نگاه کودکان سوال داشت، سوال از فقر، از هزاران سوال بیپاسخ اما باز نگاه کنجاوشان را به افرادی دوختند که قرار بود گوش شنوایی برای گوشهای از ناگفتههایشان باشد/هوشنگ مردایکرمانی میهمان ویژه مراسم بود. کاش دستگاههای اجرایی و متولیان امر کودکان قبل از اجرای برخی طرحهای کارشناسی نشده و بی سرانجام مانند جمعآوری فلهای کودکان کار و یا در پیش گرفتن سیاستهای خنثی نسبت به نانآوران کوچک، از زندگی روزمره و معضلات آنها از نزدیک آشنا میشده و گفتوگویی هرچند مختصر با کودکان کار انجام میدادند تا شاید تلنگری باشد برای موشکافی مشکلاتی از جنس فقر و نداری.
به گزارش خبرنگار اجتماعی ایلنا، نشست ماهانه انجمن حمایت از حقوق کودکان اینبار به گونهای متفاوت با سایر نشستهایش برگزار شد.
این انجمن با دعوت از دختر و پسرهای قد و نیمقد کار، پیام بزرگی به سایر مسوولان داد! و با این اقدام از هفته کار یک خسته نباشید جاندار برای کودکان کار به ارمغان آورد.
۱۵ کودک و نوجوان قد و نیمقد با چنان شورو نشاطی در این مراسم حاضر شدند گویا قرار است مقابل یک پرده بزرگ تئاتر یا سینما قرار بگیرند.
نگاه کودکان سوال داشت، سوال از فقر، از بیعنایتی مسوولان، از هزاران سوال بیپاسخ اما باز نگاه کنجاوشان را به افرادی دوختند که قرار بود گوش شنوایی برای گوشهای از ناگفتههایشان باشد.
جلسه به کودکان کار اختصاص داشت و تمام تلاش اعضای انجمن این بود که آنها صاحب اصلی مراسم باشند!
بماند که شغل مادرم چیست !
شاید با دعوت از بچههای کار برای حضور در میزگرد سخنرانی، قالب کلیشهای نحوه برگزاری تمام مراسم و مناسبتها شکسته شد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، زهرا ۱۵ ساله که از همه خجالتیتر بود همانطور که با بند کیفش بازی میکرد گفت: پول رفت و آمد به مدرسه و خرج کتابهایم را از طریق کار در یک کارگاه خانگی در میآورم و بعد از مدرسه هم تمام کارهای خانه مثل ظرفشویی، نظافت خانه و سایر کارها را نیز برعهده دارم.
زهرا دختربچه سربه زیر که کمی هول شده ادامه میدهد: مادرم هم کار میکند و من مسوولیت مادرم را در خانه انجام میدهم.
او تمایلی نداشت که به سوال مجید بیخیله (عضو هیاتمدیره انجمن) که از شغل مادرش پرسید جواب دهد و تنها به این جمله که «بماند» اکتفا کرده و صورت سرخ از خجالتش را به زیر انداخت و سکوت کرد.
مسئولان با فراموشی کودکی خود به ما ظلم میکنند
ثریا ۱۷ ساله که سرشار از نگفتهها است و با علامت سوالهای زیادی گفتههایش را آغاز میکند میگوید: مسوولانی که کودکان کار را نادیده میگیرند کودکی و نیازهای خودشان را از یاد بردند و نمیدانند که حق مسلم ما دستیابی به رفاه و آموزش بدون بهره است.
ثریا که صدایش را صاف میکند تا شاید منظورش را واضحتر رسانده و طنین صدایش اثرگذار شود ادامه میدهد: تنها علت کار ما کودکان برطرف کردن نیاز خانوادههایمان نیست، علت بزرگتری هم مانند نادیده گرفتن مسوولین نسبت به ریشههای فقر نیز وجود دارد. او به دنیای کودکان مانند خودش اشاره میکند: «دنیای ما دنیای کار نیست، دنیای ما دنیای صلح و آرامش است؛ اما این دنیا را از ما میگیرند.»
ثریا میخواهد تا حق خوب زیستن و آموزش از کودکان گرفته نشود و ادامه می دهد : فقط در مورد ایران صحبت نمیکنم ،روی حرفم ،تمام کودکان کار ایرانی یا غیر ایرانی است که شرایط سختی را تحمل میکنند.
