Iran Tribune

صفحه اصلی جنبش کارگرى اخبار اعتراضات کارگرى در شهرهاى مختلف ایران


اخبار اعتراضات کارگرى در شهرهاى مختلف ایران

چهارشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۸۷ - ۱۵ اکتبر ۲۰۰۸ - ۰۵:۰۶

١٧ کارگر در پالایشگاه نفت اصفهان طعمه حریق شدند!
بنا به خبر دریافتى٬ روز پنج شنبه ١٨ مهرماه٬ در بخش تقطیر پالایشگاه اصفهان ١٧ نفر از کارگران قراردادی طعمه حریق شدند. دلیل این واقعه دلخراش کار کردن کارگران در محیط آلوده به مواد آتش زا بوده است. لازم به ذکر است که قبل از این که کارگران شروع به کار کنند مسیر کار باید اصطلاحا استم زدایی (شسشتو با بخار) شود. اما این اقدام صورت نگرفته بود و در آن "صرفه جوئى" شده بود. بنا به خبر حال دو تن از کارگران بشدت وخیم گزارش شده است. ایمان مقصودی یکی از این کارگران دچار ۶۵ درصد سوختگی شده است. هر سال پالایشگاه برای شستشو و تعویض قطعات فرسوده پروژه اى به اسم "اورال" را طرح ریزی و اجرا میکند. کارگران این طرح عمدتا از کارگران موقتی و پیمانی با قراردادهای بیست و بیست و پنج روزه هستند. چند سال پیش دو کارگر در طول پروژه اورال در برج های پالایشگاه دچار خفگی شدند. کار اورال همواره با صدمات جانی و بدنی کارگران همراه بوده است. همین چند ماه پیش مشابه اتفاق آتش سوزی پالایشگاه اصفهان در پروژه اورال پالایشگاه بندرعباس رخ داد که خوشبختانه منجر به تلفات جانی نشد. شرکت نفت همراه برای اجرای اورال با شرکت های خصوصی قرارداد می بندد که به صورت مزایده ای به شرکت های مختلف تعلق میگیرد. شرکت "رمکو" امسال مسئول اورال پالایشگاه اصفهان بوده است. بعد از این اتفاق شرکت رمکو مقصر را پالایشگاه میداند. مسئولان پالایشگاه هم مقصر را شرکت رمکو میدانند. در یک کلام هر دو طرف معامله از زیر بار مسئولیت فرار میکنند. کارگران پروژه اورال دارای هیچ بیمه ای نیستند. تازه این در شرایطی است که برای کار در اورال کارگران صف های طولانی میکشند. اسم خیلی ها نوشته نمیشود. بعضی میتوانند با پارتی بازی وارد شوند. در صف کارگران گرسنه براى گرفتن کار در پروژه اورال و بدست آوردن فرصت کار بیست روزه غوغائی برپاست. این وضعیت بیش از هر چیز شاخص وخامت معیشتى طبقه کارگر است. کارگران برای اینکه بتوانند زنده بمانند٬ بتوانند لقمه اى نان براى خانواده شان تهیه کنند٬ ناچارند براى چنین کارهاى خطرناکى رقابت هم بکنند. اما این عجیب نیست. درد گرسنگی و فقر کمر شکن و سنگین است. این کارگران که از سنین ١٨ تا ۶۵ سال هستند تنها فرصت کاریشان را در سال همین پروژه چند روزه اورال میدانند و اگر این پروژه را از دست بدهند کل سال را باید گرسنگی بکشند. این جهنم و قتلگاهى که محیط کار نام دارد هر روز و در هر گوشه برپا می شود تا جیب و حساب بانکى سرمایه داران پرتر شود. حادثه پالایشگاه اصفهان٬ یا بعبارت دقیق تر جنایت مسلم سرمایه علیه کارگران٬ نه اولین جنایت است و نه آخرین. سرمایه بنا به ماهیتش از جنایت تفکیک ناپذیر است. جنایت در محل کار بخشى از آدمکشى سیستماتیک سرمایه براى سود است. داستانى که سرمایه دارى براى زندگى طبقه ما نوشته است همین است؛ کارگر باید کار کند٬ جان بکند٬ کشته شود٬ از گرسنگى نابود شود٬ شخصیت و حرمت انسانى اش لگد مال شود٬ تا سرمایه و حکومتش بتوانند سرپا بماند. اما این سرمایه دارى سوپر ارتجاعى جمهورى اسلامى است که سراپاى آن با ضدیت با کارگر و هر جلوه اى از آزادیخواهى و تمدن بنیاد گذاشته است. این رژیم و نظام کثیف را باید با انقلاب کارگرى بزیر کشید. کارگران باید به این نظام جهنمى تف کنند و براى بزیر کشیدنش هر روز و هر لحظه نیرویشان را متحدتر کنند.  حزب اتحاد کمونیسم کارگرى با کارگران قربانى جنایت پالایشگاه اصفهان و خانواده هاى آنها عمیقا اظهار همدردى میکند. حزب٬ سرمایه داران و کارفرمایان پالایشگاه اصفهان را مسئول مستقیم این جنایت میداند. هرچند هیچ درجه از غرامت نمیتواند آثار این جنایت را از زندگى کارگران قربانى بزداید با اینحال کارگران پالایشگاه اصفهان باید مسببین این جنایات را براى پرداخت غرامت و معالجه و مداواى رایگان کارگران قربانى تحت فشار بگذارند.  حزب اتحاد کمونیسم کارگری

