اول مه امسال در ایران روز کارگر بود و نه هیچ چیز دیگر، نه روز "خانه
کارگر و اعوان وانصارش" بود، نه روز "جنبش سبز" و پادوهای راست و چپش بود
و نه روز تفرقه ملی و مذهبی و صنفی و شغلی بود. روز اتحاد کارگری حول
عاجلترین مطالبات جنبش طبقه کارگر ایران بود. در مارشی هماهنگ کارگران در
سراسر ایران از تهران و شیراز و قزوین و سنندج و مشهد و کرمان و تقریبا همه
شهرهای بزرگ و بخشهای مهمی از مراکز کارگری و تشکلهای موجود کارگری به
حرکت درآمدند، موانع را خنثی کردند، با تجمع و راهپیمایی ومتینگ و سخنرانی و
با قطعنامه مشترک کارگری ابراز وجود کردند.
*******
(زنده باد اول مه ۸۹- بخش های اول و دوم )
مصاحبه کننده : اسماعیل ویسی
اکتبر: به طور فشرده اول مه ۸۹ را چگونه پشت سرگذاشتیم؟
رحمان حسین زاده : در دو کلمه موفق و خوب. اول مه امسال در ایران روز کارگر بود و نه هیچ چیز دیگر، نه روز "خانه کارگر و اعوان وانصارش" بود، نه روز "جنبش سبز" و پادوهای راست و چپش بود و نه روز تفرقه ملی و مذهبی و صنفی و شغلی بود. روز اتحاد کارگری حول عاجلترین مطالبات جنبش طبقه کارگر ایران بود. در مارشی هماهنگ کارگران در سراسر ایران از تهران و شیراز و قزوین و سنندج و مشهد و کرمان و تقریبا همه شهرهای بزرگ و بخشهای مهمی از مراکز کارگری و تشکلهای موجود کارگری به حرکت درآمدند، موانع را خنثی کردند، با تجمع و راهپیمایی ومتینگ و سخنرانی و با قطعنامه مشترک کارگری ابراز وجود کردند. به علاوه به لحاظ محتوی هم با استناد به سخنرانیها و مصاحبه های فعالین کارگری درگیر و با اتکا به همین قطعنامه سراسری کارگران و بعضی بیانیه ها و قطعنامه های دیگری که منتشر شدند، کارگران با آگاهی قابل توجهی علیه نظم سرمایه به مثابه بانی مشقات طبقه کارگر و جامعه و به عنوان نظمی که باید واژگون شود، صحبت کردند. حکومت اسلامی و هر دو جناح فعلا موجود آن را به عنوان بخشهای مختلف سرمایه داران زیر سئوال بردند، در محتاطانه ترین بیانیه ها هم اعلام کردند در تقابل با جناح سرمایه حاکم نباید به زیر پرچم جناح دیگری از سرمایه رفت . همچنین علیه سطح دستمزد زیر خط فقر و کل فلاکتی که به طبقه کارگر تحمیل شده، ادعانامه طرح کردند، بر همبستگی جهانی کارگری پای فشردند، از هم طبقه ایهای افغانی خود حمایت کردند، راه تحقق مطالبات اقتصادی و سیاسی خود را در تکیه بر ارداده طبقه کارگر و متشکل شدن آن اعلام کردند. از زوایه کارگر کمونیستی که هر قدم تحرک کارگران را بر مبنای قدرتمند شدن مبارزه امروز و فردای طبقه خود می سنجد ، آنچه در اول مه امسال ایران اتفاق افتاد، یک پیشروی برای جنبش طبقه کارگر بود.
اکتبر: بعضیها به عنوان نقطه عطف از اول مه و قطعنامه امسال اسم میبرند، نظر شما چیست؟
رحمان حسین زاده : بستگی به این دارد پشت تعبیر " نقطه عطف" نامیدن این پدیده چه منظور و نتیجه گیری نهفته باشد. اگر منظور "تقدیس " این واقعه هر چند مهم باشد، به نحوی که کمبودها و التقاطهای موجود در جنبش کارگری را نبینیم، از این عبارت باید فاصله گرفت. با همین وسواسی شخصا این عبارت را گویا و موجه نمیدانم. من رویدایهای اول مه امسال را مقطع مهمی از یک حرکت طبقاتی تاریخی برای عروج جنبش متمایز تمام قد طبقه کارگرمی بینم. ببینید قبل از هر چیز جامعه باید ابراز وجود اجتماعی مبارزاتی طبقه کارگررا جدا از جنبش ها و تحرکهای دیگر، مشاهده کند. به نظرم تمام اهمیت اول مه امسال اینست که این صف کارگری مبارزاتی متفاوت را دیدیم. امروز و در پایان اول مه میتوان با فاکت و ارقام به همه آحاد جامعه توضیح داد که در اول مه حرکت کارگر ی جدا از دیگر تحرکات موجود در یکساله اخیر اتفاق افتاد. اول مه امسال هیچ شباهتی با اعتراضات "توده ای" بعد از انتخابات و "عاشورا و روز قدس" و حتی شبیه اتفاقات اعتراضی امسال در مناسبتهای دیگری چون ۱۳ آبان و ۱۶ آذر نبود که ائتلافی از جنبشهای رنگین کمانی سبز دانشجویی و طرفداران حقوق مدنی و دمکراسی طلبی را در یک صف ببینیم. اول مه همانطور که میبایست باشد تنها روز کارگر با تحرک و قطعنامه و متینگ و سخنرانی و نقاط قوت و ضعف طبقه کارگر بود. روز طبقه ای متفاوت و جنبش متفاوت آن بود. این را همه دیدند واین مبنای سروسامان دادن به دیگر اجزای یک جنبش تمام عیار و همه جانبه کارگری است. این را ببینیم . آنوقت نقاط قوت و ضعف اول مه را میتوان سر جای خود گذاشت.