او با مخاطب قرار دادن مسوولانی که به طور حتم جایشان نهتنها در این مراسم بلکه در بسیاری از مراسم اینچنینی خالی است، سوالات پیدرپی خود را مطرح میکند: «چرا کودکان کار از صحنه زندگی آدمها حذف میشوند و چرا دولت احوالی از کودکان و خانوادههای دروازهغار، مولوی، شوش و... که شرایط سختی را تحمل میکنند، نمیپرسد؟ در حالی که وزارتخانهها و سازمان بهزیستی با بیعنایتی به امثال ما غفلت کرده و گوش شنوایی برای دردهای ما ندارند.»
ثریا که دیگر با وجود شیطنتهای درگوشی دوستانش لبخند نمیزند و جدیتر شده میگوید: فشار مسائل اجتماعی و عدم حمایت نهادهای متولی از خانوادههای نیازمند، باعث کم ارزش شدن برخی مسائل در خانوادهها شده است به طوری که خانوادهها علیرغم مطلع شدن از معضلات خارج از منزل، کودکان خود را نسبت به کار و نانآوری مکلف یا مجبور میکنند.
خدا را شکر که انجمنها هستند!
انسیه دختربچه کم سن و سال با صدای پرنشاط اما غمناک خود حرف میزند و گله دارد.
او از ۷ سالگی همراه با خانواده خود از افغانستان به پاکستان مهاجرت کرده و مجدد پس از ۶ سال به ایران آمده و با وجود مقاومت خانواده نیز آغاز به کار کرده است.
انسیه به غیرت پدرش برای کار کردن و مخالفتها اشاره میکند و لبخندزنان میگوید: با وجود مخالفتها هم کار کردم و هم درس خواندم، هر اتفاقی هم که بیفتد هرگز درس را رها نمیکنم چون میدانم با درس به هدفم میرسم.
لبخند انسیه روی لب میماسد و با بغض میگوید: خدا را شکر، تعدادی از انجمنها و مردم به فکر کودکانکار و خیابانی هستند و NGOتشکیل دادند وگرنه تا به امروز تکلیف امثال من معلوم نبود!
کودکان کار، ایرانی یا غیرایرانی همچنان نانآورند
عنایت کودک کار دیگری است که از دولت ایران سوال دارد. «چرا افغانیها نمیتوانند در مدارس ایران درس بخوانند و دغدغه دارند؟ مگر درس خواندن چه کار بدی است که جلوی آن را میگیرند؟» عنایت به دلیل برخی سنگاندازیها هنوز دوم راهنمایی است و از اینکه حتی کتاب مدرسهاش را جلوی هم سن و سالانش به دست بگیرد خجالت میکشد.
او اگرچه تسلط خوبی بر حرفهایش دارد اما از اضطراب شدید شکایت میکند و میگوید: کودکان کار چه ایرانی باشند و چه غیرایرانی، نانآور خانواده هستند و نیاز به توجه بیشتری دارند.
گل میفروشم اما فحش میشنوم
سجاد از ۷ سالگی شروع به کار کرده، پدرش جانباز شیمیایی ۳۵ درصد بوده و مادرش هم مریض است، دو برادر کوچکتر دارد و زندگی آنها را هم با نان مختصر خود میچرخاند.
او بنیان مشکلات خود و سایر کودکان را فقر خانواده میداند و میگوید: «شهرداری، کلانتری، بهزیستی و سایر سازمانهایی که نامشان را در روزنامهها خواندم به جای از بین بردن فقر، جلوی کار ما را میگیرند و حتی شهرداری اغلب رفتارهای خشن را در برابر ما در پیش میگیرد.»
به گفته سجاد وقتی ۹ ساله بودم بارها مورد آزار شهرداری قرار گرفتم و تجربههای بدی دارم
سجاد ادامه میدهد گاهی تعجب میکنم که چرا وقتی از رهگذرها میخواهم تا چند شاخه گل بخرند به من ناسزا میگویند در صورتی که من تنها گلرز، مریم یا نرگس برای فروش دارم نه چیز دیگری!
اسد ۱۷ سال دارد و از ۷ سالگی شروع به کار کرده و از اینکه فرصت کافی برای رسیدگی به درسهایش ندارد افسوس میخورد و نگران افت درسهایش است.
