Iran Tribune

صفحه اصلی کودکان٬ نسل آينده کودکانی که کودکی‌شان در آتش سوخت


کودکانی که کودکی‌شان در آتش سوخت

چهارشنبه, ۱۸ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹ دسامبر ۲۰۰۹ - ۰۷:۵۳

altآنها تنها صورت و دست و پای خود را از دست نداده‌اند، آنچه از دست داده‌اند بسیار دست‌ نیافتنی‌تر از سوختگی‌های جسمی است که شاید با چندین و چند عمل به جایی برسد، کودکی سوخته، روح سوخته آنها را هیچ‌کس نمی‌تواند برگرداند. کودکی‌های هشت کودک، هشت ساله روستای درود‌زن (استان فارس) ۱۴ آذر ماه ۸۵ در آتش سوخت، آنقدر که دیگر نایی نمانده برای دویدن و بازی کردن، روزهایشان در کلاس درسی خصوصی می‌گذرد و تعطیلات را در اتاق عمل بیمارستان‌های دولتی سپری می‌کنند.
شب‌ها خواب می‌بینند که چطور چراغ علاءالدین کلاس به زمین افتاد وقتی کیف دوست کوچکشان به آن خورد، صبح بود، می‌خواستند یک روز خوب را شروع کنند، همه می‌خندیدند؛ وقتی چراغ افتاد چقدر ترسیدند، به طرف در کلاس دویدند، در بسته شده بود، دری که از داخل کلاس دستگیره‌ای ندارد بسته شده بود. پنجره‌ها‌‌ ، وای که پنجره‌ها حفاظ نرده‌ای دارد که مبادا توپ به آن بخورد و شیشه صورت بچه‌ها را زخم کند حالا اما آتش در این قفس بی‌ در صورت آنها را، دست‌های آنها را وجود آنها را می‌سوزاند. شعله‌های آتش را می‌بینند که دیگر تمام کلاس‌ را فرا گرفته، دیگر نمی‌خندند گریه می‌کنند و جیغ می‌کشند و در گوشه‌ای منتظر نجات می‌سوزند ، از خواب می‌پرند سه سال گذشته است بدن سوخته خود را می‌بینند میان رختخواب و دستی که دیگر نیست.
سه سال گذشته است و هشت کودک سوخته که حالا یازده ساله‌اند ، دست و پا می‌زنند در هشت سالگی‌شان، سه سال گذشته است و پدر و مادرهای آنها دست و پا می‌زنند بین آموزش و پرورش و بیمارستان و مشکلاتی بیش از مشکلات همیشگی پدرها و مادرها.
سه سال گذشته است مدرسه‌ شهید رحیمی درودزن (مدرسه‌ای که آتش گرفت) هنوز پابرجاست و در کنار آن خیرین مدرسه شهید دشتی زارع را ساخته‌اند. مدرسه‌ای که قرار بود اسم این کودکان به آن گذاشته شود اما آموزش و پرورش اجازه نداد.مدرسه‌که ورود به آن برای خبرنگاران و عکاسان ممنوع است.
معلم در حیات مدرسه قدیمی به دانش‌آموزان درس می‌دهد، می‌گوید: من همان سال معلمشان بودم اما اجازه صحبت ندارم باید با مدیر حرف بزنید. زنگ تفریح است مدیر در حیاط مدرسه جدید می‌گوید: باید از آموزش و پرورش مجوز داشته باشید،‌به ما گفته‌اند با هیچ‌کس صحبت نکنیم، به شما هم مجوز نمی‌دهند،‌ای کاش قبل از آمدن تماس می‌گرفتید. در حالی که خبرنگار ایلنا بامدیر چانه می‌زند، معاون مدرسه هشت دانش‌آموز را به طرف ساختمان مدرسه هدایت می‌کند. از مدرسه خارج می‌شویم، از روستایی‌ها سراغ خانه بچه‌ها را می‌گیریم. در طرفی از روستا عروسی است و در طرف دیگر کسی مرده، نیمی ازمردم روستای درودزن یا در مهمانی عروسی هستند یا در مجلس عزا.
پدر رضا در را باز می‌کند و از پسرش می‌گوید:‌ به ما گفتن صحبت نکنیم، اما ما کاری نداریم حرف راست را می‌زنیم و دروغ نمی‌گوییم.
می‌گوید:« بچه‌ها یک ماه است بیمه شده‌اند و دولت گفته هزینه درمان آنها را پرداخت می‌کند، حتی هزینه عمل‌های زیبایی را که باید در هجده سالگی انجام دهند» اما خیلی هم خوش‌بین نیست،‌می‌گوید:« اگر تا هفت سال دیگر تصمیمشان عوض نشود.»