آتش سوزی در واحد تقطیر پالایشگاه اصفهان
واحد تقطیر پالایشگاه گاز و نفت اصفهان دچار آتش سوزی شده است. علت حریق و انفجار ظاهراً انباشت حجم فراوان بنزین و ازدیاد درجه حرارت در واحد دچار حادثه بوده است. در این انفجار حداقل ۱۶ کارگر آسیب دیده اند. میزان سوختگی ها و شدت آسیب دیدگی ها هیچ معلوم نیست. کارگران مصدوم توسط یک شرکت پیمانکاری استثمارمی شده اند. شرکت مزبور به روال همه شرکت های آدم فروشی مشابه ترجیح داده است که هزینه ایمنی محیط کار و وسایل حفاظت از جان کارگران را نپردازد و درعوض آن را به سود خود اضافه کند. 

کارگران بخش ساختمان نمی توانند حق بیمه بپردازند
فقط در استان تهران بیش از ۱۵۰۰۰ کارگر در رشته های نقاشی، گچ بری، بنائی، سنگبری و جوشکاری ساختمان مشغول کار هستند. هیچ یک از این کارگران بیمه نیستند. زیرا دستمزد نازل آن ها برای پرداخت حق بیمه کفاف نمی دهد. بسیار شنیدنی است که هر کارگر برای استفاده از آنچه به نام بیمه موسوم است باید درست به اندازه کارفرمایان هزینه پرداخت کند. به بیان دیگر، حق بیمه پرداختی یک کارگر با یک سرمایه دار برابر است!! این کارگران در بهترین حالت ۲۰ هزار تومان در روز حقوق می گیرند. بیشتر ایام سال به طور کامل بیکارند و قادر به یافتن هیچ کاری نیستند. حتی با فرض این که در سال ۱۸۰ روز کار کنند باز هم دستمزد ماهانه آنان به طور متوسط از ۳۰۰ هزار تومان تجاوز نمی کند. یک نکته دیگر این که جمعیت عظیم کارگران ساختمانی در همان حال که سازندگان کل ساختمان های شهر و ده، ادارات دولتی، ویلاها، آسمان خراش ها، برج ها، جاده ها، خیابان ها و ... هستند خود آواره و بی خانه اند و مجبورند اجاره بهای مسکن بپردازند. کارگری که دستمزد ماهانه اش در بهترین حالت ۳۰۰ هزار تومان است در جامعه ای که این حقوق برای اجاره مسکن و خورد و خوراک هم کفاف نمی دهد چگونه می تواند هزینه بیمه پرداخت کند؟!

