حداقل دولت و حداکثر » در مقابل چشمان متحیر جھانیان مدافعان سرمایھ داری کھ دھھ ھا گوش جھان را از شعار پرکرده بودند اینک فریاد برمی آورند کھ دولت باید بھ نجات بازار بشتابد تا فاجعھ پیش نیاید. در عرض « بازار کمتر از یک ماه کھ از بحران می گذ رد سرمایھ داری بھ روی تمام نظریھ ھای چند صد سال گذشتھ ی خود تف معرفی می کرد پس گرفتھ و ھر آنچھ را کھ رد می کرد تایید می « قطعیت » کرده، ھمھ ی آنچھ را کھ بھ عنوان کند. آیا بحران فعلی سرمایھ داری یک بحران دوری و معمولی است یا خصلت جدیدی در آن است.
نگارنده در این نوشتار بھ طور مختصر فرضیھ ای را معرفی می کند کھ بر اساس آن این بحران علاوه بر آن کھ تضادھای سنتی و ساختاری سرمایھ داری را نمایندگی می کند، در عین حال دربرگیرنده یک ویژگی نو است کھ البتھ از تداوم ھمان سیر سنتی سرمایھ داری برمی آید. اما گویی رشد کمی سرمای ھ داری یک تغییر کیفی در آن بھ وجود آورده باشد.
جھش در ذات سرمایھ داری
ریشھ ی بحران کنونی را می توان بھ طور کلی در خصلت ذاتی سرمایھ داری جستجو کرد کھ بر اساس آن سودآوری باید در ھر شرایطی ادامھ یابد. سود، موتور سرمایھ داری است و بدون آن حرف زدن از این نظام بی معنا ست. اما سود چگونھ بھ دست می آید؟ بھ طور سنتی این طور پنداشتھ می شد کھ سود سرمایھ داری از طریق استثمار توده ھا کسب می شود. این درست است. سرمایھ داری سنتی سود خود را با اختصاص کار دیگران بھ خود کھ استثمار نام دارد بھ دست می آورد. تا این جا سرمایھ دار ان یا دیگران را بھ کار می گرفتند و از حاصل کار آنھا سود بھ دست می آوردند و یا در چرخھ ی آفرینش ثروت در جایی قرار می گرفتند کھ بتوانند از آنچھ متعلق بھ توده ھاست برای خود بھره ببرند. اما بھ نظر می رسد کھ این روش ھا دیگر متناسب با رشد کمی و کیفی ساختارھای نو ین سرمایھ داری قرن بیست و یکم نباشد. بھ ھمین دلیل شیوه ی نوین ابداع شده است. این روش دیگر عبارت است از ربودن حق دیگران بھ خود کھ دزدی یا کلاھبرداری نام دارد.
مثال استثمار را می توان در کارخانھ ھای ماشین سازی فورد یا رنو یا ایران خودرو جستجو کرد؛ جایی کھ میلیون ھا کارگر تولید می کنند و پس از دریافت اندکی از حاصل کار خود، بھ عنوان دستمزد، باقی حاصل کارشان بھ و از سر اجبار بھ جیب سرمایھ داران صاحب وسایل تولید می فرستند. « کار اضافی » عنوان مثال در موقعیت خوب قرار گرفتن در چرخھ ی ثروت را نیز می توان در سیطره ی طبقھ ی حاکم بر بازارھای بورس و یا برمنابع طبیعی کشورھا دید. وقتی طبقھ ی حاکم در ایران با استفاده از ابزار دولت بیش از ۴۰ درصد از درآمد ۵۰ میلیارد دلاری سالانھ ی نفت را بھ خود یعنی بھ حدود ۱۰ درصد از جامعھ اختصاص می دھد ما شاھد مورد مشخص دزدی ھستیم.
