Iran Tribune



جنبش دانشجویی ایران

یکشنبه, ۱۴ فروردین ۱۳۹۰ - ۰۳ آوریل ۲۰۱۱ - ۲۰:۲۲

altرادیو فردا: جنبش دانشجویی ایران در سال ۱۳۸۹؛ سال گریز و انتظار. بر جنبش دانشجویی ایران در سال ۱۳۸۹ چه گذشت؟ زندان، تبعید و محرومیت از تحصیل یا بیش از اینها ؟ رادیو فردا در نگاه نوروزی خود به جنبش دانشجویی ایران در آخرین سال از دهه‌ی هشتاد و در آستانه‌ی ورود به دهه‌ی نود، به بررسی جنبش دانشجویی ایران، چهره‌های شاخص این جنبش، مهم‌ترین اتفاق‌های مربوط به آن و چشم‌اندازی که پس از سال ۱۳۸۹ پیش روست، پرداخته است.
دانشگاه؛ جایگاه مبارزه
جستجوی ریشه های جنبش دانشجویی بیش از نیم قرن فراز و نشیب، مبارزه و ستیز، محرومیت و زندان و تغییر و دگردیسی را پیش روی ما می گذارد.
سی و اندی سال پیش، دانشجویان ایرانی در صف مقدم اشغال سفارت آمریکا در تهران ایستاده بودند.
حالا بیش از ۳۰ سال گذشته و دانشجویان شعارهای دیگری می دهند، اما آنچه امروز ما به عنوان جنبش دانشجویی ایران می شناسیم، ۳۶۵ روز گذشته را چگونه گذراند؟ سال ۱۳۸۹ برای جنبش دانشجویی ایران چگونه سالی بود؟
سال بد. سال باد. سال اشک. سال شک؟ و شاید هم هیچکدام و همه؟
سعید حبیبی، فعال پیشین و تحلیلگر مسائل دانشجویی که حالا در آلمان به سر می برد، مهمان نوروزی ماست تا یکسال گذشته جنبش دانشجویی ایران را به مرور بنشینیم.
سعید حبیبی: این مسئله که در آستانه هر حرکتی این دانشجویان هستند که پیش از دیگران دستگیر می شوند، از تحصیل محروم می شوند و یا حتی دانشگاهشان منحل می شود، موید این مسئله است که دانشگاه هنوز هم جایگاه مبارزه و مبارزان است.
علی افشاری. او هم از فعالان پیشین و تحلیلگر مسائل دانشجویی ایران در آمریکا، دیگر همراه ماست در مرور نوروزی کارنامه یکساله جنبش دانشجویی ایران.
علی افشاری: دانشجویان سعی کردند که حداقل در این مقطع، هم از حقوق خودشان دفاع کنند و هم به نوعی ، چراغ انتقاد را در دانشگاه ها روشن نگاه دارند.»
زنده نگاه داشتن آتش اعتراض! این مهمترین نقشی است که تحلیگران دانشجویی برای جنش دانشجویی ایران قائلند.
سعید حبیبی: نقش دانشگاه هم متاثر از حرکت کلی جامعه است و هم متاثر از میزان سرکوب دولت.»
جنبش دانشجویی در سال گذشته بسیار تلاش کرد تا علیرغم همه سرکوب های سهمگین و فشارهای سنگینی که بر آن وارد می شد، کماکان آتش اعتراض را زنده نگاه دارد و به عنوان یکی از کانون های اصلی جامعه، مورد توجه هم جامعه و هم حکومت باشد.
جنبش دانشجویی در سالی که گذشت بیشتر در موضع دفاعی بود تا در موضعی که بتواند فعالیت هایش را به شکل فعالانه و پیش رونده، جلو ببرد. چون حجم فشارها، تعقیب ها و فضاهای پلیسی و امنیتی به شکل بی سابقه ای در سال ۱۳۸۹ گسترش پیدا کرده بود.
علی افشاری
علی افشاری هم از همین تلاش می گوید، از تلاش برای بقاء: «جنبش دانشجویی ایران با توجه به شرایط جدیدی که در آن قرار گرفته بود در سال ۱۳۸۹ سعی کرد تا خودش را با شرایط تطبیق دهد. تشخیص بدهد که در کجا قرار دارد و الزامات این دوره جدید از فعالیتش به چه نحوی و به چه شکلی خواهد بود؟
جنبش دانشجویی در سالی که گذشت بیشتر در موضع دفاعی بود تا در موضعی که بتواند فعالیت هایش را به شکل فعالانه و پیش رونده، جلو ببرد.
چون حجم فشارها، تعقیب ها و فضاهای پلیسی و امنیتی به شکل بی سابقه ای در سال ۱۳۸۹ گسترش پیدا کرده بود و طبیعی بود در این سال که آستانه تحمل حاکمیت بسیار بسیار کمتر شده بود، به نوعی که می شود گفت، پس از انقلاب فرهنگی در هیچ حوزه ای دانشگاه ها شاهد این همه برخوردهای انقباضی و محدود کننده نبودند، سعی کرد که بقای خودش را حفظ کند.»
