نسل جوان و بلاخره چگونگی رابطه باغرب و غیره که نمایانگر تناقض و بحران هویتی، سیاسی و فرهنگی عمیق جمهوری اسلامی با جامعه ایران میباشد بطور واقعی دعوا دارند. از این نظر دعوا امروزاصولگرایان نیز دعوا جدیدی نیست. فقط شکل و بهانه ها و طیف های آن تغییر میکند و رنگ عوض میکنند. درعین حال از نظرمن بحران و صف بندیهای جدید که در قالب طیف ها مختلف اصولگرایان شکاف باز کرده است عمیقتر وجدی تر از دوره های سابق خواهد بود.
ماهیت اختلاف های امروز را نیز میتوان در تداوم دعوا سال ٨٨ ما بین جنبش سبز موسوی و سیاه احمدی نژاد نیز دید همانطوری که در دورهای قبل از آنها هم وجود داشته است. اما از یک منظر دیگر قطبندی امروز موقعیت متفاوتری پیدا کرده است برای جمهوری اسلامی. مسئله اینجا است که جنگ خانوادگی حاکمیت اگر تا دیروز در حوالی خاکریز بود امروز با بالا گرفتن این کشمکش در میان افراطی ترین بخشهای جمهوری اسلامی مستقیما رفته تو سنگر محوریترین جناحهای اقتدارگرای جمهوری اسلامی و شخص خامنه ای. این روند در صورت حادتر شدن میتواند به جنگ و تصفیه حسابهای جدی و چه بسا خونین تبدیل گردد. فرماندهان سپاه یکی پس از دیگری آشکارا علیه جناح احمدی نژاد و اصلاح طلبان موضع میگیرند و برای کاندیداهای نمایش انتخابات آتی مجلس شرط و شروط تعیین میکنند و خط و نشان میکشند. "مجلس خبرگان" بدنبا مواضع "انتخابات و امنیت کشور" خامنه ای اخیرا علیه جناحهای مقابل اصولگرایان و سیاستهای آنها موضع گرفت و هشدار داد. این جناح میخواهد قدرت فائقه در مجلس و دولت و کنترل بر اقتصاد کشور را داشته باشد. از همین حالا دارند زمینه برای کنار زدن همدیگر فراهم میکنند و مسیر امنیتی تر کردن فضا سیاسی را طی میکنند. مستقل از اینکه این دعوا به کجا میرسد من فکر میکنم باید تلاش کرد کارگران وکمونیستها و همه آزادیخواهان را به سوی ایجاد صفبندی مستقل خود، طرد آشکار کلیه جناحبندیهای جمهوری اسلامی وهر نوع " جنبشی" که در دفاع و یا به بهانه آن دنبال جناحی راه می افتد و همچنین کل بساط انتخابات را پوچ کرد. اینکه سی سال تجربه اثبات کرده که دنبال این و آن جناح رژیم و بورژوازی رفتن جز کمک به عبور رژیم از بحران و باز گذاشتن دست آنها در سرکوب و تحقیر و چپاول طبقه کارگر و آزادیخوهان و مشروعیت دادن به این نامشروعترین حکومت و نمایش انتخاباتیش سودی نخواهد داشت را باید بیش از پیش در مقابل همه قرار داد. موقعیت بحرانی کنونی جمهوری اسلامی را باید به نفع آماده سازی خود، به نفع راه اندازی مستقلانه جنبش آزادیخواهانه و در راس همه به نفع اتحاد وخود آگاهی طبقه کارگر و متشکل شدن آن حول سیاستهای حزب کمونیست کارگری حکمتیست تبدیل کرد. این تنها جنبش ما است که نه فقط میتواند بساط انتخابات را بر سر رژیم و جناحهای آن خراب کند که قدم در راه فراهم کردن ملزومات قدرت گیری خود و سرنگونی جمهوری اسلامی بردارد. نباید به هیچکدام از جریانات راست و چپ بورژوا، ملی و اسلامی توهم داشت و آنها را همراهی کرد!