گرسنگی کارگران کاغذ سازی و ترفند صاحبان سرمایه
کارخانه کاغذسازی پارس عملاً تعطیل شده است. کارگران ۳ ماه است که دستمزد نگرفته اند. گرسنگی و فقر و فلاکت  زندگی چند هزار کارگر و خانواده های آن ها را در کام خود فرو برده است. کارگران در سرگردانی و بلاتکلیفی شدید به سرمی برند و سرمایه داران برای جلوگیری از طغیان آنان کثیف ترین ترفندها را برنامه ریزی می کنند. صاحبان سرمایه با قساوت و سنگدلی وصف ناپذیری که فقط شایسته یک سرمایه دار است شکم گرسنه فرزندان کارگران را به سلاح قلع و قمع جنبش و مبارزات توده های کارگر تبدیل کرده اند. آنان از کارگرانی که زیر فشار بی نانی فرزندانشان مجبورند به هر خفتی تن دهند، می خواهند که در قبال مقدار اندکی روغن و برنج یا همان چیزی که به « بن کارگری» معروف است علیه همزنجیران خود جاسوسی کنند. سرمایه داران می دانند که کارگران طغیان خواهند کرد. می دانند که  خشم و قهر آن ها منفجر خواهد شد و به همین دلیل به هر ترفندی دست می زنند تا شاید زمان انفجار را به تأخیر اندازند. راهی که جانیان سرمایه دار در پیش پای خود قرار داده اند در زمره کثیف ترین و تبهکارانه ترین ترفندها است. کارگران باید با درایت و هوشیاری خویش این توطئه ها را خنثی کنند. این کار در گرو حرکت متحد و سازمان یافته آنان علیه سرمایه است. چندین هزار کارگر کاغذسازی پارس باید مثل روز بدانند که همه راه ها بسته است و فقط یک راه  در پیش روی آن ها است. عریضه نویسی و شکایت هیچ مشکلی  را حل نمی کند، و توسل به قانون سرمایه  بستن طناب دار برگردن خویش است. تعطیل کارخانه شانس اعمال قدرت از طریق اعتصاب و خواباندن چرخ تولید را نیز از کارگران سلب کرده است. با راه بندان های صرف و راه پیمایی های بی ضرر هم هیچ روزنه ای به سوی مجبور ساختن سرمایه داران و دولت آن ها به قبول مطالبات، تضمین اشتغال و  پرداخت دستمزدهای معوقه بازنمی شود. این راه ها هیچ کدام ما را به مقصد نمی رسانند. ایجاد شورای کارگری، تصرف کارخانه کاغذ سازی پارس و خارج ساختن آن از دست سرمایه داران، تبدیل کارخانه به سنگر مبارزه و مقاومت، برنامه ریزی برای راه انداختن کارخانه توسط شورای کارگری، استمداد از توده کارگران همزنجیر، درخواست از کارگران صنایع و مؤسسات کلیدی سرمایه برای اعمال فشار و قدرت بر صاحبان سرمایه و دولت آن ها، مجبور ساختن دولت به تهیه رایگان مواد خام و مصالح لازم تولید و در یک کلام سازمانیابی یک جنبش نیرومند ضد سرمایه داری با دخالت بیشترین شمار کارگران تنها و تنها راه رسیدن به مقصود است. پیمودن این راه بسیار سخت است، اما همه راه های دیگر بسته اند. چاره ای نیست جز این که برای عبور از این راه دشواربرنامه ریزی کنیم و دست به تدارک بزنیم. فراموش نکنیم که ما در ایران چند ده میلیون و در سراسر جهان چند میلیارد نفرهستیم. سرمایه و تمامی هست و نیست آن با دستان ماست که تولید می شود و ما قادریم که سرمایه را از هستی ساقط سازیم و در جهانی عاری از سرمایه و استثمار و طبقات و گرسنگی و فقر و حقارت زندگی کنیم. مبارزه ما برای تحمیل مطالبات مان بر سرمایه گام نخست این راه است. تلاش ما برای سازمانیابی شورایی و سراسری علیه سرمایه داری نیز سلاح و شرط لازم موفقیت ما در هر گام از این مبارزه است. بیایید حول منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر به صورت شورایی، سراسری و ضد سرمایه داری متشکل شویم.