سال گذار
دستگیری دهها دانشجو، صدور احکام زندان و تبعید برای دانشجویان و اخراج و محرومیت از تحصیل. همه اینها در کنار مهاجرت بسیاری از فعالان و چهره های راهبردی جنبش دانشجویی موقعیت تازه ای در صفحه شطرنج فعالیت های سیاسی و صنفی برای دانشجویان رقم زده است.
علی افشاری، تحلیلگر مسائل دانشجویی، از این همه با عنوان «دوران گذار جنبش دانشجویی ایران» نام می برد.
علی افشاری: امسال سال گذار جنبش دانشجویی ایران از یک شکل و فعالیت های قبلی به سمت روش های جدید فعالیت بوده است. با توجه به فضایی که پس از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری سال ۸۸ در کشور به وجود آمد، طبیعی بود که اشکال فعالیت جنبش دانشجویی در ایران نیز دستخوش تغییر شود.
تا پیش از این، این فعالیت ها مبتنی بر فعالیت گروه ها و تشکل های دانشجویی و چهره های شناخته شده دانشجویی بود، که اینها در مجموع موتور محرکه جنبش دانشجویی در ایران بودند و بر این اساس به صورت علنی و تقریبا رسمی یا نیمه رسمی فعالیت می کردند.
اما در سال گذشته ما دیدیم که ادامه این نوع فعالیت ممکن نبود و حاکمیت با هر صدای اعتراض محدودی، دانشجو را از دانشگاه اخراج می کرد، طبیعی بود که در این فضا دیگر نمی شد آن فعالیت ها را ادامه داد.
لذا در مجموع می شود گفت که سال ۸۹ یک دوره جنینی مرحله جدید فعالیت های جنبش دانشجویی بود که به سمت روش غیر رسمی، نیمه علنی و یا فعالیت پوشیده حرکت می کرد.
اما سعید حبیبی، تحلیلگر مسائل دانشجویی ، زاویه دیگری را بر این موضوع باز می کند.
او از بخش هایی می گوید که جنبش دانشجویی در آنها چندان هم موفق عمل نکرد: «من تصور می کنم که در یکسال و نیم اخیر جنبش دانشجویی تنها در بخش تبلیغات و پروپاگاندا، نقش خود را ایفا کرده است.
البته به اعتقاد من این مسئله معلول علل متفاوتی است که در نوع خود، قابل بحث و قابل توجه است. اما در همان بخش نخست هم، تصور می کنم در عرصه سازماندهی نیروهای اجتماعی، با هویت خاص خودش، تاثیر چندانی به جای نگذاشته است.
این البته خلائی است که باید آن را هم در ارتباط با ضعف رهبری این جنبش و هم در ارتباط با ضعف در سازماندهی و امکانات و هم در آشفتگی ها و پریشانی هایی که در فضای گفتمان ایران هست، جستجو و مورد تحلیل قرار داد.»
آقای حبیبی همچنین از ضعف جنبش دانشجویی ایران در نهادسازی می گوید: من بر این باورم که جنبش دانشجویی درارتباط با نهادهایی که مقوم دموکراسی هستند، در طول یکسال و نیم اخیر فعالیت چشمگیری نداشته است.
به عبارت دیگر هم در عرصه تشکل های مدنی، مثل خود تشکل های دانشجویی و هم در ایجاد تشکل های صنفی در عرصه دانشگاه، کاستی هایی وجود داشته و هنوز هم وجود دارد.»
مطالبات دانشجویی
همه اینها، از شدت گرفتن محدودیت ها برای فعالیت های دانشجویی گرفته تا موج گسترده بازداشت و محرومیت از تحصیل، چه اثری بر مطالبات این جنبش باقی گذاشته است؟
آیا جنبش دانشجویی رادیکالتر و سیاسی تر شده و یا بیش و پیش از آن در جستجوی مطالبت دیگری است؟
علی افشاری، فعال پیشین دانشجویی از تحول مطالبات این جنبش می گوید: گر چه نمی شود گفت که مطالبات جدیدی را خلق کرده است، ولی شدت و درجه مطالبات را افزایش داده است.
به هر حال مطالبات جنبش دانشجویی ایران را می شود در دو سرفصل کلی تقسیم بندی کرد، یکی از آنها؛ مطالبات عام و کلانی است که از سوی دانشجویان به عنوان میزان الحراره و بخش پیشرو جامعه مطرح می شود و آنها سعی می کنند از حقوق ملت دفاع کنند.