انجمن حمایت از حقوق کودکان یک مهمان ویژه هم برای کودکان داشت، هوشنگ مرادی کرمانی ،نویسنده کودک و نوجوان و صاحب کتابهای قصههای مجید ،بچههای قالیباف، داستانهای آن خمره و ... که قهرمانهای همیشگی داستانهایش کودکان کار و افراد فرو دست جامعه بوده ، ضمن ابراز همدردی با کودکان از خاطرات دوران کودکی خود گفت و به روزهایی اشاره کرد که با وجود بیماریهای پدر، کتابفروشی، نانوایی و نوشابهفروشی میکرد تا زندگی کند! او به موقعیت خاص کار اشاره کرد و به آنها گفت: همتی در شما کودکان است که در سایرین نیست.
جای خالی شمع در شب شعر کودکان کار
تعدادی از کودکان یکی از شعرهایش را همراه خود آورده بودند و هر کدام با لحن خاصی شعرهایی را که خودشان سروده بودند تقدیم کردند و اغلب نیز طنین صدای یکی از آنها با بغض همراه شد، بغضی که شاید جای خالی یک شمع روشن را خالی میکرد!
روزی موسس یک انجمن کودک میشوم
شنیدن آرزوهای پررمز و راز کودکان کار تمام گوشها را تیز کرده بود و اشتیاق شنیدن از وجنات هر یک از حاضران مشخص بود.
انسیه دختر پراحساس افغانی دوست دارد موسیقی یاد بگیرد اما چون احساس میکند درآمد خوبی ندارد، چندان به این آرزویش امیدوار نیست!
ثریا که حرفهای زیادی را هنوز نگفته است میخواهد تا مدرک فوق لیسانس درس بخواند و روزی هم یک انجمن حمایتی برای کودکان تاسیس کند؛ انجمنی که بنا به گفتهاش میخواهد از تمام آدمها سوال کند که چقدر به حقوق کودکان اهمیت میدهند؟
سجاد آرزو دارد لولهکش شود و یا در یکی از مراکز فنی و حرفهای فوت و فنی یاد بگیرد.
سخن گفتن از آرزوها تنها دلخوشی کودکان کار برای زندگی است و چشمان هر یک از آنها برای گفتن از آرزوها مشتاقتر به نظر میرسد.
سکوت یا افسوس؟
انجمن حمایت از حقوق کودکان برای تکریم زحمات کودکانی که شاید از کار و در آوردن لقمهای نان پر زحمت زده باشند و خود را به این مراسم رسانده بودند، هدیهای به کودکان تقدیم و هفته کارگر را به پرخاطرهترین روز تبدیل کرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، علیاکبر اسماعیلپور فعال حقوق کودک نیز سهم خود را برای سخنرانی و پرداختن به مسائل مربوط به کودکان کار را به درد و دلهای نانآوران کوچک تقدیم کرد و همراه با سایر اعضای انجمن حمایت از حقوق کودکان، برای شنیدن تجربیاتشان سکوت کرد؛ سکوتی که شاید توام با افسوس بود!
هنوز آماری از کودکان شاغل در دست نیست
علی اکبر اسماعیلپور عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان در گفتوگو با خبرنگار ایلنا به مسایل مربوط به کودکان کار پرداخته و نگاهی دوباره به این معضل انداخت.
او انواع اشتغال کودکان را به دو دسته پنهان و آشکار تقسیم کرد و گفت: کار در خیابان ها و کارگاه های روباز نظیر مکانیکیها ، کارواش ، باربریها ، کورهپزخانهها ، مزارع و... از مصادیق اشتغال آشکار کودکان کار بوده و کار در کارگاههای پنهان و زیرزمینی، کار در کارگاههای خانگی و اشتغال جنسی کودکان جزیی از اقسام پنهان اشتغال کودک محسوب میشود ، در حالی که متاسفانه کشور ما تنها به بخش کوچکی از این تقسیمبندی یعنی کودکان خیابان و آنهم به شکل ناقص پرداخته است .