تعویق طولانی دستمزد کارگران کارخانه های شیشه و گاز مینا
کارگران دو کارخانه گاز و شیشه در مجتمع صنعتی مینا مدتی است که دستمزدهای خود را دریافت نکرده اند. یک بخش از حقوق کارگران که زیر نام ساختگی « حق تولید» پرداخت می شود ۳ ماه است که به تعویق افتاده و بخش دیگر آن نیز بیش از ۲ ماه است که به دست کارگران نرسیده است. کارگران کارخانه های شیشه و گاز مینا در استخدام شرکت های آدم فروشی موسوم به « پیمانکاری» هستند. شرکت پیمانکار چند ماه پیش شمار قابل توجهی از کارگران را بر پایه مصالح سوداندوزی بیشتر خود اخراج کرد و اکنون با گذشت بیشتر از دو ماه حتی دستمزدهای گذشته این کارگران اخراجی را نیز پرداخت نکرده است. کارگران بارها علیه جنایات سرمایه داران صاحب بنگاه و تعویق مکرر دستمزدهای خود اعتراض کرده و دست به مبارزه زده اند. اما این اعتراضات و شکایات همه وقت با دخالت دولت سرمایه داران به زیان کارگران و به نفع صاحبان سرمایه پایان یافته است. 

اعتراضات نافرجام رانندگان کامیون در اهواز
رانندگان کامیون در اهواز پس از روزها مبارزه و اعتراض بدون دستیابی به مطالبات خود به مبارزه خود پایان دادند. حق بازسازی انجمن صنفی و رسیدگی بعدی به تقاضاها ظاهراً کل محتوای توافق بین کامیون داران و عمال دولتی سرمایه را تشکیل می دهد. تشکیل مجدد انجمن صنفی معمولاً بیش از آن که نیاز کارگران باشد احتیاج صاحبان سرمایه و دولت سرمایه داری است. زیرا کار این نوع انجمن ها کنترل مبارزات کارگران، جلوگیری از وقوع اعتصابات، خاموش ساختن صدای اعتراضات و در یک کلام کمک به تأمین و تضمین امنیت سرمایه است. این انجمن ها به وجود می آیند تا از طریق متقاعد ساختن کارگران به قبول شروط کارفرمایان و تمکین به شدت استثمار خویش توسط سرمایه نیاز تهاجم مدام نیروی سرکوب را کم کنند. به همه این دلایل چنین به نظر می رسد که توافق نهادهای دولتی با تشکیل انجمن صنفی چیزی نیست که دستاوردی برای مبارزات کارگران یا گره گشای مشکلات آنان باشد. بخش دوم توافق یعنی وعده رسیدگی ها بعدی نیز عملاً مصداق همان ضرب المثل معروف « به دنبال نخود سیاه فرستادن است». میلیمتر به میلیمتر جهنم سرمایه داری ایران با همین وعده و وعیدهای صاحبان سرمایه و دولت آن ها فرش شده است. اما هیچ کجا هیچ کارگری با دادن دل به این ترفندها و وعده های دروغین هیچ لقمه نانی برای شکم گرسنه فرزندش به چنگ نیاورده است. معضل کارگران راننده اهواز همچون کوه معضلات همه همزنجیران آن ها در سراسر ایران نه با انجمن صنفی حل می شود و نه در چهارچوب وعده و وعیدهای دولتمردان دچار هیچ کاهشی می شود. کارگران نیاز به یک سازمانیابی سراسری شورایی برای اعمال قدرت علیه سرمایه داری دارند. تنها از این طریق است که می توانند مطالبات خود را بر کارفرمایان و دولت تحمیل کنند.