اما دومین سر فصل نیز، مطالبات صنفی آنان است. در سرفصل نخست، اگر سال ۱۳۸۹ را با سال های پیش از آن مقایسه کنیم، می بینیم که میانگین نحو و درجه رادیکالیزه بودن این مطالبات، افزایش یافته است.
اما در حوزه صنفی با توجه به اینکه محدودیت های اعمال شده از سوی حکومت در دانشگاه روز به روز در حال افزایش است، حجم این مطالبات هم افزوده شده است.
نباید از جنبش دانشجویی انتظار گزاف داشت. دانشگاه همان طور که در عرصه علم و تکنولوژی جایی برای آموزش است، درعرصه فعالیت های سیاسی و مدنی نیز، جایگاه آموزش نظری و تجربی است.
نهادن وظیفه احزاب و رسانه ها بر دوش دانشگاه و یا پذیرفتن این وظایف از سوی فعالین جنبش دانشجویی، انتظار گزافی است که چندان هم نتیجه بخش نخواهد بود.
سعید حبیبی
اما پذیرش نقش سیاسی از سوی جنبش دانشجویی ، موضوعی است که سعید حبیبی، میهمان نوروزی ما، درباره آن ، اما و اگرهایی دارد:
«من معتقدم که نباید از جنبش دانشجویی انتظار گزاف داشت. دانشگاه همان طور که در عرصه علم و تکنولوژی جایی برای آموزش است، درعرصه فعالیت های سیاسی و مدنی نیز، جایگاه آموزش نظری و تجربی است.
نهادن وظیفه احزاب و رسانه ها بر دوش دانشگاه و یا پذیرفتن این وظایف از سوی فعالین جنبش دانشجویی، انتظار گزافی است که چندان هم نتیجه بخش نخواهد بود.»
علی افشاری اما، موضوع نیاز جامعه را پیش می کشد و معتقد است اگر جنبش دانشجویی ، جنبشی سیاسی است، پس ناگزیراست.
علی افشاری: یک توازن و تقارنی بین مطالبات صنفی و گروهی و همچنین فعالیت های سیاسی در جنبش دانشجویی باید برقرار شود.
شاید جنبش دانشجویی در طول دوران فعالیتش ، در برقراری یک پیوند مناسب بین این دو، ناتوان بوده است. اما به لحاظ سیاسی این نیاز جامعه است که دانشجویان را به این سمت و سو می برد.»
چهره ها
جنبش دانشجویی ایران در سال ۱۳۸۹ توانست همچنان چراغ خانه اش را روشن نگاه دارد. اما از دست داده هایی هم داشت. صانع ژاله و حامد نورمحمدی، دو دانشجو که در جریان اعتراض های دانشجویی کشته شدند.
از سعید حبیبی، تحلیلگر مسائل دانشجویی می پرسم تاثیرگذارترین چهره های شاخص جنبش دانشجویی در سال ۱۳۸۹ چه کسانی بودند؟
«دو چهره در این میان خیلی شاخص هستند. خانم بهاره هدایت و آقای مجید توکلی. اینها افرادی هستند که در یکسال و نیم اخیر، علیرغم همه فشارهای وارده و احکام بسیار سنگینی که دریافت کرده اند- آقای مجید توکلی هشت سال و نیم زندان و خانم هدایت ، ۹سال و نیم زندان- کماکان به استقامت و پایداری خودشان ادامه دادند.
خاطرمان هست که در آستانه روز ۱۶ آذرماه ، با پیامی که صادر کردند، یک شوری در سطح فعالیت های این جنبش ایجاد کردند. اما این را هم باید ذکر کنم که از دید من حق آنان در دانشگاه ها ادا نشده است.
از این جهت است که من انتظار دارم وقتی چنین فعالین مقاوم دانشجویی در زندان هستند، حداقل ظاهر دانشگاه ها و فضای کلی آنجا به گونه ای باشد که در و دیوار دانشگاه هم، آزادی این افراد را فریاد کند.»
علی افشاری هم انتخاب هایی دارد: به نظر من می شود کسانی که در دور جدید اعتراضات خیابانی و تحرکات جنبش، شهید شدند را چهره های برجسته این جنبش دانست.
اما دانشجویان زندانی نیز از چهره های شاخص این جنبش به شمار می روند. به خصوص خانم بهاره هدایت، مجید توکلی و آقای میلاد اسدی ، افرادی بودند که در دوره دانشجویی شان هم نماینده طیف گسترده ای از دانشجویان بودند.
