Iran Tribune

صفحه اصلی کودکان٬ نسل آينده کودکان کار در ایران؛ یک میلیون نفر یا بیشتر


کودکان کار در ایران؛ یک میلیون نفر یا بیشتر

پنجشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۸۷ - ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۸ - ۱۹:۴۳

همه ما هر روز در کوچه و خیابان با کودکانی روبرو می شویم که می خواهند کفش واکس بزنند و یا گل، آدامس و فال حافظ بفروشند.کودکانی را هم می بینیم که نان خشک جمع می کنند یا در حال زیر و رو کردن زباله ها برای یافتن وسیله ای برای فروش آنها هستند.کودکانی را هم گاه و بیگاه در اتوبوس های شهری می بینیم که ساز می زنند و آواز می خوانند تا پولی به دست آورند.همه آنان که زیر ۱۸ سال سن دارند و به جای رفتن به مدرسه، بازی با همسن و سالان خود و به قول معروف «کودکی کردن»، ناچار می شوند برای گذران زندگی خودشان و یا کمک به خانواده کار کنند، « کودکان کار» نام دارند.اما این دسته از کارهای مورد اشاره، ظاهرا کارهای تمیزتری به شمار می روند.
هر شب، هر روز و هر ساعت نیز کودکانی مشغول کارند، اما یا در دید مردم نیستند یا مردم چنان غرق گرفتاری های روزمره خود هستند که انگار آنها را نمی بینند. کودکانی که در کارگاه های گوناگون صنعتی و ساختمانی، قالی بافی، آجرپزی و کارهایی از این دست، با ساعت کاری حتی بیش از بزرگترها و با درآمدی بسیار کمتر از آنان به کارهای سخت و طاقت فرسا مشغولند.
البته کودکانی هم هستند که به کارهایی از نوع دیگر وادار می شوند مانند گدایی، جا به جا کردن مواد مخدر در پارک ها و پیاده روها و کودکانی که ناگزیر به تن فروشی می شوند.
در ارتباط با همین مورد اخیر، رییس سازمان بهزیستی استان تهران گفته که سن تن فروشی در ایران به ۱۵ سال رسیده است. او سن ۸۰ درصد زنان خیابانی را بین ۱۵ تا ۲۴ سال اعلام کرد.پریسا کاکایی، روانشناس و فعال اجتماعی در حوزه مسائل زنان و کودکان در تهران، در پاسخ به این پرسش «رادیو فردا» که « کودک کار یعنی چه و کودکان کار به چه کسانی گفته می شود»، گفت : «کودک کار، کودکی است که اگر مجبور نباشد خرج خانواده را تامین کند حداقل مجبور است خرج خود را در خانواده تامین کند. این امر می تواند در خانواده ای باشد که به دلیل فقر مالی هر کس مجبور است هزینه های خود را به دست آورد یا هر کس علاوه بر هزینه خود به خانواده هم کمک کند.»
وی افزود: «این کار می تواند گل فروشی، کبریت فروشی، خیاطی، مکانیکی، حمل و نقل، گشتن در زباله ها، خود فروشی، باربری، فال فروشی، سیگار فروشی و کارهای ساختمانی باشد و حتی گدایی بخشی از کار این کودکان است.»
« چون کوچک هستم، به من زور می گوید»
در جامعه ایرانی، قدیم ترها کودکان را از سن بسیار پایین پی کار می فرستادند تا هم به قول معروف آن روزها هنری یاد بگیرند و هم کمک خرج خانواده باشند. در روستاها و در میان عشایر هنوز هم دختران و پسران کوچک پا به پای خانواده کار می کنند. بنابراین ممکن است از خودمان بپرسیم این حرف ها یعنی چه؟ چرا کودک نباید کار کند؟
پریسا کاکایی به این پرسش پاسخ داد: «آن چه در بحث کودکان کار مهم است، این مسئله است که کار تا چه حد مانع تحصیل، بازی ها و کودکی کردن کودک می شود. تمام اتفاقاتی که رخ می دهد در این جهت است که کودک کودکی نمی کند، مدرسه نمی رود و از تمام امکاناتی که یک کودک به طور طبیعی باید در این سنین داشته باشد، محروم است.»
کتک خوردن از صاحب کار و دریافت نکردن تمام یا بخشی از دستمزد از جمله مسائل عادی است که کودکان کار با آن روبرو هستند.یکی از کودکان کار، خود، بر همان نکته هایی انگشت گذاشت که فعالان اجتماعی پشتیبان حقوق کودکان به آن اشاره می کنند.این کودک کار در یکی از گردهمایی هایی که یک تشکل غیر دولتی حامی کودکان کار برگزار کرده بود، گفت: «خیلی از بچه ها کار می کنند. خیلی سختی کشیدیم. صاحب کار کتک مان زده و پول مان را نداده یا نصفه نیمه داده است. این کار درستی نیست. چون من کوچک هستم به من زور می گوید، ولی اگر بزرگ بودم، نمی توانست این حرف را بزند.»
کتک خوردن و یا دریافت نکردن دستمزد همه ماجرا نیست.