اما این دوروش استثمار و غارت کھ روش ھای سنتی و دیرینھ ی سرمایھ داری ھستند برای بقا و رشد سرمایھ ۲۰۰۸ و با رشد قیمت نفت، در ھر ثانیھ - داری نوین کافی نبوده اند. شرکت نفتی آمریکایی اکسون در سال ۲۰۰۷ ۱.۴۸۵ دلار سود بھ جیب زده است. چنین سودی نمی تواند بھ طور عادی بھ دست آید و نمی تواند بھ طور عادی بازسرمایھ گذاری شود. سرمایھ داری کھ بی اخلاق ترین و ضد انسانی ترین نظام اقتصادی تاریخ بشری است برآن شده است کھ با اضافھ کردن روش جدیدی بھ روش ھای سنتی سودآفرینی برای خود ھم استثمار کند ، ھم در جایگاه مناسب چرخھ ی ثروت باشد و ھم کلاھبرداری. فراموش نکنیم کھ این روش جدید، یا کلاھبرداری، نوعی تلاش برای پس گرفتن آن چیزی است کھ در فرایند سنتی استثمار یا جایگاه خوب داشتن بھ سرمایھ دار نرسیده است و از سر اجبار بھ مزدبگیر داده شده است.
سھ مثال از روش جدید سودآفرینی، کلاھبرداری
از دو دھھ پیش، سرمایھ داری غربی، کھ بھ شدت تحت تاثیر ایدئولوژی طمع ورز یھودسالاری ۱ قرار دارد، شیوه ی جدیدی را برای دزدی ازجیب توده ھا بھ وجود آورد. دراین شیوه، قشرھای بالای طبقھ ی سرمایھ دار با ۱ این تفکر کھ در آموختھ ھای زبور نیز یافت می شود بسیار ساده است: ھیچ چیز بالاتر از سود نیست، ھیچ چیز. کوچک و متوسط را تشویق و « سرمایھ گذاران » ، سرمایھ گذاری کلان، اما ھدفمند، در یک عرصھ ی اقتصادی تحریک می کند کھ برای بھ دست آوردن پول راحت، پس اندازھای خود را، کھ حاصل یک عمر کار و استثمار شدن است، بھ عنوان سرمایھ گذاری بھ بازار جدید وارد سازند. این بازار جدید در دھھ ی نود اینترنت و شرکت ھای نوپای فن آوری مدرن ۲ بودند. در ا واخر دھھ نود سرمایھ گذاری ھای کلان سرمایھ داری کلاھبردار سبب شد کھ میلیون ھا نفر درکشورھای اروپایی و آمریکای شمالی باور کنند یک بازارجدید برای بھ دست آوردن بی دردسر پول بوجود آمده است. حباب اینترنت ھر روز باد می شد و میلیون ھا نفر پس اندازھای زندگی خود را در شرکت ھای ریز و درشت، کھ چیزی جز چند کامپیوتر و یک وبسایت نداشتند، سرمایھ گذاری کردند. وقتی سرمایھ داران موفق شدند میلیاردھا پول در دست مردم را این گونھ از صندوق بانک ھا و کنج خانھ ھا وارد بازار ۲۰۰۱ افتاد و انبوھی از مردم در عرض چند ماه - سازند وقت آن بود کھ این حباب بترکد. اتفاقی کھ در سال ۲۰۰۰ میلیاردھا دلار از پس اندازھای خود را کھ معادل میلیون ھا سال/کار بود از دست دادند. پول ھا بھ جیب کسانی رفت کھ خود این جریان کاذب و فریبنده را بھ راه انداختند، بھ موقع نیز پول ھای خود را در لندن و نیویورک وتل آویو از چرخھ ی بازار دروغین بیرون کشیدند وسپس، جریان فروپاشی بازار کاذب را با ترکاندن حباب اینترنتی سازمان دھی کردند. ھمان ھا کھ بعد از این جریان ، با پول ھای بھ دست آمده روی ارزش ھای مطمئن بازار نوین تکنولوژیک مانند گوگل، مایکروسافت ویا ای بای و آی بی ام سرمایھ گ ذاری کرده و سودھای کلانی بھ جیب زدند.
