درد مشترک کارگران جدا از هم درمان نمی شود!
اعتصاب و اعتراضات کارگری در طی این سال ها و تاکنون اساسا برای دریافت حقوق های معوقه است.
تنها در یک ماه و نیم اخیر ما شاهد ده ها مورد اعتصاب و اعتراض کارگری برای دریافت حقوق های معوقه هستیم. اعتصاب، پیکت، بستن جاده ها ، آتش زدن لاستیک و اشغال دفاتر مدیریت و ... از جمله تاکتیک های مبارزاتی کارگران بوده است. میتوان گفت که در این زمینه کارگران سنگ تمام گذاشته و بهای سنگینی هم پرداخته اند.
به چند نمونه از این مبارزات توجه کنید:
- به دنبال تاخیر ١٣ ماهه در پرداخت مطالبات کارگران کارخانه صنایع مخابراتی راه دور ایران (ITI)، کارگران این کارخانه ابتدا جاده منتهی به محل کارخانه را بستند و متعاقبا در دو روز متوالی در مجاورت کارخانه و مقابل استانداری فارس تجمع کردند. تعداد این کارگران این شرکت از ١٥٠٠ نفر به ٦٠٠ نفر تقلیل یافته اند.
-کارگران لاستیک البرز تهران به عدم پرداخت دو ماه حقوق خود اعتراض کردند و برای جلب توجه مردم لاستیک های فرسوده را آتش زدند. به دنبال این اعتراض ٩ تن از نمایندگان کارگران توسط مدیریت موقت دولتی اخراج شدند. اما در پی اعتراض کارگران لاستیک البرز، این نمایندگان به سر کار خود بازگردانده شدند.
-کارگران شرکت های پیمانکار در پروژه توازن ذوب آهن، جلوی ساختمان مدیریت تجمع کردند وبرای چندین ساعت پرسنل اداری را در ساختمان محبوس کردند و به کسی اجازه خروج از ساختمان ندادند.مدیریت ذوب آهن قول داد که اگر بدهی های شرکت پرداخت شود، حقوق معوقه ٦ ماهه کارگران را می دهند!
-کارگران نساجی بافتههای کرمان در اعتراض به اخراج ١٨ نفر از کارگران و تصمیم مدیران شرکت برای انحلال شرکت جادهها را بستند.
-کارگران کارخانه نورد لوله صفا در اعتراض به عدم پرداخت دستمزد اعتصاب کردند.
-کارگران معترض، تونل توحید در تهران را بستند.
-٤٠٠ نفر از کارگران شرکت آونگان اراک سر کار خود حاضر نشدند و در اعتراض به اینکه شش ماه حقوق نگرفته اند، در خیابان های اصلی شهر اراک راه افتاده و مقابل فرمانداری این شهر تجمع کردند.
-اعتصاب رانندگان کامیون های حمل ونقل ذوب آهن که بالغ بر ٤٠٠ تن بودند و٤ ماه حقوق شان را نگرفته بودند باعث شد که دوماه حقوق آنها پرداخت شود...
سرمایه داران و دولت کارگزارشان، متفق القول اند که باید هم سوددهی بیشتر سرمایه ها و هم جبران خسارت بخش های ورشکسته و بیمار اقتصاد را بر دوش طبقه کارگر بگذارند. از جمله برای کم خرج تر کردن تولید و افزایش سود سرمایه داران دستمزدها را پایین نگه دارند، با صد در صد کردن قراردادهای موقت کار، بیمه های اجتماعی و بیمه بیکاری را بزنند، هرجا لازم شد نیروی کار را تقلیل داده و به اصطلاح آن را تعدیل کنند و دست کارفرماها را برای اخراج کارگران باز بگذارند و بالاخره دستمزد کارگران را دلبخواهی بپردازند. عدم پرداخت بموقع دستمز کارگر در حقیقت یک گام از بردگی صرف عقب تر است.
سرمایه داران، بحران اقتصادی و کاهش تولید را بهانه تعرض به دستمزد کارگر و حتی نپرداختن آن قرار می دهند. اظهارات معاون وزیر کار مبنی بر این که یخچال فریزر کارگران پر است نوعی زمینه سازی برای عدم افزایش حداقل مزد کارگران برای سال ١٣٨٩ است. آن هم در شرایطی که حداقل دستمزد کارگران یک سوم خط فقر اعلام شده است.
بنا بر آمار رسمی نزدیک به دو میلیون و نیم کارگر قراردادی تنها در بخش خصوصی کار می کنند و فقط ٣٠ هزار کارگر قراردادی دارای بیمه بیکاری هستند. در میان حدود چهار و نیم میلیون کارگر دارای قرارداد دایمی هم بنا بر آمار رسمی تنها نزدیک به نیمی از آنها از بیمه بیکاری برخوردارند. از طرف دیگر با اعلام توقف تولید در ٤٠ درصد کارخانه های کشور، دسته دسته کارگران بیکار می شوند. گفته می شود که نهصد هزار نفر از کارگران صنعت برق در آستانه بیکاری قرار دارند.
حذف یارانه ها و دورنمای تورم و گرانی بیشتر طبقه کارگر را در منگنه شدید اقتصادی و فقر و گرسنگی و فلاکت محض قرار می دهد. همزمان سرکوب تشکل های کارگری و اخراج و دستگیری و زندانی و شکنجه کردن رهبران و فعالین کارگری تشدید می شود. آخرین مصوبه شورای عالی کار بنا بر اعلام وزارت کار مربوط به ترویج آیین نامه انظباطی ناظر بر فعالیت کارگران و جلوگیری از افزایش اعتراضات کارگری است.
این ها دردهای مشترک طبقه کارگر اند و تجارب سه دهه اخیر نشان داده است که جدا از هم درمان نمی شوند.
در چنین اوضاعی، اعتراضات پراکنده و جدا از هم کارگری بر سر حقوق های معوقه، جز در موارد نادری به دریافت این حقوق ها نیز منجر نشده و اغلب اخراج و بیکارسازی های وسیع و دستگیری و اخراج فعالین کارگری را به دنبال داشته است. این واقعیت تلخ نشان می دهد که جنبش اعتراضی طبقه کارگر به یک اتحاد در صفوف فعالین ورهبران کارگری و تلاش کارگران سوسیالیست برای بهم بافتن مبارزات کارگری و سازماندهی یک جنبش عظیم طبقاتی از طریق برپایی مجامع عمومی بزرگ کارگری برای افزایش دستمزدها، لغو قراردادهای موقت کار و بیمه بیکاری مکفی به همه بیکاران که درد مشترک کل طبقه کارگر است، نیاز دارد.
اسفند ٨٨