راهپیمایی و تجمع کارگران فرش غرب بافت و پرریس در مقابل اداره کار سنندج
بدنبال مجمع عمومی مشترک نماینده های کارگران فرش غرب بافت و پرریس در مورخه ۱۷/۷/۸۷  و اتحاذ تصمیم در آن برای تشدید اعتراض متحدانه به آراء صادره از سوی اداره کار سنندج، امروز شنبه بیستم مهر ماه این کارگران از ساعت ۹ صبح تا ۱۲ ظهر در مقابل اداره کار سنندج دست به تجمع زدند. در تجمع امروز، کارگران غرب بافت به همراه خانواده های خود از چهار راه ادب به طرف اداره کار راهپیمایی کرده و در آنجا به کارگران پرریس پیوستند. این کارگران و خانواده های آنها در طول مسیر راهپیمایی پلاکاردهایی در اعتراض به اداره کار سنندج بدست گرفته بودند و تا آخرین دقایق تجمع پلاکاردهای خود را در دست داشتند. شرکت همسران کارگران فرش غرب بافت در تجمع و راهپیمایی آنان از چهار راه ادب به سوی اداره کار و همچنین پلاکاردهای متفاوتی که امروز این کارگران بدست گرفته بودند باعث شد تا توجه افکار عمومی در سطح شهر بیش از پیش به اعتراضات آنان جلب شود. همین امر باعث حضور بیشتر نیروهای انتظامی و امنیتی نیز در محل تجمع شده بود. بنا بر اظهار کارگران در تجمع امروز اغلب نیروهای انتظامی با کارگران ابراز همدردی میکردند و به جز چند مورد پاک کردن گوشیهای حاوی عکس های گرفته شده از تجمع، تنش خاصی پیش نیامد. همچنین برخی از نیروهای امنیتی اظهارات کارگران را در مورد تبانی اداره کار سنندج با کارفرمایان یادداشت میکردند و سه نفر نیز از خبرنگاران صدا و سیمای استان برای تهیه گزارش در این تجمع حضور پیدا کرده بودند. کارگران فرش غرب بافت و پرریس در تجمع امروز خود پارچه نوشته و پلاکاردهایی را با عناوین زیر بدست گرفته بودند:
اسدی استفعا، استعفا(رئیس اداره کار سنندج) – هیئت حل اختلاف حامی کارفرماست – اداره کار سنندج حامی کارفرمایان است – کار، معیشت، زندگی حق مسلم ماست – چه کسی جوابگوی تحصیل بچه های ما کارگران است- اداره کار عدالت عدالت-  آیا کارگر حق زندگی ندارد،  آیا کارگر انسان نیست – قرارداد موقت، بردگی مدرن است – کارگر اتحاد اتحاد – ما حکم صادره غیر قانونی هیت حل اختلاف را محکوم می کنیم – آیا انحلال شرکتها در یک روز ممکن است- ما خواهان بازگشت به کار خود هستیم و....
در تجمع امروز این کارگران هیچ پاسخ روشنی به آنان داده نشد و مامورین حراست اداره کار آنها را به استانداری کردستان ارجاع دادند. به همین دلیل فردا کارگران فرش غرب بافت به همراه خانواده های خود برای پیگیری خواست هایشان به این استانداری خواهند رفت و در صورت عدم پاسخگویی روشن به آنها و لغو احکام هیئت حل اختلاف، این کارگران به همراه کارگران پرریس و سایر کارگران عضو اتحادیه در سنندج اعتراضات خود را تشدید خواهند کرد. اتحادیه آزاد کارگران ایران رای صادره اداره کار سنندج در مورد کارگران فرش غرب بافت و پرریس را بشدت محکوم میکند و بیش از پیش تلاش خواهد نمود همدوش اعضای خود در این کارخانه ها بیشترین اعتراضات را بر علیه آراء صادره از سوی اداره کار سنندج که در تبانی آشکار و عریان با کارفرمایان است، سازمان دهد. اداره کار سنندج بطور ظالمانه ای حقوق کارگران پرریس و فرش غرب بافت را با ۱۸ سال سابقه کار پایمال کرده و برای تامین منافع کارفرمایان و خوش خدمتی عنان گسیخته به آنان،  این کارگران را به روز سیاه نشانده است. از نظر ما هیئت حل اختلاف، رئیس و اداره کار سنندج باید پاسخگوی این ستم خود بر کارگران باشند و ما بنوبه خود در اتحادیه ازاد کارگران ایران لحظه ای در این مورد ساکت نخواهیم نشست.