اسماعیلپور در ادامه در توضیح قوانین حمایتی موجود یاد آور شد: مطابق با ماده ۳۲ پیمان نامه جهانی حقوق کودک ، دولتها باید حق کودک را در برخورداری از حمایت در برابر استثمار اقتصادی و کار کودکان که مانع یا مزاحم آموزش آنان است ویا به بهداشت و تحول اجتماعی ، اخلاقی ، فیزیکی ، روحی و ذهنی کودکان آسیب میرساند ، به رسمیت بشناسند و در ماده ۷۹ قانون کار جمهوری اسلامی ایران نیز آمده : کار کودکان زیر ۱۵ سال ممنوع بوده و برابر قوانین با متخلفین برخورد میشود.
عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان ادامه داد: مطابق با مقاوله نامه شماره ۱۸۲ سازمان جهانی کار ، که به شناسایی و محو بدترین اقسام اشتغال کودکان اختصاص دارد و جمهوری اسلامی ایران با امضای این مقاوله نامه در سال ۱۳۸۰ متعهد به اجرای مفاد آن شده است ، در حالی که مسئولین وزارت کار هر ساله از روند مثبت اجرای این مقاوله نامه به اجلاس جهانی کار گزارش میدهند هنوز هیچگونه آماری از کودکان شاغل در دست نیست و هیچ کدام از آمار های غیر رسمی نیز به تایید مسئولین و متولیان امور نرسیده است .
اما و اگرهای ستاد ساماندهی کودکان خیابانی!
اسماعیل پور در مورد وجود قوانین متناقضی که در نقطه مقابل قوانین حمایتی قرار دارد خاطر نشان کرد: بر اساس مصوبه مجلس ششم ، کار گاههای زیر ۱۰ نفر از شمول قانون کار خارج است ،این در حالی است که اغلب کودکان در کار گاههای زیر ۱۰ نفر کار میکنند و در عمل اجرای هر گونه قوانین مربوط به ممنوعیت اشتغال کودکان مضحک به نظر می رسد .
او افزود: مطابق با ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی ،پدر و یا جد پدری در صورت ارتکاب به قتل فرزند قصاص نمیشوند که بر این اساس پدر خانواده هر چند صلاحیت نگهداری از فرزند را نداشته و معتاد هم باشد می تواند کودک معصوم را به اشتغال مجبور کرده و از دسترنج فرزندش بهره ببرد و از طرفی در کشور ما کودک در تعاریف حقوقی صغیر محسوب شده و نمیتواند برای شکایت به مراجع قضایی مراجعه کند.
عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان با اعلام اینکه نقش انجمن حمایت از حقوق کودکان به عنوان نهاد مردمی پیشگام مبارزه با اشتغال کودکان در خور ستایش است یاد آور شد: تداوم فعالیت های انجمن از سال ۱۳۷۶ درروستاهای جنوب خراسان و پس از آن شروع فعالیت انجمن از سال ۱۳۷۹ در دروازه غار تهران و سپس ناصر خسرو با هدف توانمند سازی کودکان در وضعیت دشوار که به گزارش های متعدد رسانهای از فعالیتهای انجمن و نیز برجسته سازی معضل اشتغال کودکان منجر شد ، افکار عمومی را به این پدیده حساس کرد.
به گفته او این فشارها به حدی بوده که دولتمردان را مجبور به واکنش و چاره جویی کرد به طوریکه در سال ۱۳۸۰ ستاد ساماندهی دروازه غار تهران با حضور ۱۵ نهاد دولتی شکل گرفته و از بطن این جمعیت دولتی ، ستاد ساماندهی کودکان خیابانی شکل گرفت و نام ستاد ساماندهی کودکان کار خیابانی را به خود اختصاص داد .
تکرار چرخه معیوب ساماندهی کودکان خیابانی
این فعال حقوق کودکان با اشاره به قدمت ۹ ساله ساماندهی کودکان خیابانی تاکید کرد: تنها اقدام این ستاد به گشت مامورین شهرداری و یابهزیستی به همراه نیروی انتظامی در داخل شهر و یا ترمینالها ، دستگیری کودکان شاغل در خیابان و انتقال آنها به داخل یک مینی بوس ، انتقال به مراکز نگهداری و حتی در برخی موارد کانون های اصلاح و تربیت و تشکیل پرونده قضایی برای کودکان، تشکیل پرونده برای کودکان و تکمیل فرمهای آماری و استحمام کودکان و نگهداری کودکان حداقل برای مدت ۱ ماه ، خلاصه شده و بعد از آن نیز به دنبال آزادی کودکان، مجدد شاهد تکرار چرخه معیوب این گونه ساماندهی هستیم، به طوریکه این چرخه معیوب در کشور ما سالهای سال به طور متوالی تکرار می شود و نام آن هم به " ساماندهی کودکان خیابانی " معروف شده است!