اتفاقاتی که در روزگار ما در کمین کودکان کار است، تنها از نوع سختی کشیدن های «کودکان کار» در روزگار گذشته نیست، بلکه امروز در شهرهای بزرگ و دور از چشم خانواده ها و دولت، برای کودک و نوجوانی که به ناگزیر تن به کار می دهد، کار تمیز یا کار کثیف، هر اتفاقی ممکن است بیفتد.پریسا کاکایی، روانشناس و فعال اجتماعی در این رابطه گفت: «نه تنها هیچ نظارتی وجود ندارد بلکه انواع سوء استفاده های جنسی، جسمی و مادی در کنار کار نسبت به این کودکان انجام می شود. از خشونت و ضرب و شتمی که توسط صاحب کار اعمال می شود تا تکدی گری، سوء استفاده های جنسی و مسائل دیگری از این قبیل.»
دولت، جامعه یا خانواده

در برابر این کودکان و آسیب هایی که بر آنان وارد می شود و محرومیت هایی که در حقشان روا می دارند، کدام بخش از جامعه مسئول است؟ دولت، جامعه یا خانواده و شاید هر سه.
جامعه شناسان و فعالان حقوق کودک، هر سه بخش را مسئول می دانند.برخی از آمارها، شمار کودکان کار خیابانی در ایران را تا یک میلیون نفر برآورد می کنند، اما با در نظر گرفتن کودکانی که در کارگاه ها یا روستاها مشغول به کارند، این آمار از این تعداد بسیار فراتر می رود.در ایران و بر اساس قانون کار، به کارگیری کودکان زیر ۱۵ سال ممنوع است. اما کار کسانی که بین ۱۵ تا ۱۸ سال سن دارند و قانون آنها را نوجوان می شناسد، مجاز است. به شرط آن که یک ساعت کمتر از کارگران معمولی کار کنند و در کارهای سخت و زیان آور به کار گماشته نشوند و سالی یک بار از آنان آزمایش های پزشکی به عمل آید.
اما آیا در همین حد و حدود هم قانون رعایت می شود؟
یکی از کسانی که قانون او را نوجوان می شناسد، اما بر اساس تعریف های پذیرفته شده جهانی «کودک کار» به شمار می آید، درباره سختی و ساعت کارش گفته است. او در گردهمایی یکی از تشکل های غیر دولتی پشتیبان حقوق کودکان کار سخن گفت: «کارم کفاشی است که کار خیلی مشکلی است. به خصوص از قسمت چکش زنی خیلی بدم می آید چون ناخن هایم زیر چکش له می شوند. به ما زور می گویند و حقوق ما کمتر از کارگران دیگر است درحالی که ساعت کاری ما بیشتر است. کارگر معمولی هشت ساعت کار می کند ولی ما باید ۱۲ ساعت کار کنیم.»پریسا کاکایی، با مسئول دانستن دولت، جامعه و خانواده ها در برابر کودکان کار گفت: «ما هم از نظر قانونی ضعف داریم و هم توسعه منابع انسانی نداریم. به خانواده هایی که این کودکان را به دنیا می آورند، آموخته نشده است که تعداد بچه ها چگونه باید کنترل شود و اگر بچه ای به دنیا آمده است، چه مسئولیتی در قبال او دارند.»