معلمان بازنشسته کرمانشاه مقابل اداره آموزش و پرورش تجمع کردند
صبح امروز دوشنبه ۲۲ مهر جمعی از معلمان بازنشسته مقابل اداره آموزش و پرورش کرمانشاه تجمع کردند. مطالبه بازنشستگان، پرداخت مزایا از ابتدای سال ۸۶ تا کنون است. هفته قبل نیز تعداد بسیاری از همان بازنشستگان در مقابل اداره آموزش و پرورش اجتماع کرده بودند اما مسؤلین آموزش و پرورش گفته بودند در صورتی که تا پایان مهر از تهران دستور بیاید ما مطالبه شما را خواهیم پرداخت و در غیر اینصورت خبری از پرداخت مزایا نیست. معلمان بازنشسته قصد دارند تا احقاق حقشان هر دوشنبه مقابل اداره آموزش و پرورش تجمع کنند.

در جشن ارتقا برای ده هزار نفر از کارگران ایران خودرو
کارگران ایران خودرو در حضور رئیس کار استان تهران خواستار برچیده شدن بساط شرکتهای پیمانکاری و لغو قراردادهای موقت و برقراری امنیت شغلی و افزایش حقوقها شدند. روزسه شنبه ۱۶ مهر ماه مراسم جشن بزرگ ارتقای شغلی کارگران ایران خودرو با حضور مدیران ارشد این شرکت و رئیس سازمان کار استان تهران و بخشی از کارگران ایران خودرو که از قبل گلچین شده بودند در سالن اجتماعات ساپکو برگزارشد. این مراسم قرار بود با حضوراکثر کارگران ایران خودرو به صورت یک اجتماع بزرگ در داخل خود شرکت برگزار شود ولی مدیریت شرکت بعد از اعلام مراسم متوجه شد که تعدادی زیادی از کارگران با این کار مخالفند چون این ارتقاء شامل همه کارگران نمی باشد بلکه فقط شامل یک سوم از کارگران است و به غیر ازبخشی ازخود کارگران خود ایران خودرو تمام کارگران پیمانکار و پکیچی که هیچگونه مزایای به آنها تعلثق نگرفته است از معترضینند. برداشتن سقف بودجه برای ارتقائ شغلی که یکی از خواسته های کارگران ایران خودرو برای افزایش حقوقها است که در اثر مبارزه کارگران ایران خودرو در اعتصاب ۱۰ تیر مدیریت به آن تن داده بود چون مدیریت می خواست با برگزاری یک مراسم در عید فطرو با ایجاد جو روانی و برای پاک کردن صورت مسله اعتصاب کارگران و برای ایجاد تبلیغات در سطح شرکت و جامعه از اعتبار خود دفاع کند کارگران ایران خودرو متوجه نیت مدیریت شدند و برای مقابله بر آن خواستند از این فرصت استفاده کرده و این مراسم را به یک مجموع عمومی تبدیل کنند تا نظراکثریت کارگران را به تصویب برسانند برای همین مدیریت با شگرد خاص خود مراسم هفته قبل را لغو کرده و به جای آن این مراسم را در خارج از شرکت ایران خودرو در سالن ساپکو که امکان دسترسی کارگران ایران خودرو در آن وجود ندارد با مجری گری شهریاری مجری باسابقه صدا و سیما که بیشتر حالت تبلیغاتی داشت برگزار کند مدیریت با انتخاب بخشی ار کارگران که ارتقای شغلی شامل حالشان شده بود با این کار عملا از برگزاری مراسم کارگری خوداری جلوگیری کرد .
تاکید کارگران ایران خودرو بر خواسته هایشان
ولی با تمام تدابیری که مدیریت اتخاذ کرده بود و حتی کسی را که به عنوان نماینده کارگران انتخاب کرده بودند نتوانست تصمیم کارگران را برای رسیدن به خواسته های اصلی شان باز بدارد در این مراسم بعداز سخنرانی مدیر عامل ایران خودرو باقری مدیر منابع انسانی ایران خودرو کارهای که قرار است برای کارگران انجام دهد را اعلام کردکه حل مشکل مسکن بهبود غذای کارگران واگذاری سهام ارائه وام بیشتر و افزایش سفرهای زیارتی از آن جمله انند. بعد از سخنرانی باقری یکی از کارگران به سخنرانی پرداخت وی ضمن در خواست رسیدگی به مواردی چون سرویس های ایاب وذهاب و سایر امکانات رفاهی برای کارگران بر خواست اصلی کارگران ایران خودرو که امنیت شغلی یکی از آنها است تاکید کرد. مرتضی فرهودی که از طرف خود مدیریت به عنوان نماینده ده هزار نفر از ارتقاء گیرندگان انتخاب شده بود گفت که آروزی او وهمکارانش این است. که بساط پیمانکاران از ایران خودرو بر چیده شود و دیگر شاهد حضور هیچ کارگر پکیجی و پیمانکار در ایران خودرو نباشیم  کارکو-  ۲۰/۷/۱۳۸۷