به اعتقاد عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان، پرداختن صرف به کودکان خیابانی تلاش برای فراموشی وضعیت دهشتناک هزاران کودک شاغل در کارگاههای زیرزمینی است؛ فراموشی تلاش مشقت بار کودکانی که عمرشان در پای دار قالی تباه میشود، فراموشی وضعیت اسفبار کودکان کوره پزخانهها است و از آنجایی که کودکان معصوم تقریبا در کارگاههای مختلف بطور پنهانی به کار اشتغال دارند نه تنها افکار عمومی حساسیت خاصی به حضور آنان ندارد بلکه متولیان امور هم با وجود آگاهی کامل از حضور پر تعداد این کودکان ، چنین وانمود می کنند که از حضور آنان اطلاعی ندارند .
ضعف نهادها ی بینالمللی کارگری
اسماعیل پور به خبرنگار ایلنا یاد آور شد: کودکان خیابانی در معرض دید هستند، کودکان خیابانی احساسات رهگذران را جریحه دار میکنند و البته به زعم مسوولان این کودکان چهره شهر ها را زشت ساختهاند و در واقع همان نگاه زیباسازی و مبلمان شهری به یک پدیده اجتماعی همچنان حکم فرما است به طوریکه فرماندار کرمان شانزدهم فروردین سال جاری طی اظهاراتی ،متکدیان و کودکان خیابانی را ریشه بیماریهای واگیردار ،نازیبا شدن چهره شهر و حتی افزایش سرقت های خیابانی دانسته بود.
عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان در ادامه به دلایل نادیده گرفته شدن کارگروهی کودکان اشاره کرد و گفت: در معرض دید نبودن و دشواری برای دسترسی به آنها ، خارج بودن کارگاه ه های زیر ۱۰ نفر از شمول قانون کار ، ضعف نهاد ها بین المللی کارگری در گزارش گیری از کشور ها از دلایل اصلی این غفلت ها است به طوریکه علی رغم آنکه گزارش های سالانه ای که در خصوص اجرای مقاوله نامههای کارگری و از جمله مقاولهنامه ۱۸۲ به سازمان جهانی کار ارسال میشود نادرست بوده و منطبق بر واقعیات نیست اما این مساله از سوی این سازمان بینالمللی پیگیری نمیشود .
سودهای نجومی به دنبال بهرهکشی از جثه نحیف دخترکان قالیباف
اسماعیل پور افزود: حمایت سرمایه داران و دلالان بین المللی از بهره کشی از نیروی کار ارزان کودکان، همچون سابقه خردسالان دختر در کارگاههای قالیبافی که قدمت بیش از یک قرن دارند اما هیچگاه مشقات این نوع اشتغال برای خردسالان تولید کننده فرش پیگیری نشده است و این معضلات از نمونههای آشکار چنین استثماری است . چرا که تجاری که از دسترنج جثه نحیف دخترکان قالیباف به سودهای نجومی می رسند بدشان نمی آید در کشور هایی مثل ایران که امکان بهره کشی هم آسان است ، این بهرهکشی همچنان پنهان بماند .
به اعتقاد این فعال حقوق کودکان برجسته سازی اشتغال خیابانی در مقابل دهها نوع اشتغال پنهان در کارگاههای زیر زمینی و خانگی و... میتواند مرتبط با عملکرد دلالان و سود اندوزانی باشد که خواهان پنهان ماندن بسیاری از اقسام اشتغال کودکان هستند ؛ وگرنه غافل ماندن از هزاران کودک شاغل ، با وجود پذیرش پیماننامه و مقاولهنامههای متعدد حمایتی هیچگونه توجیهی نمیتواند داشته باشد .