مورد دوم بھره بری از ماجرای بھ شدت مشکوک ۱۱ سپتامبر بود.سرمایھ داری کلاھبردار بھ زودی جنگ را نیز بھ حیطھ ی سودزایی تبدیل کرد. با سرمایھ گذاری بخش خصوصی در جنگ در عراق و افغانستان، میلیاردھا دلار پول مردم آمریکا، عراق و افغانستان را از طریق قرار داد با دولت و ارتش آمریکا، بھ جیب شرکت ھای فوق رفت. تولید ترس و مرگ و کسب سود. تعداد افرادی کھ از جانب این شرکت ھا در حال حاضر در عراق حضور دارند نزدیک بھ دو برابر نیروھای ارتش آمریکا در این کشور است. از یکسو تیم ھای سازمان جاسوسی اسرائیل موساد اقدام بھ بمب گذاری و یا سازماندھی حملات انتحاری دراین کشور می کرد و از سوی دیگر شرکت ھای تسلیحاتی، فن آوری ویا امنیتی اسرائیل برای مقابلھ با بمب گذاری ھا قراردادھای سودآور با ارتش آمریکا امضاء می کردند. این جنگ برای مردم آمریکا ھر روز ۳۴۱.۴ میلیون دلار ھزینھ داشتھ است و دارد. تا بھ حال سرمایھ داری دزد موفق شده است برای این جنگ مبلغ ۵۶۲ میلیارد دلار از جیب مردم آمریکا بھ شرکت ھای تسلیحاتی و امنیتی فوق واریز کند. ۳ در مورد سوم ھم زمان با جنگ افروزی، جریان کلاھبردار سرمایھ داری بھ عرصھ ی جدیدی روی آورد. عرصھ ی املاک و ساختمان. جریان سرمایھ داری دزد این بار بر روی ساختمان سازی سرمایھ گذاری کرد و بانک ھای در اختیار خود برای خرید این ساختمان ھا (خانھ، ویلا، برج، دفتر،...) بھ مردم وام دادند. در آمریکای شمالی این وام ھا چنان آسان بھ متقاضیان داده می شد کھ عده ای از دریافت کنندگان خود در تعجب بودند. خرید و فروش ساختمان تبدیل شد بھ عرصھ جدیدی کھ ھر کس احساس می کرد می تواند از طریق آن، بھ فاصلھ ی کوتاھی، درآمد کلانی بھ جیب زند. بسیاری کار و فعالیت خود را رھا کردند و با اخذ وام و وارد ساختن پس اندازھای خ ویش تبدیل بھ یک خانھ باز و فروشنده ی حرفھ ای شدند. در این میان، وفور ساختمان از یکسو و راحتی دریافت وام از سوی دیگرمیلیون ھا نفر را بھ فکر واداشت کھ صاحب خانھ شوند. این بار نیز مردم میلیاردھا دلاراز سرمایھ ھای خود را کھ حاصل یک عمر کار و زحمت بود وارد بازار کردند و بھ عنوان پول پیش، با آن وام دریافت کردند تا خانھ بخرند.
این جریان حدود پنج سالی رواج پیدا کرد و اوج گرفت تا این کھ علائم کاذب بودن و محدودیت ھای آن از سال ۲۰۰۷-۲۰۰۶ نمایان شد. سرمایھ داران دزد این بار نیز بھ موقع پول ھای خود را کھ در ساختمان سرمایھ گذاری کرده بودند از بازاربیرون کشیدند تا اصل سرمایھ ی خود را حفظ کنند. برای این کار آنھا تعداد زیادی از ساختمان ھای در اختیار خود را پیش از شروع بحران بھ فروش گذاشتند. افزایش عرضھ سبب شد کھ قیمت ھا پایین بیاید. با کاھش قیمت ھا بھ تدریج خانھ بازان کوچک نیز احساس نگرانی کرده و خانھ ھای خود را با قیمت ھای زیر بازار ارائھ دادند. ھمین امر سبب کاھش ھر چھ بیشتر قیمت ھا شد. این عده کھ خرید خانھ ھا را با وام بانک ھا انجام داده بودند - بھ این امید کھ بھ زودی خانھ ھا را فروختھ و پس از کسب سود، پول بانک را برگردانند-، در یافتن ۲ Nouvelles Technologies
۳ برای مشاھده ی رقم ھر ثانیھ بھ روز شده ی ھزینھ ی جنگ آمریکا در عراق برای مردم آمریکا نگاه کنید بھ این وبسایت:
http://www.nationalpriorities.org/costofwar_home
مشتری برای خانھ ھایشان با مشکل مواجھ شدند. این امر سبب شد کھ آنھا نتوانند پول بانک را پرداختھ و لذا اعلام ورشکستگی کرده و بانک خانھ ھا را صاحب شد. با رکود بخش ساختمان، کھ نزدیک بھ ۸۰۰ شغل بھ آن وابستھ است، وضعیت عمومی اقتصاد رو بھ وخامت گذاشت و بسیاری از کسانی کھ با درآمد ناشی از حقوق قسط وام خانھ ی خود را می پرداختند کار شان را از دست داده و بھ دلیل نپرداختن اقساط، خانھ ھای خود را بھ بانک وام دھنده واگذار کردند. پس از یاد نبریم: سرمایھ داری کلاھبردار
۱. نخست خانھ ساخت و آنھا را بھ مردم فروخت و از این راه سود کلانی بھ جیب زد.