تعویق ۳ ماهه دستمزد کارگران شهرداری « دورود»
کارگران شهرداری دورود ۳ ماه است که هیچ  دستمزدی دریافت نکرده اند. این کارگران در بخش مربوط به فضای سبز کار می کنند و به دلیل تأخیر طولانی دستمزدها با مشکلات حاد معیشتی مواجه هستند. زیر فشار بدهی ها از خرید نیازهای اولیه زندگی به صورت نسیه نیز محروم مانده اند، زیرا هیچ سرمایه دار صاحب مغازه ای غذای نسیه به آنان نمی فروشد. در جهنم سرمایه داری ایران تنها کسانی که مجبورند تنها کالای خویش یعنی نیروی کارشان را به صورت نسیه آن هم ۶ ماه به ۶ ماه و گاه سال به سال و بیشتر بفروشند خیل عظیم کارگران هستند. کارگران قند بردسیر در طول این مدت بارها دست به اعتراض زده اند. آنان خواستار پرداخت فوری و بی قید و شرط کل دستمزدهای خویش هستند.

« ولوو» با همدستی اتحادیه کارگری ۵۰۰۰ کارگر را اخراج کرد
انحصار عظیم خودروسازی ولوو در چند روز اخیر همراه با تشدید و توسعه امواج کوبنده بحران سرمایه داری دستور اخراج ۵۰۰۰ کارگر را صادر کرده است. ولوو هفته قبل حکم به اخراج ۱۲۰۰ کارگر داد و اینک اعلام کرده است که ۳۳۰۰ نفر دیگر به شمار بیکار شدگان پیشین اضافه خواهد شد. آمار کارگرانی که مشمول بیکارسازی قرار می گیرند بسیار بیشتر از این ها است. بر اساس پاره ای گزارشات، جمعیت کارگرانی که در همین لحظه حاضر تیغ تیز اخراج را بر گردن خویش می بینند از ۰۰۰ ۱۰ نفر نیز بیشتر است. ارقام ۱۲۰۰ و ۳۳۰۰ صرفاً مربوط به تعداد کارگرانی است که به طور مستقیم در مراکز تولیدی ولوو در مناطق مختلف سوئد یا کشورهای دیگر به کار مشغول هستند. در این آمارها به کارگران درمعرض اخراج شرکت ها و مؤسسات تحت پوشش این انحصار هیچ اشاره ای نشده است. با شروع اخراج ها، موج خشم و نفرت کارگران نیز از همه سو اوج گرفته است و در این میان اتحادیه سراسری کارگران سوئد و سازمان ها و کلوب های تابع آن با تمامی توان در تلاش هستند تا به هر شکلی که شده  بر خشم و قهر کارگران غلبه کنند و موج نارضائی و عصیان آنان را مهار کنند. بسیار شنیدنی است که آقای « Olle Ludvigsson» رئیس بخش متال اتحادیه ضمن اعلام خبر اخراج و بیکار شدن قطعی ۲۲۰۰ کارگر استخدامی ولوو فقط در شهر  Göteborg سوئد، احساس آرامش قبلی بیش ازحد خویش را نیز به اطلاع همه کارگران رسانده است. او می گوید : « اینک دیگر حدس و گمانه زنی ها و نظرپردازی ها به پایان رسیده است و ما یک تصویر