کمونیست: با نزدیک شدن انتخابات مجلس جدال جناحهای جمهوری اسلامی بالاگرفته است. صفبندی های جدیدی در حال شکل گیری است. آیا این انتخابات واقعا نقشی در وضعیت جمهوری اسلامی و بالانس قدرت میان جناح های آن ایفا میکند؟
سلام زیجی: این سناریو که اسم آنرا گذاشته اند "انتخابات" جز تامین بقا و کسب "مشروعیت" برای خود جمهوری اسلامی هدف دیگری ندارد. بالانس قدرت جناح ها اساسا در پروسه قبل از روزاجرا چنین نمایشی به نتیجه میرسد. به ویژه در دوره اخیر که بحران حادتر و حساس تر شده است هر جناحی پول و نیروی مسلح بیشتر و از میدیا و قدرت فریب بیشتری برخوردار باشد برنده چنین "انتخابات"ی است. همه میدانند نه فقط حق کاندیدا شدن ازهر کمونیست و رهبر کارگری و فعال جنبش زن و هر کسی که حب اسلامی و ولایت فقیه را قورت نداده باشد همیشه گرفته شده است، حتی پروسه کاندید شدن جانی ترینهای خودشان و پروسه عبور از فیلتر شورای نگهبان تا آخرین روز شمارش "آرا" نه فقط به معنای دقیق کلمه فرمایشی و مضحک است که مستقیما توهین و دهن کجی به هر شکلی از انتخابات در جامعه و هر شهروندی است. بنظرم پیشرط اول به رسمیت نشناختن چنین سناریوی به عنوان انتخابات است. دقیقتر و واقعی تر این است بگوییم در دل چنین نمایشی که جمهوری اسلامی بخورد جامعه میدهد تصمیم دارد کدام جناح خود را "پیروز" اعلام کند"؟ و روشن کنیم که به این بهانه دارد به چه معضلات درونی و جامعه "پاسخ" میدهد. این سر نوشت کل تاریخ مسخره سیستم انتخاباتی جمهوری اسلامی در سی و دو سال اخیر بوده است. هیچگاه چیزی به اسم انتخابات در جمهوری اسلامی معنی نداشته است. انتخابات در دمکراسی ترین کشور بورژوازی از جمله در غرب نیز پوچ و محروم کردن شهروندان از دخالت در سرنوشت واقعی خود است. اما جمهوری اسلامی را حتی نمی توان با هیچ کشور بورژوازی مقایسه کرد. پدیده ای به اسم انتخابات در جمهوری اسلامی بسیار پوچ تر، مضحک تر، بی ربط تر به حق و حقوق شهروندان و هر نوع سیستم انتخاباتی در دنیای امروز بورژوازی است.
نمایش انتخاباتی در جمهوری اسلامی پروژه ای بوده که در عین حال توازن قدرت در میان جناحهای مختلف جمهوری اسلامی را به جایی رسانده است اما اساسا هدف آن کسب مشروعیت برای جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی با بازی دادن بخشی از جامعه و اپوزسیون درون و بیرون خود موفق شده درچنین پوشش های از بحرانهای که همواره دامنگیرش بوده با هیاهو و جنجال تبلیغاتی کل نظام را از بحران و از زیر تعرض و تنفر اجتماعی علیه خود نجات دهد. با وجود تمام اختلافات و بالا گرفتن واقعی جنگ درون جناحها ی رژیم بدون استثنا هدف همه شان حفظ پیکره کثیف و جنایتکارانه جمهوری اسلامی و توحش و افسار گسیختگی سرمایه داری بوده وهست. هر کسی وارد بازی چنین نمایشی شود و باور کند که انتخاباتی در جریان است به راحتی هدف جمهوری اسلامی را تامین کرده است.
دوره جدید در عین حال دوره حاد و پر مخاطره برای جمهوری اسلامی نیز هست. از رویدادهای انقلابی اخیر در خاورمیانه و منطقه تا تجربه کشمکش حاد دو سال اخیر بین دو جنبش یا جناح ارتجاعی سبز و سیاه و همچنین گسترش فقر و نارضایتی به مراتب بیشتر در جامعه از جمله در صفوف طبقه کارگر علیه حاکمیت عواملی هستند که بر حاد بودن دوره اخیر اختلافات جمهوری اسلامی تحت پوشش "انتخابات" جایگاه دیگر و سرنوشت سازتری داده است. از اینرو بنظر من "نقش تامین بالانس قدرت" نیز در این دوره و برای چکیده اصلی رهبری جمهوری اسلامی و شخص خامنه ای و سپاه جایگاه سابق را ندارد. مجبورند گام مهمی در یک کاسه تر کردن قدرت و یکدست تر کردن خود بردارند. از این نظر "انتخابات" پیشارو با دوره های گذشته متفاوتراست و تعیین تکلیفی خواهد بود برای اصولگرایان و جناح سپاه و خامنه ای.از همین حالا معلوم است که اصولگرایان نزدیک به خامنه ای و سپاه پاسداران و بسیج و حواریونشان "پیروز" آن خواهند بود. یکدست شدن قدرت در مجلس و به دنبال در دولت و نظامی تر کردن سیستم قدرت دولتی و اقتصادی و فضا سرکوب و اجرا سیاست ریاضت کشی بیشتر طبقه کارگر مسیری است که دارد طی میشود. توازن گرایشات و جناح بندیهای رژیم به مراتب به نفع اصول گرایان وسپاه و خامنه ای به عنوان جناح پر قدرت اقتصادی، سیاسی و اسلامی بیشتر تغییر خواهد کرد. حاکمیت در موقعیت یکدست تر اما هراسناکتری به تقابل با طبقه کارگر وجامعه بر خواهد خواست. صف بندیها قطبی تر و اما پر دردسر تر برای جمهوری اسلامی خواهد شد.
(این بخشی از مصاحبه ای است که در سپتامبر ٢٠١١ نشریه کمونیست فصلی شماره ١٦٣ با سلام زیجی انجام داده بود و تحت عنوان "بحران جمهوری اسلامی عمیقتر میشود" منتشر شده بود. در اینجا تنها بخش مربوط به "انتخابات" مجلس جمهوری اسلامی مجددا بازتکثیر میشود.)