اکتبر : حساسیت ویژه ای به اول مه امسال در ایران بود، چرا؟
رحمان حسین زاده: این حساسیت ویژه را مستقیما در اوضاع سیاسی ویژه امسال ایران باید دید. از دوره انتخابات جمهوری اسلامی و بعد از آن جامعه ایران صحنه کشمکش سیاسی و اجتماعی بود. دو بخش بورژوازی با حامیان بین المللی و داخلی در جدال و کشمکشند. بخش بزرگ نیروهای اپوزیسیون از جمله چپهایی که خود را مدافع کارگر هم میدانند، به یک جنبش ائتلافی پیوستند که پلاتفرم و رهبری و تاکتیک و سیاست و مطالبات آن و حتی رنگ آن را جناح سبز بورژوازی و جمهوری اسلامی تعیین کرده و میکند. متاسفانه در این همهمه که به راه افتاد بخشهایی از توده مردم و جوانان پرشور که قاعدتا جایشان در چنین جنبش بورژوایی نیست، به نیروی ذخیره جنبش بورژواها تبدیل شدند. طبقه کارگر ایران در برخورد به جنبش سبز بدرست مکث کرد و با احتیاط رفتار کرد. مراکز کارگری تعیین کننده و یا تشکلهای موجود به جنبش سبز نپیوستند. از مدتی قبل سران و معماران و سمپاتهای جنبش سبز واز جمله جناح چپ جنبش سبز یعنی کمونیستهای بورژوایی این را می دیدند و به فکر این بودند، طبقه کارگر را به "جنبش و انقلاب جاری" همانا جنبش سبز ضمیمه کنند. در محاسبات همه اینها روز اول مه جایی بود که طبقه کارگر میبایست نپیوستن تاکنونی به "جنبش جاری سبز" را جبران کند. در این راستا سران ضد کارگری جنبش سبز و ایدئولوگها و اطاق فکریهای این جنبش با پیامهای ریاکارانه یکهو به یاد کارگر افتادند، و به پابوسش آمدند. در تکمیل این سناریو، شاخه های مختلف کمونیسم بورژوایی تحت عناوین مختلف، ضرورت همبستگی با "جنبش و انقلاب جاری، جنبش توده ای، دفاع از جنبش مدنی و دمکراسی" در واقع طبقه کارگر را به حمایت از "جنبش جاری سبز" فراخواندند. خلاصه کنم صفی متنوع به کمین نشسته بود تا طبقه کارگر را در این روز به کمین جنبش سبز بیندازند. خوشبختانه موفق نشدند. صرفنظر از جنبه های محدودی از "التقاط و ابهام" جنبش اول مه امسال اساسا و به روشنی دست رد به سینه جنبش جاری سبز و حواریون راست و چپ آن زد و نگذاشت رنگ سبز به جنبش کارگران در اول مه زده شود. در بخش بعدی این مصاحبه به جنبه های مختلف این رویداد و چه باید کرد دوره بعد از اول مه میپردازم.
اکتبر: شما مطرح می کنید که اول مه امسال دست رد به سینه جنبش سبز زد، منظور اینست هیچ گرایش و تمایلی به سبز در میان طبقه کارگر نیست؟ به این معنا چپ های بورژوایی نتوانستند در جلب حمایت کارگران کاری بکنند؟
رحمان حسین زاده: بحث من این نیست که گرایش متمایل به سبز در میان کارگران عمل نمی کند ، بحث من اینست که گرایشات بورژوایی متمایل به سبز تلاش کردند که مهر سبز را به اول مه بزنند، اما در مقابلشان گرایش رادیکال کارگری و مشخصا سوسیالیستهای کارگری ایستادند و نگذاشتند آنقدر دست بالا پیدا کنند که رنگ سبز را به اول مه بزنند. بگذارید کمی بیشتر توضیح دهم. در میان طبقه کارگر و جنبش کارگری گرایشات سیاسی مختلفی وجود دارد. کارکرد این گرایشات مختلف در اول مه هم خود را نشان داد. از سر عدم تشخیص منفعت طبقاتی و یا در نتیجه کارکرد کمونیستهای بورژوایی هضم شده در جنبش سبز، متاسفانه گرایش به جنبش سبز در میان کارگران و در کشمکشهای مربوط به اول مه هم وجود داشت. به وضوح تقابل گرایشات مختلف درون جنبش کارگری و به طور مشخص ایده ها وفر مولبندیها و نگرش اکثریتی، توده ای متمایل به سبز و گرایش رادیکال و سوسیالیستی را در مقابل هم در مورد نحوه تدارک اول مه و مراسمهای آن و نحوه تدقیق قطعنامه سراسری کارگران دیدیم. آنجایی که تلاشی بود که کارگران را به جنبش "ماههای گذشته" و به "جنبش جاری و دمکراتیک و یا توده ای" ضمیمه کنند، و با همین بیانات در قطعنامه کارگران عملا از جنبش سبز حمایت کنند. این جدال را می بینیم. دو ورژن از قطعنامه امسال پخش شد و نهایتا ورژن آخری که منتشر شد، مهر این جدال را بر خود داشت و معلوم بود که گرایشات مختلف در بند ۱۱ قطعنامه با بیانات کلی و تفسیر برداربه نقطه سازشی رسیدند.