۲. دوم ازطریق بانک ھای خود بھ مردم وام داد تا ساختمان ھایش را بھ فروش برساند. از این راه نیز با دریافت بھره ی بانکی برای وام، سود خوبی بھ جیب زد.
۳. بعد بحران آفرید و خانھ ھای فروختھ شده را از چنگ خریدارانی کھ نمی توانند قسط وام ھای خود را بپردازند درآورد.
۴. در حال حاضر آنھا بابت پولی کھ بانک ھا بھ ظاھر در این میان از دست دادند از دولت تقاضای کمک ھای میلیاردی کرده و دولت ھای سرمایھ داری نیز بھ عنوان ابزار و خدمتگزار سرمایھ داری پول ھای مردم را کھ در اختیار داشتند بھ صندوق بانک ھا و موسسات مالی سرمایھ داری کلاھبردار سرازیر کرده اند.
۵. بانک ھا سر فرصت و در شرایط خوب باز ھم این خانھ ھای پس گرفتھ شده را برای فروش ارائھ خواھند داد و بابت آنھا پول بسیاری بھ جیب خواھند زد. ۶. برای ھمان خانھ ھا نیز این بانک ھا بار دیگر وام داده و با بھره ی آن وام ھا سود خوبی خواھند داشت. بدین ترتیب می بینیم در این چرخھ برخلاف چرخھ ی سنتی استثمار، سرمایھ داری کلاھبردار شش بار و در واقع از شش طریق، پول مردم را بھ جیب زده است.
این شیوه ی جدید کسب سود، کھ البتھ بیشتر شکل و ابعا د آن جدید است تا ذات و محتوای آن، سرمایھ داری را با این واقعیت مواجھ ساختھ است کھ باید عرصھ ھا و شیوه ھای تازه ای برای دزدی بیابد و در این میان، دولت وظیفھ دارد کھ امنیت اجتماعی و اقتصادی او را حفظ کند.ھ مدستی طبقھ ی سرمایھ دارو دولت سرمایھ داری در
این مثال ھا آشکار است.