بهزیستی در برابر کودکان کار خنثی است
او با پرداختن به دلایل حضور کمرنگ NGO ها در کارگاههایی که به حقوق کودکان تجاوز می شود تصریح کرد: سازمانهای غیر دولتی می توانستند عامل موٍثری برای اجرای مقاوله نامه های بین المللی در حوزه اشتغال کودکان باشند و یا حد اقل گزارشهای نا درست را پیگیری کنند؛ این درحالی است که سازمان های غیر دولتی واقعی در برنامه ریزی استراتژیک ضعف های عمده دارند و از انجایی که روش دموکراتیک را در اداره تشکل در پیش گرفته اند مشکلات ساختاری آزارشان میدهد و از طرف دیگر به دلیل متکی نبودن به در آمد ثابت و مشخص برای پیشبرد هدفهای خود و نیز عدم اتکا مالی به دولت و تلاش برای مستقل ماندن عملا به مجموعه های اجرایی صرف بدل شده اند؛ که این مساله زنگ خطر و هشداری جدی برای این تشکل ها است .
اسماعیلپور با اعلام اینکه سازمانی نظیر بهزیستی انتقادی از وضعیت کودکان شاغل ندارد ادامه داد : در مقابل سازمانهای غیر واقعی برای تامین در آمد دنباله رو دولت شدهاند ، سیاستهای غلط دولتیها را با جان و دل می پذیرند ، به پیمان کار سازمانهایی نظیر بهزیستی بدل شده اند ؛ و در آمد خوبی هم دارند و اگر برنامه هایشان را دنبال کنید راضی اند به رضای خدا و انتقادی از وضعیت کودکان شاغل ندارند .
مصاحبههای بیربط ونادرست در ارتباط با کودکان کار
عضو انجمن حمایت از حقوق کودک درمورد عملکرد مبهم دولت در ساماندهی کودکان خیابانی و مبهم بودن گروه هدف با بیان اینکه اولین قدم در اجرای پروژه های مختلف اجتماعی در این طرح مبهم است تاکید کرد: برخی در مصاحبه ها اعلام کردند که ۹۰ درصد کودکان افاغنه هستند مابقی ایرانی ، برخی ها تعداد ایرانی ها را بیشتر اعلام کردند ، اساس این طرح برای کودکانی است که سرپناه ندارند اما می بینیم که در فاصله کوتاهی پس از دستگیری کودکان خانواده برای آزادی فرزندشان پیشقدم می شوند .
اسماعیل پور ادامه دا: در تحقیقات مختلف اثبات شده است که تا سقف ۱۰ درصد از کودکان خیابانی ممکن است رابطه شان با خانواده گسسته باشد ، یعنی طرح ساماندهی عملا برای کودکانی اجرا می شود که شاید اصلا وجود خارجی نداشته و یا خیلی کمرنگ باشد؛ در ایران پدیده گسست از خانواده یا کودکان بی سرپرست بسیار کمتر از کشوری مثل هند است .
به گفته این عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان ، خروجی این طرح هیچگاه گزارش نشده و اعداد و ارقام متناقض است و اگر چرخه معیوبی که قبلا ذکر شد را به عنوان ساماندهی کودکان خیابانی بپذیریم هیچگونه گزارش جامعی حتی در این زمینه وجود ندارد ؛ حتی هرگز گزارش مالی دقیق و شرح هزینه هایی که انجام شد مشخص نشده و حتی بودجه اختصاصی سالیانه برای طرح ساماندهی نیز مبهم است .
بهزیستی و شهرداری در قامت ساماندهی کودکان کار نمیگنجند
اسماعیل پور گفت: اگر بپذیریم که سازمان بهزیستی متولی این طرح است ، با توجه به حضور پر شمار کودکان خیابانی در سطح شهر های بزرگ و کوچک به تنهایی گویای شکست انواع و اقسام طرح های ساماندهی دارد و این سازمان باید شجاعانه این شکست را پذیرفته و بر ادامه این چرخه معیوب اصرار نکند.
او با جمع بندی نظرات کارشناسی خود اضافه کرد: سازمان بهزیستی و یا شهرداری در قامت ساماندهی و یا توانمند سازی کودکان کار نمی گنجند ؛ مسئول مستقیم مسائل اجتماعی این چنینی ” دولت جمهوری اسلامی ایران ” است و افزایش و یا کاهش تعداد این کودکان و تغییر وضعیت آنها به سیاستگذاری های کلان در عرصه اقتصادی و سیاسی و نحوه اتخاذ سیاست های اجتماعی و فرهنگی بستگی دارد .
ایلنا از میزگرد کودکانکار در انجمن حمایت از حقوق کودک گزارش میدهد