خانواده محمدحسن اما صریح‌تر صحبت می‌کنند، ریه پسرشان در آتش‌سوزی آسیب‌ دیده، مادرش می‌گوید:« به خاطر سوختگی با آب گرم نمی‌تواند حمام کند و یک ذره هم حرارت آب را کم کنیم به خاطر مشکل ریه‌اش سرما می‌خورد.»
پدرش می‌گوید:« کارتی به ما داده‌اند تا در بیمارستان‌های دولتی رایگان درمان شوند اما وقتی سرماخوردگی محمدحسن شدید شده بود کارت را از ما قبول نکردند و گفتند این ربطی به سوختگی‌اش ندارد.»
او می‌گوید:« اینکه به ما بگوید در فلان بیمارستان عمل کنید برای ما کافی نیست، بیمارستان‌های دولتی تا یک کاری انجام دهند پدر ما را در می‌آورند، اگر ما پولی داشته باشیم در بیمارستان خصوصی شاید کاری انجام شود.»
می‌گوید:« تنها کار انجام شده این است که الان بیمه شده‌اند و ماهی ۲۰۰ تومان مستمری می‌گیرند تمام خرج‌شان هم که هی می‌گویند دولت پرداخت کرده، دولت به ما گفته است فاکتور کنیم و بعد برای گرفتن پول اقدام کنیم، اول که خیلی جاها اصلا فاکتور نمی‌دهند، دوم پول کردن این فاکتورها آنقدر برو و بیا و دوندگی دارد که من یک مدت پیگیری کردم اما بعد، از خیرش گذشتم.»
خبرنگار یک خبرگزاری دولتی تنها کسی است که مجوز گرفتن اخبار این کودکان را از آموزش و پرورش دارد، پدر محمدحسن می‌گوید:« من فاکتور دستم بود تا برای پرداخت به حسابداری بیمارستان بروم، یکی از مسئولان به خبرنگار می‌گفت: همه هزینه‌ها پیشاپیش پرداخت شده، فاکتور را نشانشان دادم و گفتم کسی به من پولی نداده است.»
خانواده پریسا هم دل پری دارند، دختر آنها دستش را از دست داده، هر دو دستش را و خانواده نگرانند از اینکه هنوز علم آنقدر پیشرفت نکرده که دست دخترکشان برگردد. آنها هم گله می‌کنند که تنها قولی که عملی شد بیمه آنها بود و هزینه درمانشان. در فاکتورها مانده و هنوز پرداخت نشده است، می‌گویند:«حتی آموزش و پرورش قول داده بود برایشان سرویس تهیه کند که این کار را هم نکرده است.»
می‌گویند: «حتی چند نفر خواستند، سه تا از بچه‌ها را که سوختگی شدیدتری داشتند از ایران ببرند، اما آموزش و پرورش چون ممکن بود جنبه سیاسی پیدا کند، هماهنگ نکرد.»
اینها کوچک‌ترین توقعات خانواده‌هایی بود که کودکی کردن کودک‌هایشان را ندیدند، خانواده‌های که برای گرفتن حداقل حقوقشان وکیل گرفتند و نه از مدیر و مستخدم مدرسه که از آموزش و پرورش شکایت کردند، از شیراز و اصفهان کارشناسانی برای بازدید از مدرسه آمد، ده درصد مستخدم مدرسه، بیست درصد مدیر و پنجاه درصد رئیس سابق آموزش و پرورش منطقه مقصر شناخته شد، آموزش و پرورش برای تبرئه خود اعتراضی مبنی بر اینکه این کودکان،خارج از ساعت کار مدرسه در مدرسه بودند روی پرونده گذاشت که کارشناسان آن را رد کردند.
به همین خاطر است که آموزش و پرورش اجازه تهیه خبر و گزارش از این کودکان را نمی‌دهد و حتی تا دو هفته پس از وقوع حادثه توانسته بود از بازتاب این اتفاق جلوگیری کند.
وکیل این پرونده در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا می‌گوید:«پرونده در مرحله رسیدگی است به این معنا که کارشناسان آتش‌نشانی در مرحله اول بخش عمده‌ای از تقصیر را به عهده مدیر و خدمتکار مدرسه گذاشتند اما در مرحله‌ی بعد هیات کارشناسی نظریه‌ای مبنی بر اینکه ده درصد تقصیر از خدمتکار، بیست درصد از مدیر و پنجاه درصد از مسئول آموزش و پرورش وقت بوده است را ابلاغ کرد.»