آینده چگونھ است؟
بدیھی است در چنین شرایطی کھ دولت ھا ارقام نجومی متعلق بھ توده ھا ی مردم و کشورھای فقیررا مانند راھزنان بھ صورت شتابزده بھ جیب سرمایھ داران دزد واریزمی کنند، برای ھر فردی ابعاد بھ مسخره کشیدن و مورد اھانت قرار گرفتن ھوش و شخ صیت صدھا میلیون انسان توسط مشتی دزد و استثمارگر و سیاست باز آشکار می شود. بدیھی است کھ چپ نھادینھ ی اختھ شده ی اروپایی در این میان نمی تواند کار زیادی صورت دھد، اما نیروھای مردم گرا در این عرصھ فرصت خوبی برای روشنگری وآگاھی بخشی توده ھا دارند تا بھ آنھا نشان دھند چگونھ از یکسو سرمایھ داری استثمارگر یک عمر آنھا را بھ کار می کشد و از نیروی کار و وقت آنھا بھره می برد و از سوی دیگر سرمایھ داری کلاھبردار و دزد، حاصل دھھا سال تلاش آنھا را در یک عملیات راھزنانھ با ابعاد چند بیلیونی از چنگشان در می آورد. این با آن روش سنتی استثمارگری سرمایھ داری متفاوت است و ھیچ فرایند تولیدگری در آن نیست. بھ ھمین دلیل نیز از یکسو شکل بندی اجتماعی جامعھ را بھ شدت متزلزل می سازد اما خود زاینده ی یک شکل بندی نوین نیست. این نوع از سرمایھ داری غیرتولیدی اما سودزا می رود تا با متزلزل ساختن ساختارھای اجتماعی موجود، ساختار اقتصادی سرمایھ داری سنتی را نیز زیر سوال برد. بھ ھمین دلیل نیز جریانی است تنش زا و بحران آفرین کھ در بطن خود سرمایھ داری نیز تضاد بھ وجود خواھد آورد. بی شک سرمایھ داری تولیدی و سرمایھ داری غیر تولیدی، کھ اولی بر استثمار سوار است و دومی بر کلاھبرداری ۴، در جاھایی نیز ھمدست ھم می باشند اما درشرایط ویژه ای، سرمایھ داری تولیدی، بخصوص بر اساس خط کشی ھای ملی ومرزی (چین و روسیھ) برای حفظ موقعیت خویش باید از سرمایھ داری غیر تولیدی دزد (آمریکایی-انگلیسی-اسرائیلی) کھ بیشتر بھ قمارباز شبیھ است تا بھ یک تاجر و کارخانھ دارفاصلھ بگیرد. ۵ این تضادھای ۴ سر مایھ داری بھ طور معمول با زائده ھای فراقانونی خویش مانند سیستم ھای مافیایی مخالفت می کرد، اما در شرایط کنونی خود بھ \یک نوعی مافیایی گری روی آورده است و این در قالب سرمایھ داری کلاھبردار نمایان می شود.
۵ در حالی کھ چین و روسیھ بھ مدارھای سنتی سرمایھ داری پای می گذارند و بازارھای جھانی را بھ صورت وسیع اشغال می کنند سرمایھ داری آمریکا و اروپا بھ دنبال روش ھای تازه ای می گردند کھ برتری آنھا را نسبت بھ این دو قطب سرمایھ داری نوپا حفظ کند. درونی جبھھ ی سرمایھ داری فرصت خوبی را برای مخالفان سرمایھ داری فراھم خواھد ساخت تا در مسیر تقویت یک جایگزین غیر سرمایھ داری توده ھا را آگاه و سازماندھی کنند. چشم اندازسیاھی کھ ترسیم می شود بھترین انسان » فرصت تاریخی برای نوزایش جریان ھای مردمی و توده گرا می باشد. اما این بار، بر اساس یک تفکر ونھ یک ایدئولوژی حزب سالار یا طبقھ محور. « محور در حالیکھ روسای موسسات بزرگ مالی آمریکا درھمان شب تصویب کمک ۷۰۰ میلیارد دلاری کنگره ی آمریکا بزرگترین جشن و میھمانی مفصل و شام را برگزار می کنند صدھا ھزار کارگر وکارمند قرار است در ماه ھای آینده دراین کشور از کار بیکارشوند. در انگلستان پیش بینی می شود کھ نزدیک بھ ۸۰۰ ھزار نفر شغل خود را از دست دھند. در فرانسھ تنھا در بخش ساختمان بیش از ۳۵۰ ھزار نفر بیکار خواھند شد. میلیون ھا نفر بھ زودی حق بازنشستگی و حقوق بیکاری خود را از دست خواھند داد. این کلاھبرداری سرمایھ داری برای توده ھا جز فقر و رنج و مرگ بھ ھمراه نخواھد داشت. باید دانست کھ اگراین بحران نیز بھ طور موقت رد شود، بحران بعدی بھ سرعت و با قدرت تخریب گری دو چندان فرا خواھد رسید. دولتمردان فرانسوی، کھ نوکران سرمایھ داری ھستند، از حالا اعلام داشتھ اند کھ اگر دولت مالکیت برخی موسسات مالی را در شرایط کنونی می پذیرد برای آن است کھ بعد از رفع بحران آنھا را باردیگر در اختیار بخش خصوصی بگذارد. یعنی باز، روز از نو روزی از نو. در این میان از یک بحران تا بحران دیگر باز این سرمایھ داران ھستند کھ جان سالم بھ در برده و ثروتمندتر می شوند و این توده ھا ھستند کھ قربانی شده و فقیرتر می شوند.
