Iran Tribune

صفحه اصلی مبارزات دانشجويى و جوانان جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی چیست


جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی چیست

جمعه, ۰۹ فروردین ۱۳۸۷ - ۲۸ مارس ۲۰۰۸ - ۰۷:۰۷

و چه کسانی در مقابل آن صف آرایی می کنند؟
با توجه به برخورد شدید با دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب از سوی نیرو های امنیتی و موضع گیری جریان های راست در مورد بازداشت گسترده ی این دانشجویان , بار دیگرهمچون گذشته , مشخص کردن خط مشی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و مرزبندی با جناح های بورژوازی که رسیدن به آزادی و برابری را محال جلوه می دهند ضرورت می یابد :آزادی و برابری یک خواست دور از دست رس نیست . بلکه برقراری آزادی و برابری یک ضرورت عینی است که ریشه در مناسبات اجتماعی فعلی و نفی شرایط  موجود و نظام سرمایه داری دارد . به همان اندازه که نبودن آزادی و برابری ( چه در جوامع سرمایه داری جهانی و چه در داخل ) آشکار است , استقرار آن نیز یک مقوله ی انتزاعی نیست.



جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی متشکل از طبقه ی کارگر ( که نقش تعیین کننده در میان نیروهای تغییر دهنده دارد ) , اکثریت رادیکال جنبش زنان و به شکل تبلور یافته اش در یک سال اخیر جنبش دانشجویی است که نگاه از پایین به بالا در جامعه ودخالت مستقیم توده های مردم در تعیین سرنوشت شان , مخالفت با هر گونه دخالت نظام سر مایه داری جهانی و در راس آن آمریکا در آینده ی جامعه ی ایران , مبارزه با سرکوب و اتحاد جنبش های اجتماعی ( جنبش زنان , کارگری و دانشجویی ) و استبداد داخلی را جزو خطوط اصلی مبارزاتی اش قرار داده است. اما مسئله ای که وجود دارد صف آرایی مدافعان وضع موجود و ایجاد موانع و سنگ پراکنی های بی امان از سوی توجیه گران نظام سرمایه داری است که سعی دارند از هر گونه تلاش برای تغییر شرایط موجود جلوگیری و فریاد آزادی خواهی و برابری طلبی را خاموش کنند !
طیف بورژوازی و نیروهای سیاسی راست به دلیل نظر گاه اقتصادی و پایگاه اجتماعی شان در طبقه ی سرمایه دار و اقلیتی از طبقه ی متوسط وافق سیاسی که نماینده ی آن هستند , خود را در مقابل جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی تعریف می کنند.
اپوزیسیون پرو غرب که دنباله روی سیاست های آمریکا و مبلغ لیبرال دموکراسی است اصرار بر همگام شدن ایران با نظام سرمایه داری جهانی دارد.لیبرال ها و ناسیو نالیست های پرو غرب که معتقد به برقراری بازار آزاد و تغییر ساختار سیاسی ایران هستند و یا ناسیونالیست های قومی که حیات خود را , همچون همتا ها ی عراقی شان درحمایت از فدرالیزم می بینند , نیرو های سیاسی اپوزیسیون پرو غرب را تشکیل میدهند.اما اتخاذ سیاست هایی چون حمله ی نظامی و تصویب دو قطعنامه مبنی بر تحریم اقتصادی علیه ایران از سوی آمریکا و نظام جهانی - که بی شک تبعاتی جز از بین رفتن مراکز صنعتی که منابع اصلی دارآمد جامعه است , از هم پاشیدگی جامعه ی مدنی و فقیر تر شدن بیش از پیش طبقه ی کارگر و اکثریت زحمت کش جامعه ندارد - بی اعتمادی وسیع توده های جامعه را نسبت به نمایندگان و نیرو های سیاسی آن چه در داخل و چه در آن سوی مرزها را به همراه داشته است. حمایت از کمپین یک میلیون امضا که دارای ماهیتی لیبرالی ورفرمیستی است  و عاجز ماندن  لیبرال ها در پیشبرد مطالبات صنفی - سیاسی در دانشگاه و موارد دیگری از این دست نشان داده که در عمل نیز این اپوزیسیون پرو غرب نمی تواند افقی روشن و جامعه ای مطلوب را برای مردم ایران متصور شود.البته باید یاد آور شد که سیاه کاری های سیاسی مثل برچسب زدن وتخطئه ی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب که از سوی ورشکستگان سیاسی که بعضا" درنشریه ی شهروند اظهار فضل می کنند , انجام می شود یکی از نتایج بی اعتباری و بی عملی این نیروها در عرصه ی مبارزات اجتماعی است.