عبدالرزاق موسوی می‌افزاید:«کلیه مقدمات کار انجام شده، نظریه پزشک قانونی برای میزان خسارت و نظریه کارشناسان برای مشخص شدن میزان تقصیر ضمیمه پرونده شده و برای صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال شده است.»
وی علت طولانی شدن روند پرونده را،‌خدمات پزشکی و درمانی که به بچه‌ها ارائه می‌شود دانست و گفت:«خانواده‌ها خود راضی به این روند بودند اما اکنون به طور متفق می‌خواهند پرونده به جریان بیفتد و روند رسیدگی به آن سریعتر شود که این تقاضا را رسما به دادگاه اعلام کرده‌ایم.»
وی می‌گوید:« بحثی که آموزش و پرورش در مورد حضور بچه‌ها خارج از ساعت کارمدرسه مطرح کرده است، کاملا بی‌اساس است و چیزی را متوجه بچه‌ها نمی‌کند.»
عبدالرزاق موسوی می‌افزاید:« این بحث برای مقصر شناختن مدیر و خدمتکار مدرسه مطرح شده است اما با توجه به عرف موجود و رویه مدارس روستایی کاملا غیرمنطقی است.»
کودکانی که ۱۴ آذر ماه سال ۸۵ در روستای درودزن در آتش سوختند همچون کودکانی که در ۲۴ دی ماه ۸۳ در روستای سفیلان (چهارمحال بختیاری)، ۱۱ دی ماه ۸۵ در روستای المنی (لرستان) یا همان سال ۸۵ در سروستان فارس یا حتی پیش‌تر از آن در سال ۶۴ در هفت کیلومتری سفیلان و در سال ۷۳ در شهرستان رشت سوختند. تنها صورت و دست و پای خود را از دست ندادند، آنچه آنها از دست دادند بسیار دست نیافتنی‌تر از سوختگی‌های جسمی است که شاید با چندین و چند عمل به جایی برسد، کودکی سوخته آنها، روح سوخته آنها را هیچ‌کس نمی‌تواند به آنها برگرداند.
نیم ساعت سوختن خود را دیدن برای همه سخت است و اینکه چه به سر کودکان هشت ساله می‌آورد در گوشه‌‌گیری‌هایشان،‌در پرخاشگری‌هایشان در سرشان که همیشه پایین است، حتی در کابوس‌های شبانه‌شان نمی‌شود یافت.
در ابتدای کودکی هجده بار به اتاق عمل رفتن را مشاورهای زن و مرد آموزش و پرورش و بهزیستی نمی‌تواند از خاطر این کودکان پاک کند.
با جدا کردن این کودکان از دیگر دانش‌آموزان، آموزش و پرورش توانسته درس آنها را تقویت کند و عقب‌افتادگی‌هایی که به دنبال مرخصی‌های پیاپی از مدرسه برای جراحی‌های سنگین ایجاد شده، جبران کند اما همین تبعیض که ابتدا مثبت بود اکنون مشکلات ارتباطی‌گریز‌ناپذیری برای این کودکان ایجاد کرده است.
محمدحسن معدلش ۱۹ است وقتی کنارم می‌نشیند سرش را بلند نمی‌کند، مادرش می‌گوید:« قبل از این اتفاق به زور باید از دوستانش جدایش می‌کردیم، در این سه سال به زور باید مجبورش کنیم بازی کند.»
محمدحسن می‌خواهد پلیس شود، پدرش می‌گوید: «اما اگر همین‌طور ادامه بدی، از دزده هم خجالت می‌کشی، دزده فرار می‌کنه» عکس قبل از عملش را بغل می‌کند و چیزی نمی‌گوید.
فکر می‌کنم این طفل‌ها کودکی‌یشان را از دست دادند و خیلی زودتر از آنکه زمانش برسد، بزرگ شدند،‌نوجوانی‌شان به امید بهبودی خواهد گذشت و جوانی‌شان در حسرت کودکی سوخته‌شان، اگر بهبود یافته باشند.
گزارش: تارا بنیاد 

smaller text tool iconmedium text tool iconlarger text tool icon

ارسال به شبکه های اجتماعی
Balatarin Donbaleh Facebook Digg Del.icio.us Google Live! TwitThis
 

تريبون ازاد

سایر رسانه ها

  • بی بی سی
  • رادیو فردا
  • رادیو آلمان
  • رادیو آمریکا
  • گاردین
  • فایننشال تایمز