وی افزود: «مسئله مهم این است که ما فقط بعد توسعه اقتصادی را در نظر می گیریم بدون آن که به توسعه منابع انسانی فکر کنیم. یعنی خانواده های اقشار پایین جامعه به مسئولیت های خود در قبال کودکان توجه ندارند و آنها را به عنوان نیروی کار به دنیا می آورند تا یک گوشه زندگی را بگیرند.»خانم کاکایی  در این ارتباط اشاره کرد که این مسئله در عشایر هم وجود دارد که به کودک به عنوان نیروی کار نگاه می کنند.برخی از آمارها، شمار کودکان کار خیابانی در ایران را تا یک میلیون نفر برآورد می کنند، اما با در نظر گرفتن کودکانی که در کارگاه ها یا روستاها مشغول به کارند، این آمار از این تعداد بسیار فراتر می رود.
علاوه بر کودکان ایرانی، کودکان مهاجر کشور افغانستان هم در ایران به کار می پردازند و  دچار همان آسیب هایی می شوند که کودکان ایرانی با آنها روبرو هستند.
یک کودک افغان در تهران، که به کار جمع آوری و فروختن زباله مشغول است، در گفت و گو با رادیو فردا زندگی اش را این گونه توضیح داد: « ۱۴ ساله هستم. درس نمی خوانم و از صبح تا شب آشغال جمع می کنم. پدر و مادرم در افغانستان هستند و با برادرم اینجا زندگی می کنم. این آشغال ها را به کارخانه ها می فروشم که با آن پلاستیک سیاه تولید می کنند. در ماه سیصد هزار تومان در می آورم.»
او گفت که به جای کار کردن دوست داشت درس بخواند.
برای حمایت از کودکان کار در ایران، چند تشکل غیر دولتی با امکانات اندکی که از میان مردم جمع آوری می کنند، برخی اقدامات حمایتی را مانند تشکیل کارگاه های آموزشی برای این کودکان و خانواده هایشان و تامین هزینه تحصیل بخش کوچکی از کودکان کار را انجام می دهند، اما به گفته فعالان این عرصه، این تلاش ها کافی نیست.
یکی از فعالان تشکل های غیر دولتی حامی کودکان کار، در یک گردهمایی که به دعوت همین تشکل برگزار شده بود، بزرگترها را برای پشتیبانی از این کودکان فرا خواند و  گفت: «آن چه در سطح دنیا سنت است، این است که نتیجه مبارزات آدم بزرگ ها لغو کار و احقاق حقوق کودک بوده است. جمله معروفی وجود دارد که شاید کهنه و نخ نما شده باشد؛ این که حق گرفتنی است، ولی برای کودکان دادنی است.»در این حال، به جز فعالان حوزه حقوق کودک، برخی از شاعران، داستان نویسان و فیلم سازان کوشیده اند تا جامعه را با مسئله ای به نام «کودکان کار» آشنا کنند تا شاید از این راه کمکی به حل مسئله «کودکان کار» در ایران کرده باشند.

smaller text tool iconmedium text tool iconlarger text tool icon

ارسال به شبکه های اجتماعی
Balatarin Donbaleh Facebook Digg Del.icio.us Google Live! TwitThis
 

تريبون ازاد

سایر رسانه ها

  • بی بی سی
  • رادیو فردا
  • رادیو آلمان
  • رادیو آمریکا
  • گاردین
  • فایننشال تایمز