در جهت دیگر طیف بورژوازی , راست های حکومتی وجود دارند که معتقد به حفظ نظام سرمایه داری به این شکل فعلی هستند و از گروه هایی تشکیل شده اند که طرح های مختلف سیاسی را نمایندگی می کنند. اما در نهایت در جهت بقای نظام  وحفظ ساختار سیاسی جمهوری اسلامی گام بر می دارند .
در حال حاضر پروژه ی اصلاحات و سیاست تنش زدایی از مناسبات با جامعه ی جهانی و تعامل با آن که از سوی اصلاح طلبان نمایندگی می شد , با شکست مواجه شده و از سوی دیگراین پروژه نتوانسته پاسخگوی نیاز های عینی جامعه و گسترده تر شدن شکاف طبقاتی باشد . اما دولت نهم با توجه به سیاست های تهاجمی نظام جهانی علیه ایران و نمونه ی شکست خورده اش در عراق , سیاست عدم سازش و تحمیل جمهوری اسلامی به مثابه یک ضرورت عینی به نظام جهانی را در پیش گرفت. این رویارویی مستقیم با نظام جهانی کنترل همه جانبه ی جامعه را طلب می کند که به طبع آن فشار و برخورد شدید تر از گذشته را با جنبش های اجتماعی به همراه داشته و شاهد هستیم که بیش از ۵۰ تن از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در سراسر کشور به دلیل برگزاری مراسم روز دانشجو که مستقل از جناح های قدرت انجام شد , بازداشت شدند.چنین سیاستی هیچ گونه جریان مستقلی را بر نمی تابد و به همین سبب دفتر تحکیم وحدت تنها تشکل به اصطلاح قانونی و مجاز برای فعالیت در دانشگاه معرفی می شود که مطمئنا" نمی تواند خارج از چهارچوب تعیین شده اش عمل کند !
البته در لا به لای طیف راست می توان به جمعی اشاره کرد که خود را چپ معرفی می کنند اما به دلیل نداشتن درک صحیح از شرایط اجتماعی سیاسی و عدم توانایی در اریه ی یک آلترناتیو و اتخاذ موضع مشخص و ایجابی و پیروی از الگوهای سیاسی رفرمیستی  چون  حرکت در جهت به اصطلاح صنعتی شدن نظام سرمایه داری ایران و چانه زدن با لایه های قدرت, در نهایت به دامان لیبرالیسم خواهند افتاد.
در برابر طیف راست , جنبشی در حال کامل شدن و حرکت است که نگاهی ریشه ای به مسایل اجتماعی و سیاسی دارد و با طرح شعار هایی چون " نه به جنگ " و " نه به تحریم اقتصادی " مرزبندی خود را با نظام سرمایه داری جهانی پررنگ کرده و همان طور که در قبل نیز گفته شد خواهان آن است که توده های مردم در تعیین آینده شان و ساخت جامعه ای آزاد و برابر دخالت مستقیم داشته باشند . جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی رهایی زنان را در اصلاح چند بند قانون اساسی خلاصه نمی کند بلکه آن را به مثابه رهایی کل جامعه قلم داد می کند و از سوی دیگر با مخالفت جدی خود با سرکوب آزادی های اجتماعی , چون پوشش اجباری وعدم آزادی بیان و ستم قومی پرچم دار خواست های دموکراتیک جامعه است.جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی بستری برای پیشبرد منافع اقتصادی پرولتاریا وساختن جامعه ای جدید مبتنی بر رفع نیاز های عینی طبقه ی کارگر و اکثریت زحمت کش و بر قراری آزادی و برابری است و کنترل زندگی عمومی و اقتصادی به دست شرکت کنندگان در حیات اجتماعی را یک شرط لازم و اساسی می داند. 

smaller text tool iconmedium text tool iconlarger text tool icon

ارسال به شبکه های اجتماعی
Balatarin Donbaleh Facebook Digg Del.icio.us Google Live! TwitThis
 

تريبون ازاد

سایر رسانه ها

  • بی بی سی
  • رادیو فردا
  • رادیو آلمان
  • رادیو آمریکا
  • گاردین
  • فایننشال تایمز