تا آنجا که به نقش مخرب کمونیستهای بورژوایی مربوط است ، تمام تلاششان را کردند، اول مه به عنوان "حلقه مفقوده" به جنبش سبز وصل شود. اما نتوانستند. فکر میکنم حتی نتوانستند سمپاتهای خود در جنبش کارگری و همین تشکلهای موجود را آنچنان که میخواستند به این مسیر بکشانند. پتانسیل رادیکال درون جنبش کارگری دامنه مانورشان را محدود کرد. باید برگردند و فکری به حال فراخوانهای جواب نگرفته شان پیدا کنند. در هر حال این میتواند سرآغاز منزوی کردن بیشتر کمونیسم بورژوایی در میان طبقه کارگر باشد.
اکتبر: اکنون و در دوره بعد از اول مه امسال چه مصافهایی پیش روی کارگران است ؟ کارگران کمونیست به چه مسائلی باید توجه کنند؟
رحمان حسین زاده: کارگران کمونیست هم اول مه را جمع بندی میکنند. مسئله اصلی اینست به همت تلاش و فعالیت این گرایش و به طور کلی گرایش رادیکال کارگری، صف متفاوت کارگری به وضوح خود را نشان داد. اولین مصاف پیش رو اینست که چگونه آگاهی و اتحاد و انسجام و همبستگی درونی این صف متفاوت کارگری را تامین میکنیم. چگونه افق و تصویر و سیاست کمونیستی در میان طیقه کارگر ودر صف متفاوت کارگری را گسترش میدهیم. کارگر کمونیست و همه ما کمونیستها موظفیم جوابگوی این جنبه ها از کارمان باشیم.
باید از خود پرسید که چرا بخش عمده طبقه ما، در مراکز اصلی کارگری در همین اول مه امسال نجنبید؟ باید پرسید چرا هنوز خانه کارگر و بورژوازی دولتی و غیر دولتی نیروی طبقه ما را به دنبال خود میکشد؟ باید پرسید چرا هنوز شاخه های مختلف کمونیسم بورژوایی و مشخصا ناسیونالیستهای چپ ایرانی و کرد و سیاستهای اکثریتی توده ای در میان طبقه ما در این سطح موجود عمل میکند؟ طبعا باید راه سیاسی و عملی بیرون کشیدن نیروی طبقه مان را از زیر تاثیربورژوازی و این جریانات را در پیش گیریم. با نقد و طرد توهمات به بورژوازی از هر تیپ و رنگ آن، از راست و چپ آن، به خود آگاهی سوسیالیستی و ارتقاء تشخیص مناقع طبقاتی امروز و فردای طبقه مان کمک کنیم. این بخش مهم مصافهای پیش رو است.
یک مصاف مهم دیگر ناظر کردن آن مطالبات عاجل قطعنامه سراسری کارگران در مبارزان جاری اقتصادی در هر مرکز و محل کارگری است که کارگر کمونیست و سوسیالیستها حضور دارند. با نقش موثر در مبارزات جاری کارگری باید به اتحاد و همبستگی و پیروزی این مبارزات یاری رسانیم. شرایط معیشت و کار و زندگی کارگران باید بهبود پیدا کند. کارگر کمونیست در پیچ و خم این مبارزه باید حضور موثر داشته باشد.و نهایتا فکر میکنم یک مصاف تعیین کننده، تحزب پیدا کردن گرایش سوسیالیستی درون طبقه کارگر است. راه انسجام و اتحاد پیدا کردن گرایش سوسیالیستی از مسیر تحزب آن میگذرد. کمونیستهای درون طبقه کارگر باید حزب کمونیستی داشته باشند. باید انتخاب کنند. من فکر میکنم به شاهدی تحولات یکساله اخیر و کل سابقه کمونیسم حزب ما و کمونیسم منصور حکمت ، این خط ما و این حزب پرچم سیاسی تعهد به منافع طبقه کارگر را زنده نگه داشته است. تحزب کمونیستی پیدا کردن یک مصاف تعیین کننده است. کارگران کمونیست را به ارتباط محکم با حزب حکمتیست، به همفکری و همکاری در راستای امر مشترک و به پیوستن به حزب حکمتیست فرا میخوانم.
با تشکر از شما
مه ۲۰۱۰