بھ عنوان نتیجھ گیری :
ھمگی می دانیم کھ نظام سرمایھ داری بھ اقتضای ذات خود ھم ضد م نطق و خرد است، ھم ضد طبیعت و محیط کره ی زمین است و ھم ضد بشریت. بنابراین ھیچ جنایت و راھزنی بزرگتری از او بعید نیست، نھ تنھا بعید نیست بلکھ کلاھبرداری مالی برای سودزایی بھ تدریج بھ روشی نھادینھ تبدیل می شود، راھزنی سرمایھ داری با شدت ھرچھ تمام ادامھ یافتھ و دیر نخواھد بود کھ سرمایھ داران، حراج زمین ھای کرات دیگر را آغاز خواھند کرد و نیز پیش فروش خانھ ھای پیش ساختھ ی مستقر در مدار مریخ را. فراموش نکنیم کھ سرمایھ دارخود نیز یک انسان مسخ شده و بھ گفتھ ی مارکس از خودبیگانھ است، او دیوانھ ی پول است و برای آن،ھم نوع خود و کره ای را کھ در آن زیست می کند نابود خواھد ساخت. تفکر یھودسالار حاکم بر سرمایھ داری از بینش این مذھب الھام می گیرد کھ براساس آن دنیای دیگری وجود ندارد و بھشت و جھنم در
ھمین دنیاست. کسی کھ چنین نگرشی دارد آیا دلیلی دارد کھ بخواھد بھ ھیچ ارزش اخلاقی پایبند باشد و بھ واسطھ ی آن، خود را از داشتن ثروت و رفاه و لذت بیشتر محروم سازد؟
نگارنده بر این باور است کھ ھریک از ما با انفعال خویش در مقابل سرمایھ داری وحشی بھ نوعی ھمدست آنھا در نابودسازی انسان، انسانیت و کره ی زمین ھستیم. این نھ وظیفھ سیاسی، یا تشکیلاتی یا ایدئولوژیک ماست کھ با این نظام درافتیم، این وظیفھ اخلاقی ما بھ عنوان انسان است کھ در برابر این روند رو بھ رشد تخریب گری بیاستیم و برای رسیدن بھ جھانی مبارزه کنیم کھ در آن، رعایت حفظ حرمت انسان ھا از طریق دو ابزار نھادینھ تضمین شده است: برابری و آزادی.
چنین جھانی میسر و دردسترس است، سد اصلی رسیدن بھ آن این است کھ بھ آن باورنداریم. مانع بیرونی عمده ای در مقابل ما نیست کھ ما را از رسیدن بھ چنین جامعھ ای محروم سازد، مانع اصلی درون ماست، در ناباوری ماست، در ترس و بی اعتمادی است، بقای نظام سرمایھ داری از قوت او نیست از ضعف ماست.
امروز ھمھ ی باورمندان بھ تغییر و دگرگونی می توانند در حول محور یک اندیشھ ی انسان محور گردآیند و برای دفاع از اصالت بشر بھ عنوان موجود لایق آزادی و برابری بھ کنش بپردازند. بدیھی است کھ بدون کار جمعی و سازماندھی ھیچ اقدامی میسرنیست. اما ھیچ کس برای این سازماندھی و حرکت جمعی پیشگام نخواھد شد، مگر خود ما.
* *
korosherfani@yahoo.com
www.korosherfani.com
۶ http://www.humanite.fr/۲۰۰۸-۱۰-۱۰_Politique_Le-bal