بسیار روشن از وضعیت اتوموبیل سازی ولوو در دست داریم»!! آقای « Olle Ludvigsson» با وقاحت کم نظیری که به حق شایسته یک سندیکالیست و رئیس اتحادیه است ادامه می دهد که « بلاتکلیفی ها و ابهاماتی که ما برای مدتی تجربه کردیم باعث پاره ای نگرانی ها و دلسردی ها بود. اما اینک در شرایطی که ابعاد اخراج ها و بیکار سازی ها را مشاهده می کنیم می توانیم با فراغ بال زمان بندی لازم برای اجرای طرح اخراج کارگران را با کارفرمایان به مذاکره بنشینیم. ما اکنون بسیار راحت می توانیم در مورد نقل و انتقال ها و این که کار کارگران اخراجی چگونه به افراد باقی مانده منتقل شود با صاحبان سرمایه گفتگو کنیم»!!!  به راستی وقاحت  ضدکارگری این آقای رئیس اتحادیه کارگری از صاحبان انحصار ولوو یا سایر سرمایه داران دیگر دنیا هیچ دست کمی ندارد. ۵۰۰۰ کارگر حکم اخراج دریافت کرده اند و در مجموع حدود ۰۰۰ ۱۰ کارگر در معرض اخراج حتمی هستند و آقای رئیس اتحادیه اینک به دنبال اطمینان از ابعاد عظیم بیکارسازی ها، آرامش قلبی خویش را باز یافته است!! او با دستیابی به این آرامش آماده است تا با فراغ بال و آسودگی خیال چگونگی سرشکن کردن تمامی کارهای کارگران اخراج شده بر دوش کارگران باقی مانده را با صاحبان سرمایه به گفتگو بنشیند!!
اتحادیه کارگری سوئد و بخش متال این اتحادیه از همه امکانات خویش برای جلوگیری از وقوع اعتراضات کارگری در مقابل موج اخراج های عظیم سود جسته است و سود می جوید. این اتحادیه در شرایط حاضر همسان تمامی اتحادیه های کارگری دنیا و چنان که رسالت و نقش جنبش اتحادیه ای است مصمم است که در همراهی با سرمایه داران کل بار بحران ویرانگر سرمایه داری را بر گرده معیشت توده های کارگر بار کند. به لطف تلاش های موفق این نهاد نوکر سرمایه است که مدیر عامل ولوو، Stephen Odell ، در آخرین مصاحبه تلویزیونی خود با خاطری بسیار آسوده اعلام کرد که « روزهای سختی است، کارگران باید منتظر اخراج های وسیع تر بعدی باشند» .

منابع: اتحادیه آزاد کارگران ایران٬ کمیته هماهنگى براى ایجاد تشکل هاى کارگرى

smaller text tool iconmedium text tool iconlarger text tool icon

ارسال به شبکه های اجتماعی
Balatarin Donbaleh Facebook Digg Del.icio.us Google Live! TwitThis
 

تريبون ازاد

سایر رسانه ها

  • بی بی سی
  • رادیو فردا
  • رادیو آلمان
  • رادیو آمریکا
  • گاردین
  • فایننشال تایمز