از سوی دیگر با مقاومت و از خودگذشتگی خودشان، مقاومت جنبش دانشجویی را نشان دادند و می دانید که یکی از بدترین برخوردها هم با آنان در زندان، چه در دوران بازجویی و چه در دوران تحمل حبس صورت گرفت.»
بسیج دانشجویی
جنبش دانشجویی ایران در سال ۱۳۸۹ هم، مثل سال های پیش از آن، با نهاد سازمان یافته ای به نام بسیج دانشجویی در چالش بود.
بسیج دانشجویی در ۳۶۵ روز گذشته چه نقشی را ایفا کرد و چه اثری بر جنبش دانشجویی ایران گذاشت؟
علی افشاری می گوید که تشکل شبه نظامی بسیج دانشجویی با وجود امکانات گسترده، چندان هم در دانشگاه ها موفق نبوده است.
علی افشاری: بسیج دانشجویی حالت یک تشکل دانشجویی را ندارد و باید آن را جزو یک تشکل شبه نظامی در نظر گرفت. اما طبیعی است که بسیج دانشجویی هم همچون جامعه اسلامی دانشجویان و جریان جعلی موسوم به دفتر تحکیم وحدت که به این عنوان هم بیانیه صادر می کنند، اینها حافظان منافع نظام در داخل دانشگاه ها هستند.
این گروه ها سعی می کنند پیش از اینکه نهادهای امنیتی و نظامی فعال شوند، موازنه قوا را در درون دانشگاه ها به نفع حکومت حفظ کنند. اگر به فعالیت این گروه ها در سال گذشته نگاهی بیاندازیم می بینیم که از این منظر شکست خورده اند.»
چشم انداز پیش رو
از سعید حبیبی، فعال پیشین دانشجویی، اگر بپرسیم، می گوید که چشم انداز پیش روی جنبش دانشجویی ایران با توجه به همه تغییر و تحولات یکسال گذشته، فشار و سرکوب و برخورد بیشتر است و در نتیجه پیامد آن مطالباتی است که رادیکالتر خواهد شد.
سعید حبیبی: از یک طرف به نظرم می رسد که فشار حکومت بر جنبش دانشجویی بیشتر و بیشتر خواهد شد و فعالین دانشجویی که در صف مقدم مبارزه هستند مورد برخورد بیشتر قرار خواهند گرفت.
در این شرایط اگر جنبش دانشجویی به سمت ایجاد نهادهای صنفی که، البته دانشگاهی هم هستند، نرود، احتمالا تبدیل به یک قشر اتمیزه خواهد شد و عملا از نقش آفرینی اجتماعی باز خواهد ماند.
علی افشاری، تحلیلگر دیگری است که چندان امیدی به تغییر وضعیت موجود ندارد و از افزایش چالش میان حاکمیت و فضای دانشجویی می گوید:
«قطعا این فضای سرکوب و برخوردهای پلیسی نمی تواند جنبش دانشجویی را به صفر برساند. و ناتوان از این خواهد بود که جلوی کنش های انتقادی را در دانشگاه ها بگیرد و دانشجویان کماکان به نقادی خودشان ادامه خواهند داد.
اما به دلیل هزینه بسیاری که به آنها تحمیل خواهد شد ، من تصور نمی کنم در کوتاه مدت و در طول سال آینده نیز ما شاهد این باشیم که جنبش دانشجویی به دوران اوج خود بازگردد.
بنابر این همین وضعیت کنونی کماکان ادامه خواهد یافت و چالش مابین حکومت و دانشجویان در دانشگاه ها افزایش خواهد یافت.»
خیلی ها می گویند جنبش دانشجویی ایران از دوران طلایی خود فاصله گرفته است. خیلی ها، وقتی می گویند «دوران اوج»، نگاهشان به سال های پایانی دهه پنجاه است و انقلاب سال ۱۳۵۷.
سال های پایانی دهه ۷۰ هم دوره اوج دیگری است برای جنبش دانشجویی ایران. دوره ای که مشکل بتوان با آخرین سال از دهه ۸۰ خورشیدی مقایسه اش کرد، هر چند که «عصر طلایی» در هیچ زمان، «عصر حاضر» نبوده است. 

smaller text tool iconmedium text tool iconlarger text tool icon

ارسال به شبکه های اجتماعی
Balatarin Donbaleh Facebook Digg Del.icio.us Google Live! TwitThis
 

تريبون ازاد

سایر رسانه ها

  • بی بی سی
  • رادیو فردا
  • رادیو آلمان
  • رادیو آمریکا
  • گاردین
  • فایننشال تایمز